پیکر مسعود عربشاهی یکشنبه تشییع می‌شود

گیتی عربشاهی، همسر زنده‌یاد مسعود عربشاهی در گفت‌وگو با ایسنا ضمن اعلام این خبر اظهار کرد: پیکر زنده‌یاد مسعود عربشاهی ساعت ۹ صبح یکشنبه (۳۱ شهریور) از مقابل موزه هنرهای معاصر تهران به سمت روستای کهک قم که زادگاه پدری‌این هنرمند است، تشییع می‌شود.

مسعود عربشاهی، نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی روز چهارشنبه (۲۷ شهریور) در سن ۸۴ سالگی بر اثر عارضه قلبی – ریوی دار فانی را وداع گفت.

عربشاهی با داشتن دهه‌ها تجربه کار در زمینهٔ نقش برجسته و کارهای اجرایی بر نمای ساختمان‌ها، همراه با تکنیک منحصر به‌فرد خود در اجرای سالن‌های کنفرانس که شهرت جهانی دارد، در ایران و سایر کشورها کارهای اجرایی بزرگی را انجام داده‌ است.

انتهای پیام

ویدئو / موسیقی فیلم؛ «زِد»

موسیقی فیلم؛ «زد»

فیلم «زد» (Z) به نویسندگی و کارگردانی «کوستا گاوراس» فیلمساز مشهور یونانی – فرانسوی ساخته شد. این فیلم در کنار جایزه گلدن‌گلوب، در پنج رشته نامزد اسکار شد و جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را به خانه برد. موسیقی متن این فیلم ساختۀ «میکیس تئودوراکیس» آهنگساز مطرح یونانی است. «تئودوراکیس» در کنار صدها ترانه‌ای که ساخته، تاکنون برای ده‌ها فیلم سینمایی موسیقی متن نوشته است.

تدوینگر: جواد علیزاده

نگاهی به لزوم تجهیز کتابخانه‌های مدرسه‌ها

به گزارش ایسنا، متن یادداشت محمد حسن‌زاده _ دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن ارتقای کتابخانه های عمومی ایران‌ _ به شرح زیر است:

«صدای زنگ مدارس به آرامی به گوش می‌رسد و دانش‌آموزان آخرین هماهنگی‌ها و مرتب کردن‌ها را برای ورود به ماه مهر، ماه مهربانی‌ها و دانش‌اندوزی انجام می‌دهند. والدین هم تقریباً، ماراتن هزینه‌ها را به پایان رسانده و برخی از آنها هم در تقویم خود لیست و تاریخ پرداختی‌های خود در طول ماه‌های آینده را نهایی کرده‌اند. در سوی دیگر، مسولان مدارس نیز آخرین هماهنگی‌های مربوط به برنامه درسی، معلمان و امور جرایی را انجام داده و آخرین آب و جارو را به حیاط مدرسه کشیده‌اند تا مقدم دانش‌آموزان را گرامی بدارند و با بازگشایی مدارس، سال تحصیلی جدید آغاز شود.

اما در این میان کمتر مدرسه‌ای وجود دارد که به تجهیز کتابخانه اهمیت قائل شده و آن را هم به عنوان بخشی از برنامه آموزشی در نظر بگیرند. با برچیده شدن پست کتابدار در وزارت آموزش و پرورش، این امر بیشتر از پیش به محاق رفته و به فراموشی سپرده شده است. این در حالی است که آموزش بدون دسترسی به منابع آموزشی غیر موظف، غیر درسی و خلاقانه امری ابتر و ناقص به شمار می‌رود. 

* کتابخانه آموزشگاهی

کتابخانه آموزشگاهی، کتابخانه‌ای است که در کنار یک مجموعه آموزشی مانند مدرسه تاسیس می‌شود. هدف اصلی این نوع از کتابخانه‌ها ارائه خدمات پشتیبانی به مدارس و مجموعه‌های آموزشی است. یکی از مهم‌ترین رسالت‌های این نوع از کتابخانه‌ها تامین منابع آموزشی است. به همین دلیل، این نوع از کتابخانه‌ها به مرکز منابع آموزشی نیز مشهور هستند. براساس آمار سال ۲۰۱۹، در یکی از کشورهای پیشرفته، ۹۱ درصد مدارس دارای کتابخانه هستند و ۶۱ درصد این کتابخانه‌ها دارای کتابدار تمام‌وقت هستند. طبق سرفصل تدوین‌شده از سوی کمیته برنامه‌ریزی و گسترش علم اطلاعات و دانش‌شناسی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای رشته «کتابدار کودک و نوجوان»، کتابداران کتابخانه‌های آموزشگاهی علاوه بر اینکه در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی کسب تخصص می‌کنند، در حوزه آموزش، برنامه درسی، کلاس‌داری و نظایر آن نیز دانش لازم را به دست می‌آورند. 

کتابخانه‌های آموزشگاهی در کنار ارائه خدماتی مانند مشاوره اطلاعات، معرفی منابع، کمک به یافتن کتاب، نشریه و منابع مناسب به دانش‌آموزان به والدین و معلمان نیز خدمات ارائه می‌کنند. برای افزایش ارتباط بین کتابخانه و کلاس درس، معمولا طبق برنامه، یک روز از هفته را دانش‌آموزان در کتابخانه سپری می‌کنند و روز یا روزهایی از هفته را نیز کتابدار در کلاس حضور پیدا می‌کند.

در نتیجه تعامل مناسب بین کتابدار و معلم، دانش‌آموزان مهارت‌های لازم در حوزه سواد اطلاعاتی، سواد رسانه‌ای، سواد دیجیتال و مهمتر از همه روحیه جست‌وجوگری و نوآوری را فرا می‌گیرند و آنها یاد می‌گیرند که تنها راه دستیابی به دانش، کتاب درسی و کلاس درس نیست، بلکه در خارج از کلاس نیز کتابخانه، خدمات متنوع و مناسبی را به آنها ارائه می‌کند. تداوم این روحیه و نهادینه شدن آن موجب می‌شود که دانش‌آموز به کتابخوانی، مراجعه به کتابخانه، دستیابی به اطلاعات موثر و هدفمند عادت کند. این مهارتی هست که اغلب دانش آموختگان نظام آموزشی در این زمینه با نقص جدی روبه‌رو هستند. 

* کتابخانه‌های آموزشگاهی در ایران

طبق بررسی‌های انجام‌شده در استان‌های مختلف، اغلب مدارس کشور یا کتابخانه ندارند، اگر کتابخانه داشته باشند، کتابدار متخصص ندارند و چنانچه هر دوی اینها وجود داشته باشد (که بسیار نادر است) در قالب یک سیاست ملی به فعالیت نمی‌پردازند و به عبارت دیگر، در ارزیابی‌های مدارس، مدیر و یا هر نوع ارزیابی دیگر به صورت جدی به حساب آورده نمی‌شوند. با حذف پست کتابدار در آموزش و پرورش، وضعیت موجود به مراتب پیچیده‌تر نیز شده است. 

این در حالی است که در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، کتابخانه به عنوان بخشی از نظام آموزش و پرورش در نظر گرفته است. هر چند دیدگاه تدوین‌کنندگان سند مذکور به کتابخانه ونقش آن می‌توانست و باید بسیار جدی‌تر و عمیق‌تر از میزان فعلی می‌بود و باید باشد، اما به هر حال در سند مذکور ۳ بار به کتابخانه اشاره شده است. 

* کتابخانه و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی اولاً بر تاسیس کتابخانه در مدارس تاکید شده است. دوماً، به ارتباط مدارس با کتابخانه‌های عمومی اشاره شده است. اما مع‌الاسف، هر دو مقوله در گام‌های اجرایی نادیده انگاشته شده و مغفول باقی‌مانده است. با حذف پُست کتابدار در آموزش و پرورش، حتی پیکر نیمه جان کتابخانه‌های مدارس نیز از رمق افتاده است. 

الف. تاکید بر تاسیس کتابخانه در مدارس

ذیل راهکار «ایجاد و متناسب سازی فضاهای تربیتی با ویژگیها ونیازهای دانش آموزان و اقتضائات فرهنگ اسلامی – ایرانی و شرایط اقلیمی، فرهنگی و جغرافیایی (۳،۶ و ۷)»

راهکار۳-۱۴ -اهتمام به طراحی، ساخت و تجهیز مناسب نمازخانه، کتابخانه، آزمایشگاه، فضای سبز و فضای ورزشی در تمام مدارس به عنوان محیط تعلیم و تربیت.

همانگونه که از متن مصوبه به صورت واضح، بر می‌آید، تصویب کنندگان سند، ساخت و تجهیز مناسب کتابخانه را در مدارس به عنوان بخشی از متناسب‌سازی فضاهای تربیتی در نظر گرفته‌اند. 

ب. تاکید بر تعامل با کتابخانه‌های عمومی

در فصل چهارم سند، صفحه ۲۱، ذیل عنوان مدرسه در افق چشم‌انداز ۱۴۰۴ ، تعامل مناسب اثربخش با کتابخانه‌های عمومی به عنوان بخشی از مختصات رفتاری و ساختاری مورد نظر برای مدرسه مطلوب در نظر گرفته شده و آمده است:

«دارای تعامل اثر بخش با مساجد و دیگر نهادها، مراکز مذهبی و کانون‌های محلی نظیر فرهنگ‌سرا، کتابخانه‌های عمومی و برخوردار از ارتباط مستمر و موثر با عالمان دینی، صاحب‌نظران و متخصصان»

همانگونه که از متن مصوبه بر می‌آید، ارتباط با کتابخانه‌های عمومی به عنوان بخشی از ویژگی‌های یک مدرسه مناسب در نظر گرفته شده است. 

علاوه بر مورد فوق، ارتباط با کتابخانه‌های عمومی به عنوان بخشی از تنوع بخشی به محیط‌های یادگیری نیز به عنوان یک راه‌حل در نظر گرفته شده و در قسمت راه‌کارها، در ذیل راهکار ۶- تنوع بخشی به محیط‌های یادگیری در فرآیند تعلیم و تربیت رسمی عمومی (۱،۳ و ۸) آمده است:

«راهکار۶-۶ – ایجاد شبکه‌ای از محیط‌های یادگیری مانند پژوهش‌سراها، اردوگاه‌ها، خانه‌های فرهنگ، کتابخانه‌های عمومی، نمایشگاه‌ها و موزه‌های تخصصی علوم و فناوری، مراکز کارآفرینی، ورزش‌گاه‌ها و سایر مراکز مشابه و برقراری تعامل اثربخش مدارس با این محیط‌ها، با رعایت اصل غنی‌سازی محیط مدرسه با همکاری سایر دستگاه‌ها.»

مقصود قانون‌گذار از این مصوبه، ایجاد تنوع و بسترسازی برای همکاری‌های چندجانبه در راستای غنی‌سازی محیط مدرسه است. کتابخانه‌های عمومی به عنوان بخشی از این راهکار، نشان‌دهنده نگاه واقع بینانه تدوین‌کنندگان سند است که دلایل آن در ادامه اشاره شده است. 

همانگونه که اشاره شد، طبق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مدارس از یک سو باید به تاسیس و تجهیز کتابخانه‌های مدارس اهتمام بورزند، از سوی دیگر، همکاری با کتابخانه‌های عمومی را در دستور کار جدی قرار دهند. در این میان، نگاه درازمدت وزارت آموزش و پرورش باید، احیای کتابخانه‌های مدارس و الگوگیری از نمونه موفق به ویژه در بین مدارس غیر انتفاعی است که کتابخانه‌های مجهزی را تدارک دیده و از نیروی انسانی متخصص برای مدیریت این کتابخانه‌ها استفاده می‌کنند. نکته جالب این است که کیفیت بروندادهای این مدارس به لحاظ شاخص‌های مختلف نسبت به مدارس دیگر در سطح بهتری قرار دارند.

مهمترین تکته در احیای کتابخانه‌های مدارس، احیای پست کتابدار و به‌کارگیری نیروهای متخصص در کتابخانه‌های مدارس است. با وجود رشته دانشگاهی کتابدار کودک و نوجوان با دو گرایش در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (گرایش کتابخانه‌های مدارس و گرایش کتابخانه‌های عمومی) و همچنین وجود بستر مناسب در گروه‌های علم اطلاعات و دانش‌شناسی کشور برای تربیت نیروهای کیفی و مستعد، در صورتی که در وزارت آموزش و پرورش اراده و عزم جدی وجود داشته باشد. 

* کتابخانه‌های عمومی: راه‌حلی واقع‌بینانه

در کنار برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش برای احیای کتابخانه‌های مدارس و پست کتابدار، طبق مفاد سند تحولی بنیادین در آموزش و پرورش، ارتباط مدارس با کتابخانه‌های عمومی به عنوان یک راه‌حل ملی و واقع‌بینانه قابل بهره‌برداری است. همانگونه که در بیانیه انجمن ارتقای کتابخانه‌های عمومی ایران به مناسبت بازگشایی مدارس در مهرماه سال ۱۳۹۷ ذکر شد، قریب ۱۰۰۰۰ کتابخانه عمومی به شکل‌های مختلف (کتابخانه‌های عمومی زیر نظر نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، سازمان‌های مذهبی مانند آستان قدس رضوی و نظایر آن، کتابخانه‌های شهرداری در برخی از شهرهای بزرگ، کتابخانه‌های مساجد و غیره) در کشور وجود دارد. برنامه‌ریزی رسمی برای برقراری ارتباط بین کتابخانه‌های عمومی و مدارس می‌تواند بخشی از مشکل نبود کتابخانه‌های مدارس را برطرف کند. 

* پشتیبانی‌های انجمن ارتقای کتابخانه‌های عمومی ایران

انجمن ارتقای کتابخانه‌های عمومی ایران در چهار سطح می‌تواند به وزارت آموزش و پرورش در اجرای این بخش از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش کمک کند:

۱. ایفای نقش تسهیل‌گر و رابط برای برقراری رابطه بین مدارس و کتابخانه‌های عمومی در سراسر کشور.

۲. کمک به تامین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کتابخانه‌های مدارس از طریق برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت و ایجاد شبکه ارتباطی وسیع برای به‌کارگیری نیروهای داوطلب از بین دانش آموختگان، والدین دانش آموزان و سایرین.

۳. کمک به ساخت و تجهیز کتابخانه‌های مدارس از طریق شبکه ارتباطی انجمن در سطح ملی

۴. ارائه خدمات مشاوره‌ای در ساخت، تجهیز، اداره و ارزیابی کتابخانه‌های مدارس

* نکته پایانی

دانش‌آموزان امروز، مدیران، دست‌اندرکاران، تصمیم‌گیران و به معنای واقعی کلمه نیروی انسانی سال‌های آتی کشور هستند. نحوه نگاه ما به تعلیم و تربیت آنها تعیین‌کننده نوع عملکرد آنها در وظایف محوله از سطح فردی تا ملی خواهد بود. براساس نتایج تحقیقات متعدد در سطح ملی و بین‌المللی و همچنین آموزه‌های دینی ما آنچه در دوران خردسالی در ذهن بچه‌ها شکل می‌گیرد، تعیین‌کننده خطوط آتی زندگی فردی و اجتماعی اوست. کتابخانه‌های مدارس نقش تعیین کننده‌ای در شکل‌گیری روحیه پژوهشگری، خلاقیت و ارتقای افق دید دانش‌آموزان امروزی و مدیران و دست‌اندرکاران آتی کشور دارند. 

عدم توجه به نقش کتابخانه‌های مدارس و عدم بهره‌برداری از تجربیات مفید موجود در کشورهای پیشرفته ممکن است، چرخه معیوب آموزش تک بُعدی را در نظام آموزشی کشور نهادینه کند. با توجه به تاکید موکد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به مقوله تاسیس و تجهیز کتابخانه در مدارس، بهره‌برداری از ظرفیت کتابخانه‌های عمومی کشور و وجود پتانسیل عظیم به لحاظ نیروی انسانی متخصص علم اطلاعات و دانش‌شناسی در سطح کشور در این زمینه و اعلام آمادگی همه‌جانبه انجمن ارتقای کتابخانه‌های عمومی برای ایفای نقش تسهیل‌گری در این زمینه به نظر می‌رسد، مانع جدی برای اجرایی‌سازی این بند مغفول مانده و موثر از سند تحول وجود ندارد. امیدواریم با همکاری و همدلی همگانی، شاهد روزی باشیم که هیچ شهر، روستا یا مناطق عشایری در کشور بدون مدرسه مناسب و هیچ مدرسه‌ای بدون کتابخانه مجهز با نیروی متخصص وجود نداشته باشد و این امر به‌راحتی امکان‌پذیر است.»

انتهای پیام

از ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران چه خبر؟

به گزارش ایسنا، جنگل‌های ارسباران که عنوان «موزه حیات وحش ایران» را یدک می‌کشد و بیش از ۱۳ درصد از پوشش گیاهی کشور را در خود جای داده در شمال آذربایجان شرقی قرار گرفته است. این منطقه حدود دو سال گذشته به عنوان میراث طبیعی ایران برای ثبت جهانی به یونسکو معرفی شد اما متاسفانه در مرحله فنی رد شد و از آن زمان تاکنون مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری و سازمان میراث فرهنگی درصدد هستند تا بتوانند با رفع مشکلاتی که مانع ثبت جهانی این جنگل‌ها می‌شود، مجدد پرونده آن را تکمیل و به یونسکو ارسال کنند.

کامران پورمقدم -رییس شورای عالی جنگل- در گفت‌وگو با ایسنا درباره سرانجام ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران ، گفت: پرونده ثبت جهانی ارسباران از فهرست موقت یونسکو حذف نشده است اما اگر نتوانیم عوامل تخریب و تهدید مانند آتش‌سوزی را کنترل کنیم قطعا در فرایند ثبت جهانی با مشکل مواجه می‌شویم.

وی افزود: از حدود دو سال گذشته که پرونده ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران برای یونسکو ارسال شد، برخی موارد مانند تغییر کاربری اراضی و حضور بیش از حد دام در جنگل مانع از آن شد که ارسباران به ثبت جهانی برسد.

به گفته رییس شورای عالی جنگل، در حال حاضر جنگل‌های ارسباران به عنوان ذخیره‌گاه زیست کره به ثبت رسیده اما ثبت جهانی، قدمی مثبت برای حفاظت بیشتر از آن خواهد بود.

پورمقدم این را هم گفت:‌ پس از ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی، سازمان جنگل‌ها با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان میراث فرهنگی روندی را پیش گرفتند تا بتوانند ثبت جهانی جنگل‌های ارسباران را به عنوان بخش الحاقی به پرونده جنگل‌های هیرکانی اضافه کنند. امیدواریم هرچه زودتر بتوانیم پرونده ارسباران را تکمیل و به یونسکو ارسال کنیم.

به گزارش ایسنا، جنگل‌های ارسباران بیش از ۱۳ درصد پوشش گیاهی ایران را در خود جای داده است و ۲۹ درصد از پستانداران، ۴۴ درصد پرندگان ایران، ۳۲ درصد از دوزیستان، ۹ درصد آبزیان و ۲۰ درصد خزندگان کشور در آن زندگی می‌کنند .

منطقه ارسباران در مقیاس جهانی نیز به تنهایی معادل ۳۴ درصد پوشش گیاهی کشور ارمنستان، ۲۵ درصد از پوشش گیاهی کشور آذربایجان، ۲۵ درصد پوشش گیاهی فرانسه، ۲۵ درصد پوشش گیاهی گرجستان و ۱۷ درصد پوشش گیاهی کشور ایتالیا است.

این منطقه در سال ۱۹۷۷ با پیگیری سازمان محیط زیست به عنوان «ذخیره‌گاه زیست کره» در برنامه انسان و کره مسکون یونسکو (MAP) ثبت شد.

انتهای پیام

آخرین مهلت واگذاری مراکز علمی کاربردی دستگاه‌های دولتی/دانشکده خبر واگذار می‌شود

دکتر محمد حسین امید در گفت‌وگو با ایسنا ضمن بیان این مطلب در خصوص آخرین وضعیت واگذاری مراکز وابسته به دستگاه‌های دولتی، اظهار کرد: شورای عالی اداری کشور دو سال پیش مصوبه‌ای تصویب کرد که این مصوبه دو بند اساسی دارد؛ بند اول آن به مراکز علمی، پژوهشی و بند دوم نیز به مراکز علمی کاربردی اختصاص داده شده است. این مصوبه توسط رئیس‌جمهور ابلاغ شده است.

وی در ادامه تصریح کرد: بر اساس بند ۱ این مصوبه، موسسات پژوهشی وابسته به دستگاه‌های اجرایی نمی‌توانند دانشجو پذیرش کنند. در بند ۲ مصوبه نیز تاکید شده، مراکز علمی کاربردی وابسته به دستگاه‌های دولتی باید به بخش غیردولتی واگذار شوند، در غیر این صورت این مراکز منحل خواهند شد. وزارت علوم و دانشگاه علمی کاربردی نیز مجری اجرای دقیق این مصوبه هستند.

رئیس دانشگاه علمی کاربردی در ادامه خاطرنشان کرد: در حال حاضر بخشی از این مراکز به بخش خصوصی واگذار شدند، برخی نیز تمایلی به واگذاری نداشتند، در نتیجه این مراکز در شرف تعطیلی هستند.

به گفته دکتر امید، بر اساس تبصره جدید سازمان اداری و استخدامی کشور برخی از مراکز فوق اجازه فعالیت با شرایط وابسته به دستگاه‌ها را دریافت کردند، مثلا مراکز وابسته به سازمان هلال احمر تعطیل نخواهند شد، اما حدود ۳۰ مرکز به مراکز خصوصی منتقل شدند و مابقی مراکز نیز تا پایان شهریور فرصت انتقال دارند، در غیر اینصورت تعطیل خواهند شد.

رئیس دانشگاه علمی کاربردی از مکاتبه خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران برای واگذاری “دانشکده خبر” خبر داد و گفت: مکاتبات لازم در این زمینه انجام شده است، مراحل انتقال آن در حال انجام است.

وی تاکید کرد: مراکز علمی کاربردی وابسته به دستگاه‌های دولتی از مهر سال ۹۶ پذیرش نداشتند و تعداد دانشجویان این مراکز در کل کشور حدود ۴ هزار نفر است که این دانشجویان را به مراکز معین منتقل خواهیم کرد و خود مراکز منحل خواهند شد.

انتهای پیام

ترس از «هیولا» و چالش با «ستایش»/گفت‌وگو با سیما تیرانداز

سیما تیرانداز که این روزها با سریال «هیولا» در شبکه نمایش خانگی حاضر شده است، در گفت‌وگویی با ایسنا درباره‌ی ایفای نقش «مینا» و اینکه بازی خوب بازیگران و استقبال مخاطب، به مرور نویسنده را مجاب به پررنگ‌تر کردن نقش‌ها کرده‌ است، اظهار کرد: من برای اولین بار است این را می‌شنوم اما تا آنجایی که من می‌دانم قرار نبوده کمرنگ باشیم، آن چیزی که برای من اتفاق افتاد و با آقای مدیری صحبت کردم، اصلا صحبت نقش کمرنگ نبود. صحبت این بود که این خانواده‌ها از یک جایی قرار است با همدیگر موازی حرکت کنند؛ البته من روی پنج قسمت فیلمنامه قرارداد بستم ولی به هر حال از همان ابتدا معتقد بودم کاری که اتفاق افتاده خیلی باید پررنگ‌تر از این حرف‌ها می‌بود. در حقیت قراردادی هم که بستم بر این اساس بود و معتقدم نقش مینا آنقدر که قرار بود پررنگ شود، نشده است.

بداهه‌های مینا و غضنفر چمچاره

وی درباره‌ی شخصیت «مینا» و تکیه‌کلام‌هایی که مانند اغلب سریال‌های مهران مدیری در بین مخاطبان رایج شده است، در پاسخ به اینکه آیا این تکیه‌کلام‌ها به پیشنهاد خودش بوده یا توسط نویسنده در متن آمده است؟ اظهار کرد: اغلب تکیه‌کلام‌ها بداهه‌های من و آقای بحرانی بود که وارد کار شد. چون کاری که درباره‌ی شخصیت ما نوشته شده بود، به عنوان شخصیت‌هایی معرفی می‌شدند که به کشور ترک سفر می‌کنند و قرار بود اصطلاحات ترکی را بیشتر مطرح کنیم. اما من احساس کردم شاید برای عام خیلی جذاب نباشد، در نتیجه این اصطلاحات را به واژگان انگلیسی برگرداندیم که بیشتر رواج دارد و این اصطلاحات تقریبا بر اساس بداهه اتفاق افتاد. حتی اشتباه گفتن واژه‌های ماه‌های سال یا واژه‌هایی مثل استیل به جای استایل گفتن، کاملا بداهه و در لحظه اتفاق  افتاد که آقای مدیری موافق بودند. اما در متن از اصطلاحات ترکی استفاده شده بود.

بازیگر سریال «هیولا» درباره‌ی ایفای نقش مینا که به نوعی به زنان تازه به دوران رسیده اشاره می‌کند، در پاسخ به این پرسش که نقد چنین شخصیت‌هایی چقدر دغدغه‌ی خود او بوده است؟ توضیح داد: من بازیگری هستم که برای ایفای نقشم خیلی به آدم‌ها نگاه می‌کنم. از همان ابتدای کار هم با آقای مدیری مطرح کردم که آیا این نقش تیپ است یا شخصیت که ایشان گفتند این نقش کاملا تیپ است. تیپ هم تکیه بر ویژگی‌هایی دارد که برای عام شناخته شده است. من هم تصمیم گرفتم با همین فرمان جلو بروم.

نیاز داریم مسائل را ریشه‌کن کنیم نه اینکه به آن بخندیم

تیرانداز درباره‌ پرداختن به موضوع فساد و نقد اجتماعی با زبان طنز، اظهار کرد: آقایان مهران مدیری و پیمان قاسم‌خانی زاویه دید متفاوتی دارند و اگر نگاه کنید به طور کلی در کارهایشان بر اساس همین ویژگی‌ها عمل کردند و کارهایشان در این سال‌ها مثل «قهوه تلخ»، «باغ مظفر» و … بر همین منوال بوده است. ولی من خودم به عنوان یک فرد در جامعه فکر می‌کنم که به طنز نگاه کردن این موقعیت‌ها در جامعه شاید فقط مخاطب را کمی آرام کند، شاید بهتر باشد کمی اساسی‌تر به اتفاقاتی که در جامعه می‌افتد نگاه کنیم و راهکار داشته باشیم.

این بازیگر درباره‌ی انتقادی که به سریال «هیولا» می‌شود مبنی بر اینکه چرا قبح یکسری مسائل را می‌ریزد؟ اظهار کرد: من چنین انتقادی ندارم که پرداختن به این مسائل منجر به این می‌شود که مردم سراغش بروند. این کار اتفاقا زهر این مسائل را می‌گیرد. البته به عنوان یک جامعه نیاز داریم این مسائل را ریشه‌کن کنیم نه اینکه به آن بخندیم.

نقش «مینا» برایم ترسناک بود

وی در ادامه درباره‌ی شخصیت «مینا» و بازتاب‌های آن در بین مخاطبان گفت: خوشبختانه بازتاب‌های خوبی از این کاراکتر داشتم؛ البته تیپ بازی کردن، کار بسیار سختی است؛ چرا که شما نباید از یک حد و اندازه‌ای عدول کنید و باید ضوابط تیپ بازی کردن را رعایت کنید. خوشبختانه این اتفاق افتاد. اصولا ما اولین چیزی که در بازیگری یاد می‌گیریم خوب دیدن و خوب شنیدن است و استفاده از این ویژگی‌ها تجربیات کاری را برای ما به وجود می‌آورد و باعث می‌شود که کارمان خروجی خوبی داشته باشد. نقش مینا برای من ترسناک بود؛ چرا که اکثر اوقات طنزی که بازی کرده بودم، طنزهای موقعیت و واقعی بود. ولی این کار به شدت بسنده به شخصیت بود و خیلی می‌توانست اغراق آمیز باشد اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. من تمام تلاشم را کردم در عین اینکه تیپ بازی می‌کنم کاراکتر خیلی واقعی باشد. خوشحالم که از این اتفاق سربلند بیرون آمدم. نه به خاطر بازی خودم بلکه بر اساس بازتاب‌هایی که از مخاطبان گرفتم خیلی خوب بود. من از این بابت خوشحالم که توانستم سربلند از آن بیرون بیایم. هر نقشی برای هر بازیگری آزمون و خطاست و حساسیت‌های خاص خودش را دارد و از این بابت خیلی خوشحالم که توانستم با سربلندی از این نقش بیرون بیایم.

محمد بحرانی پای به پای من می‌آمد

وی درباره‌ی اولین همکاری‌اش با مهران مدیری که در سریال «هیولا» شکل گرفت، توضیح داد: به نظر من هر کارگردانی ویژگی‌های خاص خودش را دارد، آقای مدیری انسان بسیار باهوش، نکته‌بین و نکته‌سنجی هستند که این ویژگی‌شان به شدت به بازیگران کمک می‌کند که بتوانند خودشان را پیدا کنند. تجربه‌ی جذابی بود. در سریال «هیولا» تو باید خودت را با یک ویژگی و شکل دیگری همراه با کار می‌کردی. پیدا کردن این قضیه در روزهای اول کمی برایم سخت بود ولی خدا را شکر توانستم با مجموعه همراه باشم و از فرصت بداهه‌گویی و موقعیت بازی که برای بازیگران گذاشته بودند، استفاده کنم. این برای بازیگری که بداهه‌گو باشد و کار را بلد باشد بسیار جذاب است. از آن طرف هم خطرناک است؛ به واسطه‌ اینکه این بداهه‌گویی بیش از حد و غیرطبیعی باشد. البته پارتنر من آقای بحرانی خیلی خوب و همراه بودند و هر تکیه‌ای که اضافه می‌کردم پای به پای من می‌آمد و این اتفاق هم برای من جذاب بود. کار کردن با آقای مدیری کمی ترسناک بود چراکه هر کارگردانی ویژگی خاص خودش را دارد. برای اینکه بتوانی با کارگردان همراه شوی و همفکری داشته باشی کمی زمان می برد و این فقط به آقای مدیری مربوط نمی‌شود. خدا را شکر می کنم که همیشه آدم‌های خوب و باهوش سر راه من قرار می‌گیرند و موقعیت را در اختیار من قرار دادند تا بخشی از آن کاری که می‌خواهم انجام دهم را به تصویر بکشم. کار کردن با آقای مدیری هم جذابیت‌های خاص خودش را داشت.

تلویزیون هنوز که هنوز است خوب و بد را به ما نشان می‌دهد

سیما تیرانداز در ادامه گفت‌وگو با ایسنا درباره‌ی علت گرایش هنرمندان به سمت شبکه نمایش خانگی نیز اظهار کرد: علت این گرایش به فضای باز و بهتر شبکه نمایش خانگی نسبت به تلویزیون برمی‌گردد. نمایش خانگی جذاب است چون موضوعات متنوع‌تر و کاراکترهای متنوع‌تری می‌توانید ببینید. تلویزیون هنوز که هنوز است همچنان خوب و بد را به ما نشان می‌دهد؛ در صورتی که ما خوب و بد نداریم. هنرمند یک منتقد است. تلویزیون دیواری ایجاد کرده است که دست کارگردان و بازیگران را باز نگذاشته که انتقاد درستی از جامعه خود داشته باشند. تلویزیون محدودیت‌هایی را ایجاد می‌کند که تماشاگر و هنرمندان راغب‌تر به فضای بازتری هستند که بتوانند در آنجا راحت‌تر حرف بزنند. قاعدتا من از این اتفاق استقبال می‌کنم. هرچند اصولا اعتقاد دارم بازیگر، بازیگر است و چه در سینما چه تلویزیون و چه نمایش خانگی نباید برایش محدودیتی باشد و باید در تمامی این حوزه‌ها فعالیت کند. مهم نقش و بازی خوب است. یادمان نرود که اولین وظیفه و رسالت هنر انتقاد کردن از جامعه، فضا و به تصویر کشیدن آنچه که می‌بینیم، است. وقتی که هنرمند در یک ضابطه و چارچوبی قرار می‌گیرد، قاعدتا رغبتی ندارد در آن چارچوب حرکت کند. به همین دلیل گرایش به فضای بازتر برای هنرمند اتفاق می‌افتد.

چالش با کاراکتر انیس در «ستایش»

این بازیگر در بخش دیگری از گفت‌وگو با ایسنا درباره حضور در فصل سوم سریال «ستایش» و اینکه کاراکتر وی تا چه میزان در خط اصلی داستان تاثیرگذار است؟ اظهار کرد: اصولا سلیقه‌ی شخصی من در بازی در سریال «ستایش» فقط در فصل اول اتفاق افتاد هر چند تاثیرگذاری خاص خودش را همچنان دارد. آقای مطلبی نویسنده بسیار خوبی هستند ولی شاید آن دیدگاهی که ایشان نسبت به کاراکتر من داشتند باب سلیقه من به عنوان بازیگر نباشد و به طور کلی مخالف روی ویلچر نشستن و لال شدن این کاراکتر بودم. من انتظار داشتم کاراکتر انیس پررنگ‌تر باشد. در فصل دوم هم جزو مخالفان صد درصد این اتفاق بودم ولی آقای مطلبی همچنان بر این باور بودند که بهترین اتفاق برای کاراکتر انیس رخ داده است.

مسیر «ستایش» همین است

سیما تیرانداز درباره‌ی اینکه آیا فضای سریال «ستایش» نسبت به فصل‌های قبلی تعییراتی خواهد داشت؟ نیز اظهار کرد: «ستایش» یک سریال درام است با ویژگی‌های یک سریال درام عمل می‌کند و از ابتدا هم بر همین مبنا بوده و قرار نیست که مسیر خود را عوض کند و طنز یا جنایی و چیز دیگری شود. مسیر و ژانر سریال «ستایش» همین است. قاعدتا یک سری از تماشاگرها آن را دوست دارند و یکسری تماشاگرها آن را دوست ندارند.

انتهای پیام

آخر هفته ایلامی‌ها اینجا می‌گذرد…

دره ییلاقی “میشخاص” در فاصله‌ی ۲۰ کیلومتری مرکز شهر ایلام قرار دارد؛ این منطقه به سبب باغات سرسبز، آب هوای خنک و معتدل،  محصولات باغی ارگانیک ، چشمه سارهای طبیعی و پر آب، پوشش گیاهی متنوع  و سرسبز ، جاذبه تاریخی و توریستی و مردمانی خونگرم و مهمان پذیر همه ساله پذیرای مهمانان زیادی از سراسر کشور است.

  “نوید الله‌مرادی”، یکی از ساکنان شهر ایلام است که برای گردشگری به این منطقه آمده و به خبرنگار ایسنا گفته، “میشخاص” منطقه‌ی زیبایی است و پتانسیل‌های فروانی برای جذابیت‌ افزایی دارد، اینجا استعداد ایجاد تله‌کابین دارد و مطمئنم اگر برخی امکانات در اینجا فراهم شود، جذابیتش بیشتر می‌شود.

قاسمی، گردشگر دیگر این منطقه نیز گفته، واقعا محصولات میشخاص خوشمزه هستند و می‌توان تفاوت محصول این منطقه را احساس کرد. نمی‌دانم تا چه حد این موضوع علمی است اما برخی می‌گویند خوشمزگی گوجه‌‍‌های منطقه به دلیل خاصیتی است که آب میشخاص دارد.

علی شکرخانی، از کشاورزان و باغداران جوان این دهستان گفت: خوشبختانه  در چند سال اخیر مردم با توصیه های کارشناسان اقدام به کاشت محصولات می کنند که این موضوع باعث بهره‌وری بیش تر ثمره باغات این منطقه شده است. محصولات این منطقه بیشتر طبیعی  و تازه است و به همین دلیل مورد استقبال هم استانی‌هایمان قرار گرفته و باعث شده که محصولاتمان را در بازارهای محلی همین منطقه به فروش برسانیم.

خدامرادی، رئیس اداره  جهاد کشاورزی شهرستان ایلام هم با اشاره به اینکه  بیش از ۴۵۰ هکتار اراضی این منطقه زیر کشت محصولات باغی رفته است، اظهار کرد:  در حدود ۴۰۰ هکتار این اراضی  به طور مستمر مثمر است که از این میزان سلانه بیش از ۱۵۰۰تن محصول تولید می شود و ارزش ریالی ان بین ۸ تا ۱۰ میلیارد تومان است

وی، غالب محصولات باغی این منطقه را هلو،  گردو، زرد الو اعلام کرد و گفت:  خوشبختانه میشخاص از لحاظ برداشت گردو از مناطق اول استان است و از لحاظ درختان زرد الو نیز زبانزد است به طوری که همه ساله  با همکاری مسولین محلی جشن برداشت  رزد الو در سطح استان  در این منطقه برگزار می شود.

حسین مظلومی، دهیار روستای هدف گردشگری حیدرآباد به عنوان یکی از روستاهای دهستان میشخاص در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: چند سالی  است که این منطقه مورد توجه سرمایه‌گذاران و متولیان گردشگری قرار گرفته است.

وی گفت: در  گذشته امکان اسکان مهمانان فراهم نبود اما خوشبختانه که در چند سال اخیر با ایجاد کمپ های گردشگری مجهز، به صورت شبانه روزی در خدمت میهمانان هستیم و توانستیم ظرفیت‌های گرشگری این منطقه را افزایش دهیم.

دهیار روستای حیدرآباد، احداث پایگاه‌های گردشگری و امکانات را برای پذیرایی از مهمانان ضروری دانست و ادامه داد، بیش از  ۱۵ سال است که روستای حیدرآباد به روستای هدف گردشگری تبدیل شده و با همکاری مردم در جهت توسعه این منطقه حرکت کرده ایم که  نتیجه این امر نیز در چهره ی روستا کاملا مشخص است.

 علی نیکوکار،  بخشدار سیوان با بیان اینکه بخش سیوان و دهستان میشخاص با توجه به نزدیکی به مرکز استان و دارا بودن باغات سرسبز، مناظر بکر و زیبا، پستی و بلندی های طبیعی قابلیت های فراوانی برای توسعه گردشگری دارد، اظهار کرد: گردشگران علاوه بر بهره گیری از طبیعت بکر و دیدنی منطقه ضمن آشنایی با سنت‌های گذشتگان با سهیم شدن در انجام کارهای روزمره کشاورزان، دامداران و باغداران منطقه روزگار خوشی را تجربه کنند.

نیکوکار، گردشگری را پلی برای توسعه بخش سیوان می‌داند  و می‌گوید: در این منطقه ظرفیت‌های بالقوه‌ای برای اشتغال زایی گرشگری وجود دارد که در صورت ساماندهی این موضوع می توان به اشتغال پایدار رسید و در این راه دولت نیز با اعطای تسهیلات و پروانه های فعالیت کمک کار مردم بوده  و هم اکنون نیز در حال ساماندهی طرح گردشگری هدفمند در سطح این منطقه هستیم.

وی با بیان اینکه گردشگری کشاورزی ترکیبی از کشاورزی، ارائه خدمات و تولیداتی در منطقه است که در کنار طبیعت بکر و مناظر زیبا، چشم اندازی دلپذیر را ترسیم می‌کند، گفت:  گردشگری کشاورزی گستره وسیعی از تجارب دلپذیر شامل جشنواره‌های فصلی، تورهای آموزشی برای چیدن محصولات تولیدی مزارع و اقامت در آنها است و این تنوع و گستردگی در یک مزرعه یا باغ علاوه بر ایجاد کسب و کار و درآمد بیشتر و اشتغال بیشتر برای  اعضای خانواده‌های کشاورزان، گزینه دیگری برای تنوع فعالیت‌های کشاورزان و نوعی کارآفرینی است که نیاز به سرمایه و امکانات زیرساختی ندارد و با کمترین هزینه هم قابل انجام است.

بخشدار سیوان ادامه داد: گردشگری کشاورزی یک مفهوم ترکیبی از کشاورزی و سفر  است که به دنبال ایجاد و گسترش بازارهای سودآور جدید برای محصولات کشاورزی و خدمات در مزرعه و تجارب سفر برای گردشگران در یک بازار بزرگ منطقه‌ای است. باغدار، کشاورز و یا دامداری که بدنبال کسب درآمد و بهبود وضعیت اقتصادی است باید مزارع کوچک و کم بازده خود را با بکارگیری رویکردی کارآفرینانه به سمت متنوع سازی فعالیت های کشاورزی و اقتصادی سوق دهد.

نیکوکار با اشاره به اینکه امروزه علاقه روبه رشد گردشگران داخلی و خارجی در تجربه کردن فعالیت های زراعی و دامداری باعث شده تا بخش توریسم روستایی و گردشگری کشاورزی رونق گیرد تصریح کرد :  تولید محصولات محلی و نحوه ی تولید، انتخاب و چیدن میوه، بازارهای فروش در کنار مزرعه، فراهم آوردن مکانی برای تفرج گردشگران در فضای باغی و پذیرایی محلی از جمله فعالیت های اقتصادی است که می تواند گسترده تر شود.

  وی ابراز امیدواری کرد؛ با نهادینه کردن این رویکرد در مناطق روستایی کشور با توجه به ظرفیت های موجود منطقه بتوان به رهیافتی موثر در پایدار کردن تولید و درآمد اقتصادی کشاورزان و باغداران و به دنبال آن توسعه‌ی بیشتر  روستایی رسید.

ضعف اینترنت و آنتن دهی نامناسب تلفن همراه، بهسازی نشدن جاده های بین مزارع و ساماندهی گردشگری در  روستاها از مشکلاتی است که از گردشگران تا ساکنان آن گفتند، بنابراین نیاز است ایجاد زیرساخت های گردشگری در این منطقه در دستور کار قرار گیرد، چرا که با توجه به آن می‌توان شاهد رونق صنعت گردشگری در این منطقه باشیم.

بخش «سیوان» شهرستان ایلام از دو دهستان میشخاص و علیشروان تشکیل شده است.

انتهای پیام

زنده ماندن کبوترخانه ۴۰۰ ساله در مقابل پولی گزاف!

به گزارش ایسنا، بلوار شریعتی، کوچه صفا و رو به روی مسجد قدیمی صفا، یعنی تقریبا در میانه‌های شهر نجف آباد در استان اصفهان، درست فضایی به وسعت حدود ۱۰۰ متر از زمینِ خانه‌ای که شاید حدود ۴۰۰ سال قبل که یکی از خان‌های شهر آن را ساخته و روی خانه هم دو برج خشتی بالا برده، هنوز سرپایند. برج‌هایی که روی بخشی از خانه ساخته شده‌اند و چون هیچ مصرف عمومی نداشته‌اند و از ابتدا در اختیار مالکان خصوصی بوده‌اند. شاید تعداد کمی از مردم نجف‌آباد فضای داخلی آن را دیده باشند، به جز کودکان خوشبختی که روزگاری به واسطه‌ی دوستی با کودکان مالکان خانه، پای‌شان به این اثر تاریخی باز شده باشد.

هر چند برخی پژوهشگران تاریخ دقیقی را برای زمان ساخت برج‌های دوقلوی صفا نسبت نمی‌دهند، اما بر اساس اسناد باقی مانده وقتی “غلامعلی رادی” مشهور به “آق غلامعلی” در دوره قاجار باغی را در اطراف نجف آباد خریداری کرده، این برج‌ها در آن قرار داشته است، بنابراین می‌توان پیشینه ساخت این برج‌ها را دست‌کم به دوره صفویه یا زندیه برگرداند.

اما امروز نه تنها واسطه‌ی بی‌توجهی مالکان برج و متولیان میراثی این برج تاریخی در معرض تخریب شدید قرار دارد، بلکه ساخت‌وسازهای انجام شده در عرصه‌ی این اثر تاریخی که ۲۵ اسفند۱۳۷۹ به شماره ۳۴۸۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده ، نه تنها دیدِ این اثر تاریخی را کاملا مخدوش کرده، بلکه دیگر هیچ توانی برای سرپا ماندن آن باقی نگذاشته است.

حفاری پای پی‌های برج صفا برای به دست آوردن گنج خیالی

حسین نجفی‌پور – مدیرعامل انجمن دوستداران میراث فرهنگی نجف‌آباد اصفهان – در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: نه تنها از زمان ثبتِ این اثر تاریخی وارزشمند در فهرست میراث ملی، تا کنون هیچ مرمتی روی آن انجام نشده است، بلکه در بارندگی‌های گذشته نیز بخش‌هایی از آن تخریب شده و در صورتی که زمستان امسال بارندگی‌ها مانند گذشته باشد، احتمال ریزش بخش بیشتری از این بنا وجود دارد.

او با اشاره دو مالک داشتنِ «برج‌های صفا» در نجف‌آباد و بی‌توجهی‌هایی که نسبت به این اثر تاریخی در این شهر می‌شود، ادامه می‌دهد: در طول سال‌های گذشته بخشی از خانه‌های تاریخی و دیگر آثار تاریخی شهرستان مانند “پنگ‌خانه”، بخش زیادی از بافت تاریخی شهر یا طبقه دوم “حسینیه ارشاد” تخریب شده‌اند و اکنون با آسیب‌هایی که به این اثر تاریخی وارد شده، احتمال تخریب برج‌های صفا نیز افزایش پیدا می‌کند، به خصوص که درصد بیشتری از یکی از برج‌ها تخریب شده و در نمای ظاهری آن هم مشخص است.

وی با بیان این‌که در سال‌های گذشته این دو مالک در فضای مسکونی خانه زندگی می‌کردند، اما چند سالی است که هیچ کس در این فضا مستقر نیست، می‌افزاید: چند سال قبل، آن‌ها درخواست خروج از ثبت این اثر تاریخی را به دیوان عدالت اداری بردند، اما خوشبختانه رأی به نفع آن‌ها نبود. از سوی دیگر مالکان می‌گویند فروشنده‌ی این ملک هستند، اما آن‌قدر قیمت را بالا می‌گویند که کسی امکان خرید آن را ندارد.

او با اشاره به وضعیت نامناسب این بنای تاریخی که دست‌کم تا سال گذشته پی‌ ساختمان و طاقچه‌های آن وضعیت مناسبی نداشته‌اند، اضافه می‌کند: ستون‌های چوبیِ صفوی بنا چند سال قبل ریزش کرده و تزئینات مشبک آن نیز تخریب شدند، حتی مدتی حفاری‌هایی به منظور پیدا کردن گنج در این بنای تاریخی انجام شد که آن نیز آسیب‌هایی به بدنه بنا و پی آن وارد کرده بود.

او قدمت این بنای تاریخی را دست‌کم متعلق به دوره صفویه می‌داند و ادامه می‌دهد: بارها به شهرداری درخواست داده‌ایم تا با برگزاری چند جلسه، مشکلات مالکان مطرح و در صورت امکان برطرف شود، اما حتی هنوز این کار نیز انجام نشده‌اند.

او با اظهار امیدواری برای ایجاد توافق بین مالکان و بخش‌ خصوصی برای خریداری و سروسامان گرفتن برج‌های صفا، تاکید می‌کند: معتقدم به ثمر نشستن این کار، باعث می‌شود تا یکی از مهمترین آثار تاریخی شهر زنده شده و به شهر نجف‌آباد برگردد .

کبوترخانه‌ها و کاربری که این عنصر حیاتی در روزگار قاجار داشته

به واسطه‌ی قدمتی که برای ساخت کبوترخانه در اصفهان، قائل‌اند، می‌توان «برج کبوترخانه صفا» را از نخستین کبوترخانه‌های ساخته شده در این استان و به خصوص شهرستان نجف‌آباد دانست.

بنایی تاریخی که به واسطه‌ی کاربردش در ایران به صورت گرد ساخته می‌شد، اما معماری برج‌های “آق غلامعلی” به دلیل چهارگوش بودن‌اش، را به معماری یونانی یا کلیساهای ارمنستان نسبت می‌دهند.

کبوترخانه یا «کبوترخان» حدود ۴۰۰ سال پیش و در اوایل دوره‌ی صفوی در اصفهان و یزد رواج پیدا کرد و علاوه بر محلی برای نگهداری از پرندگان، برای مصارف کشاورزی و حتی صنعت دباغی در چرم‌سازی و ساخت باروت نیز از فضولات جمع‌شده در آن استفاده می‌شد. شاه‌عباس صفوی نیز خراج نسبتا سنگینی بر این بناهای با ارزش آن دوره بسته بود.

دست‌ کم از اواسط دوره‌ی قاجار، به‌واسطه‌ی روی کار آمدن شغل‌ها و منابع درآمدی جدید، به کبوترخانه‌ها بی‌توجهی شد. کبوترخانه‌هایی که در گذشته حتی مالیات پرداخت می‌کردند، دیگر نگاه ترحم‌آمیزی را هم جلب نکردند.

می‌گویند نقطه‌ی اوج ظهور کبوترخانه‌ها به دوره‌ی صفوی برمی‌گردد، این ادعا را سیاحانی که از ایران دیدن کردند، در سفرنامه‌های‌شان مکتوب کرده‌اند. شاردن – جهانگرد فرانسوی – که در دوره‌ی صفوی به ایران آمد، در سفرنامه‌ی خود در این‌باره نوشت: «ایران کشوری است که بهترین کبوترخانه‌ها در آنجا ساخته می‌شود. این کبوترخانه‌ها شش برابر بزرگ‌تر از بزرگ‌ترین پرورشگاه‌های کبوتر ما هستند.»

حتی مرکز اصلی کبوترخانه‌ها در ایران و حتی در جهان را اصفهان می‌نامند، شهری که شاهد بیشترین و متنوع‌ترین بناها در این زمینه و در عین حال، زیباترین و بزرگ‌ترین کبوترخانه‌ها از نظر فرم است. از سوی دیگر براساس معماری شاهکاری که از کبوترخانه‌های باقی‌ مانده، زیباترین و بزرگ‌ترین این آثار، معماری دوره‌ی صفوی را نشان می‌دهد. هرچند احتمال وجود چنین بناهایی قبل از این دوره نیز وجود دارد، اما معماری این بناهای تاریخی در دوره‌ی صفوی به اوج خود رسید. وجود این بناها در این دوره‌ی تاریخی آن‌قدر اهمیت داشت که مالیات سنگینی برای آن‌ها وضع شد و کسانی که صاحب یک کبوترخانه بودند، باید مالیات سنگینی می‌پرداختند.

انتهای پیام

ماجرای «هیولا» سخت‌تر از این حرف‌هاست!

امیر برادران که با سرپرستی پیمان قاسم‌خانی سریال هیولا را به نگارش درآورده است، در گفت‌وگویی با ایسنا در پاسخ به اینکه روند کاری و تعامل برای نگارش متن این سریال چگونه بوده است؟ توضیح داد: تعامل ما برای نگارش این سریال خیلی خوب بوده است و به این صورت بود که آقای پیمان قاسم‌خانی به عنوان طراح داستان، طرح کلی و خلاصه قسمت و اتفاقات را طراحی می‌کردند و سکانس‌بندی و همین‌طور دیالوگ‌نویسی را من انجام می‌دادم.

 از «خداروشکر» مدیری تا «لوله‌کردنِ لب» برای گفتن اعداد!

وی درباره‌ی تکیه‌کلامهای سریال «هیولا» که مانند اغلب سریال‌های مهران مدیری در بین مخاطبان رایج شده است، در پاسخ به اینکه آیا این تکیه‌کلام‌ها توسط خود او در متن آمده یا به پیشنهاد بازیگران بوده است؟ اظهار کرد: تکیه‌کلامی مثل «خداروشکر» برای خود آقای مدیری است که پیشنهاد دادند، تکیه‌هاکلام‌های شخصیت داود هم توسط خود بازیگر طراحی شده است. تکیه «لب و لوله‌کردن» برای گفتن اعداد، مدل دیالوگ‌های خانم مقدمی مثل «شیر بیشه‌ی زندگی من»، «هوشنگم»، «مدیرعاملم» و … را خودم نوشتم و واقعا به نظرم خانم مقدمی کار را بی‌نظیر اجرا کرده است.

وی افزود: من در تمام متن‌هایی که تاکنون ارائه کرده‌ام، در همین سطح شوخی می‌نوشتم. منتهی در این سریال ما یکسری بازیگر داشتیم به جای اینکه به دنبال  این باشند که بداهه بگویند و از خودشان نمک اضافه سر صحنه بریزند، دیالوگ‌ها و شوخی ها را سر صحنه به بهترین شکل ممکن بیان می کردند. به نظرم این مهم‌ترین عامل موفقیت کار است. وقتی دیالوگ‌ها را به بازیگران ارائه می‌کنیم اینگونه نیست که بخواهند خودشان هم چیزی اضافه کنند. بلکه به بهترین شکل ممکن دیالوگ را بیان می کنند و چون ما خودمان زمانی که می‌خواهیم بنویسیم می دانیم که هر سکانس چه شوخی باید داشته باشد و روند آن باید چگونه باشد، این درست در می‌آید.

هیولا عین کلاس بازیگری بود

نویسنده «درحاشیه» در ادامه درباره ی پیاده کرده برخی دیالوگ های طنز که آیا مطابق  است با آن چیزی که نویسنده در متن به دنبال آن بوده؟ توضیح داد: قبلا در کاری سکانسی نوشته بودم که اتفاقا سکانس لایی بود و به سکانس بعدی ربط پیدا می کرد، اما یک سری بازیگر بانمک بازی در آورده بودند و آن سکانس ۷ دقیقه شده بود. در حالی که ۳۰ ثانیه بیشتر نبود. کلید واژه‌ای هم که کار را به سکانس بعدی ارتباط می داد فراموش کرده بودند. ولی به نظرم  سریال هیولا یک جاهایی میتواند مثل کلاس بازیگری برای کسانی که می خواهند بازیگر طنز شوند، باشد؛ مثل دونفره‌های آقای مدیری و آقای اصلانی و یا دونفره‌های خانم مقدمی و خانم خیراندیش، به نظرم این بازیگران در سکانس‌ها آن‌قدر خوب شوخی‌ها را اجرا می‌کنند که واقعا مثل کلاس آموزشی می ماند.

همکاری با پیمان قاسمخانی در «مسافران»، «ساختمان پزشکان» و «در حاشیه»

برادران درباره‌ی همکاری‌اش با مهران مدیری و تیم او که از چه زمانی این همکاری شکل گرفت؟ توضیح داد: اولین متنی که در زندگی‌ام نوشتم، از سوی پیمان قاسم‌خانی دیده شد و این از شانس‌های بزرگ زندگی من بود. زمانی که آقای قاسم‌خانی سر سریال مسافران بودند. یکی دو متن در «مسافران» نوشتم، همچنین ساختمان پزشکان. کاشف من آقای قاسم‌خانی بوده و نسبت به ایشان هم دین دارم و هم باعث افتخار است. با آقای مدیری هم سریالِ «در حاشیه» را با نویسندگان دیگری همکاری کرده بودم. زمانی که آقای مدیری وارد مرحله‌ی پیش‌تولید برای هیولا شده‌ بودند که همزمان با پخش فیلم سینمایی «هزارپا» شده بود! آقای احمدی و آقای مدیری کار را دوست داشتند، با آقای قاسم خانی مشورت کردند و ایشان هم لطف مضاعفی به من داشتند و این شد که همکاری جدیدی با این تیم شروع کردم. این سریال دومین همکاری من با آقای مدیری و سومین همکاری‌ام با آقای قاسم‌خانی است.

برادران درباره‌ی موضوع سریال هیولا که با نگاهی طنز به فساد اقتصادی می‌پردازد و اینکه پرداختن به این موضوع جدی از دریچه طنز انرژی بیشتری را از نویسنده طلب می کند، چرا که کوچکترین اشتباه منجر به این می‌شود که مخاطب کار را پس بزند، اظهار کرد: ماجرا کمی سخت‌تر از این حرف‌هاست،   ماجرای فساد را به راحتی می‌توان با زبان طنز بیان کرد اما یکی از تلخ‌ترین موضوعات عالم بشریت سقوط انسانیت است که ما در سریال «هیولا» به آن پرداختیم و این کار را سخت تر می‌کرد.

شوخی‌هایی که رئال بودند

وی در ادامه گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: به نظرم سریال هیولا تفاوت عمده‌ای با کارهای دیگر آقای مهران مدیری داشت و آن اینکه بسیار رئال و در زمان حال است و خیلی از اتفاقات، همزمان با پخش سریال ما صورت می گرفت؛ مثلا با تعطیلات شوخی کرده بودیم که با تعطیلات خرداد ماه همزمان شد. ماجرای زندان‌های لوکس که آقای مدیری مطرح کردند هفته‌ی بعد آن ماجرای زندان‌های لوکس از رسانه‌ها منتشر شد و یکسری اتفاقات دیگر نیز هم‌زمان شده بود. به نظرم آقای مدیری ریسکی که در این کار کردند این بود که به خاطر رئال شدنِ کار، قید ایجاد شخصیت‌های فانتزی که تخصص ایشان است را زدند و پذیرفتند که نمی‌توانند شخصیت فانتزی در این کار بگذارند و می‌بینید که خیلی از شخصیت‌ها فانتزی نیستند. به دلیل اینکه صدها بار از آدم‌های اطرافم شنیدم که مثلا شخصیت شهره عین خاله‌شان است، یا هوشنگ عین شوهر عمه‌شان است؛ یعنی مخاطبان نمونه‌های این بازیگران را در اطرافشان دارند. و این خودش باعث شد در بحث شوخی‌ها، کار سخت‌تر شود و از طرفی هم کمک کرد برای مردم سمپاتی شود. نمی‌دانم این خوب است یا بد که خیلی از مردم ما به این فکر کردند که آیا اگر جای هوشنگ بودند راه او را می‌رفتند یا نمی‌رفتند.

به ما انتقاد کردند که چرا قبح یک سری مسائل را می‌ریزیم

وی در همین زمینه گفت: خیلی‌ها به ما انتقاد کردند که چرا ما قبح یکسری مسائل را می‌ریزیم و آدم ها را ترغیب می کنیم که مثلا حق دارند مسیر اشتباه را بپذیرند. کسی فکر نمی‌کند که شرایط جامعه آنقدر بد شده است که شخصی مجبور به پا گذاشتن بر روی شرافتش می‌شود و کجا هستند کسانی که باید کمکش می‌کردند که سقوط نکند. این را به چالش کشیدیم که اگر شریف‌ترین انسان‌ها از جمله فرهنگیان هم تحت فشار  باشند ممکن است سقوط کنند. اتفاقا ما شرایط اقتصادی و اجتماعی آحاد مردم را به چالش کشیدیم. یک آدم‌هایی که زود قضاوت می‌کنند در مورد مسائل اقتصادی هم اینگونه می‌گویند که ما اختلاس را عادی می‌کنیم. در صورتی که ما هم اگر بخواهیم سقوط کنیم، چه کسی باید این مسائل را بگوید. حداقل این است که ما آن تلنگری که باید را می‌زنیم.

وی درباره ی اینکه «هیولا» یک قسمت دیگر چه پایانی خواهد داشت، اظهار کرد: هیولا یکی از پایان‌های خوب را در سریال‌های طنز خواهد داشت. اما لزوما یک پایان خوش نیست.

شخصیت‌هایی که هیولا را تغییر دادند

برادران درباره‌ی چینش شخصیت‌ها که آیا از همان اول نوشته شده‌ بودند و یا به تناوب و جذابیتی که داشتند نقش آنها بیشتر شد؟ توضیح داد: ما در ابتدا تعاریفی از شخصیت‌ها داشتیم که مثلا چه طور هستند. کمی جلوتر که رفتیم به عنوان مثال در ارتباط با کاراکتر خانم مقدمی؛ نقشی که در ذهن ما بود این بود که روند قصه بیشتر به سمت موضوع اقتصادی و در خاف اتفاق بیفتد تا خانواده. اما هم خانم مقدمی هم خانم خیراندیش از بازیگرانی بودند که با توجه به سبقه و توانشان ما را به این تصمیم رساندند که اگر کار را به خانواده بکشانیم بهتر می‌شود. بنابراین ما کم‌کم شروع به پررنگ کردن نقش‌هایشان کردیم. آقای مدیری هم تاکید داشتند که نقش خانم تیرانداز و آقای بحرانی بیشتر شود و کم‌کم خانواده‌ها را پررنگ‌تر کردیم. مثلا آقای بحرانی صرفا عاملی در کنار ماجرا بود که بیایند و یک سری قصه را راه بیندازند، ولی واقعا دیدیم انقدر خوب هستند که حضورشان به بهتر شدن کار کمک می‌کند و همین حالا هم که قسمت‌های مربوط به چمچاره و مینا را داریم، می‌بینیم که در طنز رشد خوبی داشتند. در ارتباط با کاراکتر داود هم باید گفت ایشان قرار بود در قسمت‌های ابتدایی حضور داشته باشند، زمانی که راش‌ها را دیدیم به این نتیجه رسیدیم که بودنشان به کار کمک می‌کند. ایشان سابقه تئاتر دارند و خیلی توانمند هستند. در یک قسمت احتیاج به یک مشاور املاک داشتیم و دوباره این بازیگر را در آن نقش گذاشتیم و بعد دیدیم که بازیِ خوبش یک اتفاق نبوده و در پایان بندی هم از ایشان و همچنین آقای بحرانی و سیما تیرانداز استفاده کردیم. ما هر بازیگری که خوب بود سعی کردیم تا پایان استفاده کنیم و حضور داشته باشند.

شخصیت‌های جانبی که به سریال کمک کردند

وی درباره‌ی شخصیت‌های جانبی سریال هیولا که از اتفاقات خوب این سریال بوده است، توضیح داد: اتفاق جالبی در این کار افتاد و آن اینکه من معمولا نقش‌های جانبی می‌نویسم اگر هزارپا را دیده باشید پر از شخصیت‌های جانبی است. معمولا این شخصیت‌ها در سریال‌ها سخت انتخاب می‌شوند و معمولا هم خوب جواب نمی‌دهند و سکانس‌ها و کار لطمه می‌خورند. ولی در این سریال بیشتر از ۷۰ درصد بازیگران مهمانی که آوردند خوب بودند که جای تشکر از گروه کارگردانی دارد.   مثلا خانم السا فیروزفر، در شمال منشی و  آبدارچی و کاراکتر قاضی خیلی خوب بودند و به کل ماجرا کمک کردند.

دیالوگ مهمی که از «هیولا» حذف شد

این نویسنده سریال‌های طنز درباره‌ی اینکه آیا «هیولا» به واسطه‌ی پرداختن به موضوعاتی حساس از قبیل فساد، سانسور و یا حذفیاتی داشته‌ است؟ اظهار کرد: وزارت ارشاد همکاری خیلی خوبی داشت و به نظرم خیلی کم بخش‌هایی حذف شد.   یک دیالوگ طولانی بود که من آن را خیلی دوست داشتم که مربوط به دیالوگ آقای مدیری بود و حذف شد اما به روند قصه آسیب نزد. در سریال دیالوگ‌هایی هست که فکر می‌کنم رد اثر من در این کار است. مثل اینکه از شرافت شر و آفت آن برایمان نمانده،   اینها تک دیالوگ‌هایی است که نویسنده دوست دارد و فکر می‌کند نقطه اثرش همین دیالوگ‌هایی باشد که نوشته است. در مجموع واقعا اذیتمان نکردند و تا جایی که توانستند همکاری کردند.

اگر «هیولا» در تلویزیون ساخته می شد

برادران در پاسخ به اینکه اگر سریال «هیولا» در تلویزیون ساخته می‌شد آیا به همین شکل بود؟ اظهار کرد: در هر صورت شرایط تلویزیون مشخص است و نمی‌شود انتظار بی‌خودی هم داشت. فضای تلویزیون عمومی‌تر است و طیف بیشتری از  آدم‌ها را باید به عنوان مخاطب ببینید. در شبکه‌ی نمایش خانگی اگر کسی اثری را دوست داشته باشد خریداری می‌کند و اگر دوست نداشته باشد، نمی‌خرد. تلویزیون چون عمومی‌تر است شراط خودش را دارد.

تابوهایی وجود دارد که تلویزیون باید از آن عبور کند

وی درباره‌ی گرایش هنرمندان به سمت کارهای نمایش خانگی و دوری از تلویزیون گفت: به هر صورت آدم‌ها دنبال این هستند که کارشان دیده شود و اثرگذاری‌اش بیشتر باشد. این اتفاق کمی به تلویزیون لطمه خواهد زد؛ کما اینکه لطمه هم خورده است. چرا که معتقدم تلویزیون‌های اینترنتی جای خودشان را باز کرده‌اند و خیلی محبوب شدند و مردم هم زمان کمتری را به تلویزیون سراسری اختصاص می‌دهند. اینکه درست است یا نه را نمی‌دانم اما فکر می‌کنم تلویزیون باید همتی کند؛ خیلی وقت‌ها چیزهایی که الان ممیزی می‌کنند در واقع قبلا از تلویزیون پخش شده و هیچ اتفاق وحشتناکی هم نیفتاده است. همین حالا هم اگر  تلویزیون «شب‌های برره» را پخش کند، کسی کشته نمی‌شود. یک سری تابوهایی وجود دارد که به نظرم اگر تلویزیون از آنها عبور کند، به خود تلویزیون کمک می‌شود.

همکاری با پیمان‌قاسمخانی برای یک سریال جدید

برادران در پایان گفت‌وگو با ایسنا از همکاری جدید با پیمان قاسم‌خانی خبر داد و گفت: پیشنهادهای زیادی شده؛ خوشبختانه قرار است یک سریال دیگر را شروع کنیم و طراحی آن آغاز شده است. البته در کار ما چیزی تا لحظه‌ی آخر قابل پیش بینی نیست اما در این مورد جدی هستیم.

به گفته‌ی نویسنده، آخرین قسمت از  مجموعه «هیولا» هفته‌ آینده توزیع خواهد شد.

انتهای پیام

اجرای عملیاتی با نقش آفرینی رزمندگان همدانی

به گزارش ایسنا، اواسط اردیبهشت سال ۱۳۶۵ پس از انجام عملیات‌هایی همچون کارخانه نمک (تکمیلی والفجر ۸) توسط رزمندگان لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع)، بر اساس دستورالعملی مقرر شد که رزمندگان استان همدان پدافند منطقه پَد غربی جزیره جنوبی «خیبر» را عهده‌دار شوند.

ارتش بعثی عراق در ادامه حرکت انفعالی خود پس از شکست در منطقه فاو، با انجام عملیات‌های دفاع متحرک سعی بر پوشیدن شکست‌های خود داشته و از طرفی به دلیل اهمیت استراتژیک جزایر پس از عملیات خیبر در سال ۱۳۶۲ دشمن با اجرای سیاست پیشروی گام به گام، هر از گاهی اقدام به تک‌هایی محدود در این منطقه می‌کرد و وضعیت سخت و بغرنجی را ایجاد کرده بود.

در این وضعیت بحرانی پدافند جزیره جنوبی به رزمندگان لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) همدان واگذار شد. در این مأموریت، دشمن حجم سنگینی از آتش توپخانه و ادوات خود را برای تضعیف روحیه رزمندگان روانه مواضع آنان می‌کرد و چندین بار اقدام به تک کرد که با واکنش سریع رزمندگان مجبور به عقب‌نشینی شد.

در این راستا سرداران رشید اسلام حاج محسن عینعلی فرمانده گردان ۱۵۳ حضرت قاسم(ع) و حاج رضا شکری‌پور فرمانده گردان ۱۵۴ حضرت علی اکبر (ع) به همراه تعدادی از نیروهایشان به شهادت رسیدند.

تحرکات و شرارت‌های دشمن در جزایر مجنون بسیار زیاد و درحد غیرقابل تحمل رسیده و از طرفی فعالیت‌های مهندسی خود را به اوج رسانده بود به نوعی که با احداث جاده‌هایی و اتصال این جاده‌ها به عقبه، به مقصد خود یعنی محاصره مواضع نیروهای خودی نزدیک شود. انجام عملیاتی برای جلوگیری از این اقدام دشمن امری ضروری به نظر می‌رسید به همین منظور غواصان واحداطلاعات لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) همدان شناسایی مواضع دشمن در خطوط مقدم و عقبه را از اوایل مردادماه سال ۱۳۶۵ آغاز کردند.

این شناسایی‌ها در معابر متعددی در سه محور انجام گرفت تا اینکه در اواسط شهریورماه یعنی پس از یک ماه به نتیجه رسید. از طرفی دیده‌بانان اطلاعات نیز دائما از دکل دیده‌بانی موجود مواضع دشمن را تا کیلومترها عقب‌تر رصد می‌کردند و هر گونه تحرکات دشمن را از عقبه به جلو و بالعکس را ثبت می‌کردند. سرانجام موعد عملیات ۲۰شهریور در نظر گرفته شد و گردان ۱۵۴ حضرت علی اکبر (ع) به فرماندهی سردار رشید اسلام «حاج محسن امیدی» برای انجام عملیات تعیین شد همچنین گردان ۱۵۶ نیز به عنوان گردان پشتیبانی در نظر گرفته شد.

با شور و غوغایی وصف‌ناپذیر، رزمندگان یگان در روز نوزدهم شهریور ماه به سوی جزیره مجنون رهسپار شدند و در عصر آن روز نیروهای گروهان غواصی جعفر طیار به عنوان نفرات خط شکن وارد آب شده و به صورت ستونی، آهسته و آرام به سوی دشمن خیز برداشتند پس از مدت زمانی نیروهای پیاده نیز سوار بر قایق‌های موتوری اما خاموش و پارو زنان با فاصله به دنبال غواصان به راه افتادند. غواصان با سعه صدر و توکل بر خدا با رعایت استتار و اختفا خود را به عقبه دشمن رسانیده و مهیای نبردی حماسی شدند.

سرانجام در ساعت دو بامداد ندای تکبیر رزمندگان آسمان را عطرآگین کرد و عملیات انصار آغاز شد.

نیروهای دشمن که متوجه حضور نیروهای اسلام در عقبه خود شدند با دستپاچگی اقدام به تیراندازی‌های بی‌هدف کردند. تقریبا تمامی مواضع مورد نظر توسط رزمندگان فتح شد، به غیر از یکی از هدف‌ها که با مقاومت شدید دشمن تصرف آن تا صبح به طول انجامید. در این عملیات حماسی، تیپ ۶۰۱ پیاده دشمن متحمل تلفات و خسارات فراوانی شد و تعداد زیادی از آنان به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند. حماسه مقاومت سردار سرافراز اسلام شهید حاج محسن امیدی فرمانده گردان ۱۵۴ که در طول این عملیات و حفظ منطقه به شهادت رسید، مثال زدنی است.

در این عملیات تعدادی از نیروهای گردان به شهادت رسیدند به گونه‌ای که در زمانی شهید امیدی به تنهایی در برابر سیل تانک‌های دشمن که برای انجام پاتک و باز پس گرفتنن مواضع از دست رفته وارد عمل شده بودند،  ایستادگی کرد و بر رور پد غربی به شهادت رسید و جنازه مطهرش پس از حدود ۲۰ سال به آغوش وطن بازگشت.

حماسه عملیات انصار که در محرم سال ۱۳۶۵ به وقوع پیوست هیچگاه از اذهان رزمندگان استان همدان فراموش نخواهد شد. پس از انجام این عملیات دشمن که متحمل تلفات و خسارات سنگینی شده بود از انجام عملیات مهندسی در منطقه بازداشته شده و عملیات‌های ایذایی ارتش بعثی در جزایر مجنون تا مدت‌ها فروکش کرد.

انتهای پیام