تست کرونای آیت‌الله شبیری زنجانی منفی است

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان قم، در پی ابتلای یکی از اعضای دفتر این مرجع تقلید، دفتر آیت الله شبیری زنجانی تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
پس از ابتلای یکی از اعضای دفتر، آیت الله شبیری زنجانی هم تحت آزمایش کرونا قرار گرفت که جواب آزمایش ایشان منفی اعلام شده است.

امروز گمانه زنی های بسیاری در خصوص قرنطینه محل کار این مرجع تقلید و شخص آیت الله شبیری زنجانی انجام شد که خوشبختانه پاسخ تست کرونایی که از ایشان انجام شد منفی بود و این فقیه اهل بیت(ع) و یکی از چهره های ماندگار علم حدیث در تاریخ معاصر حوزه های علمیه شیعه در صحت و سلامت به سر می برند.

انتهای پیام

فرهنگ به مقابله با کرونا می‌آید؟

به گزارش ایسنا، در فرهنگ ایرانی اسلامی درباره بهداشت فردی زیاد خوانده و شنیده‎ایم. بهداشت فردی مجموعه عادت‌هایی است که به طور روزانه برای حفظ سلامت خود انجام می‌دهیم. مسواک کردن دندان‎ها، حمام کردن، شستن دست‎ها قبل از خوردن غذا، داشتن حوله شخصی، استفاده از دستمال در هنگام عطسه و سرفه از ابتدایی‎ترین نمودهای بهداشت فردی است.

قابل کتمان نیست که توجه به بهداشت فردی، تضمین کننده سلامت و بهداشت جامعه است. به عبارت ساده، با رعایت بهداشت فردی علاوه بر حفظ سلامت خود به بقا و سلامت دیگران نیز کمک می‎کنیم. از این رو بهداشت فردی یک مسئولیت اجتماعی به حساب می‎آید. به ویژه در شرایط حساس کنونی که ویروس گاه کشنده کرونا در کمین تک تک ماست.

به دلیل ویژگی‌ها و مختصات ویروس کرونا و عارضه‌های ناشی از آن باید بیش از پیش به بهداشت فردی خود توجه داشته باشیم. شست‌وشوی مرتب دست‌ها، استفاده نکردن از غذاهای غیرخانگی، مراجعه به پزشک در صورت بروز علائم سرماخوردگی یا آنفولانزا، گرفتن دستمال در مقابل صورت در هنگام عطسه و سرفه از جمله توصیه‌هایی است باید برای حفظ بهداشت فردی رعایت کنیم تا احتمال ابتلا به کرونا را در خود و دیگران به حداقل برسانیم.

متأسفانه هستند کسانی که هنوز در برابر توصیه‌های بهداشتی مقاومت کرده و با گفتن جمله‎هایی مثل دنیا دو روز است، سعی دارند از مسؤولیتی که نسبت به حفظ سلامت خود و دیگران دارند؛ شانه خالی کنند. چرایی بروز چنین اعمال و افعالی، موضوع قابل تأملی است که بررسی آن فرصت دیگری می‌طلبد و شاید مرور فرهنگ اسلام درباره بهداشت و نظافت تعدادی از ما را قانع کند که چرا باید در این زمینه اهتمام بورزیم.

ما در فرهنگ اسلامی رشد و نمو کرده‎ایم که در آن نظافت جزیی از ایمان به حساب آمده و شاید از اولین احادیثی که خیلی‎هایمان از کودکی آن را از بَر کردیم؛ حدیث «النظافه من الایمان» است. بر مبنای این حدیث پرتکرار از پیامبر اسلام، نبود پاکیزگی ناقص‌کننده ایمان است.

به هر حال در فرهنگ اسلام رعایت بهداشت فردی و محیط، گامی در مسیر عبادات و جلب رضای خداست. بر اساس آنچه در مقاله بهداشت فردی و محیط در فرهنگ اسلامی ایرانی آمده است، هر حرکت و عمل مثبت انسان در صورت داشتن انگیزه الهی عبادت محسوب می‎شود، بنابراین تلاش هر انسانی در جهت رعایت بهداشت، عبادت است.

حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است با این محوریت که خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاده است و اسلام پاکیزه است. شما نیز پاکیزه باشید، زیرا به جز پاکیزگان کسی وارد بهشت نمی‎شود. روایت‎هایی از زندگی شخصی پیامبر وجود دارد که ایشان به پاکیزگی خود بسیار اهمیت می‌دادند، به طوری که در سفرها حتما آیینه، سرمه‌دان، شانه، مسواک و قیچی با خود به همراه داشتند.

در قرآن هم آیه‌هایی وجود دارد که مفسران قرآنی تأکید دارند که در این آیات به ضرورت حفظ سلامت و اهمیت آن اشاره شده است. برای مثال در آیه‌ای از سوره بقره آمده است که «خدا توبه‌کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد». همچنین امام علی (ع) سلامتی و امنیت را دو نعمت الهی می‎دانند. برای همین است که در ادعیه‌های مختلف امامان معصوم، درخواست صحت و سلامتی جسمی مورد تأکید قرار گرفته است.

در مجموع در فرهنگ اسلام به استحمام، بهداشت دهان و دندان، بهداشت مو و ناخن، داشتن لباس پاکیزه و حفظ بهداشت خانه اشاره‌هایی شده است و درباره اهمیت هر یک از اینها روایت‌هایی از زندگی پیامبر اسلام و امامان باقی مانده است.

به هر حال در چنین شرایطی که کرونا متأسفانه جان تعدادی از هم‌نوعان و هم‌وطنان ما را گرفته است، همچنان شاهدیم که عده‌ای در برابر توصیه‌های بهداشتی، با بی‌توجهی عبور می‌کنند. این موضوع حتما یک معضل فرهنگی است و لازم است متخصصان جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی ضمن بررسی تاریخچه و سابقه رعایت بهداشت فردی در ایران، عوامل متأخر تاثیرگذار در این روند، چرایی این وضع را تشریح کنند.

بی‌شک سیاست‌های حکومتی و نحوه مواجهه رسانه‌ها از جمله صدا و سیما، در حفظ بهداشت فردی به منظور مقابله با بیماری‌ها از جمله کرونا قابل انکار نیست. امیدواریم مقامات و مسئولان ایرانی بدانند که هزینه کردن برای سلامت، نوعی سرمایه‌گذاری است و با مبنای فکری، از هزینه کردن برای اطلاع‌رسانی، آگاه‎سازی و تأمین تجهیزات و امکانات بهداشتی و پزشکی کوتاهی نکنند، چون در صورت ابتلا به ویروس، هزینه درمان آنها بیشتر از پیشگیری خواهد بود. ضمن اینکه افزایش آمار مبتلایان به کرونا یا هر نوع بیماری واگیردار دیگری، امید به زندگی و آرامش عمومی را دچار خدشه می‌کند.

به هر حال آنچه هر یک از ما بر آن اختیار بیشتری داریم، جسم خودمان است، پس تا رسیدن به شرایطی که عقلانیت بر رفتار همه ما حاکم شود؛ بهتر است که هر یک از ما رعایت بهداشت فردی را از خودمان شروع کنیم.

انتهای پیام

آخرین وضعیت جسمی شجریان از زبان دوست و فرزندش

به گزارش ایسنا، این خواننده که از دوستان محمدرضا شجریان است، در ارتباط زنده تلفنی با برنامه تلویزیونی «شب موسیقی» شبکه چهار سیما، گفت: دو شب گذشته که شایعاتی درباره وضعیت جسمی استاد شجریان منتشر شد، به بیمارستان جم رفتم. در آنجا عده‌ای از طرفداران استاد تجمع کرده و نگران بودند. من لباس مشکی پوشیده بودم و به من گفتند که تو از چیزی خبر داری و به ما نمی‌گویی. من هم به آن‌ها اطمینان دادم که اطلاعات دقیق را می‌پرسم و می‌گویم. پس از آن به همراه همایون{شجریان} تصمیم گرفتیم، نزد مردمی که تجمع کرده‌اند برود و با آن‌ها صحبت کند و واقعیت را به آن‌ها بگوید. به همین ترتیب مردمی که آنجا بودند حرف‌های او را باور کرده، به خانه‌های خود رفتند. آن‌شب وقتی که به ملاقات استاد رفتم، با کمک اکسیژن نفس می‌کشید و جای نگرانی خاصی نبود. امروز(یکشنبه، ۴ اسفند) بعد از ظهر هم همایون‌جان و افسانه عزیز به من گفتند که حال پدرشان بهتر است.

همچنین همایون شجریان شامگاه یکشنبه(۴ اسفند) با انتشار مطلبی جدید در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دوستان عزیز و گرامی، امیدوارم سلامت و برقرار باشید. همانطور که خدمتتان وعده داده بودم به اطلاعتان می‌رسانم، خوشبختانه در دو روز گذشته تغییرات مثبتی در وضعیت پدر حاصل شده که نیاز ایشان به دستگاه تنفسی رو بسیار کم کرده است.»

از روز جمعه، دوم اسفند، خبرهایی درباره درگذشت محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که همایون شجریان، پزشکان معالج وی و روابط عمومی بیمارستان جم این خبرها را تکذیب کردند.

انتهای پیام

چرا دوستداران شجریان مقابل بیمارستان تجمع کردند؟

با وجود توضیحات پزشک معالج استاد، «همایون شجریان» و «صدیق تعریف» درباره وضعیت استاد شجریان، باز هم برخی از مردمی که جلوی بیمارستان تجمع کرده‌اند، گریه می‌کنند و تردید دارند و از همایون می‌خواهند یک رسانه مورد اعتماد را به آنها معرفی کند تا از آنجا اخبار مربوط به استاد را پیگیری کنند و در نهایت می‌خواهند هر روز از طریق صفحه شخصی خودش در شبکه‌های اجتماعی درباره استاد اطلاع‌رسانی کند.

یکی گریه می‌کند و می‌خواهد واقعیت را بشنود. دیگری می‌گوید من از شهرستان آمده‌ام تا واقعیت را بشنوم. یکی دیگر هم که با مادرش آمده درخواست می‌کند اگر استاد نیاز به اهدای عضو دارد، ‌اعضای بدن خودش و مادرش را اهدا کنند.

همه‌ی این اتفاقات بعد از انتشار خبر کذب درگذشت استاد شجریان رخ می‌دهد. در ویدئوهای منتشرشده از تجمع کنندگان جلوی بیمارستان، تصاویری ضبط شده که مردم در حال خواندن تصنیف «مرغ سحر» هستند و خیابان بسته شده است؛ تا جایی که در یکی از ویدئوها «افسانه شجریان» از مردم می‌خواهد سکوت را رعایت کنند زیرا بیمارستانی که پدرش در آن بستری است، بیماران دیگری هم دارد.

با این حال یکی از افرادی که در محل حضور داشته، توئیت کرده بود که با وجود درخواست پلیس از مردم برای ترک محل، آنان اصرار به حضور داشته‌اند. مردم  یا اشعاری که استاد شجریان خوانده را زمزمه می‌کردند و یا ربنای او را می‌شنیدند و گریه می‌کردند.

برخی دیگر هم درباره فیلم‌های منتشرشده در این‌باره نوشته بودند: «همه می‌خواهند در انتشار خبر فوت محمدرضا شجریان از بقیه سبقت بگیرند. ناگهان در ۱۰ دقیقه تمام شبکه‌های اجتماعی خبر درگذشت استاد را منتشر می‌کنند، بی‌آنکه بدانند واقعا در بیمارستان جم چه خبر است. آنانی که بویی از وجدان حرفه‌ای نبرده‌اند، امروز سکان‌دار فضای مجازی شده‌اند.»، «ایجاد سرو صدا جلوی بیمارستان کار بدیه ولی این ویدئو حال عجیبی داره. انگار پناهگاه آدم‌های درمانده‌ایه که از فرط استیصال دنبال جایی برای جمع شدنند که با هم سوگواری جمعی کنند و اشک بریزند» و «مسابقه سایت‌ها و خبرگزاری‌ها و اشخاص برای انتشار خبر درگذشت استاد شجریان شرم‌آور است. فشار به اعضای خانواده و تیم پزشکی ایشان برای تکذیب یا تایید خبر غیرانسانی است».

حتی کامبیز نوروزی، حقوقدان نیز درباره این اتفاق در صفحه شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی واکنش نشان داد و از آن به عنوان فروپاشی و بی‌اعتباری نظام رسانه‌ای یاد کرد و نوشت: «از فروپاشی و بی‌اعتباری نظام رسانه‌ای کشور همین بس که در عرض چند دقیقه خبر درگذشت یکی از بزرگترین شخصیت‌های فرهنگی – هنری ایران معاصر در خبرگزاری‌های رسمی و فضای مجازی منفجر می‌شود و بعد تکذیب. خبری راجع به بزرگمردی که اکثریتی بسیار بزرگ از مردمان ایران و حتی فارس‌زبانان دنیا با حساسیت و دلی مضطرب آن را دنبال می‌کنند و خود را با پرسشی بزرگ مواجه می‌بینند. خبر رنجبار و دردناکی که یک خبرگزاری رسمی منتشر کرد با تکذیب فرزند محترم شجریان، آقای همایون، تکذیب شد. درست است که این موقع شب روزنامه‌ای نیست ولی مثلا جایی مثل صداوسیما وجود دارد که با انتشار یک خبر دقیق التهاب ده‌ها میلیون ایرانی را فرونشاند. اگرچه مدیران ارشد تلویزیون ایران سال‌های بسیار گذشته همه‌ی تلاش خود را به کار بردند تا این بزرگمرد فرهنگ و هنر ایران معاصر را به فراموشی بسپارند. تلاشی که هیچگاه به نتیجه نرسید و تیرهاشان جملگی به سنگ خورد.»

دکتر سید یعقوب موسوی، جامعه‌شناس درباره تحلیل رفتار مردم در این اتفاق معتقد است: «تحلیل رفتار مردم نیاز به بررسی بیشتری دارد که من در این‌باره اطلاعات کاملی ندارم.»

اما او به ایسنا درباره بی‌اعتمادی مردم به رسانه‌ها این‌چنین می‌گوید: «در کل فضای مجازی و غیرمجازی رسانه‌ای ما دچاری نوعی ویروس کرونای خبری شده است؛ یعنی یک دروغ را بازتولید می‌کند و جامعه، شبه حقیقتی را در مقابل آنچه که به حقیقت، واقعیت دارد، تولید می‌کند و مراکز بزرگ شهری و افرادی که پیگیر اخبار هستند را هم در بر می‌گیرد. دانشجویان، قشر فرهنگی، هنری و قشر فرهیخته در دو فضای حقیقی و مجازی که حقیقت‌نماست، زیست می‌کنند. یعنی می‌تواند بعضا دروغ باشد؛ دروغ‌هایی که طراحی می‌شود اما از اساس کذب و اشتباه است. ما در یک فضای التهاب خبری هستیم. نمی‌توانیم جامعه رسانه‌ای را به کلی طرد کنیم. جامعه عمومی به دلیل سوء تدبیر، سوء برنامه‌ریزی و اختلال در نظام نهادینگی اعتماد اجتماعی در جهات مختلف دچار مشکل شده است.»

این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: «قضیه بیماری استاد شجریان نیز در چنین فضایی دچار تبعات منفی شده است و افرادی بعد از شنیدن اخبار مربوط به ایشان جلوی بیمارستان رفتند که امکان اجتماع مردمی در آنجا محدود است. اما کنترل حساسیت‌های اجتماعی بسیار دشوار است. شرایط التهاب موجب افزایش ناباوری به مطبوعات و رسانه‌های رسمی می‌شود. برای مثال شایعه بیماری کرونا در قم بارها مطرح شد اما به این موضوع اهمیت داده نشد و حتی منابع رسمی این موضوع را تکذیب کردند اما بعد اعلام شد نخستین مرگ و میرهای کرونا در این شهر بوده است و این موضوع کلید ورود به بی‌اعتمادی جدید در کشور است.»

این عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا (س) با بیان اینکه این مسائل، تبعات بسیاری از جمله ریزش اعتماد اجتماعی، عدم همکاری، عدم مشارکت، عدم مسالمت اجتماعی و تبعات منفی جامعه‌شناختی را در پی دارد، می‌افزاید: «بحث مهم‌تر این است که به فروپاشی سرمایه اجتماعی در کشور دامن می‌زند. اگر جامعه در شرایط  فعلی کشور نتواند از سرمایه اجتماعی به شکل درستی در بخش‌های مختلف استفاده کند، منجر به عوارض ناهنجاری بسیار وسیعی خواهد شد و این موضوع به سیستم رفتاری مردم با یکدیگر و نحوه رفتاری با نهادها آسیب می‌زند؛ در نتیجه نهادها هم ناچار به کنترل می‌شوند و این مسائل، پیچیدگی‌های اجتماعی کشور ما را پیچیده‌تر می‌کند و جای نگرانی دارد.»

موسوی با بیان اینکه درست است که کار مردم در برخورد با مسئله استاد شجریان جای انتقاد دارد، می‌گوید: «اما باید این رفتار را از نظر علمی بررسی کرد زیرا این رفتار جمعی است و مربوط به افراد خاصی نمی‌شود. این حرکتِ گروهی را می‌توان با مراسم تشییع مرتضی پاشایی مقایسه کرد. کسی پیش‌بینی نمی‌کرد آن جمعیت برای یک خواننده در سطح متوسط اجتماعی برای همدردی به خیابان بیایند؛ گرچه جایگاه استاد شجریان متفاوت‌تر است و هر چه خانواده استاد می‌گویند او در قید حیات است باز هم مردم ترجیح می‌دهند بمانند و منتظر گزارش‌های بعدی باشند.»

این جامعه شناس اظهار می‌کند: «در واقع فضای اجتماعی ملتهب است و این موضوع برای جامعه هشدار محسوب می‌شود و باید مدیریت‌های فرهنگی و سیاسی متعهد باشند و با اصلاح ساختار و عملکرد رسانه‌ها، صداوسیما و بنگاه‌های خبری در صدد ترمیم این موضوع باشند. باید نگاه‌های تنگ‌نظرانه تغییر پیدا کند و در این زمینه  شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای فرهنگ عمومی، مجلس شورای اسلامی و نهادهای بالادستی مسئولند.»

انتهای پیام

ایران ملک مشاع همه ایرانیان است

به گزارش ایسنا، «مسئولان پاسخگو نیستند» و «مدیران در زمینه شفافیت کوتاهی می‌کنند». چرا شهروندان چنین برداشتی از عملکرد مدیران و مسئولان کشور دارند؟ چه زمینه‌هایی در کشور این امکان را ایجاد می‌کند که گاه «شفافیت» به طنز گرفته شود؟ ریشه این وضعیت را در کجا باید جست‌وجو کرد؟

برای پاسخ به این پرسش، سید جواد میری -جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی- با اشاره به اختلال نظم دموکراتیک در ایران، این طور توضیح می‌دهد که  بر اساس قواعد دموکراتیک برای همه افراد جامعه، به‌ویژه مسئولان و مدیران، مجموعه حقوق و تکالیفی تعریف می‌شود. بدین‌ترتیب که هر یک از افراد باید با توجه به دایره اختیارات، منابع مالی و انسانی در دسترس، وظایف و تکالیف معینی را اجرایی کنند.

نظارت؛ پایه دموکراسی

البته این قاعده دموکراتیک تنها در قالب دیالکتیک حق و تکلیف قرار نمی‌گیرد، بلکه بازی دموکراتیک این طور شکل می‌گیرد که نهادی عهده‌دار نظارت بر اجرای این تکالیف می‌شود. در همین قالب دموکراتیک است که مفهومی با عنوان «استعفاء» شکل می‌گیرد و مردم می‌توانند مدیرانی را که به تکالیف خود عمل نکرده‌اند، بازخواست کنند. چون بر اساس نظام دموکراتیک، حق مدیریت از طرف ملت به آنها تنفیذ شده است.

برای مثال وقتی هوای تهران آلوده می‌شود، شهردار این شهر در همان شرایط اعلام می‌کند که هوای تهران در شرایط خطرناک است. گویی که ما خودمان نمی‌بینیم که هوا در وضعیت بدی است. نه کسی خود را مسؤول این وضعیت می‌داند، نه توضیحی به مردم داده می‌شود، نه کارخانه‌های آلاینده تعطیل می‌شوند و  نه کسی به دلیل این ناکارآمدی استعفاء می‌کند. همه میز خود را دودستی می‌چسبند و منتظر می‌مانیم تا باد بیاید و کمی هوا بهتر شود.

تعلیق نظم دموکراتیک در ایران؟

در این سال‌ها، در ایران تقریباٌ به غیر از یکی دو بار، مدیری حاضر به استعفاء نشده است. به هر حال نظم دموکراتیک لوازم و قواعدی دارد که این قواعد در ایران یا وجود ندارد، یا ضعیف است، یا به تعلیق درآمده است. برای همین  هرگز مسؤولان بازخواست نمی‌شوند و در نتیجه  accountability (پاسخگویی) وجود ندارند و هرگاه حرف از پاسخگویی زده می‌شود؛ به اسم مصلحت سرپوش گذاشته می‌شود.

وکلای ملت چه می‌کنند؟

میری در پاسخ  به پرسشی درباره ساز و کار پرسشگری از مدیران و مقامات در ایران، می‎گوید: در ساختار موجود، ساز و کار مجلس به مثابه مجمع وکلای ملت، باید از تمامی نهادها و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی بازخواست کند. بدین‌ترتیب که با در نظر گرفتن میزان منابع مالی و انسانی، فرصت زمانی و دایره قدرت افراد، عملکرد آنها را بررسی و اعلام کند که چند درصد مسؤولان با منابع و فرصت در اختیار به اهداف تعیین شده دست یافته‌اند؟

بررسی وضع فساد اداری در ایران نشان می‌دهد که این نهاد نقش نظارتی خود را به درستی انجام نداده است. در سال ۲۰۱۹، بر اساس شاخص‌های کنترل فساد، وضعیت فساد در ۱۷۸ کشور ارزیابی شد. بر این اساس کشورهای نیوزلند و نروژ با امتیازهای ۸۸ و ۸۶ بالاترین رتبه‌ها را کسب کردند. امتیاز ایران در این پایش ۲۸ و به عنوان کشور ۱۳۶ از منظر فساد اداری ارزیابی شد. این رتبه‌بندی‌ها به تحلیل متخصصان و خبره‌های حوزه علوم انسانی، سرمایه‌داران و تاجران و همچنین اقتصادانان متکی بوده است. این ارزیابی نشان می‌دهد که وضعیت فساد اداری در ایران تأمل‌برانگیز است.

ضعف اتحادیه‌ها، تشکل‌ها و انجمن‌ها؛ عامل ضعف نظام دموکراتیک

علاوه بر ضعف مجلس، دلایل دیگری هم در پاسخگو نبودن مدیران و مسئولان وجود دارد و آن هم نبود یا کمرنگ بودن اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، سندیکاها  و اتحادیه‌ها است. برای درک ضرورت وجود چنین گروه‌های مردمی و غیر دولتی، باید تغییر ساختارهای اجتماعی را در ۱۰۰، ۱۵۰ سال گذشته مدنظر قرار داد. در گذشته در ایران جامعه بر نظام ایلاتی و عشیره‌ای استوار بود، فرد به عنوان عضوی از قبیله، عشیره و ایل شناخته می شد و منافع افراد در مقابل قدرت‌ها و حاکمیت از این طریق تأمین می‌شد اما به‌تدریج با رشد صنعت و شهرنشینی، قالب اجتماع تغییر کرد و دیگر هر فرد به مثابه عضوی از یک قبیله یا طایفه نبود، بلکه تک تک افراد در مقابل قدرت برای تأمین منافع خود قرار داشتند.

در چنین شرایطی برای احقاق حقوق افراد چه باید کرد؟

بنا به گفته این جامعه‌شناس، در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، انجمن‌ها، سندیکاها، تشکیلات و اتحادیه‌هایی وجود داد که به مثابه بازوهای مردم برای بازخواست کردن حاکمیت، پرسشگری از آن و تأمین منافع گروه‌های مختلف عمل می‌کنند. این‌ها به عنوان تشکیلات ریشه‌دار در جامعه، می‌توانند حق و حقوقی را که ملت به مسؤولان تنفیذ کرده‌اند، مورد پیگیری و پرسشگری قرار دهند.

ایران؛ جامعه‌ای ارگانیک یا مکانیک

برای تشریح مسئله لازم است اشاره کنم که دورکیم –جامعه‌شناس فرانسوی-، جوامع را به دو دسته مکانیک و ارگانیک تقسیم می‌کند. جوامع مکانیک جوامع سنتی هستند و ارتباطات بین مردم از روی اراده و مبتنی بر تصمیم فرد نیست، بلکه بر اساس سنت‌ها و نظام‌های پذیرفته شده دیرین است. مثل آنچه در روستاها و شهرهای کوچک جریان دارد. اما در جوامع ارگانیک، ارتباطات بین مردم بر اساس سنت‌ها شکل نگرفته، بلکه بر اساس مشترکات و دغدغه‌های صنفی و حرفه‌ای شکل می‌گیرد. جوامع مدرن در این دسته قرار می‌گیرند. در چنین جوامعی اتحادیه‌ها و تشکل‌ها، مجموعه افراد متکثر، متنوع و پراکنده را زیر مفهوم کلی «ملت» جمع می‌کنند. جوامع زنده، ارگانیک و مدرن تشکل‌هایی را ایجاد، تعاریفی را وضع و معیارهایی برای تشکیل تشکل‌ها تعریف می‌‎کنند تا بتوانند مصلحت عمومی را از آن طریق تأمین کنند.

جامعه‌ای که از عصر کشاورزی، یکجانشینی و ایلاتی عبور کرده است، برای تأمین منافع عمومی باید به سمت تشکیل اتحادیه‌ها و انجمن‌ها برود تا از این طریق بتواند نیازهای خود را از حاکمیت مطالبه کند. قطعاً چنین جامعه‌ای اگر بخواهد در برابر مسائل خود مطالبه‌گر باشد؛ نمی‌تواند این موضوع را فردی پیش ببرد. چون در برابر قدرت حاکمیت نابود می‌شود. در جامعه ارگانیک که نسبت افراد بر مبنای اشتراکات حرفه‌ای شکل گرفته؛ منافع ملت و مصلحت عمومی تأمین می‌شود.
 

چرا ارگانیک بودن جامعه ایران شکل نگرفته یا ناقص شکل گفته است؟

میری در پاسخ به این پرسش با تأکید بر اینکه بنیان‌های فلسفه سیاسی در ایران نیازمند بازخوانی است، توضیح می‌دهد که مبانی مشروعیت قدرت مبانی دموکراتیک نیست. در ایران با دو مفهوم مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی مواجه هستیم. به این معنا که همه مدیران و مسئولان مشروعیت خود را از خدا و مقبولیت خود را از مردم می‌گیرند. در حالیکه هیچ حکومتی نمی‌تواند مشروعیت خود را بر واحدی استوار کند که آن واحد قابل ارزیابی و پاسخگویی نیست.

در این شرایط، اختلاف بین ملت و قدرت به اختلاف و نزاع بین ملت و خدا تلقی می‌شود. دوگانه مشروعیت و مقبولیت این فضا را ایجاد کرده است که همه مسؤولان حاکمیت ادعا کنند که مشروعیت خود را از خدا می‌گیرند و مردم نمی‌توانند آن را خدشه‌دار کنند و هر نوع پرسشگری، انتقاد و مطالبه‌گری، نزاع مردم با خدا خوانده می‌شود.

شکاف بین مشروعیت و مقبولیت، میدان خاصی درست کرده که باعث می‌شود کارگزاران در حاکمیت بتوانند در برابر موکلان خود شانه خالی کنند، برای همین رویه‌های موجود برای حکومت‌داری رویه‌های استانداردی نیست. برای تغییر و اصلاح آن هم باید گفتمان رسمی درون حاکمیت تعدیل شود، تغییر کند و متکثر شود؛ تا گفتمان حاکم بتواند نظام‌های معنایی و میدان‌های معنایی دیگر را هم در بربگیرد و سایر گفتمان‌ها هم  فرصت بروز و ظهور در گفتمان رسمی پیدا کنند. در این صورت یقیناً سیاست‌ورزی‌های دیگری مشاهده می‌کنیم گفتمانی که منافع عمومی را تأمین می‌کند.

تکثر در گفتمان رسمی کشور؛ راهکار شفافیت و پاسخگویی

یکی از ضروری‌ترین نیازها ایجاد تکثر در مفهوم در خبرگی است. در شرایط حاضر خبره کسی است که صرفا دروس حوزوی خوانده و آگاه به فقه است در حالیکه فقه تنها یک شاخه از علوم اسلامی و علوم انسانی است. قطعا باید متخصصان روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، حقوق، علوم سیاسی و غیره بتوانند در دایره مفهوم خبرگی قرار گیرند. این اولین قدم برای تعدیل گفتمان رسمی حاکم بر کشور است.

اگر حاکمیتی نخواهد به سمت ارگانیک کردن جامعه و تأمین منافع عمومی حرکت کند و نخواهد سرزمین را به عنوان ملک مشاع در نظر بگیرد چه اتفاقی می‌افتد؟. در این صورت دائماً بر تعداد ناراضیان و کسانی که مشروعیت حاکمیت را به رسمیت نمی‌شناسند، بیشتر می‌شود و حکومت مجبور می‌شود از قدرت به مثابه خشونت عریان استفاده کند. درحالی‌که قدرت باید در مقام نفوذ و اقتدار باشد اما زمانی که از وضعیت پنهان به حالت عریان درآید؛ بُرَندگی خود را هم از دست می‌دهد.

برای تداوم ایران چاره‌ای وجود ندارد، جز اینکه به سمت ارگانیک کردن جامعه حرکت کنیم. هر حاکمیتی برای بقاء پرقدرت و کارکردگرایانه خود باید از تأمین منافع گروه‌های کوچک، محدود و خویشاوندسالارانه خودداری کند و الا به مشکلات بنیادین دچار می‌شود. باید همه مدیران و مسؤولان و همه شهروندان ایرانی، ایران را ملک مشاء در نظر بگیرند، فارق از اینکه افراد چه دین، مذهب و عقیده‌ای دارند، از چه قومی و نژادی هستند، به کدام جناح تعلق دارند، سیاه هستند یا سفید.

انتهای پیام

 

جشنواره موسیقی فجر را چگونه دیدید؟

خبرنگار ایسنا در یکی از شب‌های سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر در سالن‌های وحدت و رودکی به سراغ مردمی رفته است که به هر دلیل ترجیح داده‌اند در جشنواره امسال شرکت کنند و نظرشان را درباره‌ِ جشنواره امسال و اجراها و همچنین نقاط قوت و ضعف جویا شده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، نتیجه حاصل از این گفت‌وگوهاست:

خانم جوانی در محوطه تالار وحدت قصد خروج دارد و معلوم است که از مخاطبان سانس اول بوده است. به سراغش می‌رویم و از او می‌پرسیم نظرش درباره جشنواره امسال موسیقی فجر چیست؟ می‌گوید، اولین اجرایی است که دیده و از اجرای نوازنده‌ی بلژیکی راضی بوده و لذت برده است.

او در ادامه می‌دهد: فلوریان نواک، نوازنده بلژیکی پیانو قطعه‌ای را نواخت که ارکستری است و نواختنش با پیانو سخت است و او هنرمندانه این‌کار را انجام داد.

این زن جوان درباره‌ی حضور نیافتن عده‌ای از هنرمندان مطرح در جشنواره موسیقی فجر که تقریبا هر سال رخ می‌دهد و امسال پررنگ‌تر بوده است هم می‌گوید: باید از دیدگاه آنان به موضوع نگاه کرد. من نمی‌توانم قضاوتشان کنم. به هر حال هنرمندانی این‌ کار را کرده‌اند که در این عرصه اسم‌ و رسمی دارند.

او از افزایش قیمت‌ بلیت‌های جشنواره موسیقی فجر اظهار بی‌اطلاعی کرده و می‌گوید که مهمان بوده و هزینه‌ای پرداخت نکرده است.

دومین نفری که به سراغش می‌رویم مردی جوان است که با سیگاری بر لب منتظر شروع سانس دوم است.

از او می‌پرسم که نظرش درباره‌ی جشنواره موسیقی فجر و نحوه برگزاری آن چیست؟ می‌گوید: این پنجمین اجرایی است که شرکت می‌کنم. من فقط گروه‌های بین‌الملل را دنبال کردم و از اجراها راضی بودم.

او بحث تحریم جشنواره از سوی برخی اهالی هنر را هم درست و هم غلط می‌داند و اضافه می‌کند: «جامعه ما خودش به این سمت می‌رود که هنر را نخواهد و وظیفه هنرمندان سر پا نگه داشتن هنر است. اگر می‌آمدند ضرر می‌کردند و حالا که نیامده‌اند هم ضرر کرده‌اند. هنرمندان هر چقدر هم بر هنرشان پافشاری کنند، نهایتا ۳۰۰ نفر می‌آیند تا آن اجرا ببینند.»

این مرد جوان قیمت‌ بلیت‌های جشنواره را مخصوصا در بخش بین‌الملل منطقی و مناسب می‌داند و می‌گوید: وقتی قیمت بلیت یک تئاتر سطح پایین ۴۰ ـ ۵۰ هزار تومان است، این رنج قیمت برای بلیت‌های جشنواره مناسب است.

مرد مسنی که با همسرش روی نیمکت نزدیک ورودی تالار نشسته است، نظر متفاوتی درباره اجراهای جشنواره امسال دارد. او در این زمینه می‌گوید: من سال گذشته هم در جشنواره موسیقی فجر شرکت کردم. به نظرم اجراها امسال ضعیف‌تر شده‌اند و سطحشان تنزل پیدا کرده است.

او می‌افزاید: امسال گروهی از هنرمندان و مردم جشنواره را تحریم کرده‌ بودند اما من با تحریم موافق نیستم؛ هنرمند باید در صحنه باشد و حرفش را بزند.

این مرد قیمت‌ بلیت‌های جشنواره را گران می‌داند اما می‌گوید که در مقایسه با دیگر کنسرت‌ها مناسب‌تر است.

خانم دیگری اجراهای بین‌الملل در جشنواره موسیقی فجر امسال را باکیفیت و با ارزش عنوان و از حضورش در این اجراها ابزار رضایت می‌کند.
وقتی درباره‌ی حضور نیافتن برخی گروه‌ها در جشنواره از او می‌پرسیم، از این سوال ابراز تعجب می‌کند و می‌گوید: به نظرم کسی جشنواره را تحریم نکرده و همه چیز خوب پیش رفته است.

او قیمت‌ها بلیت‌ها را هم مناسب می‌داند و می‌گوید: قیمت‌ها متفاوت هستند و می‌توان انتخاب کرد.

دختر جوانی روی نیمکت نزدیک ورودی تالار نشسته و سخت مشغول گپ و گفت با دوستش است. از او می‌خواهم تا جشنواره امسال را با سال گذشته مقایسه کند که در جواب می‌گوید: من هر سال جسته و گریخته اجراها را شرکت می‌کنم. اتفاقا الآن با دوستم درباره جشنواره امسال و اتفاق جالبی که در این جشنواره افتاد صحبت می‌کردم. ما در چند ماه اخیر اتفاقات ناگواری داشتیم که همه را ناراحت کرد اما تحریم جشنواره‌ها از سوی هنرمندان باعث شد تا پای مردم عادی به جشنواره باز شود. بلیت‌ها بیشتر در دسترس بودند و وقتی وارد سالن می‌شوی مردم عادی کوچه خیابان را می‌بینی. در واقع به نظرم این تحریم و عدم حضور بزرگان اتفاق مثبتی بود برای ما مردم عادی که یا بلیت گیرمان نمی‌آمد یا توان خریدش را نداشتیم.

او ادامه می‌دهد: مساله دیگری که وجود دارد این است که هنر در کشور ما مردمی نشده و در حصاری قرار دارد برای یکسری افراد خاص؛ این باعث شده تا مردم نتوانند هنر اصیل را تشخیص دهند. مثلا الان نوازنده بلژیکی بسیار هنرمندانه پیانو می‌نواخت ولی من می‌دیدم که اطرافیانم خسته شده‌اند و موبایل چک می‌کنند. حق هم دارند خوراک هنری درستی به آنها داده نشده و مثلا تتلو گوش می‌دهند؛ در صورتی که از نظر جامعه هنری سخیف محسوب می‌شود.

وی در پایان این گفت‌وگو با خنده و شوخی می‌گوید: کاش هنرمندان هر سال جشنواره را تحریم کنند تا راه برای مردم عادی باز شود.

به سراغ گروهی از دختران و پسران جوان می‌روم که در حال بگو و بخند و تحلیل اجرایی که دیده‌اند هستند. وقتی از آنها می‌پرسیم که نظرشان درباره‌ی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر چیست؟ دختر جوانی پاسخ می‌دهد؟ من سال گذشته هم در جشنواره موسیقی شرکت کردم اما به نظرم امسال گروه‌های بین‌المللی که شرکت کردند خوب بودند.

او درباره بحث تحریم جشنواره از سوی برخی افراد می‌گوید: من در هنرستان موسیقی درس می‌خوانم خودم در اینستاگرامم استوری گذاشتم و در آن از دوستانم خواستم تا به جشنواره نروند، اما طبق صحبتی که با یکی از بچه‌ها داشتم، به این نتیجه رسیدیم که در کشوری که موسیقی خودش در این وضعیت است ما جامعه هنری چرا باید تحریمش کنیم؟ تحریم ما بیشتر به آن ضربه می‌زند.

آخرین نفری که به سراغش می‌روم زن جوانی است که در پایان سانس دوم تالار وحدت در حال بازگشت به خانه است. وقتی می‌فهمد برای چه کاری به او نزدیک شده‌ام می‌خندد و می‌گوید: من خودم گزارشگر جشنواره هستم. می‌گویم: پس بهتر می‌توانید به سوال‌هایم پاسخ دهید و سوال‌هایم را یکی یکی از او می‌پرسم.

ـ شما به اقتضای کارتان بسیاری از اجراها را دنبال کرده‌اید به نظرتان کیفیت اجراها چطور بود؟

ـ اجراها خوب بودند و یک نکته مهمی که وجود داشت این بود که امسال به جهت مسائلی که پیش آمد یکسری از بزرگان موسیقی در جشنواره شرکت نکردند و این باعث شد تا گروه‌های جوانی که دیده نمی‌شدند و اولویت جشنواره نبودند به روی صحنه بیایند و شانسشان را امتحان کنند و این به نظرم نکته مثبت و اتفاق خوشحال‌کننده‌ای بود.

او درباره تاثیر جشنواره موسیقی بر حال‌وهوای این روزهای مردم می‌گوید: اگر پرشورتر برگزار می‌شد شاید تاثیر بیشتری داشت. هنوز هم مردم عادی توان آمدن به جشنواره را ندارند؛ مثلا اگر چند اجرای خیابانی رایگان برگزار می‌شد همه مردم در این رویداد و در این حس‌وحال خوب شریک می‌شدند.
گزارشگر جشنواره درباره قیمت بلیت‌ها می‌گوید: «من بلیت‌های اهدایی داشتم اما به نظرم قیمت‌ها گران است و مثلا اگر یک خانواده معمولی بخواهند به کنسرت بیایند برایشان سنگین است.
در کنسرت‌ها مردم آزادی بیشتری دارند اما در جشنواره با توجه به ممیزی‌هایی که دارد قیمت بلیت‌ها باید مناسب‌تر باشد تا صندلی‌های خالی کمتری داشته باشیم.»

انتهای پیام

پایان جشنواره فجر با موسیقی شاد و حماسی سیستان و بلوچستان

به گزارش ایسنا، در هفتمین شب از سی‌پنجمین جشنواره موسیقی فجر در شامگاه چهارشنبه (۳۰ بهمن ماه) سالن سوره میزبان گروه‌های هامون سیستان، ساحل مکران و موسیقی گلداز بود؛ سه گروهی که در اجراهای متفاوت، نوای موسیقی سیستان و بلوچستان را در پایتخت زنده نگه داشتند.

در ابتدای این اجرا، با حضور محمد اله‌یاری، مدیرکل دفتر موسیقی از سرپرست‌های این گروه‌ها تقدیر و به آنها نشان هنری اهدا شد.

گروه اول به رهبری حبیب‌الله قادر آتشگر به روی صحنه آمدند و موسیقی‌های شاد سیستانی را نواختند که با استقبال حاضران همراه بود. اما گروه دوم به سرپرستی اسحاق بلوچ‌نسب آهنگ‌های حماسی اجرا کردند و از ریتم شاد فاصله گرفتند.

گروه موسیقی گلداز که اجرای سوم شامگاه چهارشنبه را برعهده داشت، با نواختن قطعاتی شاد، بار دیگر فضای سالن را تغییر داد و شب سیستان و بلوچستان را شاد به پایان رساندند.

مراسم اختتامیه سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر  فردا (پنجشنبه_ یکم اسفند ماه) برگزار می‌شود.

انتهای پیام

ششمین شب سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر

در ششمین شب سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، سیروان خسروی در نمایشگاه بین المللی و گروه رها در برج آزادی اجرا شد.

۳۰ بهمن ۱۳۹۸ / ۰۰:۰۱

عکس: عرفان خوشخو – منا هوبه‌فکر

آنها با ساز حرف می‌زنند!

به گزارش ایسنا، لئونارد اسکوروپا، اندی تاش، اسکار کستیلانو و لوکا آیشینگر اعضای کوارتت جاز بنفش اتریش هستند. آنها در دومین سانس از چهارمین شب موسیقی فجر در نیاوران به روی صحنه رفتند. اجرا آنها شامگاه یکشنبه در حضور محمد اله‌یاری (مدیرکل دفتر موسیقی) و دو تن از اعضای سفارت اتریش انجام شد.

آن چه در ادامه می‌خوانید گزارش خبرنگار ایسنا از این رویداد موسیقایی است:

بخش اول با نواخته شدن درام آغاز شده و به یک باره دیگر سازها نیز با آن همراه می‌شوند. ریتم جالب موسیقی جاز در فضا پخش شده است. موسیقی سرعت نسبتا سریعی دارد. گاهی متوقف می‌شود و دوباره ادامه پیدا می‌کند. دو ساکسیفون به خوبی با هم هماهنگ هستند. درست در لحظه‌ای که فکر می‌کنی کار تمام شده است موسیقی ادامه پیدا می‌کند تا این که در پایان با ضربات درام به پایان می‌رسد.

بخش بعدی با نوازنده شماره دو ساکسیفون آغاز می‌شود. نوازنده مکرر و بی‌وقفه در ساز خود می‌دمد، کمی بعد دیگر ساکسیفون با او همراه شده و برای لحظه‌ای اوج می‌گیرند. اکنون تنها درام و گیتار نواخته می‌شود و یکی دیگر از نوازندگان سازهای بادی به آنها اضافه می‌شود. ریتم تقریبا پایین است ولی به مرور بالا می‌رود. حالا همه سازها می‌نوازند. هر ساز در قالبی متفاوت می‌نوازد ولی صدای آنها به خوبی با هماهنگ شده است.

پس از این قطعه سرپرست گروه بیان می‌کند: ما خیلی از این که اینجا برای شما می‌نوازیم خوشحالیم و تا اکنون لحظات خوشی را سپری کرده‌ایم.

موسیقی پر شور آنها هم‌چنان ادامه دارد. ساکسیفون کوتاه کوتاه نواخته می‌شود و پس از لحظاتی تنها صدای درامز به گوش می‌رسد. دوباره سازها با یکدیگر ترکیب می‌شوند. ریتم آنها مدام در حال تغییر است و چیزی دور از انتظار می‌شنوی. توقف‌های آنها سر جایش است و هر بار با این امر ریتم تغییر زیادی می‌کند. اکنون سرعت اجرا بالا رفته است. درامز چند ضربه می‌زند، ساز بادی و تمام.

ریتم درامز به صورت یک دو سه است. شیپور در همین حین نواخته می‌شود. ریتم کار تغییر کرده و در فضای آرام‌تری می‌نوازند.

در اثر بعدی یکی از نوازندگان ساکسیفون همانند شب گذشته صداهایی را شبیه به حرف زدن در ساز خود ایجاد می‌کند. دیگر سازها به او اضافه شده و باز ریتم تغییر می‌کند. سازها به نوبت نواخته می‌شوند و پس از لحظاتی سرعت می‌گیرند. سرپرست گروه دوباره از طریق ساز خود عباراتی را بیان می‌کند و گروه با سرعت قبلی شروع به نواختن می‌کنند.

قطعه بعدی با سرعت آغاز شده و به یک باره آرام می‌شود؛ درست لحظه‌ای که انتظار می‌رود حتی ریتم بالاتر برود اما گویا که از اشتیاق آنها کاسته شده و می‌خواهند در آرامش بنوازد. پس از دقایقی ریتمشان بالا رفته و سرپرست گروه یک نفس می‌نوازد.

قطعه بعدی در فضایی محزون آغاز می‌شود. فضای موسیقی به گونه است که انگار گم‌ شده‌ای و چیزی نمی‌دانی. اکنون فضا کاملا هم جاز نیست. این فضا انسان را در خود غرق کرده و تو را وادار به دنبال کردن خود می‌کند. ولی به یک باره فضا تغییر کرده و جاز باز هم وارد می‌شود.

حالا فضای موسیقی شبیه به موسیقی راک است. لحظاتی این گونه سپری می‌شود تا این که سرپرست باز هم به گروه می‌پیوندد و دوباره آن فضای محزون وارد کار شده است.

قطعه بعدی ولی در فضای متفاوتی نسبت به قبلی آغاز شده و تا لحظاتی همچنان سریع پیش می‌رود. باز هم توقف‌های غافلگیرانه و تغییر ریتم موسیقی. ساکسیفون اوج می‌گیرد و برای یک لحظه موسیقی پراشتیاقی نواخته می‌شود.

قطعه بعدی فضای یکی از آهنگ‌های معروف را در ابتدای کار دارد ولی پس از آن ریتم به کلی تغییر می‌کند. برای لحظه‌ای تند و پس از آن آرام.

اعضای کوارتت شامل لئونارد اسکروپا نوازنده سازهای ساکسفون، کلارینت، سینث سایزر، سمپل، آندی تاش نوازنده گیتار، FX دنیل موسر نوازنده باس کلارینت، کنستانتین کراوتلر نوازنده دارمز است.

کوارتت جاز بنفش یک گروه موسیقی جاز نوین در شهر وین اتریش است. این گروه از چهار نوازنده جوان تشکیل شده است که علاقه خود را با نوای بداهه و خلاق مدرن به اشتراک می‌گذارند. آنها سعی می‌کنند از مرزبندی میان ژانرهای موسیقی عبور کنند و تلفیقی از پراگرسیو راک و جز چیمبر را با مجموعه‌ای از ریتم‌های قدرتمند ارائه می‌دهند.

ترکیب غیر معمول سازها، آهنگ‌های پیچیده همراه با شور و اشتیاق این گروه، موسیقی جوان، تازه و زنده‌ای را تضمین می‌کند.

انتهای پیام