زندگی تنها بانوی ایرانی منتخب جشنواره عکس فیاپ در قرنطینه

خبرنگار ایسنا پای صحبت های ترانه دهقانی هنرمند اردبیلی و تنهای بانوی ایرانی منتخب جشنواره بین‌المللی عکس فیاپ می نشیند.

ایسنا: خودتان را به صورت مختصر معرفی کنید:

دهقانی: ترانه دهقانی هستم. متولد ۱۳۵۸، ساکن اردبیل.

ایسنا: از چه زمانی به هنر و به ویژه عکاسی، شعر و داستان علاقمند شدید؟

دهقانی: من از همان دوران کودکی علاقه زیادی به شنیدن قصه و داستان داشتم و طرفدار پر و پا قرص برنامه کودک تلویزیون و کارتون‌های بی نظیر آن دوران بودم، تا  زمانیکه خواندن و نوشتن را یاد گرفتم و به درک مفهوم کلمات رسیدم، این بار با خواندن و نوشتن شعر و داستان، علاقه‌ام را به این هنر نشان می‌دادم.

همچنین عاشق نقاشی، طراحی و موسیقی بودم، که شانس بزرگ من در آن زمان برای پرورش این استعداد و علاقه  وجود برادرم بود، او دبیر ریاضی و اهل ادبیات و هنر بود که همین کشش و علاقه مشترک به ادبیات و هنر، باعث شد بیشتر اوقاتم را با خواندن رمان‌هایی که در کتابخانه‌اش از نویسندگان بزرگ و مطرح دنیا بود بگذرانم و هنگام کشیدن نقاشی‌هایش روی شیشه و سطوح کاغذ و دیوار، ضمن لذت بردن، دقت کرده و به خاطر بسپارم.

جدا از این علایقی که اشاره کردم، برای خودم کاردستی های مختلفی درست می کردم، مثل کتابچه های کوچک داستان که با قیچی کردن ورقه های دفترم به ابعاد کوچکتر و دوختن انتهای آنها به همدیگر شکل می گرفت و با ساختن داستان و کشیدن نقاشیِ مربوط به هر صفحه و رنگامیزی آن ها به پایان می رسید.

همچنین با نقاشی کردن حیوانات کارتونی به صورت خانوادگی روی صفحات کاغذی و قیچی کردن اطراف آنها که فکر و ایده آن ناشی از دیدن کارتون‌هایی نظیر دهکده حیوانات بود، می‌توانستم به میل خودم برای هر خانواده داستان بسازم و کارگردانی کرده، لذت بیشتری ببرم.

کلاس دوم راهنمایی بودم که در مسابقه طراحی که به طور سراسری بین دانش آموزان مدرسه برگزار شد نفر اول شدم و در همان دوره داستانی که نوشته بودم توسط دبیر پرورشی‌ام، با کلی سرزنش از طرف ایشان رد شد، داستانی با عنوان «افسانه ی رزا»، که  برگرفته از تخیل من و رویای دختر خیالی‌ام، به نام «رزا» بود، در این داستان شخصیتی به نام «ملکه ویکتوریا» حمایت و سرپرستی رزا را بر عهده می‌گیرد و رزا به عنوان فرزند خوانده او وارد قصر می‌شود، جریان داستان با بلعیده شدن رزا توسط زمین باغ در حیاط قصر ادامه می‌یابد و به جادوگری می‌رسد که در زیرِ زمین، رزا را زندانی خود کرده است و شرط آزادی‌اش در جواب دادن به سه معمای طرح شده توسط اوست که این جواب، دوباره رزا را به روی زمین و به قصر، باز می‌گرداند، تمام این اتفاقات در خواب دختر یتیمی رخ می‌دهد که از فرط ناتوانی  قصد دارد خودش را از روی این پل به آب بیندازد که  زیر پل، خوابش او را به آرزوهایش می‌رساند.

دبیر پرورشی ام بعد از خواندن این داستان باور نمی کرد که خالق و نویسنده ی آن ، من باشم، برای همین ضمن سرزنشم، اصرار داشت کتاب و داستانی که از روی آن کپی برداری کرده ام را برایش ببرم، این در حالی بود که در همان زمان، خواهرزاده ام با خواندن داستانم و نوشتن خلاصه ی آن، از معلمشان، نمره ی بیست دریافت کرده بود.

این از خاطرات خوب و بد آن دورانم، در رابطه با هنر بود. گرچه ناباوری دبیر پرورشی‌ام آن زمان ناراحتم کرد و تا مدتی نتوانستم بنویسم، ولی بعدها متوجه شدم که باید از این ناباوری ایشان خوشحال هم می‌شدم، چون این طرز برخورد، ناشی از قدرت قلم من بود.

البته دبیرانی هم مثل آقای بوستانی، دبیر ادبیاتمان، در دوره دبیرستان بود که همیشه در کمال حوصله و اخلاق، با خواندن داستان و نوشته‌هایم، تشویق و تحسینم می‌کرد و باعث می شد در آن دوره بیشتر از خواندن و نوشتن لذت ببرم و از این بابت همیشه سپاسگزار و دعاگوی ایشان بوده و هستم، گرچه بعد از پایان آن سال هرگز ایشان را ندیدم و پایان همان سال، درست زمانی که علایق و خواسته‌های ذاتی‌ام را کشف می‌کردم، سرنوشت جور دیگری برایم رقم خورد، به این ترتیب که در ۱۶ سالگی وارد زندگی مشترک شدم و خیلی زود مادر بودن را تجربه کردم.

با تمام سختی‌ها و اتفاق‌هایی که به نظرم عجیب و غریب می‌آمد،  از آشپزی، خیاطی، گلدوزی و شمع‌سازی و هنرهایی نظیر آن لذت می‌بردم، اما در این میان، شدیدا محتاج کتاب های آموزش خانواده، روانشناختی و تربیتی شده بودم، به همین خاطر، کتاب‌هایی مانند مردان مریخی و زنان ونوسی اثر جان‌گری و همچنین کتاب رابطه مادر و دختر و رابطه ی مادر و پسر که اثر ملیسا هریسون و هری اچ هریسون بود و کتاب‌های آموزشی مثل آن را تهیه کردم و در مسیر تربیت و تقویت رفتار خود و افراد خانواده از آن بهره بردم.

حال برای این که ارتباطم با دنیای بیرون قطع نشود، کنار هر هنری، کتاب و مجله می‌خواندم و برای آرامش و تسلی خاطرم می‌نوشتم. سال ۱۳۹۰  با هدف شناخت و کسب آگاهی بیشتر در رابطه با  هنر نویسندگی، پا به دنیای بیرون گذاشتم و برای اولین بار در کارگاه نقد و بررسی داستان و شعر که در حوزه هنری استان اردبیل برگزار می‌شد شرکت کردم.

در سال ۱۳۹۳ مجموعه شعری با عنوان مرگ حسرت و در سال ۱۳۹۴ مجموعه شعر دیگری با عنوان آسمان گمشده  به چاپ رساندم که طراح روی جلد هر دو کتاب، خواهرم بود، در واقع وی ضمن اینکه خواهر و دوستی صمیمی برای من بود، مشوق و همراه همیشگی من در طول آن سال‌ها تا به الان بوده است که بابت آن همواره خدا را شاکر بوده و از ایشان نهایت تشکر را دارم.

همچنین در رابطه با انتشار اشعارم باید بگویم که توسط ناشرین مجلات بارها به چاپ رسیده و در کتاب منتخبی از اشعار شاعران سراسر ایران، با عنوان«جهان در برابرم سپید می‌شود» منتشر شده است.

در سال ۱۳۹۵، همزمان با شرکت در کارگاه‌های شعر و داستان، مشتاق به ادامه تحصیل شدم و با علاقه‌ای که به هنر عکاسی پیدا کرده بودم، با هدف تحصیل در این رشته، در کلاس‌های درسی و آموزشی ثبت‌نام کردم، گرچه رشته عکاسی را به خاطر شرایط مدارس آموزشی، به رشته گرافیک تغییر دادم و دیپلم گرافیک نصیبم شد، اما باز هم این اتفاق، از اشتیاقم نسبت به این هنر، کم نکرد و ضمن ثبت نام در دانشگاه علمی کاربردی برای ادامه تحصیل در این رشته، تا به حال در آموزشگاه‌های معتبر استان، دوره‌های مختلفی از این رشته را نظیر آموزش اصول و مبانی عکاسی، دوره‌های شناخت نور و مبانی نورپردازی، عکاسی مستند و دوره تکمیلی نورپردازی پرتره و همچنین دوره عکاسی مفهومی را زیر نظر استادان مجرب استان طی کردم.

حالا هر زمان حرفی برای گفتن داشته باشم، ضمن بیان آن با هنر نویسندگی، می‌توانم به وسیله هنر تجسمی هم، آن را نشان دهم. در واقع هدف من از پرورش این استعداد و در کل پناه بردن به هنر، بیان همین ناگفته‌های تلنبار شده است، ناگفته‌هایی که گاهی زبان به تنهایی قادر به گفتنش نیست.

ایسنا: این حرفه رو از چه زمانی به صورت جدی دنبال کردید؟

دهقانی: من با این تصور که شرکت کردن در جشنواره‌ها، برای من زود است و باید تا جایی که می‌توانم بیاموزم، هرگز در هیچ جشنواره‌ای شرکت نمی کردم، تا اینکه این اواخر برای اولین بار در «جشنواره‌های بین‌المللی عکس فیاپ» که با محوریت در خانه می‌مانیم بود شرکت کردم، که در آن اثرم به عنوان تنها بانوی ایرانی در کنار ۴ عکاس دیگر به این جشنواره راه یافت.

فدراسیون بین‌المللی هنر عکاسی یا فیاپ، تنها موسسه بین‌المللی در زمینه عکاسی است که از طرف یونسکو به رسمیت شناخته شده است. فیاپ به طور فعال در کمپین «ما در خانه می‌مانیم» شرکت می‌کند، به همین دلیل، این مسابقه بین‌المللی عکس را برگزار کرد که همه  عکاسان جهان با عکس‌هایی که در این دوره، در خانه‌ها گرفته‌اند شرکت کنند و از آنجایی که شرکت در این جشنواره رایگان و بدون هزینه ثبت نام بود، بی‌شک تعداد شرکت کننده‌ها هم بیشتر از حد معمول بوده است و این برای من حسی بینظیر و خوشایند بود که برای اولین بار در چنین جشنواره‌ای شرکت کنم و اثرم بین آن همه شرکت کننده انتخاب و به مرحله نهایی راه یابد.

البته برای من کسب موفقیت، هرگز به معنای بدست آوردن رتبه یا مقام نبوده است و همین که توانسته‌ام با وجود تمام موانع و محدودیت‌ها، گامی در جهت هنر بردارم، بزرگترین موفقیت من است.

شاید در نظر دیگران نقطه‌ای که اکنون در آن ایستاده‌ام، دامنه‌ای از یک قله موفقیت باشد، اما در نظر من که مسیر سنگلاخی طولانی را برای رسیدن به این دامنه طی کرده‌ام، موفقیتی بزرگ محسوب می‌شود.

ایسنا: نظر شما در مورد نگاه جامعه به هنر؟ و اینکه چقدر هنر در میان مردم مورد قبول واقع شده؟

دهقانی: اگر از گذشته بخواهیم مرور کنیم، تا جایی که یادم می‌آید هنرمند از دید عموم دیوانه یا بیکاری بیش نبوده است و کمتر کسی را  دیده‌ام که از هنرمند تعریف کند و او را مورد لطف و تحسین قرار دهد، اما امروزه با پیشرفت علم و فرهنگ در جامعه و با وجود دنیای مجازی و فعالیت رسانه‌ها و تبلیغات در جهت بهبود هنر، دیدگاه افراد جامعه نسبت به هنر و هنرمند تا حدود زیادی در جهت مثبت تغییر کرده است.

اما باز هم برای بهبود و رشد بیشتر هنر و ماندگاری دیدگاه مثبت نسبت به هنر و هنرمند در جامعه، باید گام‌های بزرگتری برداشته شود تا در نهایت به جایی برسیم که افراد جامعه هرگز با بهانه‌گیری و سنگ‌اندازی، مانع فعالیت یک هنرمند نشوند و هنرمند را از فکر و ایده خود برای ابداع و خلق آثار منصرف نکنند و در صورت امکان، همکاری لازم را با هنرمند برای رسیدن به هدف مورد نظرش داشته باشند.

ایسنا: دغدغه‌ها و انتظارات شما به عنوان یک هنرمند از مسئولان؟

دهقانی: قشر هنرمند از جمله افرادی هستند که همواره مورد کم لطفی جامعه و مسئولین قرار گرفته اند. لازم می دانم از این طریق، به چند نمونه از دغدغه‌ها و انتظارات یک هنرمند از مسئولان محترم اشاره کنم؛ همانطور که می‌دانید، هنرمند فرقی نمی‌کند در چه شاخه‌ای از هنر کسب مهارت و فعالیت داشته باشد، مهم این است که علاوه بر صرف هزینه‌های گزاف در جهت کسب مهارت هنری، عمر گرانمایه‌اش را، بدون هیچ چشم‌داشتی از کسی در این مسیر طی کرده است.

شب و روز نشناخته و با قدرت و قوت طی طریق کرده، هر چند هنر با خونش عجین شده و وی با شدت علاقه‌مندی به آن پرداخته است. بنابراین در فراسوی مسیر زمانیکه نوبت به بازدهی و کسب درآمد رسید، گوشه چشمی به حمایت‌های مسئولان برای ادامه مسیر و رسیدن به کمال مادی و معنوی را دارد.

این امر زمانی به حقیقت می‌پیوندد که مسئولان، حمایت‌های خود را از طریق پرداخت وام‌های بلند مدت بدون بهره و استراحت‌دار، همچنین، در اختیار گذاشتن غرفه‌های حمایتی رایگان یا کم هزینه در معرفی آثار و عرضه محصولات خلق شده هنرمند، نور امید را در دل این قشر جهت ادامه مسیر روشن و منور گردانند، باشد که انگیزه‌ای در جهت خلق آثاری ماندگار و نو در وجود ایشان گردد.

بالطبع، با این تمهیدات جامعه هنری به قشری پویا و خلاق تبدیل گشته، امیدوارانه و با ثبات قدم در این مسیر گام خواهند گذاشت.

ایسنا: با توجه به شرایط پیش آمده اخیر(بیماری کرونا)، در این برهه زمانی وضعیت کارهای هنری شما چگونه بود؟

دهقانی: با توجه به اینکه قبل از جریان کرونا، دوره‌های کارگردانی و فیلمسازی را در انجمن سینمای جوانان استان می‌گذراندم و به فعالیت‌های مرتبط به این دوره‌ها مِن جمله عکاسی و فیلمسازی در بیرون از خانه عادت کرده بودم، فکرش را هم نمی‌کردم برای مدت طولانی مجبور شوم، در خانه بمانم و حتی سوژه عکاسی‌ام را که قبلا بیرون از خانه جستجو می‌کردم، در بین افراد خانواده و لوازم و اشیای درون خانه پیدا کنم.

قرنطینه اجباری جدا از استرسی که به همراه داشت، باعث خیلی از رخدادهای جالب و بی‌نظیر در زندگی شخصی من شد. در این دوران، گذشت زمان را حس نمی‌کردیم و این باعث می‌شد برای نوشتن، خواندن و شنیدن حرف‌های هم شب و روز فرصت داشته باشیم و این تغییری بود که لذت زیادی برایمان به همراه داشت،‌ انگار تا این حد هیچکدام همدیگر را نشناخته بودیم.

نشستن دور یک سفره و بحث و گفت وگو راجع به فیلم‌ها و کتاب‌هایی که می‌خواندیم و مرور خاطرات گذشته و یادآوری روزهای تلخ و شیرینی که پشت سر گذاشته بودیم و صحبت در مورد استعدادهای تک‌تک افراد خانواده و برنامه‌ریزی برای زمان حال و حتی برای بعد از قرنطینه، همه و همه، ارتباط ما را نسبت به هم بیشتر از قبل کرده بود.

ورزش در خانه، نقاشی، موسیقی، عکاسی، دانلود فیلم‌های برتر دنیا و تماشای آن کنار هم، خواندن کتاب، نوشتن، آشپزی و پختن نان و شیرینی، فعالیت‌هایی بود که در خانه توسط اعضای خانواده در این دوران با هیجان و لذت بیشتری اجرا می‌شد.

کتاب‌های زیادی داشتم که به دلیل مشغله فراوان و فعالیت‌های بیرون از خانه، موفق به خواندن آنها نشده بودم و این لطف کرونا و قرنطینه بود که با همان ذوقِ لحظه خرید، شروع به خواندن کنم و همچنین در رابطه با هنرهای تجسمی همزمان با قرنطینه، در صفحات مجازی، جشنواره‌ها و نمایشگاه‌هایی با موضوع کرونا و قرنطینه برگزار شد که در آن از هنرمندان می‌خواست تا از کارهای روزمره خود و لحظاتی که در این دوران دارند اثری به ثبت رسانده و در این جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها شرکت کنند.

تماشای روزانه آثار هنرمندان و تمرکز روی این هنر، حامل ایده‌هایی نو در ذهنم شد و در واقع روزی نبود که عکاسی نکرده باشم، گرچه بیشتر آنرا حذف می‌کردم و تنها عکسی را که از هر لحاظ مورد قبول بود نگه می‌داشتم که البته اجرا و ثبت بیشتر عکس‌های قرنطینه من پشت پنجره اتفاق می‌افتاد.

ایسنا: آیا توانستید کرونا و پیشگیری از آن رو در قالب هنر حرفه‌ای خودتون به جامعه نشان بدهبد؟

دهقانی: در این میان عکسی که برای جشنواره بین‌المللی فیاپ با محوریت در خانه می‌مانیم ارسال کرده بودم، به عنوان اثر تنها بانوی ایرانی کنار چهار عکاس دیگر از ایران به این جشنواره راه یافت، عکسی که اجرا و ثبت آن بالای پشت بام خانه‌مان در شب بود.

در این عکس که در آن خیابان و ساختمان‌های شهر به حالت فلو در پس زمینه دیده می‌شود، دوربین روی دختری  ماسک زده به صورت و نیم رخ فوکوس کرده که در تاریکی شب، امتداد نگاهش به سمت روشنایی شمعی است که در دست گرفته است. عکسی از نور و  امید که در آن  نشان می‌دهد، در پس هر تاریکی، همیشه روزهای بهتر و روشنی است که به استقبالمان می‌آید.

در آخر کلام به لحظات ناب و موفقیت‌هایی اشاره می کنم که در دوران قرنطینه شامل حالمان شد، شرکت در جشنواره بین‌المللی فیاپ و راهیابی اثرم به مرحله نهایی این جشنواره و همچنین راهیابی اثری از پسر ۱۰ ساله‌ام به نمایشگاه نقاشی که مسابقه‌ای ملی بود و توسط حوزه هنری استان با محوریت «کرونا را شکست می‌دهیم» برگزار شده بود و نیز انتخاب اثر موسیقی دخترم که با گیتار اجرا کرده بود  توسط جشنواره موسیقی استان، همگی لحظات ناب و به یادماندنیِ این چند ماه اخیر بود، لحظاتی که بیش از پیش کنار هم بودیم و هستیم.

عکاسی هنری است که در سال ۱۸۳۰ میلادی اختراع شد و به طور عمومی ده سال بعد به رسمیت شناخته شد امروزه عکاسی بزرگ ترین سرگرمی رو به رشد در جهان با سخت افزار به تنهایی یک صنعت چند میلیارد دلاری است.

ایده اولیه تشکیل فدراسیون بین المللی هنر عکاسی نیز توسط دکتر موریس وان دی ویجر Dr. Maurice VAN DE WIJER بلژیکی در سال ۱۹۴۶ شکل گرفت. می توان گفت که فیاپ واقعا از ابتدای سال ۱۹۴۷ رسما تاسیس شد و از آن سال تاکنون واسطه ای برای برقراری ارتباط بین مؤسسات ملی عکاسی در کشورهای مختلف جهان بوده است.

 اولین کشورهایی که به عضویت فیاپ درآمدند عبارتند از بلژیک، هلند، ایتالیا، پرتغال و سوئیس. در ماه سپتامبر سال ۱۹۴۷، با عضویت دانمارک، فنلاند و مجارستان تعداد اعضا به هشت عضو رسید. نخستین کنگره فیاپ در ژوئن ۱۹۵۰ در برن سوئیس با حضور ۱۷ کشور عضو شامل اتریش، بلژیک، برزیل، کوبا، دانمارک، اسپانیا، فنلاند، فرانسه، مجارستان، ایرلند، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال، سوئد، سوئیس و یوگسلاوی تشکیل شد.

فیاپ تنها مؤسسه بین المللی در زمینه عکاسی است که از طرف یونسکو UNESCO به رسمیت شناخته شده است و پروژه هایی نیز بنا به درخواست این سازمان انجام داده است.

فدراسیون بین المللی هنر عکاسی، به عنوان عضو اجرایی (نمایندگی) با مؤسسات ملی عکاسی در سراسر جهان همکاری نزدیک دارد که تعداد آنها به بیش از ۹۰  مؤسسه ملی در ۵ قاره می رسد. فیاپ در هر کشور تنها یک نمایندگی دارد و فیاپ همچنین نماینده نزدیک به یک میلیون عکاس است.

انتهای پیام

از راز قتل خانواده آمریکایی تا خطرات پنهان فضای مجازی

به گزارش ایسنا در این گزارش آمده است، در ابتدا سریال ها و فیلم های مستند فقط مربوط به گروه خاصی از مردم می شد اما با گذر زمان و گسترش رسانه های دیداری و شنیداری، مستندهای جالب توجه و متنوعی ساخته شدند که توانستد با گروه های بیشتری از مردم ارتباط برقرار کنند.

در سال جاری مستندهایی ساخته شدند که توجه مخاطبان را جلب کرده و جزو پربیننده ترین فیلم و سریال ها قرار گرفتند. این مستندها گاه زندگی افرادی معروف را روایت کرده و گاهی قصه ای از دل افراد عادی جامعه را بیرون کشیده اند.

الجزیره در ادامه چند مستند موفق در سال ۲۰۲۰ را معرفی کرده است:

«The Last Dance»

چه شما از عاشقان بسکتبال باشید و چه نباشید حتما نام مایکل جردن را شنیده اید. البته سازندگان مجموعه مستند «آخرین رقص» بیش از تمرکز بر زندگی مایکل جردن، به مسابقات قهرمانی سال ۱۹۹۸ ـ ۱۹۹۷ توجه کرده اند. این مستند تاریخی حوادث پشت پرده این دور از مسابقات را به بینندگانش نشان می دهد. همچنین تلاش های گروه برای پیروزی در خلال مشکلات و درگیری هایی که در آن سال وجود داشت در این‌ مستند مورد توجه قرار گرفته است.

مستند آخرین‌ رقص درامی کلاسیک را برای مخاطبان فراهم آورده و دوره خاطره انگیز قهرمانی مایکل جردن تکرارنشدنی را به تصویر می کشد.

این‌ مستند را که موفق به کسب جایزه امی شده حتی آن هایی که بسکتبال دوست ندارند هم پسندیده اند.
«آخرین رقص» طبق لیست سایت سینمایی IMDb رتبه ۱۵ از میان ۲۵۰ سریال  درام برتر تاریخ را به دست آورده و از مخاطبان نیز نمره ۹.۱ را گرفته است.

«The Social Dilemma»

بدون شک مستند «معضل اجتماعی» یکی از مهمترین ساخته های سال ۲۰۲۰ است؛ به ویژه آن که این مستند در میان ۱۰ فیلمی که در سایت نتفلیکس بیشترین تعداد بازدید را داشتند قرار دارد.
این مستند درباره شبکه های اجتماعی و سایت های معروف است که نوعی اعتیاد را در میان کاربران خود به وجود آورده اند.

«معضل اجتماعی» با ارائه اطلاعاتی دقیق، به کاربران فضای مجازی  می آموزد که چگونه به طور صحیحی از فضای مجازی استفاده کنند و به آن ها گوشزد می کند که چگونه این شبکه های اجتماعی می توانند برای مصالح خود از آن ها سوءاستفاده کنند.

 «AmericanMurder:TheFamily Next Door»

ما در شبکه های اجتماعی افرادی را می بینیم که دایما شادی هایشان را به نمایش می گذارند و فکر می کنیم که فقط ما هستیم که با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می کنیم.
در صورتی که این حقیقت ماجرا نیست و یا حداقل تمام آن چیزی نیست که آن اشخاص در زندگی تجربه می کنند.

«قتل آمریکایی:خانواده همسایه» مستندی است که این حقیقت را به تصویر می کشد. داستان درباره یک خانواه معروف آمریکایی است که در شبکه های اجتماعی شادی ها و زیبایی های زندگی شان را به نمایش می گذاشتند اما واقعه ای هولناک همه چیز را عوض می کند. اعضای خانواده به طرز فجیعی به قتل می رسند و مشخص شدن قاتل آن ها همه را حیران می کند.

انتهای پیام

«گشت شبانه»ای که اصلا شب اتفاق نیفتاد!

به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی‌آرت، «گشت شبانه» اثر «رامبرانت» نقاش نامدار هلندی یک تابلو عظیم و مشهورترین تابلو نقاشی این هنرمند است.

این اثر که در سال ۱۶۴۲ و در طول عصر طلایی هلند خلق شده است، عزیمت گروهی را به سرپرستی کاپیتان «فرنس بانینک» (مردی در لباس سیاه و شالی قرمز) و ستوان «ویلم ون رویتنبرچ» (مردی در لباس زرد و کمربندی سفید) به تصویر کشیده است؛ این تصویری کلی است که یک بیننده در نگاه اول متوجه آن می‌شود اما نکات دیگری درباره این اثر نیز وجود دارد.

«گشت شبانه» رویدادی در شب نیست!

صدها سال این تابلو نقاشی با وارنیش تیره و غبار پوشانده شده بود و به موجب آن به اشتباه تصور می‌شد این اثر صحنه‌ای از شب را به تصویر می‌کشد و به دنبال آن عنوان «گشت شبانه» هم به آن اختصاص داده شد. وارنیش تیره در دهه ۴۰ میلادی از روی تابلو پاک شد اما عنوان همچنان بر روی اثر باقی ماند.

نام واقعی این اثر طولانی‌تر و پیچیده‌تر از این نام کنونی آن است

اگر چه این روزها همه علاقه‌مندان به هنر این اثر را با نام «گشت شبانه» می‌شناسند اما عنوان رسمی این اثر «گروه نظامی بخش دوم تحت فرماندهی کاپیتان «فرنس بانیک»( Frans Banninck Cocq)» است.

«گشت شبانه»

«رامبرانت» برای این نقاشی ۷۲۶ یورو دریافت کرد

به گفته موزه ملی آمستردام، دستمزد «رامبرانت» برای این اثر ۱۶۰۰ «گیلدر» بود که این رقم معادل ۷۲۶ یورو یا ۸۲۸ دلار کنونی است. اما با این حال این پول در آن دوره ناچیز به شمار نمی‌رفت. در آن دوره یک کارگر در هفته ۶.۵۰ گیلدر یا حدود ۳۰۰ گیلدر در سال درآمد داشت.

این نقاشی بسیار نوآورانه بود

نقاشی‌هایی همچون «گشت شبانه» که نگهبانان را به نمایش می‌گذارند در زمان «رامبرانت» بسیار محبوب بودند، اما این «رامبرانت» بود که برای نخستین‌بار گروهی از این افراد حین انجام ماموریت را به تصویر کشید. در این نقاشی کاپیتان که لباس سیاه بر تن دارد به ستوان می‌گوید دستور رژه سربازان را آغاز کند. این نقاش با به تصویر کشیدن واضح حرکت این گروه نظامی به نوعی سنت‌شکنی کرد.

ممکن است تصویری از خود «رامبرانت» در نقاشی باشد

در بخش میانی این نقاشی، در پشت سر مردی که لباس سبز بر تن دارد و سربازی که کلاه‌خود آهنین بر سر دارد تصویری از یک مرد دیده می‌شود که فقط چشم‌ها و کلاه نمدی‌اش قابل مشاهده است؛ گمان می‌رود این مرد خود «رامبرانت» باشد.

برای کوچکتر کردن این تابلو نقاشی قسمت‌هایی از آن را جدا کردند

سال‌ها پس از خلق «گشت شبانه»، این تابلو نقاشی عظیم در سال ۱۷۱۵ از مکان اولیه‌اش یعنی از ساختمان « Kloveniersdoelen» به «سالن شهر» آمستردام منتقل شد و برای نصب در آن مکان بخش‌هایی از این نقاشی جدا شد. امروزه به لطف برخی از نسخه‌های کپی‌شده از این تابلو نقاشی که یکی از آن‌ها اکنون به گالری ملی لندن تعلق دارد، تصویر اولیه تابلو نقاشی «گشت شبانه» مشخص است.

این اثر تاکنون ۳ مرتبه هدف حمله قرار گرفته است

سیزدهم ژانویه ۱۹۱۱ بود که یک آشپز نیروی دریایی که از کار بی‌کار شده بود در اعتراض به از دست دادن شغلش با یک چاقو به «گشت شبانه» صدمه زد. دومین حمله با چاقو به این اثر هنری در چهاردهم سپتامبر سال ۱۹۷۵ توسط فرد دیگری رخ داد. پس از آن، «گشت شبانه» تحت مراقبت دائمی قرار گرفت. با این حال در سال ۱۹۹۰ هم یک مرد هلندی که شغلش را از دست داده بود با اسپری کردن محلول سولفوریک اسید بر روی سطح این تابلو نقاشی، آن را هدف حمله قرار داد.

با این حال در هر بار حمله، پروژه‌های مرمت این اثر موفقیت‌آمیز بودند و فقط اثر ناچیزی از این صدمات قابل مشاهده است.

هر ساله ۲.۲ میلیون نفر از «گشت شبانه» بازدید می‌کنند

این تابلو نقاشی به طور رسمی به شهر آمستردام تعلق دارد و در سال ۱۸۰۸ «گشت شبانه» به موزه ملی آمستردام منتقل شد که نمایش آن سالانه ۲.۲ میلیون نفر را جذب می‌کند.

«رامبرانت» به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نقاشان تاریخ هنر شناخته می‌شود. یکی از ویژگی‌های اصلی آثار این نقاش هلندی این بود که از دل تاریکی‌ها و با تکنیک سایه روشن، نور خلق می‌کرد.

انتهای پیام

بی‌محلی مردم به رسانه‌ها طبیعی است!

مختار مسعود در گفت‌وگویی با ایسنا درباره وضعیت مطبوعات در روزهای کرونایی و علت‌هایی که منجر به رکود رسانه‌های مکتوب شده است، اظهار کرد: به طور کلی خبرنگاران ضلع سوم مثلث مقابله با کرونا هستند که با اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی در زمینه پیشگیری و درمان این بیماری نقش مکمل مدافعان سلامت را ایفا می‌کنند. آنها با تهیه گزارش از بیمارستان‌ها و آرامستان‌ها و گفت‌وگو با بیماران و کادر پزشکی به دل حادثه رفتند که متاسفانه عده‌ای از آنها نیز جانشان را در این مسیر از دست دادند.

او با بیان اینکه «کرونا علاوه بر تاثیر مخرب بر فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و …، رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌های مکتوب را تا اندازه زیادی تحت تاثیر قرار داده است»، ادامه داد: اگرچه رسانه‌های مکتوب، آنلاین و دیداری و شنیداری از آغاز پیدایش ویروس منحوس کرونا تاکنون دست از رسالت اطلاع‌رسانی خود بر نداشته‌اند، اما متاسفانه این ویروس تبعاتی بر رسانه‌ها به جای گذاشته است که کماکان نیز ادامه دارد. رسانه‌ها که در شرایط عادی نیز آسیب‌پذیر بودند، با شیوع این ویروس بیش از پیش ضعیف شدند و رکود تازه‌ای را تجربه می‌کنند. 

این روزنامه‌نگار پیشکسوت خاطرنشان کرد: شاید بیشترین لطمه این ویروس به دخل و خرج رسانه‌های مکتوب وارد شد که آن نیز ناشی از کاهش منابع مالی از طریق آگهی‌هاست. وقتی بنگاه‌های اقتصادی، تولیدی و توزیعی با وضعیت بغرنج ناشی از این ویروس دست و پنجه نرم می‌کنند، طبعا برای صرفه‌جویی به سراغ حذف تبلیغات می‌روند. از سوی دیگر کاهش ارزش پول ملی، افزایش قیمت کالاها را ساعتی کرده است و همین امر بیشترین ضربه را به رسانه‌ها وارد کرده است. افزایش قیمت کاغذ و ملزومات چاپ نیز در نوع خودش مطبوعات را زمین‌گیر کرده است. 

مسعود تولید محتوا را از دیگر چالش‌های رسانه‌های مکتوب برشمرد و یادآور شد:‌ گسترش رسانه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی از یک سو و نبود تولید محتوای مورد توجه مردم، مطبوعات را با عدم اقبال مواجه کرده است. در واقع مخاطبان جاذبه‌ای نمی‌بینند که به سراغ آن بروند. طبیعی هم است. در سال‌های اخیر رسانه‌ها به کدام یک از معضل‌های جامعه به صورت ریشه‌ای پرداختند و توانستند با تاثیرگذاری بر تصمیم‌سازان و مجریان در جهت حل مشکلات گام بردارند؟ کدام رسانه‌ای در چند دهه گذشته از چنان قدرتی برخوردار بود که بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن جلوی یک تصمیم یا سیاست مخرب را بگیرد؟ یا اینکه کدام رسانه‌ای با گزارش‌های دقیق و موشکافانه مسئولان را موظف به پاسخگویی کرده است؟

این روزنامه‌نگار پیشکسوت با اعتقاد بر اینکه در دهه‌های گذشته مطبوعات از تاثیرگذاری بیشتری در میان مردم و مسوولان برخوردار بودند، خاطرنشان کرد: به عنوان مثال موضوع شرکت‌ها و موسسات مضاربه‌ای در دهه ۶۰ که هر روز مثل قارچ می‌رویدند مورد پیگیری سریع مطبوعات قرار گرفت؛ یا موضوع حذف ۳۰۰ قلم دارو از لیست بیمه که به شخصه در سال ۷۴ در «کیهان» آن دوره به این موضوع پرداخته بودم، به شدت مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت که اتفاقا رسانه‌ها در این جریان بسیار تاثیرگذار بودند. انتشار گزارش‌های نقادانه به این موضوع منجر به لغو این مصوبه در هیات دولت و برکناری معاون درمان وزارت بهداشت شد که البته همه اینها نمونه‌های کوچکی از تاثیر صدها گزارش آن دوره مطبوعات است.

مسعود خاطرنشان کرد: در مدت حدود ۴۲ سال فعالیت رسانه‌ای، هرگز شاهد رکود فعلی مطبوعات نبوده‌ام. به طور کلی ما در دو دوره با رونق مطبوعات مواجه بوده‌ایم که نخست دوران پیروزی انقلاب و سپس در دوران دوم خرداد سال ۷۶ بود. در این دو دوره روزنامه‌ها در پرتو آزادی نسبی و استفاده از تجربه جمعی از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای فعالانه وارد میدان شدند و مورد استقبال مردم واقع شدند، به طوری که برخی از مردم مشترک چند روزنامه بودند. البته از نقش وزارت فرهنگ و ارشاد و هیات منصفه مطبوعات هم در این دوران نمی‌توان چشم پوشی کرد، چراکه نقش ترمز را برای رسانه‌ها ایفا نمی‌کردند. اما دوران بسته شدن دسته جمعی مطبوعات در سال ۷۹ را می‌توان تا حد زیادی با رکود فعلی مطبوعات مقایسه کرد؛ که البته سایه آن دوران هنوز بر سر مطبوعات مانده است و در این ۲۰ سال مطبوعات نتوانسته‌اند بار دیگر قد علم کنند.

او بار دیگر به جای خالی دغدغه‌های مردمی در رسانه‌ها اشاره کرد و گفت: در شرایط بغرنج اقتصادی که هر روز سفره نان و پنیر و مردم کوچک‌تر و محدودتر می‌شود، اخبار ویرانگر مفاسد اقتصادی نیز همچون پتکی بر سر آحاد جامعه فرود می‌آید. رسانه‌های ما در مقابله با این فساد روزافزون چه کردند؟ در سال‌های اخیر ما با اختلاس‌های چند هزار میلیاردی، رانت‌خواری برخی از آقازاده‌ها، زمین‌خواری‌های هکتاری و ده‌ها مورد دست درازی به منابع ملی و بیت‌المال روبه‌رو بوده‌ایم؛ در این میان کدام رسانه‌ای به سراغ این موارد رفت؟ چندی پیش یکی از نمایندگان سابق تهران در مجلس در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه با استناد به نامه سازمان بازرسی کل کشور به واگذاری صدها هکتار منابع طبیعی به برخی از از وزرا و مسئولان یا وابستگان درجه اول آنها اشاره کرده و با نام بردن از اسامی این افراد خواهان رسیدگی به بندها شد. آیا در این مدت رسانه‌ها به سراغ این اسامی رفتند و آنها را مورد پرسش قرار دادند؟ آیا پرونده این مفاسد را از مسوولان ذیربط پیگیری کردند؟ وقتی رسانه‌ها چشم خود را بر روی این حجم از مفاسد اقتصادی می‌بندند، نباید از مردم و مخاطب آن نیز انتظار استقبال داشته باشند‍!

انتهای پیام

«بیهقی» مُد شد و تاریخش فراموش!

این منتقد ادبی و نویسنده کتاب «حدیث خداوندی و بندگی» (تحلیل تاریخ بیهقی از دیدگاه ادبی، اجتماعی و روان‌شناختی) در گفت‌وگو با ایسنا، درباره آن‌چه باعث شده «تاریخ بیهقی» هنوز هم پس از ‌سال‌ها مورد توجه باشد و نویسندگان و شاعران تحت تاثیر زبان و نثر آن قرار بگیرند، اظهار کرد: زبان بیهقی همچنان زبان کهنه‌ای است. بیهقی و خواندن بیهقی بیش از آن‌که حاصل نیاز واقعی جامعه باشد، مقداری مد شده و جالب این‌جاست که بیهقی تاریخ نوشته و مورخ است اما جای تعجب دارد، انگار بیشتر داستان‌نویسان و شاعران و نه مورخان – از قدیم هم همین‌طور بوده – به آن توجه کرده‌اند.

او با بیان این‌که انگار تاریخی بودن تاریخ بیهقی فراموش شده است گفت: مورخان هم از قدیم خیلی به این اعتنایی نداشته‌اند. فرنگی‌ها از حیث تاریخی به بیهقی نگاه کردند، اما ما ایرانی‌ها خیلی از لحاظ تاریخی اهمیتی برای بیهقی قائل نبوده‌ایم، در حالی که این متن از حیث تاریخ است که خیلی اهمیت دارد.

دهقانی ادامه داد: در وهله دوم آن‌چه اهمیت دارد، باز هم نثر بیهقی نیست بلکه شیوه تاریخ‌نگاری او است و بینشی که در تاریخ‌نگاری داشته. به نظر می‌رسد او نسبت به انسان‌های روزگار خودش چه در ایران و چه در جاهای دیگر دنیا در نگارش تاریخ خیلی پیشرفته‌تر است؛ وجه دوم اهمیت بیهقی در این است. در مرحله سوم، به شیوه روایت تاریخی او می‌رسیم، این‌جاست که وارد ادبیات می‌شود، شیوه‌ای که بیهقی به کار می‌گیرد و نثری که استفاده می‌کند، تاریخ بیهقی را به یک اثر ادبی تبدیل می‌کند. تاریخ بیهقی برای مورخان یعنی کسانی که با تاریخ ایران سروکار دارند، به خصوص تاریخ ایران بعد از اسلام، و به ویژه تاریخ ایران در دوره سامانیان و غزنویان از نظر تاریخی بسیار اهمیت دارد. همچنین برای کسانی که محقق فن تاریخ‌شناسی و روش‌شناسی تاریخ هستند هم از آن وجه دوم مهم است. اما در وهله سوم، از حیث ادبی هم اهمیت دارد. ولی مثل این‌که ما در ایران آن دو حیث مهم اول را کنار گذاشته‌ایم و به حیث سوم آن چسبیده‌ایم.

او سپس درباره وجه اجتماعی تاریخ بیهقی و زمان‌شمول بودن و تعمیم یافتن آن از این نظر در طول تاریخ بیان کرد: اصولا این تعمیم دادن‌های تاریخی کار درستی نیست. بعد هم این‌که بیهقی خیلی با جامعه زمان خودش به آن معنای وسیع کلمه کاری ندارد. مخاطب او هم همه مردم نیستند بلکه کسانی هستند که در دربارند، مثل منشیان دربار، اهل فضل دربار و … . البته بیهقی در جاهایی انگار مخاطبان وسیع‌تری را هم در همه مکان‌ها و زمان‌ها در نظر دارد اما در اصل مخاطبان بیهقی درباریان هستند و مدام سعی می‌کند در نظر آن‌ها کار خودش را توجیه کند.

این استاد پیشین دانشگاه تهران با بیان این‌که نمی‌شود گفت بیهقی با اجتماع سر و کار دارد و اصلا چنین چیزی برای او مطرح نبوده است گفت: او یک مورخ امروزی نیست که تاریخ اجتماعی بنویسد. بنابراین شما در تاریخ او از جامعه آن روز ایران چندان تصویر روشنی نمی‌بینید بلکه شیوه رفتار درباریان، تفکر آن‌ها و شیوه نگرش آن‌ها را می‌بینید ولی مردم عادی به آن‌جا راهی ندارند و خود بیهقی هم جزء همان طبقه بوده است. بنابراین بیهقی دنیا را از نگاه همان طبقه می‌دید و بیشتر از آن نمی‌توانست از قالب خودش بیرون بیاید. منتها او هنرمند بود و نگاه اخلاقی داشت و همین باعث شده تاریخ بیهقی از جهات مختلف با تاریخ‌های دیگری که در آن دوره‌ها نوشته می‌شد، متفاوت باشد. بیهقی اصلا نگاه اجتماعی ندارد.

دهقانی با اشاره به این‌که تاریخ بیهقی این روزها معمولا برای کسانی که داستان‌نویسی می‌کنند، خواندنی است اظهار کرد: به قول خودشان، داستان‌نویسان می‌خواهند از تکنیک‌های بیهقی سر دربیاورند و از آن‌ها استفاده کنند. همچنین کسانی که به تاریخ علاقه دارند می‌خواهند ببینند در آن روزگار چه می‌گذشته است. محققان تاریخ ایران و به‌خصوص سلجوقیان هم این کتاب همیشه برای‌شان مهم بوده و کسانی که در حیطه روش‌شناسی تاریخ‌نگاری کار می‌کنند کتاب بیهقی برای‌شان اهمیت دارد. البته همانند هر شاهکاری – تاریخ بیهقی هم حالا یک شاهکار است – می‌توان از آن داستان یا نمایشنامه نوشت، کمااین‌که تاکنون هم نوشته شده است. اما این مختص بیهقی نیست و برای همه شاهکارهای ادبی جهان اتفاق می‌افتد.

این نویسنده و پژوهشگر همچنین در پاسخ به این سوال که آیا لقب «پدر نثر فارسی» را شایسته بیهقی می‌داند گفت: خیر، به هیچ وجه. به هیچ کس دیگری هم نمی‌شود این لقب را نسبت داد. مثل این است که بگوییم «پدر زبان فارسی» کیست؟ این قصه‌ها چیست که درمی‌آوریم؟! حالا چون به رودکی گفتیم «پدر شعر فارسی» باید به دنبال «پدر نثر فارسی» هم باشیم؟ و «پدر زبان فارسی» را هم لابد باید پیدا کنیم. این‌ها قصه است و ممکن است به درد عوام بخورد. بیهقی از دل خلاء که پیدا نشد. او در همان تاریخش هم می‌گوید که «من مدیون استادم بونصر مشکان هستم»، این یعنی یکی از استادان مسلم بیهقی در نثر، بونصر مشکان است. آن سازمان بسیار عریض و طویل و پرقدرت دیوان رسالت غزنوی بود که بیهقی از آن بیرون آمد و پشت آن هم تاریخ طولانی‌ای است. آن‌ها هم خود وارث سامانیان هستند، گرچه دیوان رسالت سامانیان عربی بود اما محمودی غزنوی آن را فارسی کرد. در آن سال‌ها هم زبان فارسی به جایی رسیده بود که به جای زبان عربی به عنوان زبان رسمی اداری مورد استفاده قرار بگیرد. متون شعر و نثر قبل از بیهقی بوده‌اند که فقط اسم‌های‌شان به ما رسیده مثل ترجمه «تاریخ طبری» و قبل از آن «شاهنامه ابومنصوری» که فقط اسامی‌شان به ما رسیده و سال‌ها قبل از تولد بیهقی نوشته شده‌اند. بنابراین در زمان بیهقی نثر فارسی آماده و پرورده شده بود تا چنین وظیفه‌ای را به دوش بگیرد. این متون آن زمان کاملا کاربرد داشتند؛ آن موقع ما ادبیات نداشتیم و هر چیزی به نظم یا نثر نوشته می‌شد برای این بود که استفاده و کاربرد داشت و به پیکره فعال جامعه مربوط بود.

محمد دهقانی سپس به ادای دین بیهقی در تاریخش اشاره و بیان کرد: آن زمان این‌جور نبود که کسی شعری بنویسد، بگوید شاعر است و اثرش چاپ و فروخته شود، هرچه نوشته می‌شد، در پیکره فعال جامعه کاربرد داشت، گاهی این پیکره فعال جامعه مختص قدرت و دربار بود، مثل شعرها و رساله‌های درباری که کاربردشان در آن‌جا بود. آن‌ها نمی‌خواستند اثر ادبی خلق کنند، بیهقی هم نوشت تا تاریخ ظهور و سقوط خاندان غزنوی را بنویسند، این را بر عهده خودش می‌دانست. برای همین هم من اسم کتابم را «حدیث خداوندی و بندگی» گذاشتم چون بیهقی می‌خواهد خداوندگار خودش را پاس بدارد. بهترین کار برای این آن است که تاریخ‌شان را بنویسد. او از سقوط غزنویان متاسف است و تاسفش را در این تاریخ بیان می‌کند. ولی او دین خودش را نسبت به خداوندانش ادا می‌کند.

اول آبان‌ماه به عنوان «روز نثر فارسی» و بزرگداشت «بیهقی» که به او لقب «پدر نثر فارسی» نسبت داده شده است گرامی داشته می‌شود.

انتهای پیام

اکبر عبدی «نون.خ» را جذاب تر می کند

مهدی فرجی در گفت وگویی با ایسنا درباره حضور اکبر عبدی در فصل سوم «نون.خ» با بیان اینکه «حضور آقای عبدی برای هر پروژه‌ای مغتنم است»، عنوان کرد: آقای عبدی سرمایه بازیگری ما در کشور هستند و تاکنون توانسته‌اند نقش‌ها و سبک‌های مختلفی را در سینما و تلویزیون کار کنند؛ کارهای ماندگار و فراموش نشدنی از ایشان کم نیست. ما هم از همین ظرفیت استفاده کردیم.

او در پاسخ به این پرسش که آیا درآوردن گویش کُردی برای اکبر عبدی امکان پذیر است؟ عنوان کرد: آقای عبدی گویش های مختلف را تجربه کرده اند و از همه موفق بیرون آمده اند. فکر می‌کنم حضور ایشان به جذابیت سریال «نون.خ» اضافه خواهد کرد.

فرجی درباره سختی‌های کار در شرایط کرونایی توضیح داد: کار در شرایط کرونایی دشواری‌های زیادی دارد. عوامل پشت صحنه همه با ماسک کار می‌کنند که کار را سخت تر می کند و اکسیژن کمتری دریافت می‌کنند. در زمستان سخت تر هم می‌شود و بخشی از کار ما هم در زمستان است. هنرمندان ما مجاهدت و تلاش می‌کنند سلامتشان بسیار مهم است اما از طرفی نشاط و سلامت روانی جامعه هم مهم است. هنرمندان هم مثل کارکنان سلامت که برای سلامت جسم کار می‌کنند، برای سلامت روانی و ایجاد شادی و نشاط در جامعه کار می‌کنند. مردم حتما قدردان هستند و می‌دانند هنرمندان در این شرایط دشوار به شکلی جانفشانی می‌کنند. رسانه ملی هم قدردان آنهاست و بارها به این موضوع اشاره کرده است.

او درباره مشکلات مالی که اغلب پروژه‌های تلویزیونی درگیرش هستند، اظهار کرد: خوشبختانه در سریال «نون خ ۳» تاکنون آسیبی از این جهت ندیده ایم و امیدواریم از این به بعد هم کار به شکل عادی جلو برود.‌

این تهیه کننده درباره حاشیه‌ هایی که اغلبِ پروژه‌های طنز در سال‌های اخیر دچارش می‌شوند و نیز انتقادهایی که به برخی از سریال ‌هایی که گویش محلی خاصی را تقلید می‌کنند وارد است، عنوان کرد: پروژه «نون.خ» در فصل یک و دو دچار حاشیه نشد و در نظرسنجی ها هم خوشبختانه مردم و هموطنان کُرد کار را پسندیدند. دلیلش این است که کارگردان ما کُرد است و بیش از ۸۰ درصد بازیگرانمان هم کُرد هستند. خوشبختانه تاکنون آنچه به روی آنتن رفته، مورد رضایت بوده است.

تهیه‌کننده سریال «نون.خ» درباره حذف برخی دیالوگ ها در فصل دوم و احتمال وقوع این اتفاق در سری جدید، اظهار کرد: آنچه در «نون.خ ۲» اتفاق افتاد سانسور خاصی نبود بلکه یک ممیزی معمول تلویزیون بود که برای بقیه کارها هم وجود دارد. طبیعتا زمانی‌ که کار تولید می‌شود با زمان پخش شرایط فرق می کند؛ مثلا ما زمانی‌که کار را کلید زدیم خبری از کرونا نبود اما زمان پخش کرونا آمده بود. آقای سعید آقاخانی به دلیل اینکه خودشان رسانه شناس هستند و ویژگی های مردم کُرد را می‌شناسند، چیزی نمی‌سازند که ما در زمان پخش دچار سانسور و ممیزی شدیدی شویم.

فصل یک و دو سریال «نون.خ» این شب‌ها از شبکه یک بازپخش می‌شود؛ مهدی فرجی در پایان در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا بازپخش‌های مکرر سریال‌ها موجب از بین رفتن جذابیت آن‌ها نمی‌شود؟ عنوان کرد: تا جایی که من اطلاع دارم شبکه یک دفعه اول است که «نون.خ» را بازپخش می‌کند؛ البته سایر شبکه‌ها مثل آی فیلم و تماشا پخش کرده‌اند. طبیعی است که یک کار خوب تکرارهای مختلف داشته باشد تا مردم فرصت کنند سریال را ببینند؛ البته شبکه یک این توجه را دارد که این تکرار از حد نگذرد و به یک بی قاعدگی تبدیل نشود تا آن جذابیت برای مردم باقی بماند.

فصل سوم سریال «نون.خ» در ۱۵ قسمت برای پخش در نوروز ۱۴۰۰ از شبکه اول سیما ساخته می‌شود.

به گزارش ایسنا، علاوه بر بازیگران دو فصل پیش، اکبر عبدی بازیگر جدید این سریال است و علی صادقی نیز که در فصل دوم حضور نداشت، در این فصل حضور دارد.

سعید آقاخانی، شقایق دهقان، سیروس میمنت، سیدعلی صالحی، هدیه بازوند، ندا قاسمی، ماشاالله وروایی، کاظم نوربخش، نسرین مرادی، سیروس سپهری، صهبا شرافتی، سیروس حسینی‌فر، یوسف کرمی، سیدحسین موسوی، آتنا مهیاری، علی اخوان، شقایق فتاحی و نارین ایوبی بازیگران این سریال هستند.

عوامل این سریال عبارتند از: کارگردان: سعید آقاخانی. تهیه‌کننده: مهدی فرجی، نویسنده: امیر وفایی، مدیر تولید: منصور غضنفری، دستیار یک کارگردان: محمد غفاری، مجری طرح: علی کریمی، مدیر برنامه‌ریزی: ساناز بصیر، ‌مدیر تصویربرداری: سجاد حیدری، طراح گریم: بابک اسکندری، صدابردار: امیرعاشق حسینی، تدوینگر: امیرشیبان خاقانی، آهنگساز: صادق آزمند، منشی صحنه: سارا عبداللهی، طراح صحنه: حسین عالی‌نژاد، طراح لباس: پگاه ترکی، مدیر روابط عمومی: علی زادمهر، عکاس: میثم محمدی، جلوه‌های ویژه بصری: امین پهلوان‌زاده، جلوه‌های ویژه میدانی: رسول کهنسال، مدیران تدارکات: محمد محمدنیا و مسعود یوسفی.

انتهای پیام

ماجرای عروسک های زشت تلویزیون چه بود؟

آزاده مویدی فرد که تا به امروز عروسک گردانی و صداپیشگی بیش از ۶۰ عروسک را انجام داده است و از شاخص ترین آنها می توان به «بیژن»، «چرا»، «نینی»، «انیمیشن های نیروی انتظامی»، «گل بهار» و «سپیده» اشاره کرد،  صداپیشگی چندین عروسک را در برنامه «خوشبخت» برای مخاطب بزرگسال و جهت آموزش مسایل روانشناسانه و خانوادگی در آیتم‌های کوتاه بر عهده دارد.

او در توضیح واکنش های انتقادی که طراحی این عروسک ها به دنبال داشت، به ایسنا گفت: برنامه «خوشبخت» موضوع و پلاتوهایی روانشناسانه داشت. در آن پلاتوها ما موقعیتی ایجاد می‌کردیم تا بتوانیم به مسائلی که میان دخترها و پسرها، خانواده‌ها و نیز مسائل اول ازدواج اتفاق می افتد، با نگاهی فانتزی بپردازیم و حرف‌هایی را در لفافه بزنیم. هدف این بود که آموزش غیرمستقیم روانشناسی داده شود.

مویدی فرد ادامه داد: خانم بنفشه بدیعی، طراح برنامه «خوشبخت» از پیشکسوتان کار عروسکی است و وقتی بگوید سر کاری بروم، حتما قبول می‌کنم. خانم بدیعی قبلا عروسک‌های بسیار زیبایی ساخته که خیلی از عروسک‌های «خوشبخت» زیباتر هستند. بله؛ من هم موافقم عروسک‌های «خوشبخت» زیبا نیستند اما آن‌جا هدف نمایش زیبایی نبوده است.

این عروسک گردان با بیان اینکه برنامه عروسکی «خوشبخت» شامل آیتم های پنج تا هشت دقیقه‌ای است که در قالب یک برنامه یک ساعته پخش می شود، گفت: طراحی خانم بدیعی کار را نجات داد. ایشان با چهار تا بدن و صورت با استفاده از تغییر بینی، چشم‌ها، ابرو و لب‌های متفاوت، بالای ۱۰۰ کاراکتر خلق کردند.

عروسک‌های خوشبخت

این صداپیشه برنامه های عروسکی که فارغ التحصیل رشته تئاتر است، در ادامه با گله از شوخی های کاربران در فضای مجازی، تصریح کرد: «بزرگترین ایراد فضای مجازی این است که دوستان بدون آگاهی حمله می‌کنند. در این برنامه قرار بر این بوده است که در قالب نود قسمت پنج دقیقه‌ای موضوعات روانشناسی، استانداردها، هنجارها و ناهنجاریها آموزش داده شود و مخاطب هدف افرادی بودند که حجاب برایشان ارزشمند است و قسمتی از کاراکترشان است.

مویدی فرد در عین حال گفت: درباره هر برنامه ای سر و صدا بلند شود، یعنی قطعا تاثیرگذار بوده است. حالا اینکه تاثیرگذاری مثبت یا منفی بوده است به جهان بینی آدم‌ها برمی گردد. من به عنوان کسی که آن‌جا بودم می‌گویم تجربه به شدت درخشانی بود. من فرصت داشتم آنجا با چهار عروسک، بالای ۵۰ خانم و بچه را زندگی کنم. ما خوشحال بودیم که در کار خلاقیت داشتیم. برایم عجیب بود که به جای اینکه بخش خلاقیتش دیده شود روی زشتی عروسک تاکید شد مگر آدم‌ها همه قشنگ هستند؟!»

به گفته وی مخاطب عام تعریفی که درباره کار عروسکی دارد این است که هر کار عروسکی کار کودک است؛ در صورتی که اینطور نیست و بعضی از کارهای عروسکی می‌تواند مخاطب بزرگسال داشته باشد.

او درباره کار عروسکی برای کودک هم توضیح داد:‌ استانداردی که برای ساخت عروسک کودک وجود دارد برای من چیز صد درصد محتوم نیست و بستگی به  طراحی و نظر طراح و کارگردان دارد و نیز اینکه هدف از ساخت عروسک رساندن چه مفهومی به بچه‌ها است؛ همه این‌ها موثر است.

آزاده مویدی فرد همراه با عروسک «چرا»

این هنرمند که صداپیشگی عروسک «چرا» را هم بر عهده داشته است، افزود: من به لحاظ مفهومی سمت این می‌روم که شکلی از عروسک را نشان دهم که اتفاقا کج و معوج است و قرینه ندارد زیرا ما وقتی عکس‌های بچه‌ها را نگاه می‌کنیم از زیباترینشان تا بانمک ترینشان غیرقرینه هستند. عروسک غیرقرینه این احساس را در مخاطب کودک ایحاد می‌کند که این عروسک شبیه من است.

مویدی فرد در این زمینه ادامه داد:‌ به قول خانم برومند این سوال را باید همیشه از خومان بپرسیم که یک کار چرا عروسکی می‌شود؟ یعنی اصلا چرا یک کاری را از رئال به عروسکی تبدیل می‌کنیم. پخش فانتزی در کار عروسک خیلی مهم است که اگر لحاظ نشود در ارتباط برقرار کردن عروسک با مخاطب مشکل ایجاد می شود. بزرگترین چیزی که مخاطب را درگیر برنامه عروسکی می‌کند میزان فانتزی است که مخاطب از آن عروسک دریافت می‌کند.

او درباره دلیل موفق عمل نکردن برخی عروسک‌ها توضیح داد: اینکه عروسک چگونه طراحی شود و چه کسی آن را بسازد خیلی مهم است. فقط صداپیشه مهم نیست عروسک گردان هم به اندازه صداپیشه و حتی گاهی بیشتر اهمیت دارد. همه این‌ها کنار هم قرار می گیرند که عروسکی موفق یا غیرموفق می‌شود.

آزاده مویدی فرد در پایان درباره فعالیت‌های اخیرش به ایسنا توضیح داد: یکی از کارهای آخرم کارگردانی و صداپیشکی عروسکی ژولی است. کاری خارج از سازمان صداوسیما که در قالب پکیجی به نام «درسا» به تهیه‌کنندگی آقای پورمقیمی عرضه می‌شود. عروسکی است که قرار است آموزش نقاشی دهد برای همین طبیعتا سراغ طراحی عروسک فول هند رفته‌ام که نیاز به دو عروسک گردان دارد تا دستانش حرکت جداگانه از سر داشته باشند. ۱۰ قسمت از این مجموعه آمده و۲۰ قسمت مانده است. همچنین کارگردانی برنامه «پیم و پم» که مربوط به آموزش کلمات است و از شبکه پویا پخش می‌شود و نیز صداپیشگی عروسک «کی چی کجا» در برنامه خانم سارا روستاپور برای شبکه آموزش را بر عهده دارم که برای پایه یک تا شش تحصیلی تولید می‌شود.

در پایان آیتمی از برنامه «خوشبخت» را می توانید مشاهده کنید:

انتهای پیام

رادیو وحدت امروز راه‌اندازی می‌شود

مهدی مسعودی در آستانه مراسم رسمی راه اندازی «رادیو وحدت» در گفت‌وگویی با ایسنا درباره هدف راه‌اندازی رادیو وحدت گفت: با توجه به توهینی که به ساحت مقدس پیامبر اسلام (ص) شد و بازنشر کاریکاتوری در این خصوص و مسائلی که باعث ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی می‌شود، تصمیم بر این گرفته شد تا این ابتکار شکل گرفته و رادیو وحدت راه‌اندازی شود. این اولین سالی است که رادیو وحدت راه‌اندازی می‌شود. بر این اساس از اول ربیع الاول ـ بیست و هفتم مهر ماه ـ تا ۱۷ ربیع الاول (۱۳ آبان ماه) رادیو وحدت را خواهیم داشت. این رادیو ملی بوده و در سراسر کشور روی فرکانس ۵/ ۹۵ فعال است.

مسعودی دو محور اساسی مورد توجه رادیو وحدت را اینگونه شرح داد:‌ محور اول بحث وحدت داخلی میان شیعیان و اهل تسنن ایران است. محور دوم بحث امت رسول‌الله است و نگاهی که تمام مذاهب اسلامی را با اتحاد و انسجام زیر مجموعه پرچم رسول اسلام (ص) قرار می‌دهد. این نوع وحدت با تفکر استعماری دشمنان که به سرزمین مسلمانان طمع کرده‌ و ایجاد تفرقه و دشمنی می‌کنند، مقابله می‌کند.

او افزود: تلاش ما این است که با رویکرد وحدت بتوانیم تمام چهار فرق اهل تسنن ایران را در برنامه‌های رادیو مشارکت داده و از حضورشان استفاده کنیم.

مدیر رادیو وحدت درباره برنامه‌های این شبکه تازه تاسیس رادیویی توضیح داد: چندین ویژه برنامه داریم و یک برنامه خیلی ویژه‌ تر برای هفته وحدت. در این برنامه‌ها از ظرفیت برادران اهل تسنن در داخل و خارج از ایران بهره برده شده است.

مسعودی درباره تعامل با مخاطب در برنامه‌های این شبکه مناسبتی رادیویی گفت: بخشی از برنامه‌های شبکه تولیدی است و تعامل ندارد اما برنامه‌های صبحگاهی، عصرگاهی و یک ویژه برنامه در شب، برنامه‌های زنده هستند. نگاه این برنامه‌ها نگاه تعاملی با مخاطب است. دوستان تلاش می‌کنند تا با نگاه امتداد پیام، بستری را فراهم کنند تا تعامل در بستر فضای مجازی هم فراهم شود.

او ادامه داد:‌ علاوه بر این، ارتباطی که ما در شبکه وحدت با عناصر مختلف و نخبگان اهل تسنن داریم، تعامل را بیشتر می‌کند. مراکز و مجموعه‌های جهادی که حوزه تقریبی دارند گروه‌هایی هستند که ما با بعضی‌ها جلسه داشته ایم.

مسعودی در پایان درباره ادامه داشتن فعالیت رادیو وحدت در سال‌های آتی عنوان کرد: ما تلاش کردیم تا این رادیو را به عنوان یک رادیو مناسبتی راه اندازی کنیم و ادامه دار بودن آن در سال‌های آینده، منوط به تصمیم رییس صداوسیما و معاون صدا است.

انتهای پیام

مروری بر دستاوردهای عملیات «والفجر ۴»

به گزارش ایسنا، دشت‌ وسیع‌ و دره‌ «شیلر» میان‌ شهر مرزی‌ «بانه» و «مریوان» با فرورفتگی‌ خاصی‌ که‌ از خاک‌ عراق‌ به‌ داخل‌ ایران‌ دارد، در گذشته‌ و در تاریخ‌ جنگ‌ تحمیلی‌ منطقه‌ مهمی‌ به‌ شمار می‌رود. بلندی‌های‌ «سورن»، «سورکوه» و «کانی‌ مانگا» در دهانه‌ این‌ دشت‌ قرار دارند. برای همین عملیات‌ «والفجر ۴» در سه‌ مرحله‌ با هدف‌ وصل‌ این‌ بلندی‌ها به‌ یکدیگر در خط‌ خودی، از روز ۲۷ مهر ماه ‌۱۳۶۲ به‌ مدت‌ ۳۳ روز در منطقه‌ جبهه‌ شمالی‌ «سلیمانیه‌» و «پنجوین‌» انجام‌ شد.

حمله ساعت ۲۴ و با رمز «یا الله، یا الله، یا الله» در منطقه‌ای به وسعت صدها کیلومتر مربع آغاز شد. نیروها در دو محور بانه و بلندی‌های «لَری»، «گرمک»، «کنگرک» و در محور مریوان و بلندی‌های پنجوین به نام «زله»، «مارو» و «خلوزه» به پیشروی پرداختند. در مرحله دوم پس از گذشت دو روز از مرحله نخست، بلندی‌های سورن و کانی‌مانگا و چندین نقطه دیگر آزاد شد، اما بر اثر پاتک‌های دشمن روی قله‌های کانی مانگا، برخی از مناطق دست به دست شد و نهایتا در اشغال دشمن باقی ماند.

مرحله سوم عملیات روز ۲ آبان ماه ۱۳۶۲ به اجرا درآمد. سپاه پاسداران تنها با ۲۵ گردان وارد عمل شد و در مجموع ۱۰۰۰ کیلومتر مربع شامل ۳۰۰ کیلومتر مربع از اراضی ایران و ۷۰۰ کیلومتر مربع از اراضی عراق آزاد شد و معابر نفوذی گروهک‌های نفوذی ضدانقلاب به داخل ایران در دره شیلر مسدود شد.

این عملیات را هشت تیپ و دو گردان از سپاه و یک لشکر پیاده از ارتش به انجام رساندند. فرآیند این عملیات، تصرف پیشرفتگی دشت شیلر، شهر و پادگان پنجوین و گرمک عراق و تسلط بر ۱۳ شهر و روستای عراق ، همراه با ۱۹۰۰۰ تن کشته و زخمی و اسیر و نابودی ده‌ها گردان و گروهان کماندویی و مخصوص دشمن بود. دستاورد دیگر این عملیات خارج ساختن شهر مریوان از زیر دید و تیر دشمن و فراهم‌سازی مقدمات عملیات بعدی در استان سلیمانیه عراق بود.

ارتش‌ عراق‌ در طول‌ این‌ عملیات ‌۱۰ فروند هواپیما، یک‌ فروند هلیکوپتر، بیش‌ از۹۰ دستگاه‌ تانک‌ و نفربر زرهی، ۲۰۰ دستگاه‌ خودرو و انبوهی‌ از سلاح‌ و مهمات‌ خود را از دست‌ داد و پنج دستگاه‌ تانک‌ و نفربر، ۱۰ دستگاه‌ لودر و بولدوزر، ۲۰۰ دستگاه‌ خودرو سبک‌ و سنگین، ۲۰ قبضه‌ سلاح‌ ضدهوایی‌ «سام ‌۷»، تعدادی وسایل‌ مخابراتی، مهمات‌ و سلاح‌های‌ سبک‌ و سنگین‌ از دشمن‌ به‌ غنیمت‌ نیروهای‌ ایرانی‌ درآمد.

در این‌ عملیات‌ سردار «علی‌ رضائیان‌» فرمانده‌ قرارگاه‌ مقدم‌ حمزه‌ سیدالشهدا (ع) به‌ شهادت‌ رسید.

انتهای پیام

ترکیه رفت و آمد مسافر را محدود کرده است؟

مرتضی قربانی درباره محدودیت‌های جدیدی که وزارت کشور ترکیه برای تردد مسافران از مرزهای مشترک با ایران وضع کرده است، به ایسنا گفت: این محدودیت‌ها شامل تردد از مرزهای زمینی می‌شود و به سفرهای هوایی ارتباطی ندارد و پروازها بین دو کشور مطابق مقررات تعیین شده روزانه درحال انجام است و فقط مسافران پیش از خروج باید تست PCR از مراکز مورد تایید را انجام داده و پاسخ منفی آن را همراه داشته باشند.

او درباره برقراری تورهای گردشگری به مقصد ترکیه با توجه به وضعیت ناپایدار پروازها،  نرخ ارز و کرونا، اظهار کرد: درحال حاضر با توجه به نرخ بلیت و ارز و مهم‌تر از آن شرایط کرونا، تور ترکیه با انگیزه تفریح، مخاطبی ندارد.  مسافرانی که در این مسیر تردد می‌کنند بیشتر انگیزه‌های کاری و تجاری دارند. اما به هر حال بسته‌های سفر که شامل بلیت هواپیما، هتل و ترانسفر فرودگاهی است، در آژانس‌های مسافرتی ایران عرضه می‌شود. گروهی از مسافران هم هستند که از پروازهای ترکیه استفاده می‌کنند اما قصد دارند به کشور دیگری سفر کنند و از این مسیر ترانزیت می‌شوند.

وی با تایید این‌که استفاده از پروازهای ترکیه به عنوان ترانزیت لزوما به معنی دور زدن محدودیت‌های کرونا در کشور سوم یا مقصد نهایی نیست، اضافه کرد: مسافران تراتزیتی باید توجه کنند که پروازهای ترکیه و حتی قطر نسبت به پذیرش مسافر در کشور سوم تعهدی نمی‌پذیرند و باید پیش از تهیه بلیتِ مقصد نهایی، پروتکل ورود به آن کشور را بررسی و حتما رعایت کرد.

ایران و ترکیه به دنبال کاهش محدودیت‌های کرونا، برای برقراری روزانه دو پرواز در مسیر تهران ـ استانبول به تازگی توافق کرده‌اند. هرچند مرزهای زمینی ایران و ترکیه هنوز به طور کامل به روی شهروندان دو کشور باز نشده است، اما سفارت ترکیه در تهران در اطلاعیه‌ای از آخرین تصمیم‌های وزارت کشور ترکیه درباره مقررات ورود شهروندان ایرانی به خاک این کشور از طریق مرزهای زمینی و همچنین مقررات مربوط به ورود اتباع ترک به خاک ایران خبر داده است.

مرز خاکی ایران و ترکیه از جمله اصلی‌ترین گذرگاه‌های بین‌المللی برای تردد گردشگرانی است که از اروپا با اتومبیل راهی آسیا می‌شوند. مسدود شدن این مرز از زمان شیوع ویروس کرونا تردد این دسته از گردشگران را برای ماه‌ها مختل کرد و تعدادی از آن‌ها را در ایران و پشت مرزهای ترکیه نیز معطل نگه داشت. میزان انتظار برخی از گردشگران خارجی در ایران که با اتومبیل شخصی سفر می‌کردند، به هشت ماه نیز رسیده بود.

وزارت کشور ترکیه در اطلاعیه‌ای که ۱۵ مهر ماه عمومی شد، مقررات تردد از مرزهای زمینی دو کشور را  اینگونه اعلام کرد: افراد دارای گذرنامه سیاسی و بستگان درجه یک آن‌ها، افراد دارای مجوز اقامت در ترکیه (اعم از دارندگان پروانه کار، افرادی که در موسسات آموزشی ثبت نام کرده اند، افرادی که وارد آزمون‌های دوره کارشناسی یا تحصیلات تکمیلی خواهند شد) و همسر و فرزندان آنان می‌توانند از طریق مرز زمینی وارد ترکیه شوند.

در این اطلاعیه تاکید شده است که حق ایرانی‌ها برای ورود به ترکیه شامل ثبت نام در موسسات آموزشی و یا شرکت در آزمون‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد تنها محدود به ثبت نام و انجام آزمون یا وقت مصاحبه دانشگاه‌های ترکیه است و آزمون‌های بین‌المللی همچون تافل و جی. آر. ای را شامل نمیشود.

افراد دیگر واجد شرایط اتباع خارجی هستند که دارای همسر تبعه ترک بوده و دارای مجوز اقامت در ترکیه نیستند به شرط ارائه سند ازدواج یا رونوشت ثبت سجلی تائید شده، همسران اتباع جمهوری ترکیه که هنور ازدواج خود را در دفتر سجلی خود در ترکیه ثبت نکرده‌اند یا نتوانسته‌اند ثبت بکنند به شرط ثبت یا دریافت برگه تائیدیه ازدواجشان در نمایندگی‌های خارج از کشور جمهوری ترکیه و فرزندان تبعه خارجی آنان به شرط ارائه برگه‌ای که نشان دهد فرزند حاصل از این ازدواج بوده است.

بیماران خارجی و همراهان خارجی آنان از جمله افراد واجد شرایط برای تردد از مرز زمینی دو کشور هستند.  طبق این اطلاعیه در چارچوب پیشبرد روابط تجاری و اقتصادی بین ترکیه و ایران، اتباع ایرانی که دارای ارتباطات تجاری در ترکیه هستند به شرط ارائه مدارک اثبات کننده فعالیت‌های تجاری آن‌ها می‌توانند به ترکیه سفر کنند.

در این اطلاعیه تاکید شده است به افرادی که به ترکیه ورود یا خروج کرده‌اند، پس از تاریخ ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۹ یک بار دیگر نیز حق ورود یا خروج به ترکیه داده خواهد شد.

انتهای پیام