از زمین فوتبال تا خانه‌ای که مارادونا را جاودانه کرد

شاید به همین دلیل هم در نخستین تصویری که از این فضا منتشر می‌کند عکس مارادونای جوان را نشان می‌دهد که بر پله‌ی خانه، آماده برای ثبت عکسش نشسته است و می‌نویسد: «عاشقانه‌ترین و رویایی‌ترین روزهای زندگی مارادونا برای ستاره شدن شاید در این خانه گذشته باشد.»

لیلی زندی – موزه‌دار – که بعد از درگذشت دیه‌گو مارادونا تصاویری از خانه موزه او را در صفحه شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده بود، درباره‌ی این خانه به عنوان «خانه – موزه یک ورزشکار» به خبرنگار ایسنا، توضیح می‌دهد: خانه‌ای که به گفته‌ی وی احتمالا به دلیل گلی که با دست زد و به «دست خدا» معروف شد، نامِ این خانه – موزه را نیز «خانه خدا» گذاشته‌اند.   

او می‌گوید: «این موزه در سال ۲۰۱۶ در خانه دوران نوجوانی مارادونا در بوئنوس آیرس افتتاح شد؛ یعنی در زمان حیات دیه‌گو مارادونا. آن هم در خانه‌ای که وی و خانواده‌اش از سال ۱۹۷۸تا ۱۹۸۱ میلادی در آن زندگی می‌کرده‌اند و اکنون می‌توان آن را به حق‌ترین خانه-­ موزه‌ی در دنیا دانست، چون از شخصی یاد می‌کند که جهان او را به یاد دارد.

در یک نگاه کلی، ماهیت و فضاهای خانه حفظ شده، اقدامی که می‌توان آن را مساله جذاب خانه-موزه‌ها دانست. تجربه نشان داده که مردم علاقمندند چیزهایی را بینند که به تجربه­ ی زیست شان در خانه مربوط است. آشپزخانه، اتاق خواب، عکس­‌های خانوادگی، یخچال، پیانو و چیزهایی که روح گرم خانه را حفظ کرده‌اند.»

وی با اشاره به تاکیدِ برپاکننده­ ی موزه مبنی بر این‌که «سعی کرده تا با گردآوری همان وسایل، اصالت را حفظ کند»، ادامه می‌دهد: علاوه بر آن این موزه دربرگیرنده­­ کلکسیونی است که با محور مارادونا گردآوری شده، یعنی شامل یادگاری­‌هایی از زندگی و در واقع جهان فوتبالی او از اسناد مکتوب و تصاویر تا لباس­‌ها و جوایز او، در واقع مجموعه‌ای فراتر از وسایل خانه که امری طبیعی است.

او یکی از رویکردهای خانه – موزه­‌ها را گردآوری و غنی‌سازی­ اطلاعات موزه‌ای می‌داند و می‌گوید: «در این فضاهای موزه‌ای، نباید تنها به آثار مادی خانه اکتفا کنند، بلکه باید داستان یا داستان­‌های مارادونا را گرد آورند. برای بازدیدکننده، یکی از جذاب‌­ترین آثار موزه‌ای در این خانه – موزه، توپ پلاستیکی قرمز خط داری است که کنار تخت مارادونا گذاشته شده است. آن، به طور قطع توپ پلاستیکی کودکی مارادونا نیست (شاید هم باشد) اما به رحال یک نشانه است که چه میزان می­‌تواند برای کودکان از هر طبقه‌ای گیرا باشد.

این خلاقیتی است که موزه ­دار بکار برده و به اندازه است. داستان سرایی نکرده اما نشانه‌ی جذابی را به خانه اضافه کرده است، همان‌طور که حتماً در داستان‌های مارادونا توپ پلاستیکی، نقش مهمی ایفا کرده است.»

 این موزه‌دار یکی از انواع مهم موزه­‌ها را «خانه-موزه­‌ها» می­‌داند و با بیان این‌که یکی از گروه­‌های شاخص «خانه­ – موزه ­ها» متعلق به مشاهیرِ فرهنگ، ادب، هنر، سیاست و ورزش است، اظهار می‌کند: «این خانه- موزه به نام مارادوناست و «مارادونا هم، مارادوناست»؛ دست‌کم برای هم‌نسلان ما بی‌نیاز از معرفی است. از سوی دیگر عبارت «مارادونا هم مارادوناست» تأکید بر آن بخش از زندگی اوست که با کلماتی مانند «افسانه یا جادوگر و …» در حافظه یا خاطره‌ جهان (و نه فقط جهان فوتبال)، ماندگار شده است. متعصب، جنگنده و تلاشگر؛ کسی که رسیدن به رؤیا را نشان می­‌دهد، آن را به چنگ می­‌آورد و پس از آن وقتی که افسانه به افیون می­‌رسد، افسوس را نشان می­‌دهد.

ما و جهان نیز در عین باخبری از روزگار او، از داستان‌های درونش بی­‌خبریم مانند بی­‌خبری از درون هر انسان دیگر. اما وقتی می­‌بینیم که مردم کشورش و مردم جهان، چگونه او را یاد می­‌کنند، می‌گوییم این افسانه آن­چنان بر جانِ جهان نشسته که افیون آن را نمی­‌پراند.»

زندی با اشاره به توجه رو به رشدی که به ایجاد خانه – موزه‌ها طی سال‌های گذشته در کشور شده است، ادامه می‌دهد: «از ساختار، چیدمان و امور موزه‌ه­ای ایجاد چنین فضاهایی که بگذریم، باید توجه داشت که مهم­ترین نکته درباره­‌ی خانه- موزه­ مارادونا مربوط به مارادونا نیست، بلکه مربوط به عامل شکل­ گیری این موزه است. مارادونا مدت کمی ساکن این خانه در بوئنوس آیرس بوده و بعد از او ساکنین دیگری داشته است اما چرا مارادونایی که شصت سال زندگی کرده، خانه‌ای برای موزه­ او انتخاب شده که فقط دو تا سه سال ساکن آن بوده است؟

این خانه همزمان با عقد اولین قراردادِ مارادونا با باشگاه آرژانتینوس جونیورز به وی و خانواده­‌اش داده شد. در سال ۲۰۰۸ آلبرتو پرز مدیر سابق آن باشگاه، خانه را از زنی که در آن ساکن بوده با هدف تبدیل به موزه مارادونا خریداری می‌کند و در نهایت در گردآوری وسایل و یادگاری‌های مارادونا تلاش و دقت را کرده است.»

وی خانه – موزه مارادونا را یکی از مهم­ترین مکان‌هایی می‌داند که باید از آن برای کشور الگو گرفت و ادامه می‌دهد: برای ایجاد این خانه موزه، تلاش و سرمایه‌گذاری در مسیر فرهنگ، علاقمندی­‌ها، حفظ میراث و  البته سرمایه­ گذاری در راه پاسداشت افراد و جریان‌ها مورد توجه بوده است.

او با اشاره به این‌که احداث کننده موزه در یکی از مصاحبه‌های خود با اشاره به آغاز حضور دیه­‌گو در باشگاه «آرژانتیوس جونیورز» تاکیده کرده: «نمی‌توانیم معنای دیه­ گو را فراموش کنیم، در سطح جهانی ما را به­ خاطر او می­‌شناسند»، می‌گوید: در واقع پرز علاوه بر اینکه یک کار مهم و ماندگار برای کشور خود انجام داده، بلکه برای خود و اعتبار باشگاه‌اش نیز سرمایه­ گذاری کرده است.

زندی معتقد است: در صورتی که بتوانیم بیشتر درباره‌ی پرز و فعالیت‌های او اطلاعات به دست آوردیم، شاید بتوان به این سوال نیز پاسخ داد که «خودِ مارادونا تا چه میزان در جریان شکل­ گیری این موزه قرار داشته است».

وی با شکل‌گیری موزه ورزش را یکی از اتفاقات خوب فرهنگی در عرصه  ورزش می‌داند و ادامه می‌دهد: با این وجود تا جایی که می‌دانم بین خانه_موزه­‌هایی ایجاد شده، هیچکدام متعلق به یک ورزشکار نیست، بلکه بیشتر متعلق به مشاهیر سیاست، فرهنگ و ادب است و به همین دلیل جای این نوع موزه حداقل موزه‌ای اختصاصی به نام «جهان پهلوان تختی» در کشور خالی است. جادوگر فوتبال دنیا و جهان پهلوان ایرانی پایان پر اندوهی داشته‌اند.

انتهای پیام

رِندی یا رُندی؟

به گزارش ایسنا، روزنامه جام جم نوشت: «رِندی یا رُندی؛ این دو کلمه بدجوری توی ذهن ما به جان هم افتاده‌اند: شماره‌های موبایل رُند، رِندانی که برای شماره‌های رُند قیمت می‌گذارند و دلالی‌اش می‌کنند، پلاک‌های ماشین رُند که عده‌ای برای داشتنش می‌دوند و پول خرج می‌کنند و رِندهایی که کمک‌شان می‌کنند. رُند؛ واقعا رُند بودن چقدر مهم است که باید به خاطرش رِندی کنی، که بعد از ماجرای شماره موبایل و پلاک خودرو،‌ حتی رُند مردن حالا باید دنبال رُند به دنیا آمدن باشی. خدا حفظش کند هر جا که هست! دوستی می‌گفت اگر مادر خدا بیامرزش به جای ششم مهر ۷۷، هفتم مهر جان به عزرائیل می‌داد لااقل اگر زندگی‌اش لاکچری نبود، مرگش لاکچری می‌شد و آن وقت تاریخ ۷۷/۷/۷ خوب و خوش‌تراش می‌نشست روی سنگ قبرش.

بله وقت داریم

گوشی تلفن را برمی‌داریم و رِندی و رُندی را می‌اندازیم پشت سر و به‌ عنوان یک زن باردارِ پا به ماه قلابی،‌ به‌ عنوان مادری که می‌خواهد هر طور شده بارش را ۹۹/۹/۹ زمین بگذارد،‌ با لحنی که شنونده خیال باطل بَرش ندارد، تقاضای وقت می‌کنیم. مطب در تهران،‌ جایی حوالی میدان پالیزی است،‌ منشی هم دختری جوان با صدایی آرام.

«من ۹ماهه‌ام و تاریخ سزارینی که پزشکم برایم گذاشته ۱۹ آذر است، ولی ۱۹ آذر را دوست ندارم و می‌خواهم نهم آذر، یعنی ۱۰روز زودتر از آن تاریخ وضع حمل کنم.» منشی اینها را گوش می‌دهد و برای ساعت ۵عصر وقت می‌گذارد.

– مطمئنید دکتر انجام می‌دهند؟ آخر سه روز بیشتر نمانده! بله انجام می‌دهند،‌ عصر حتما بیایید.

این جملات که میان ما رد و بدل شد، مدرک اول به‌ دست آمد. خیابان شریعتی، دو راهی قلهک؛ شماره را تصادفی از یک سایت اینترنتی برداشته و زنگ زده‌ایم. سر ظهر است، منشی دهانش پر است و داد می‌زند که دارد لقمه می‌جود. دوباره می‌شویم مادر باردار قلابی که فقط سه روز تا نهم آذر وقت دارد؛ می‌ترسیم دکتر قبولم نکند ولی منشی که پا به سن گذاشته و سرد و گرم روزگار چشیده به نظر می‌رسد، دلمان را قرص می‌کند.

منشی می‌گوید اتفاقا چند روز پیش خانمی آمد که می‌خواست چهار روز زودتر از زمان سزارینی که برایش تعیین شده بود، زایمان کند که دکتر قبول کرد، مال تو را هم اگر مشکلی نداشته باشی قبول می‌کند، فقط … دلمان هرّی می‌ریزد. فقط چه؟

– فقط پول بیمارستان می‌شود ۷/۵ میلیون.

– دستمزد دکتر چقدر می‌شود؟

– باید از خودش بپرسی!

خیالمان راحت می‌شود. پول چه ارزشی دارد؟ این هم مدرک دوم. تاریخ تولد لاکچری ۹۹/۹/۹ تقریبا جامعه پزشکان متخصص زنان را به دو بخش تقسیم کرده؛ گروه اول که زیر بار حرف زور و خواسته نامعقول بیماران نمی‌روند و گروه دوم که پَر به پَر بیماران می‌دهند و برای آن روز خاص وقت می‌دهند و در آن روز تا جان دارند، جراحی می‌کنند.

این تاریخ تولد خاص که اصلا معلوم نیست اولین بار در ذهن چه کسی جرقه خورد حتی بیمارستان‌ها و مراکز درمانی را نیز به دو بخش تقسیم کرده: یک گروه که پاسخ‌شان به سزارین‌های بی‌وقت و عجولانه در نهم آذر، خیر است و یک گروه که با تبانی و زد و بند میان پزشک و پرسنل هر طور که بشود رضایت مشتری را جلب می‌کنند.

رِندی یا رُندی؛ این دو کلمه بدجوری توی ذهنمان به جان هم افتاده‌اند، واقعا رُند بودن چه قدر مهم است که باید به خاطرش رِندی کنی؟

معمای اتاق‌های زایمان

۱۳۹۹/۹/۹ هم مثل بقیه روزهای دیگر است. یک ۲۴ ساعت و یک جا عوض کردن خورشید و ماه در آسمان، ولی این روز برای عده‌ای آن قدر خاص و ویژه جلوه کرده که کلا قید همه چیز را زده و مثل بچه‌ای که برای به‌ دست آوردن آب‌نبات چوبی دست به هر کاری می‌زند،‌ پا را در یک کفش کرده و سزارین تقویمی می‌خواهند.

این پافشاری‌ها چنان زیاد و لجوجانه است که وضعیت برخی بیمارستان‌های کشور را به مرز بحران رسانده؛ به‌ طوری که اتاق زایمان خالی پیدا نمی‌شود.‌ ما پیگیر این اتاق‌ها شدیم و تا آنجا که دستمان رسید، فهمیدیم چه در بخش دولتی و چه خصوصی ظرفیت‌ها تقریبا تکمیل است اما این که چرا برخی پزشکان همچنان برای آن روز خاص وقت می‌دهند چیزی است که پیگیری‌های بعدی‌مان پاسخش را داد؛ پاسخی که چیزی نبود جز یک معادله چندمجهولی که با تبانی و همراهی پزشک و پرسنل حل می‌شود.

در واقع کافی است پزشک متخصص زنان یک بیمارستان بخواهد زن بارداری را نهم آذر، یعنی دو روز دیگر سزارین کند. اگر او بخواهد و اگر تخت خالی نباشد، تخت برای او و بیمارش خالی می‌شود.

البته خواستن پزشک به‌تنهایی کفایت نمی‌کند، چون بیمارستان هم باید همراه باشد. چطور؟ با رزرو کردن اتاق‌های زایمان برای بیماران. یک جراح زنان در یکی از شهرستان‌های کرمان به ما گفت جراحی را انجام می‌دهد و برای رزرو وقت، پولی برای خودش نمی‌خواهد ولی بیمارستان برای این که تخت را برای ما نگه دارد پنج میلیون تومان بالاتر از تعرفه عادی می‌خواهد.

ماجرای تلخ‌تر را اما چند ماما برای ما روایت کردند؛ ماماهایی که کنار متخصصان زنان به فرآیند سزارین کمک می‌کنند. یکی از آنها به ما گفت که برای رزرو اتاق عمل باید به چند نفر از کارمندان بیمارستان پول بدهیم و این پول تقریبا ۱۰ میلیون تومان است.

مامای دیگری که گویا ظاهرا ماما ولی در باطن دلال است، می‌گوید، برای رزرو اتاق زایمان و مراقبت‌های قبل، حین و بعد از عمل، به‌ طوری که در همه لحظات در کنار مادر باشد ۳۰میلیون تومان می‌خواهد. یکی دیگر از همکاران او اما به ما رقم ۲۰ میلیون تومان را پیشنهاد می‌دهد که خب به نظرش هم منِ مادر قلابی را به خواسته‌ام می‌رساند و هم او را که خطر می‌کند و از روابطش به نفع بیمار استفاده می‌کند.

رِندی یا رُندی؛ این دو کلمه بدجوری توی ذهنمان به جان هم افتاده‌اند، واقعا رُند بودن چقدر مهم است که باید به خاطرش رِندی کنی.

تشر بهداشت و کوتاه آمدن سجل

در این بلبشوی کرونا که معلوم نیست اصلا تا نهم آذر زنده می‌مانیم یا نه و در این غوغای بیماری که بیمارستان‌ها را لبریز کرده است، کسانی که دنبال لاکچری‌بازی می‌گردند زیر هجمه بیماری و توپ و تشر وزارت بهداشت و حتی کوتاه آمدن سازمان ثبت‌ احوال مشغول کار خویش‌اند.

ثبت تاریخ تولد ۹۹/۹/۹ در شناسنامه فرزند خانواده برای عده‌ای چنان به یک رویای زیبا تبدیل شده و عده‌ای از پزشکان چنان به همراهی با اینها دل داده‌اند که ابلاغیه معاون درمان وزارت بهداشت تا لحظه‌ای که ما پیگیر امورات گزارش بودیم، هیچ‌یک از دوطرف را دلسرد نکرد.

قاسم جان‌بابایی در ابلاغیه‌اش بررسی عملکرد بیمارستان‌ها و پزشکان در سزارین‌های تقویمی و برخورد با بیمارستان‌ها و پزشکان دارای سابقه آمار بالای سزارین مدیریت نشده را خواستار شده، بیمارستان‌ها را نیز موظف کرده تا پزشکان متخصص زنان و زایمان با آمار افزایشی سزارین را به هیات انتظامی استان معرفی کنند.

این ابلاغیه را همه پزشکان متخصص زنان و پرسنل بیمارستان‌ها دیده و خوانده‌اند و در حالی که به آن علم داشتند، دیروز به ما هم وقت سزارین دادند و هم چم و خم رزرو کردن اتاق عمل را یادمان دادند و بی‌محابا ابلاغیه را زیرپا گذاشتند.

البته این بخشنامه را بخش دولتی نسبت به بخش خصوصی جدی‌تر گرفته؛ به‌ طوری که مشاهدات میدانی ما در تبریز نشان داد انجام سفارشی سزارین ۹/۹ در بیمارستان‌های دولتی این شهر تقریبا نشدنی است. با این حال چون در کشور ما کار نشد ندارد و بخش خصوصی نیز همواره راه خودش را می‌رود، یافته‌های خبرنگار ما در اهواز نشان داد که اگر پزشک معالجِ زنی باردار و طالب تولد لاکچری ۹۹/۹/۹ تایید کند که او در این تاریخ باید جراحی شود در بیمارستان‌ها به روی افراد باز است، چه روز نهم و چه شب نهم.

این همه اصرار و تلاش برای داشتن یک تاریخ تولد خاص البته با سِحرِ سازمان ثبت‌ احوال کشور باید باطل می‌شد و حرف‌های سخنگوی این سازمان باید خانواده‌های زیادی را از سزارین‌های بی‌موقع منصرف می‌کرد اما گویا عده‌ای می‌خواهند راه خودشان را بروند نه راه ثبت‌ احوال را.

سیف‌الله ابوترابی حالا که میل اغراق‌شده خانواده‌ها برای تولد ۹۹/۹/۹ را دیده به‌ نقل از سازمان متبوعش اعلام کرده که ثبت‌ احوالی‌ها حاضرند با دل خانواده‌ها راه بیایند و سازمان ثبت‌ احوال محدودیتی برای ثبت تولدها ندارد و اگر فردی از دوم یا سوم آذر تا ۱۵ این ماه به‌دنیا بیاید نیز می‌تواند شناسنامه با تاریخ ۹۹/۹/۹ دریافت کند.

این جمله می‌توانست آبی بر آتش خانواده‌های مشتاق باشد ولی آنهایی که لاکچری‌بازی را واقعی و با همه ابعاد و جزییاتش می‌خواهند، دوست ندارند به روش ثبت‌ احوال کار کنند و خودشان را گول بزنند. دیروز چند پزشک متخصص زنان‌ و زایمان برای ما روایت‌هایی داشتند که ثابت کرد، عده‌ای سخنان سخنگو را از این گوش گرفته و از آن گوش در کرده‌اند.

خواسته‌های عجیب‌وغریب خانواده‌ها

فاطمه نادری‌صفا، متخصص زنان‌ و زایمان در شهر قم دیروز یک ربع قبل از آن که با هم حرف بزنیم، یک بیمار داشت که مصرانه می‌خواست نهم آذر زایمان کند که از او «نه» شنیده بود و گفته بود که می‌رود سراغ پزشکی دیگر.

نادری می‌گوید: بین هفته‌های ۳۸ و ۳۹ حاملگی، می‌توان ختم بارداری داد که بهترین گزینه هفته ۳۹ است ولی از آبان امسال بیشتر زنان بارداری که به بیمارستان محل کار او آمده‌اند اصرار به سزارین‌های زودرس داشته‌اند. او می‌گوید تا الان حدود ۱۵ بیمار را قانع کرده‌ام که سزارین زودهنگام جان فرزندشان را به خطر می‌اندازد و آنها نباید به زجر تنفسی فرزندشان راضی باشند؛ چرا که تولد زودهنگام باعث نارس‌ماندن ریه‌ها و مشکلات بعدی می‌شود.

صفیه عشوری‌مقدم، متخصص زنان و زایمان در تهران نیز بی‌شمار از این مراجعات داشته و می‌گوید بسیاری از بیماران فعلی‌اش کسانی هستند که سال پیش از او پرسیده‌اند که باید چه کار کنند تا فرزندشان در فلان تاریخ مشخص متولد شود. او می‌گوید حتی برخی بیماران هستند که بچه‌دارشدن را گذاشته‌اند برای سال ۱۴۰۰ تا لاکچری‌تر باشد.

عشوری توضیح می‌دهد: پزشکان زنان همیشه از این ماجراها دارند چه ۹/۹ باشد چه ۱۰/۱۰ و چه ۲/۲. او حتی می‌گوید که بیماران زیادی دارد که نمی‌خواهند روز و ماه تولد فرزندشان با فلان فامیلی که با او مشکل دارند یکی شود یا روزی به دنیا بیاید که یکی از بچه‌های فامیل نیز در آن متولد شده است.

زهره احمدی که مامایی در تهران است اما می‌گوید میل مادران باردار بیشتر به این سمت است که فرزندانشان همه در یک ماه متولد شوند؛ به طوری که اگر فرزندِ اول، آبان ماهی است فرزند دوم هم متولد آبان باشد، حتی اگر بچه نارس و با زور سزارین به دنیا بیاید.

احمدی می‌گوید: ما وقتی به بیماران توضیح می‌دهیم که بچه نارس باید زیر دستگاه در بخش مراقبت‌های ویژه قرار بگیرد خیلی راحت می‌گویند «خب برود» که نشان می‌دهد از خطراتی که جان فرزندشان را تهدید می‌کند خبر ندارند.

اصرار برخی خانواده‌ها بر برخی تاریخ تولدها واقعا عجیب است. مثل اتفاقی که شب ۲۶ آبان در یکی از بیمارستان‌های مشهد رخ داد و زهرا یادگاری که مامای شیفت بود، شاهدش بود. او می‌گوید آن شب زنی با اعضای خانواده‌اش به بیمارستان آمد تا سزارین شود و به قدری اضطراب داشت که همه پرسنل از نگهبان تا سوپروایزر فهمیدند او چه می‌خواهد. زن، فرزند دومش را باردار بوده و چون فرزند اولش متولد ۲۶ آبان بوده، می‌خواسته هر طور که شده فرزند دوم هم در همین روز به دنیا بیاید، برای همین با طولانی شدن فرآیند انتقال او به اتاق جراحی و نزدیک شدن به ساعت ۱۲شب او کلی داد و فریاد کرده که عجله کنید وقت از دست رفت.

چند درصد مردم ایران در این حال و هواها زندگی می‌کنند نمی‌دانیم. این را هم نمی‌دانیم که چند درصد مادرانی که با چنگ و دندان دنبال زایمان در روزی خاص هستند به معنی واقعی کلمه برای آن کودک مادری می‌کنند ولی مطمئنیم تب لاکچری‌بازی در کشورمان بالاست و چون جای ارزش‌ها در جامعه ما و میان برخی قشرها به‌شدت عوض شده ۹۹/۹/۹ نیز پایان این ماجراها نخواهد بود.

انتهای پیام

یادی از فریدون احتشامی با قطعه «دریغا ندانی» + ویدیو

به گزارش ایسنا، رادیو فرهنگ در برنامه «با کاروان شعر و موسیقی» هر روز به مناسبت‌های مختلف یادی از بزرگان شعر و موسیقی کرده و با بررسی شناسنامه آثار موسیقی، شنوندگان را با هنرمندانی که در ماندگاری یک اثر نقش داشتند معرفی می‌کند.

سالروز تولد فریدون احتشامی مصادف است با شش آذر که به علت وفات حضرت معصومه (س)، شنبه به اثر احتشامی در این برنامه رادیویی پرداخته می‌شود.

این اثر را سالار عقیلی روی شعری از بیژن ترقی خوانده و زنده یاد فریدون احتشامی آن را آهنگسازی کرده است‌. در بخشی از این برنامه نیز صحبت‌های احتشامی درباره حس و حال کار و موسیقی‌اش برای شنوندگان پخش می‌شود.

برنامه «با کاروان شعر و موسیقی» ساعت ۱۲:۲۰ به تهیه کنندگی «یلدا احتشامی» (دختر فریدون احتشامی) و اجرای «مریم واعظ پور» روی موج اف ام ردیف ۱۰۶ مگاهرتز از رادیو فرهنگ پخش می‌شود.

در ادامه می توانید شنونده قطعه «دریغا ندانی» همراه با ویدئویی از تصاویر هنرمندان آن باشید:

انتهای پیام 

هنری از خراشاد که بر گردن ایتالیایی‌ها می‌نشیند

هنری است از هنرهای دست اصیل خراسان جنوبی که سابقه آن به ۳۰۰ سال قبل برمی‌گردد، آن قدر که در چمدان‌های قدیمی هر خانه‌ای را بگردی اثری از این هنر پیداست.


زنان روستایی جهانی به نام خراشاد، پشت دستگاهی مخصوص که از گذشته‌ها برجای مانده، می‌نشینند، دست و پا و تمرکز ذهنی را در چنگ این هنر آورده و توانسته‌اند روزهای خوشی را برای این هنر که در آستانه فراموشی بود، خلق کنند؛ آن‌ها توانستند در خانه‌های خود کنار تمام کارهای خانه از پرورش فرزند گرفته تا خانه داری، هنری را خلق کنند که نه تنها اقتصاد خراسان جنوبی را در حوزه صنایع دستی دگرکون کرده، بلکه این هنر را با نامشان در جهان مشهور ساخته است.


حالا این روستا نه تنها یک روستا بلکه به یک کارگاه بزرگ اشتغالزایی تبدیل شده است؛ در این روستا از در هر خانه‌ای که می‌گذری صدای دستگاه توبافی می‌آید، اشتغالی که در یک خانه روستایی و قدیمی آغاز شده و آوازه‌اش تا کشورهای مختلف رسیده است.


این رشته امروزه در شهرهای مود، فردوس، خوسف و روستاهای خراشاد، صرآباد، آسیابان، خشک، نوزاد، میغان، سیدال از رواج نسبتاً خوبی برخوردار است. این هنر توانسته روستاییان را دوباره به زادگاهشان برگردانده و کسب و کارشان را رونق دهد، رونقی که شاید در شهر آن را نمی‌یافتند. زنان این روستا می‌بافند و می‌بافند و تلاش می‌کنند تا آنجا که روستایشان جهانی شده است.



سفارش‌های زیاد شهرهای مختلف کشور برای خرید محصولات “توبافی” خراشاد


فاطمه ذاکریان، یک هنرمند توبافی به ایسنا گفت: سفارش‌هایی از شهرهای مختلف کشور از جمله اصفهان، مشهد، زاهدان و بروجرد به صورت اینترنتی داریم.


مسئول شرکت تعاونی روستایی زنان خراشاد ادامه داد: تولیدات این شرکت تعاونی تنها به صورت حوله نیست و محصولاتی از جمله لباس نوزاد، تن پوش حمام، جلیقه مردانه، مانتو و سارافون نیز از جنس همان حوله‌ها اما با تراکم‌های مختلف در این شرکت تولید می‌شود.


ذاکریان خاطرنشان کرد: شرکت تعاونی روستایی زنان خراشاد ۳۰۰ نفر عضو دارد و افرادی که آموزش حوله بافی و پارچه بافی را فرا گرفته‌اند که از این طریق برای خود و اعضای خانواده خود شغل ایجاد کرده‌اند.


وی با تاکید بر لزوم برندسازی و توسعه صادرات، افزود: لازم است تولید با مصرف همراه باشد تا تولیدکننده به نتیجه مورد نظر خود دست یابد.


به گزارش ایسنا، بافت پارچه‌های سنتی با مواد اولیه گوناگون در حد وسیع و تقریباً در تمامی مناطق شهری و روستایی خراسان جنوبی مرسوم بوده است؛ در اکثر نقاط استان به این رشته ” توبافی یا تون بافی ” گفته می‌شود. مواد اولیه آن نخ پنبه (ابریشم) کرکی یا کورگی و کودری است و پارچه‌های ابریشمی که از ان حاصل می شود به رنگ‌های مختلف از جمله ارغوانی سیر و بنفش و بسیار ریز بافت، بنام قنابیز و والا معروف بوده و از آن برای تهیه لباس زنانه استفاده می‌کنند.


دهستان چرمه از توابع شهرستان سرایان از جمله مناطق مهم تولیدکننده بافت این نوع پارچه است. ضمناً در شهرستان بشرویه علاوه بر “برک”، چادر شب‌های بسیار خوبی بافته می‌شده است.


مک گرگر در سفر خود به بشرویه می نویسد: (تنها چیزی که در اینجا تولید می شود یک نوع پارچه پشمی است که به آن برک می‌گویند که از کرک بز تهیه می‌شود. برک پارچه نرم و گرمی است و بسیار ارزان به نظر می‌رسید.)


در روش سنتی بافت در حوله بافی بدین گونه عمل می شود که ابتدا کلاف نخ تار را جوشانده تا سفت شود. نان خشک یا آرد را در آب می‌ریزند و نخ‌ها را مشت می‌کنند تا ضخیم شود. سپس نخ کلاف را داخل “نورد” می‌گذارند تا خشک شود و به وسیله چرخ دوک ریسی نخ‌ها را به دور ماسوره‌ای که از جنس نی است، می‌پیچانند و با کمک تُوتَنوک عمل کشیدن نخ‌های چله را بر روی ۴ عدد چوب یا بیشتر (بسته به طول چله)که در یک زمین بزرگ می‌کوبند انجام می‌دهند.


عمل چله پیچی در روستای خراشاد با کمک چرخ بزرگ چوبی (چرخ تُوتَنی) صورت می‌گیرد که شباهت زیادی به چرخ چاه دارد. پس از چله پیچی و گرونه کردن نخهای چله، نخ‌ها را یک تار یک تار از داخل تیغ و گُلِه ها عبور داده و دستگاه را وصل می‌کنند.


نخ پود را روی ماسوره پیچیده وآن را داخل سِبچ قرار داده و با کمک آن نخ‌های پود را از لای تارها عبور می‌دهند و با شانه هر ردیف نخ را می‌کوبند. به وسیله پوشال‌ها، تارها را بالا و پایین می‌برند تا تارها به دور نخ‌های پود بپیچند و این کار مرتباً تکرار شده تا چله ها کاملاً مصرف شود، در انتها و پس از اتمام چله آنرا از محل‌های در نظر گرفته شده برش می‌دهند.



علت توجه ویژه کشورهای مختلف به هنر دستی هنرمندان روستای خراشاد


حسین عباس زاده، معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی خراسان جنوبی به خبرنگاران گفت: پارچه بافی یا همان توبافی روستای خراشاد در سال ۱۳۹۶ ثبت ملی و در مهرماه ۱۳۹۷(اکتبر ۲۰۱۸) به ثبت جهانی رسید و از آن پس درجای جای ایران و اقصی نقاط جهان خوش درخشید.


وی افزود: ورود تکنولوژی، روند صنعتی شدن و تولید و رواج محصولات کارخانه‌ای و اقبال مردم به استفاده از این محصولات به دلیل تنوع و … از جمله دلایل عمده فراموش شدن بعضی از رشته‌های صنایع دستی و هنرهای سنتی است.


عباس زاده بیان کرد: از جمله وظایف ذاتی معاونت صنایع دستی کشور، حمایت از صنایع دستی، احیاء و توسعه آن است که این روند در خراسان جنوبی سبب اقبال به ایجاد کسب و کار در حوزه صنایع دستی و رجوع به اصالت‌های گذشته در بین اقشار مختلف به ویژه جوانان شده و توسعه کارگاه‌های خانگی و پیرو آن رشد ایجاد کارگاه‌های تجمیعی تولید صنایع دستی از نشانه‌های این امر است.


وی ادامه داد: در این میان در کنار اشتغال خانگی، نگاه ویژه به مجتمع‌های تولید صنایع دستی و ایجاد کارگاه‌های بزرگ تجمیعی، توان تولید را افزایش می‌دهد.


معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی خراسان جنوبی خاطرنشان کرد: انتخاب روستای خراشاد به عنوان روستای ملی توبافی و سپس انتخاب آن به عنوان روستای جهانی توبافی از فرصت‌های ایجاد شده برای توسعه و ایجاد کارگاه‌های بزرگ حوله بافی به ویژه در شهرستان بیرجند بوده است.


عباس زاده اظهار کرد: هم سویی اصالت و طبیعت در دستبافت‌های روستای خراشاد، اهمیت دادن به مسائل زیست محیطی و خطرات ناشی از فرآیند تولید رنگزاهای مصنوعی و پساب حاصل از آنها، توجه به آرامش آدمی همراه با استفاده از مواد طبیعی، خطرات ناشی از مصرف رنگزاهای مصنوعی بر سلامت انسان و … توجه کشورهای مختلف بخصوص حامیان محیط زیست را به تولیدات هنرمندان روستای خراشاد جلب کرده است.


وی با اشاره به صادرات پارچه از خراشاد به کشورهایی چون ایتالیا، اتریش، اسپانیا و کانادا، یادآور شد: اکنون شال سر و گردن دست بافت هنرمندان چیره دست خراشاد در ایتالیا خودنمایی می‌کند.


هنوز صدای دستگاه‌های توبافی به گوش می‌رسد و حالا پارچه‌های تولیدی بیشتری از روستای خراشاد راهی کشورهای مختلف می‌شوند، پارچه‌هایی که برند فرهنگی خراسان جنوبی و دست مایه زحمت‌های بی شمار زنان روستایی است. 


انتهای پیام

دود روانشناسی شبه‌علمی به چشم مخاطب می‌رود/هر روانشناسی می‌تواند به دیگران مشاوره دهد؟

دکتر فرهاد طارمیان در گفت‌وگو با ایسنا با بیان این که «شبه علم در روانشناسی، دخالت افراد غیرروانشناس در این حوزه است»، درباره باور نادرست عمومی در خصوص روانشناسی، گفت: باور غلط و تحریف شده ای در بین مردم وجود دارد که شبه علم­گراها از آن سوءاستفاده می کنند؛ این باور این است که هر فردی که روانشناسی خوانده، می‌تواند به دیگران مشاوره دهد.

این استادیار روانشناسی بالینی با اشاره به این که شبه‌علم از ناآگاهی مردم ایجاد می‌شود، بیان کرد: البته مردم در این ناآگاهی مقصر نیستند. این وظیفه‌ی دانشگاه‌ها، صداوسیما و رسانه‌های چاپی و دیجیتال است که رشته‌های روانشناسی و صلاحیت­های حرفه ای را معرفی کنند. زمانی که چنین باور اشتباهی در میان مردم وجود دارد، بدیهی است افرادی از این فرصت استفاده می‌کنند و تعمداً یا سهواً به نشر اطلاعات غلط می‌پردازند.

وی با بیان این که «این باور اشتباه وجود دارد که همه روانشناسان می‌توانند وارد حوزه درمان شوند»، افزود: ما در وهله اول باید بررسی کنیم فرد مورد نظر در کدام رشته یا گرایش خاص روانشناسی تحصیل کرده است. حدود هفت سال است که روانشناسی در مقطع لیسانس گرایش ندارد و این یعنی کسی که در دوره‌ی کارشناسی روانشناسی تحصیل می‌کند، صرفاً اصول پایه‌ای را می‌آموزد. همچنین رشد بی رویه و تصاعدی گرایش های روانشناسی در دانشگاه های مختلف و پذیرفته شدن سالانه هزاران نفر در این رشته به پدیده «روانشناسی زرد» دامن زده است.

این روانشناس در پاسخ به پرسشی درباره نقش دانشگاه‌ها و واحدهای درسی رعایت اخلاق حرفه‌ای بر ممانعت از گسترش روانشناسی شبه‌علمی، گفت: درس‌های مربوط به اصول اخلاق حرفه‌ای وجود دارد و در مقطع تحصیلات تکمیلی برخی گرایش­های روانشناسی تدریس می‌شود، اما نه برای همه‌ی رشته‌ها، بلکه فقط برای رشته‌ها و گرایش‌هایی که دانش‌آموختگان آن قرار است پس از فارغ التحصیلی در مشکلات روانی مردم مداخله کنند. با این وجود تدریس این موارد ضامن این که دانشجو پس از فارغ‌التحصیلی به اصول اخلاق حرفه‌ای پایبند بماند، نیست و به مواردی همچون تعهدات شخصی و اخلاقی و باورهای اعتقادی او ارتباط دارد تا مانع از سوق یافتن وی به سمت روانشناسی زرد شود.

طارمیان با تاکید بر لزوم نظارت بر مروجان روانشناسی زرد، گفت: به هر حال باید سازمان و نهادی نظارت کیفی و مانیتورینگ دائمی بر روی فعالیت‌های این افراد داشته باشد و متاسفانه در حال حاضر این نظارت به شکل جدی وجود ندارد. عمده نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بر افرادی است که پروانه فعالیت برای آن‌ها صادر شده است، هر چند یکی از وظایف آن می‌تواند «کنترل بر گسترده شدن روانشناسی زرد» باشد و سایر انجمن های علمی در این زمینه به سبب نوع وظایفشان فاقد اهرم اجرایی برای نظارت بر حوزه روانشناسی هستند؛ یعنی نمی‌توانند به شکل قانونی مانع از فعالیت برخی مدعیان روانشناسی شوند.

این استادیار روانشناس بالینی در پاسخ به پرسشی درباره‌ی عواقب گسترش روانشناسی زرد در فضای مجازی، گفت: توصیه‌ها و راهنمایی‌های غلط، در کوتاه‌مدت آسیب خود را نشان می‌دهد. این توصیه‌ها، پیامدهایی دارند که اصطلاحاً دود آن به چشم خود مخاطبین می‌رود.

عضو هیئت علمی گروه روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی ادامه داد: افرادی که لیسانس روانشناسی دارند، نمی‌توانند با مدرک کارشناسی وارد حوزه مشاوره و خدمات روانشناختی شوند. حداقل مدرکی که این قابلیت علمی و صلاحیت حرفه­ ای را به فرد می‌دهد تا بتواند وارد مداخله‌ی درمانی برای مشکلات روانی افراد شود، کارشناسی ارشد است، آن هم در شرایطی که رشته‌ی فرد مرتبط باشد. در میان گرایش‌های روانشناسی در دوره‌ی تحصیلات تکمیلی، روانشناسی بالینی، روانشناسی سلامت و روانشناسانی که در گرایش‌های مشاوره تحصیل کرده‌اند، می‌توانند به امر مشاوره و درمان روی آورند.

وی افزود: این در حالی است که ما در حوزه روانشناسی در ایران دست کم ۱۵ گرایش مختلف داریم و در کشورهای مترقی بیش از ۵۰ گرایش در زمینه‌ی رشته روانشناسی وجود دارد.  بنابراین همه‌ی افرادی که در رشته‌ی روانشناسی فارغ‌التحصیل می‌شوند نمی‌توانند به کار مشاوره بپردازند. مثلا کسی که در رشته‌ی روانشناسی تربیتی یا روانشناسی صنعتی و یا روانشناسی ورزشی تحصیل کرده‌است، فردی است که در حوزه‌ی تخصصی خود صاحب‌نظر است و نه در زمینه مشاوره و روان‌درمانی افراد دچار اختلالات روانی.

طارمیان در پایان افزود: این که گروهی از افراد که تحصیلات آکادمیک روانشناسی ندارند و در فضای مجازی اقدام به ارائه مشاوره می‌کنند، فقط مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر نیز افرادی هستند که بیانی قوی و زبان بدن خوبی دارند، مخاطب شناسند و اطلاعات پراکنده­ ای در زمینه روانشناسی دارند و مطالب خود را در قالبی خوش آب و رنگ همچون سخنرانی‌های انگیزشی، خودشناسی و روش ­های سریع موفقیت و خوشبختی انتقال می‌دهند.

انتهای پیام

روزهای بلند درخانه ماندن را با نگاه به آسمان پرخبر آذرماه کوتاه کنید

به گزارش ایسنا، بررسی رویدادهای نجومی آذرماه نشان می‌دهد که در ماه جاری علاوه بر رخداد رویدادهای نجومی، ۵ پدیده نجومی در این ماه موجب شده که ناظران زمینی از رصد آنها غافل نشوند که شامل ماه گرفتگی، خورشید گرفتگی، انقلاب زمستانی، شب یلدا و  نزدیک شدن دو سیاره “برجیس” و “کیوان” است.

مهندس مسعود عتیقی، مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه بامداد روز یکشنبه، ۲ آذر، کره ماه به وضعیت تربیع اول رسیده است، افزود: اَهله یا فازهای ماه به دلیل گردش ماه به دور زمین و تغییر زاویه ماه نسبت به زمین و خورشید است.

وی با بیان اینکه در ساعت ۲۳ و ۱۵ دقیقه شامگاه چهارشنبه ۵ آذرماه جاری سیاره سرخ “بهرام” (مریخ) ۴.۹ درجه شمال ماه قرار دارد، اظهار کرد: علاوه بر آن در ساعت ۳ و ۵۹ دقیقه بامداد روز جمعه ۷ آذرماه جاری ماه در اوج زمینی قرار گرفته و ۴۰۵ هزار و ۸۹۱ کیلومتر با زمین فاصله خواهد داشت. لازم به توضیح است که مدار سیارات و اجرام منظومه خورشیدی بر اساس قانون اول کپلر بیضی نزدیک به دایره است و بر این اساس اجرام آسمانی از جمله ماه دارای اوج و حضیض (کمترین) زمینی است.

عتیقی اضافه کرد: در ساعت ۱۳ روز دوشنبه ۱۰ آذرماه، ماه کامل خواهد شد و در این شب، به صورت ماه بدر در آسمان دیده می‌شود. علاوه بر آن در ساعت ۱۳ و ۱۳ دقیقه همین روز اوج ماه گرفتگی نیمسایه خواهد بود که این گرفت در قاره‌های امریکا، استرالیا و شرق آسیا در وضعیت شب رخ خواهد داد.

به گفته وی از آنجایی که ماه گرفتگی نیمسایه (خسوف غیر مرئی) است، با چشم انسان تغییر نورانیت ماه چندان قابل تشخیص نیست.

مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران ادامه داد: همچنین در ساعت ۱۶ و ۳۷ دقیقه دوشنبه ۱۰ آذر ستاره دِبران (چشم گاو) در صورت فلکی گاو، ۴.۶ درجه جنوب ماه کامل قرار می‌گیرد و شامگاه همین روز پس از ساعت ۱۷ از افق شرق همراه با ماه طلوع خواهد کرد.

وی با بیان اینکه در ساعت ۱۱ و ۱۶ دقیقه روز سه شنبه ۱۱ آذر، ماه در گره صعودی است، یادآور شد: ماه در گردش به دور زمین در دو نقطه مدار زمین را قطع می‌کند و به آن عِقده یا گره می‌گویند که یکی از این گره‌ها صعودی و دیگری نزولی است.

عتیقی، با تاکید بر اینکه در گره صعودی ماه برای دو هفته بالاتر از مدار زمین قرار خواهد داشت، اظهار کرد: ساعت ۴ و ۵۴ دقیقه بامداد جمعه ۱۴ آذرماه ستاره پولوکس که از ستارگان شاخص صورت فلکی “دوپیکر” (جوزا) است، ۳.۸ درجه شمال ماه خواهد بود و در افق غربی آسمان بالاتر از صورت فلکی “شکارچی” با چشم قابل مشاهده است.

مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران ادامه داد: ساعت ۴ و ۴۰ دقیقه بامداد شنبه، ۱۵ آذر خوشه کندوی عسل ۲.۴ درجه جنوب ماه است. این خوشه یک خوشه باز ستاره‌ای در زمینه صورت فلکی “خرچنگ” (سرطان) از صورت‌های فلکی منطقه البروج است.

وی با بیان اینکه در ساعت ۱۹ و ۵۸ دقیقه شامگاه یکشنبه ۱۶ آذرماه جاری ستاره “دل شیر” (قلب الاسد) ۴.۸ درجه جنوب ماه قرار دارد، اظهار کرد: در ساعت ۲۳ همین شب، ماه به همراه این ستاره از افق شرق طلوع خواهند کرد.

این فعال حوزه نجوم آماتوری اضافه کرد: ساعت ۴ و ۷ دقیقه بامداد سه‌شنبه ۱۸ آذر، کره ماه به تربیع آخر خواهد رسید و ۱۰ دقیقه بامداد یکشنبه ۲۳ آذرماه جاری ستاره “ناهید”فقط ۸ دهم درجه جنوب ماه قرار دارد و در برخی از نقاط زمین اختفا و یا پنهان شدن جرم دورتر در پشت جرم آسمانی نزدیک رخ می‌دهد؛ هر چند که زمان طلوع سیاره ناهید پس از ساعت ۵ بامداد است.

عتیقی، زمان رسیدن ماه به حضیض زمینی (کمترین فاصله ماه با زمین) را در ساعت ۱۲ دقیقه بامداد روز یکشنبه ۲۳ آذرماه جاری دانست و گفت: در این پدیده ماه ۳۶۱ هزار و ۷۷۷ کیلومتر با زمین فاصله خوهد داشت.

وی از اوج بارش جوزایی (دوپیکری) در ساعت ۴ و ۳۰ دقیقه بامداد روز دوشنبه ۲۴ آذر خبر داد و یادآور شد: خوشبختانه در این شب بدون حضور نور ماه با یک بارش زیبای شهابی مواجه هستیم. ZHR (میزان بارش ساعتی سرسویی) این بارش تا ۱۲۰ شهاب در ساعت پیش بینی شده است.

به گفته این محقق حوزه نجوم آماتوری، عامل این بارش قدری عجیب و بجای یک دنباله دار که به عنوان عامل بارش‌های شهابی متداول است، عامل بارش دوپیکری سیارک “فیتون ۳۲۰۰” معرفی شده است.

مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران، با تاکید بر اینکه در ساعت ۱۴ و ۳۳ دقیقه دوشنبه ۲۴ آذر، کره ماه به گره نزولی خواهد رسید، افزود: در ساعت ۱۹ و ۴۳ دقیقه همین روز نیز زمان اوج خورشید گرفتگی کلی است که در امریکای جنوبی قابل مشاهده خواهد بود.

عتیقی با بیان اینکه در ساعت ۱۹ و ۴۷ دقیقه دوشنبه ۲۴ آذر، ماه، نو می‌شود، افزود: ساعت ۷ و ۵۸ دقیقه صبح پنج‌شنبه ۲۷ آذرماه جاری نیز سیاره غول پیکر “برجیس” ۲.۹ درجه شمال ماه قرار خواهد داشت و در ساعت ۸ و ۵۵ دقیقه صبح همین روز سیاره “کیوان” (زحل) ۳.۱ درجه شمال ماه است و با توجه به وضعیت نور روز و عدم حضور این اجرام در آسمان، شامگاه پنج‌شنبه ۲۷ آذرماه فرصت خوبی برای مشاهده همنشینی سیاره‌های “برجیس” و “کیوان”با هلال زیبای شامگاهی است که سوژه جالبی نیز برای عکاسان نجومی می تواند باشد.

وی اضافه کرد: ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه صبح یکشنبه ۳۰ آذر سیاره “تیر” در مقارنه خارجی قرار می‌گیرند. سیارات تیر و ناهید که از زمین به خورشید نزدیکتر هستند، دارای ۲ وضعیت مداری مقارنه داخلی و خارجی بوده که در مقارنه خارجی، خورشید میان زمین و سیاره تیر قرار می‌گیرد.

مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران با اشاره به دو رویداد جذاب همزمان در آذرماه، گفت: شب یلدای ۹۹ یعنی شبانگاه یکشنبه ۳۰ آذر، خاص‌ترین رویداد نجومی سال جاری رخ خواهد داد و دو سیاره “برجیس” و “کیوان”  به قدری از دید ناظر زمینی به یکدیگر نزدیک خواهند شد که به جای دو جرم، تنها یک جرم با چشم غیرمسلح دیده می‌شود و علاقمندان برای تفکیک آنها حتما نیاز به تلسکوپ و یا دوربین‌های دو چشمی نجومی دارند.

عتیقی اضافه کرد: ساعت ۱۳ و ۳۳ دقیقه روز دوشنبه اول دی ماه ۹۹ لحظه انقلاب زمستانی است و زمستان در نیمکره شمالی آغاز می‌شود و این در حالی است که ساکنان نیمکره جنوبی زمین در این زمان در ابتدای فصل گرم تابستان قرار خواهند داشت.

انتهای پیام

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

این مترجم و نویسنده به مناسبت هفته کتاب در گفت‌وگو با ایسنا، درباره مشکل کتاب نخواندن مردم ایران و پایین بودن سرانه مطالعه اظهار کرد: معمولاً علاقه به مطالعه باید از کودکی شکل بگیرد و چون این موضوع اهمیتی برای خانواده‌ها نداشته، ما ملت کتابخوانی نیستیم.

او سپس گفت: در سال‌های اخیر، قیمت کتاب افزایش داشته است البته نه به اندازه کالاهای دیگر و چون کتاب در اولویت خانواده‌ها نیست از سبد خانواده‌ها حذف شده است. در واقع با افزایش مشکلات اقتصادی، خانواده‌ها کالاهایی را که ضرورت ندارد حذف می‌کنند.

میرعباسی با بیان این‌که همیشه سرانه مطالعه ایرانی‌ها پایین بوده و قیمت کتاب زیاد بر کتابخوانی تاثیر نداشته  است، خاطرنشان کرد: مشکل اصلی ما این است که ما ملت کتابخوانی نیستیم. تیراژ کتاب‌ها هم گواه این موضوع است که کتاب به عنوان یک ضرورت برای مردم تعریف نشده است. افراد علاقه‌مند به کتاب، آن را ولو با وجود افزایش قیمت تهیه کرده و می‌خوانند.

او سپس بیان کرد: کتاب صرفاً رمان نیست اما رمان دریچه‌ای برای شروع مطالعه است؛ هرچند آن‌طور که باید و شاید در مدرسه‌ها به آن توجه نشده و بچه‌ها را برای مطالعه تشویق نکرده‌اند. از طرف دیگر ما کتابخانه‌های عمومی مجهز نداریم. در اروپا در هر محله‌ای کتابخانه عمومی مجهز وجود دارد که افراد با حق اشتراک نازل کتاب تهیه می‌کنند. کتابخانه‌های عمومی تا حدودی می‌توانند گرانی کتاب را جبران کنند اما در ایران کتابخانه‌های عمومی در دسترس همگان نیست و آن‌هایی هم که هستند، مجهز نیستند و کتاب به‌روز ندارند.

این مترجم سپس درباره تاثیر محتوا بر کتاب‌ نخواندن مخاطبان نیز گفت: در سال‌های اخیر به موازات این‌که تیراژ کتاب کاهش داشته، تنوع کتاب (منظورم ادبیات داستانی است) بالا رفته است و کتاب‌های بسیار متنوعی تولید می‌شود و کتاب‌های پرفروش اروپایی بلافاصله در ایران ترجمه می‌شود. ۲۰ سال پیش چنین چیزی قابل تصور نبود. به‌نظرم کتاب ‌نخواندن مردم به دلیل محتوا نیست. تیراژ پایین کتاب‌ها هم به این دلیل است که ادبیات مخاطب کافی ندارد.

میرعباسی درباره ترجمه‌ جدید خود از «مزرعه حیوانات» نوشته جورج اورول و دلیل محبوبیت این نویسنده در ایران اظهار کرد: در مقدمه «مزرعه حیوانات» هم عنوان کردم که دلیل اصلی من برای ترجمه این کتاب یک دلبستگی عاطفی بود. زمانی که می‌خواستم  مدرک زبان انگلیسی را در اسپانیا بگیرم باید «مزرعه حیوانات» را می‌خواندیم. تفاوتی که ترجمه من با سایر ترجمه‌های موجود دارد این است که سرود حیوانات وزن و قافیه دارد، ندیدم این وزن و قافیه در ترجمه‌های دیگر رعایت شده باشد.

او بیان این‌که حدود ۷۵ سال از انتشار کتاب‌های جورج اورول می‌گذرد (از سال ۱۹۴۵) گفت: هنوز نمی‌توان گفت کتاب‌های او از کتاب‌هایی است که در قرن‌های آینده نیز خوانده خواهد شد. کتاب «۱۹۸۴» و «مزرعه حیوانات» در زمان نگارش، استالینیسم را هدف قرار داده بودند، اما به دلایل گستردگی دید نویسنده به گونه‌ای نوشته شده‌اند که درباره شرایط دیگر نیز صدق می‌کنند و این موضوع باعث می‌شود که آثار او تاریخ مصرف نداشته باشد. جدا از این‌که کتاب‌ها پادآرمانشهری هستند، فضای کتاب‌ها به‌گونه‌ای واقعی و ملموس است؛ به عنوان مثال کتاب «سرگذشت ندیمه» فضایی کاملاً دور از ذهن دارد اما «۱۹۸۴» فضایی را توصیف می‌کند که برای فرد ملموس است و به خوبی به خواننده منتقل می‌شود.

این مترجم افزود: «مزرعه حیوانات» حالت تمثیلی نیز دارد و این موضوع باعث شده که این کتاب از بچه ۱۲ ساله تا پیرمرد ۹۰ ساله را جذب کند. این کتاب علی‌رغم این‌که یک مضمون را مورد هدف قرار داده و انتقاداتش مشهود است، بعد از جنگ جهانی دوم و حتی سال‌های بعد از آن در انگلستان به دلیل نزدیکی این کشور با شوروی چاپ نشد.  کسی که این کتاب را می‌خواند با وجود این‌که فضای توتالیتر را حس می‌کند، ذهنش به سمت استالین نمی‌رود؛ در واقع برای همه اتفاقات «مزرعه حیوانات» ما به ازای بیرونی در شوروی داریم و کسی که با تاریخ شوروی آشنا باشد همه این‌ها را از کتاب دریافت می‌کند و کسی که آشنایی نداشته باشد برایش جذاب است. شاید رمز موفقیت اورول هم همین باشد.

میرعباسی با اشاره به انتشار «سقوط» آلبر کامو، درباره این نویسنده نیز گفت: کامو هم مانند اورول از نویسنده‌هایی است که در ایران محبوب است؛ ممکن است یکی از دلایل این موضوع جذابیت شخصی خود کامو، نوع زندگی  و مرگ زودهنگامش باشد که به کتاب‌ها جذابیت می‌بخشد. تعجب می‌کنم که کتاب «طاعون» با وجود این‌که داستان عاشقانه‌ای ندارد، مورد استقبال قرار گرفت. البته عرضه ترجمه «طاعون» با کرونا مصادف شد و شاید یکی از دلایل استقبال مخاطبان ایجاد حس همذات‌پنداری در مخاطب بود و طی یک سال به چاپ هشتم رسید. در شرایط فعلی این کتاب خیلی حالت خوشبینانه دارد و ارزش‌های ناب انسانی را بدون شعاری بودن  به صورت ملموس و جان‌دار به مخاطب انتقال می‌دهد.

انتهای پیام

قلعه سنگ بست زواره با ۹۰۰ سال قدمت

محسن هادی طحان زواره در گفت و گو با خبرنگار ایسنا با اشاره به قدمت ۹۰۰ ساله قلعه سنگ بست شهر زواره اصفهان گفت: این قلعه تاریخی به دست ابوعلی دهدار زواره‌ای در زمینی به وسعت یک هزارو و ۵۰۰ متر مربع در دوره سلجوقیان و در دو طبقه بنا شده است.

وی افزود: ابوعلی دهدار زواره ای که از مقربان حسن صباح بشمار می آمد، از مشاهیر قرن پنجم هجری که در طب، نجوم و هیات مهارتی تام و تمامی داشته، در این قلعه سکونت داشته است.
به گفته این پژوهشگر میراث فرهنگی، در قلعه تاریخی زواره که در آن دوران یک ساختمان حکومتی محسوب می شده عرفا و علما و شعرای زیادی  از جمله “مولانا سپهری زواره ای” شاعر نامدار و اهل عرفان و مقامات معنوی و از مقربان حسن صباح  که در این قلعه سکونت داشته اند.
وی تصریح کرد: سقف این بنای با ارزش تاریخی کشور در سال ۱۳۹۶ توسط میراث فرهنگی مرمت و بهسازی گردید و خوشبختانه از تخریب این بنا جلوگیری شده است اما متاسفانه در خصوص مرمت دیوارهای بیرون و داخل آن بی مهری هایی صورت گرفته و اقدامی نشده است.
هادی طحان افزود: قطعا اگر این بنای تاریخی قرن پنجم (ه-ق) در هرجایی دیگر کشورمان بود، مرمت گردیده و یکی از مقاصد گردشگری کشور محسوب میدشد، چرا که قلعه سنگ بست زواره، از بزرگترین و  مستحکم ترین قلعه‌های کشور پس از قلعه الموت رودبار قزوین است که در قرن پنجم هجری قمری بنا گردیده است.

وی ادامه داد: این قلعه شامل اصطبل، انبار، قسمت‌های مسکونی، اتاق ها، قراولخانه و برج‌های دیدبانی است. ارتفاع قلعه زواره به ۱۲ متر می‌رسد و خشت خام، گل و خاک از عناصر بنیادین به کار رفته در این بنا است و در قسمت زیرین آن نیز از سنگ استفاده شده است و عده ای معتقدند آن بنای زیرین دارای قدمت بیشتری است. 
به گفته هادی طحان، این قلعه به صورت مکعبی شکل بنا شده است و در زوایای آن چهار برج استوانه‌ای شکل به چشم می‌خورد و بر فراز آن جایگاه دیده بانی بوده که نیروها دورتادور حصار شهر را تحت مراقبت و کنترل داشته‌اند و فضای درونی این قلعه در دو طبقه به صورت چهار صفه‌ای است که اخیرا مرمت شده است. 
این پژوهشگر میراث فرهنگی با بیان این که در اوایل قرن هفتم هجری، یکی از اهداف هجوم مغولان به شهر زواره، تخریب این قلعه نظامی مستحکم بوده است، گفت: 
هم اکنون مالک عمده این بنا شخصی بوده و این قلعه احتیاج به مرمت و بازسازی دارد و امیدواریم که داشتن مالک خصوصی دلیل و بهانه ای  بر بی توجهی مسئولین مربوطه و تعلل در مرمت آن نشود.

وی در پایان گفت: این قلعه دفاعی سال ۱۳۸۱ با شماره ۶۱۴۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

انتهای پیام

جایزه «بوکر» به یک رمان‌اولی رسید

به گزارش ایسنا و به نقل از گاردین، «داگلاس استوارت» نویسنده آمریکایی – اسکاتلندی برای خلق نخستین رمان خود با عنوان «شاگی بِین» به عنوان برنده جایزه «بوکر» ۲۰۲۰ انتخاب شد.


این رمان که داستان زندگی فقیرانه پسری به همراه مادر درگیر اعتیادش را در دهه ۸۰ میلادی روایت می‌کند در حقیقت بر اساس زندگی واقعی «استوارت» نوشته شده است. «استوارت» این کتاب را به مادرش که او را در دوران نوجوانی بر اثر اعتیاد به الکل از دست داده، تقدیم کرده است.


به این ترتیب «استوارت» ۴۴ ساله به دومین نویسنده اسکاتلندی تبدیل می‌شود که تاکنون موفق به کسب این جایزه ادبی ۵۰هزار پوندی شده است. در سال ۱۹۹۴ «جیمز کلمان» برای خلق رمان «چقدر دیر بود» به عنوان نخستین نویسنده اسکاتلندی جایزه «بوکر» معرفی شد.


«استوارت» از کتاب «چقدر دیر بود» به عنوان اثری که زندگی‌اش را دگرگون کرده است یاد می‌کند چرا که معتقد است نخستین‌بار با مطالعه این کتاب مردم خود و گویش خود را در یک کتاب دیده است.


رمان «شاگی بِین» پیش از آن‌که توسط انتشارات «گروو آتلانیک» در ایالات متحده و «پیکادور» در بریتانیا منتشر شود توسط ۳۰ ناشر مختلف رد شده بود.


«داگلاس استوارت» که در شهر «گلاسگو» متولد شده است در سن ۲۴سالگی پس از فارغ‌التحصیل شدن از کالج سلطنتی هنر لندن برای ورود به حرفه طراحی لباس به نیویورک نقل مکان کرد.


«استوارت» یکی از چهار نویسنده رمان‌اولی بود که در فهرست شش‌نفره نامزدهای نهایی این جایزه ادبی قرار گرفته بودند.


«دایان کوک» برای «سرزمین متروکه جدید»، «اونی دوشی» برای «شکر سوخته»، «برندن تیلور» برای «زندگی واقعی»، «تسیتسی دانگارمبگا» برای رمان «این جسد سزاوار سوگواری» و «مازا منجیست» برای «پادشاه سایه» از دیگر شانس‌های امسال برای کسب جایزه «بوکر» بودند.


سال گذشته «برناردین اواریستو» و «مارگارت اتوود» برای نگارش رمان‌های «دختر، زن، دیگر» و «وصیت‌ها» مشترکا به عنوان برندگان بوکر معرفی شدند.


برنده جایزه «بوکر» که در سال‌ها گذشته در جریان یک مراسم رسمی در لندن معرفی می‌شد، امسال با توجه به شیوع ویروس کرونا طی یک مراسم مجازی و با شرکت نامزدهای نهایی مشخص شد.


مراسم اعلام برنده امسال جایزه «بوکر» به دلیل جلوگیری از همزمان شدن با انتشار کتاب خاطرات «باراک اوباما» با دو روز تاخیر برگزار شد. پیش‌تر اعلام شده بود «اوباما» نیز در این مراسم سخنرانی خواهد کرد.


قوانین جایزه «بوکر» در سال ۲۰۱۴ تغییر کرد و به موجب آن تمامی نویسندگانی که به زبان انگلیسی نوشته‌اند و آثارشان در بریتانیا منتشر شده است می‌توانند در این جایزه ادبی شرکت کنند.


این قانون جدید مورد انتقاد صنعت نشر بریتانیا قرار گرفت و این هشدار را که این قانون می‌تواند موجب سلطه نویسندگان آمریکایی شود به دنبال داشت.


به استثنای «دانگارمبگا»، تمامی نویسندگان فهرست نهایی «بوکر» ۲۰۲۰ اهل ایالات‌متحده هستند و یا شهروند این کشور محسوب می‌شوند.


انتهای پیام

۲۰ دستورالعمل برای پیشگیری از بروز کووید-۱۹/نحوه استفاده از تلفن همراه و خرید و حمل نان

پروفسور قاسم آهنگری، متخصص ایمونوژنتیک و استاد تمام دپارتمان ژنتیک پزشکی پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری در گفت‌وگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه در حال حاضر می‌بایست به دنبال راهکارهایی باشیم تا از بروز مرگ و میر و قدرت کشندگی این ویروس جلوگیری کنیم، افزود: در علم ایمنی‌شناسی بیماری‌های عفونی واگیردار بعد از شناسایی کانون شروع بیماری‌ و عامل آن، می‌بایست سریعا وارد عمل شد و شیوع آن را در زمان طلایی (Golden Time) کنترل و محدود کرد و در حال حاضر که مطابق نقشه ترسیمی و اعلامی از سوی مراکز رسمی، بیماری کووید-۱۹ در تمام استان‌ها شیوع پیدا کرده و وضعیت “درجه قرمز” در اغلب استان‌های کشور قابل مشاهده و کمتر استانی است که در این حالت نباشد، پس بنابراین دیگر بحث شیوع مطرح نیست و این ویروس در سراسر کشور پخش شده است؛ از این رو در این گونه موارد راهکارهای خاصی وجود دارد.

وی ادامه داد: از نظر کرونولوژی بیماری‌های عفونی واگیردار در ایران متاسفانه با اپیدمی جهانی آنفلوآنزا در سال ۱۹۱۸ مقایسه می‌شود، ولی من معتقدم ما می‌بایست اپیدمی سال ۱۹۰۶ در کشور خودمان را با وضع کنونی مقایسه کنیم که متاسفانه باید بگویم از نظر رفتاری زیاد با آن سال‎ها تفاوت قابل مشاهده‌ای در خصوص بیماری‌های واگیردار نکرده‎ایم و همان “الگوهای رفتاری” که در سال ۱۹۰۶ موجب مرگ و میر سنگین در کشور شد را شاهد هستیم.

آهنگری اضافه کرد: امروز چنانچه توجه نکنیم، به علت طولانی شدن بیماری و عدم کنترل آن، دقیقا رفتار مردم را می‌توان با اپیدمی بیماری عفونی سال ۱۹۰۶ در ایران مقایسه کرد؛ چرا که در آن سال افرادی که به نکات بهداشتی و بیماری عفونی قابل سرایت توجه نکردند و آن را به سخره ‌گرفتند، در روزهای بعد بدن بی جان خود و خانواده و نزدیکان آنها به مراکز درمانی آورده می‌شد. خواهش من این است که به مرور تاریخ رفتارشناسی خود بپردازیم و از عزیزان کارشناس روانشناس، روانپزشک و رفتارشناسان و جامعه شناسان دعوت به عمل آید تا در خصوص رفتار خاص ما با این گونه از اپیدمی‌ بیماری‌های عفونی و واگیردار کمک کنند تا این معضل حل شود.

به گفته این محقق حوزه ژنتیک پزشکی با رجوع به اسناد تاریخی و گزارشات کادر درمانی بین‌المللی مشاهده می‌کنیم که در آن سال‌ها مرگ و میر سنگین را بیشتر ماحصل رفتار مردم نسبت به بیماری واگیردار می‌دانند و متاسفانه این الگوی رفتاری سال ۱۹۰۶ را در هزاره سوم شاهد هستیم.

این استاد پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری ویروس کرونا را یک ویروس نوپدید توصیف کرد و یادآور شد: با توجه به فرم‌های ویروسی مشابه آن، کشورهای پیشرفته از تجربیات گذشته خود استفاده می‌کنند و همین طور با گذر چندین ماهه در این دنیای ناشناخته‌ها، این کشورها اطلاعات علمی اعم از ساختار ویروس، نحوه انتقال و پاتولوژی آن و از همه مهمتر اطلاعاتی را از روی مطالعات انسانی در بیماران و اجساد آنها به دست آورده‌اند. بنابر گفته همکارم پروفسور “میکا پایوویک”، رتروویرولوژیست مشهور دنیا و یکی از بنیانگذاران انستیتو ویروس‌شناسی آمریکا، “رترویروس‌ها یک عوارض در زمان ابتدایی و یک عوارض مزمن و طولانی مدت دارند”. بیمار پس از گذر از مرحله حاد وارد مرحله طولانی و مزمن می‌شود.

پروتکل‌های مهم بهداشتی برای پیشگیری از بروز بیماری 

آهنگری خاطر نشان کرد: اخیرا افراد زیادی طی تماس‌هایی که با من داشتند، پرسش‌هایی درباره نحوه پیشگیری از این بیماری ارائه کردند که با توجه به مطالعاتی که بر روی این ویروس انجام دادم، ۲۰ دستورالعمل تهیه کردم  که به نظر می‌رسد دستورالعملی کامل برای مشکل کرونا (COVID-۱۹)  خواهد بود. 

وی با اشاره به این ۲۰ دستور العمل با تاکید بر اینکه قبل از هر چیزی و هنگام خروج از منزل حتما ماسک بزنید، جزئیات آن را به این شرح توضیح می‌دهد: 

۱- تحت هیچ شرایطی و هیچ وقت دست خود را به صورت خود نزنید (چشم، بینی و دهان خود را تحت هیچ شرایطی لمس نکنید).

۲- دست‌هایتان را به صورت مرتب (هر یک ساعت یکبار) با آب و صابون (حداقل ۲۰ ثانیه) یا ضدعفونی کننده با الکل بالای ۶۰ درصد (بین ۶۰ تا ۷۰ درصد) بشویید.

۳- به جز مواقع اجبار از خانه بیرون نروید.

۴- از دست دادن و روبوسی با دیگران پرهیز کنید.

۵- فاصله ۲ متری با دیگران را رعایت کنید (به خصوص افرادی که نشانه‌های مریضی از جمله سرفه یا تب دارند).

۶-  در صورت سرفه یا عطسه کردن، با آرنج خمیده (flexed-elbow) (دست خود را خم کنید و آرنج را جلوی دهن بگذارید) یا دستمال کاغذی (که سریعا به سطل آشغال بسته می‌اندازید) را در مقابل دهان قرار دهید.

۷- در صورت خارج شدن از خانه و عدم دسترسی به مواد شوینده، از محلول ضدعفونی کننده با الکل بالای ۶۰ درصد (بین ۶۰ تا ۷۰ درصد) استفاده کنید.

۸- گوشی همراه خود را در خارج از خانه از جیب خود خارج نکنید (مگر در شرایط اضطراری).

اقدامات الزامی هنگام بازگشت به خانه

۹-اقدامات زیر در هنگام بازگشت به خانه بسیار بسیار حیاتی است و باید گام به گام و با دقت رعایت شود:

الف) بعد از ورود به خانه بدون دست زدن به هیچ چیز و بدون برخورد یا نشستن در جایی، مستقیما به دستشویی رفته و دست خود را  به طور کامل بشویید. (در دستشویی را از قبل باز بگذارید، در صورت باز نبودن در، با دستمال کاغذی آن را بازکنید و سریعا دستمال را به سطل آشغال بسته (closed bin) بیندازید و بعد از پایان کار، دستگیره را ضدعفونی کنید).

ب) تلفن همراه خود را ابتدا با دستمال مرطوب الکلی و سپس با محلول ضدعفونی الکل بالای ۶۰ تا ۷۰ درصد به طور کامل ضدعفونی کرده و روی دستمالی بگذارید (در صورت استفاده از قاب محافظ، قاب محافظ را خارج کرده و هردوی گوشی و قاب محافظ را به طور کامل ضدعفونی کنید).

ج) لباس‌های بیرون خود را دربیاورید و در مکانی به دور از لباس‌های منزل و دیگر وسایل خانه آویزان کنید. 

د) مجدد به دستشویی رفته و دست خود را به طور کامل بشویید.

ه) در این مرحله می‌توانید لباس منزل خود را بپوشید.

به گفته این محقق اکنون محیط خانه شما امن است و با شرط دست نزدن به صورتتان، می‌توانید از گوشی همراه خود استفاده کنید.

دستورالعمل‌ها قبل و بعد از غذا خوردن

۱۰- دست خود را قبل، در حین و بعد از تهیه غذا، قبل از خوردن غذا و بعد از استفاده از توالت بشویید. فراموش نکنید تحت هیچ شرایطی و در هیچ ساعت روز و در هیچ مکانی به صورت خود (چشم، بینی و دهان) دست نزنید.

۱۱- تمام سطوح پرتماس خانه و محل کار (high-touch surfaces) را هر روز با اسپری تمیزکننده بشویید (از جمله: پیشخوان، رومیزی، میز کار، وسایل حمام و توالت، تلفن‌ها، کیبورد، تبلت و میز کنار تخت، دستگیره‌های درها).

۱۲- میوه‌ها و وسایلی که از بیرون می‌آورید را حتما در یک ظرف ریخته با مایع ظرفشویی حداقل به مدت ۱۰ دقیقه در آب قرار داده و سپس شستشو دهید.

۱۳- یخچال را حداقل یکبار در هفته با ابر و محلول جوش شیرین ضد عفونی کنید.

۱۴- نان را در سفره شخصی در نانوایی قرار داده و به منزل حمل کنید.

۱۵- حداقل روزی ۳ تا ۴ بار با آب نمک دهان خود را شستشو دهید.

۱۶- سعی کنید بدن خود را کم آب نگه ندارید، از آب معمولی و بهتر است از آب میوه‌های تازه بنوشید و از خوردن غذاهای آماده و فست فود و پرچرب پرهیز کنید.

۱۷- تهویه منزل را فراموش نکنید؛ هر چند وقت یکی از پنجره‌ها را باز کنید تا هوا تهویه شود.

۱۸- تا می‌توانید از پول نقد استفاده نکنید و کارت بانکی را با پنبه آغشته به الکل تمیز کنید.

۱۹- افراد مسن دیابتی و فشارخونی و بیماران دارای بیماری زمینه‌ای سعی کنند در منزل بمانند.

۲۰- سعی شود در معرض آلودگی هوا و در تجمعات و فروشگاه‌ها و دورهمی‌ها شرکت نکنید.

انتهای پیام