محله‌ای که دیوار خانه‌هایش تماما رنگی است

به گزارش ایسنا، محله «بوکاپ» یکی از قدمی‌ترین مناطق مسکونی شهر کیپ تاون، آفریقای جنوبی است که دامنه‌های تپه سیگنال واقع شده و خانه‌های رنگی این محله باعث شهرت آن در بین گردشگران شده است.

گفته شده است که ساکنین این محله رنگارنگ، نوادگان برده‌هایی هستند که در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی توسط هلندی‌ها از کشورهای مالزی، اندونزی، سریلانکا، هند و چند کشور آفریقایی به این منطقه آورده شدند و به گروه «مالایا» شهرت داشتند.

بریتانیا در سال ۱۷۹۵ «کیپ تاون» را از هلند پس گرفت و همین مسئله باعث شد تغییرات زیادی در این منطقه به وجود آید؛ تغییرات به وجود آمده در این منطقه شامل آزادی مذاهب، لغو تجارت بردگان و پایان دادن به مسئله برده‌داری بود. پس از پایان یافتن مسئله برده‌داری، برده‌هایی که دیگر از قید بردگی رها شده بودند در این محله  اجتماعی تشکیل دادند.

در این سال‌ها ازدواج‌هایی بین مردمان جنوب شرق آسیا، برده‌های هند، ماداگاسکار و بومیان آفریقایی صورت گرفته است که بانوان بومی این محله برای ازدواج با مردان مسلمان به دین اسلام روی آورده‌اند و اسلام دین غالب این محله شده است و ساکنین آن خود را «مسلمانان کیپ» می‌نامند.

فلسفه خانه‌های رنگی محله «بوکاپ» در آفریقای جنوبی به این ترتیب است که در ابتدا خانه‌های این محله فقط به رنگ سفید نقاشی می‌شدند اما پس از آن‌که برده‌داری در کیپ‌تاون ممنوع شد به افراد حاضر در محل اجازه خرید خانه و تملک زمین داده شد و از آن پس اهالی بوکاپ تصمیم‌ گرفتند به مناسب آزادی که در اختیار آن‌ها قرار گرفته خانه‌هایشان را به رنگ‌های شاد نقاشی کنند.

یکی دیگر از جذابیت‌های بوکاپ به غیر از خانه‌های رنگارنگش مسجدی است که در این منطقه ساخته شده است. مسجد اول (Auwal Mosque) عنوان قدیمی‌ترین مسجد کشور آفریقای جنوبی را به دوش می‌کشد که در سال ۱۷۹۴ ساخته شده است و مسلمانان از سال ۱۸۰۴ اجازه ورود به آن را پیدا  کردند.

از دیگر جذابیت‌های این منطقه برای گردشگران قدیمی‌ترین خانه این محله است که به موزه بوکاپ تبدیل شده است؛ وسایل در این خانه قدیمی که به موزه تبدیل شده است به گونه‌ای چیده شده که شکل زندگی ثروتمندان محله مالایی در قرن ۱۹ را به نمایش می‌گذارد و هم‌چنین تاثیرات سنت‌های اسلامی بر روی فرهنگ و هنر «کیپ‌تاون» را نمایش می‌دهد. 

چند ملیتی بودن ساکنین این منطقه در غذا، رقص و موسیقی بوکاپ کاملا مشهود بوده، به عنوان مثال غذای مرم بوکاپ ترکیبی از سبک‌های خاورمیانه، هلند و جنوب شرقی آسیا است و مردم از میوه و ادویه‌جات به مقدار زیاد در غذاهای خود استفاده می‌کنند.

خانه‌ها و مساجد محله «بوکاپ» به شکل رنگین‌کمانی رنگ شده‌اند و تمام همسایه‌ها باهم در استفاده از رنگ‌ها اتفاق نظر داشته‌اند تا مشکلی پیش نیاید؛ قدم زدن در خیابان‌های یک طرفه و سنگ‌فرش شده بوکاپ با رنگ‌های رنگین‌کمانی خود یکی از رویایی‌ترین حالات در سفر است که هر گردشگری دوست دارد آن را تجربه کند.

منبع:

www.capetown.trave

theculturetrip.com

www.atlasobscura.com

انتهای پیام

چرا عکس‌های «فیلیپ» را پخش کردیم؟

تجربه گردشگرانی که سفرهای طولانی دارند مبین این است که وقوع چنین حوادثی نه تنها دور از انتظار نیست، ‌ بلکه در همه کشورها حتی توسعه یافته امکان وقوع آن وجود دارد. این بحث به معنی عادی جلوه دادن حادثه رخ داده و منکر ضرورت برخورد سریع، قانونی و ضابطه‌مند با مجرمان و خاطیان آن حادثه نیست اما موجی که عکس‌ها و اخبار گردشگر مضروب آلمانی در فضای مجازی و برخی رسانه‌های خارجی راه‌ انداخت این پرسش را مطرح کرد که واکنش درست در شرایطی که رسانه‌های خارجی به انتشار اخبار منفی از وضعیت امنیتی ایران روی آورده‌اند چیست؛ برخوردی که آب به آسیب سیاه‌نمایی علیه ایران نریزد و گردشگران دیگر را نترساند؟

گزارش‌های جهانی نشان می‌دهد امنیت در ایران مساله‌ای نگران‌کننده‌ای برای گردشگران جهانی نیست. موسسه افکارسنجی گالوپ در سال ۲۰۱۹ نقشه‌ای را از ۱۴۲ کشور برای «سفرهای تنهایی» منتشر کرد که نشان می‌دهد امنیت ایران در سطح آمریکا و استرالیا است و در رسته کشورهای نا امن قرار ندارد.

نقشه «خطر سفر» در سال ۲۰۱۹ نیز که بر اساس سه شاخص جرم‌ و جنایت، بلایای طبیعی و بهداشت و سلامت امنیت کشورها را رتبه‌بندی می‌کند و از سوی مؤسسه انگلیسی «Control Risks» منتشر شده نیز به وضوح مشخص می‌کند که خطر سفر به ایران در سال ۲۰۱۹ «پایین» است؛ هم‌ردیف با انگلیس، سوئد، اسپانیا، فرانسه، آمریکا، کانادا و ژاپن.

با این حال قضاوت‌هایی که همراه با اخبار و عکس‌های گردشگر مضروب آلمانی از سوی افکار عمومی داخل ایران در فضای مجازی منتشر شد، امنیت کشورمان را به چالشی‌ترین موضوع گردشگری در یک ماه اخیر تبدیل کرد.

محمدحسین ایمانی خوشخو ـ عضو انجمن علمی گردشگری ایران و استاد دانشگاه ـ درباره واکنش‌هایی درستی که باید به ماجراهای مشابه «فیلیپ»، گردشگر دوچرخه‌سوار آلمانی نشان می‌دهیم با ایسنا گفت‌وگو کرد و گفت: این اتفاق در همه کشورها و برای همه مسافران قابل پیش‌بینی است، مشابه آن هم بارها رخ داده و حتی شدیدتر هم بوده است و نمی‌توان گفت که نباید اتفاق بیافتد. مهم این است بعد از آن چه کار کنیم.

وی ادامه داد: اگر قصد داریم گردشگرپذیر شویم و گردشگران بیشتری به ایران سفر کنند باید تمهیداتی را فراهم کنیم که دیگر چنین اتفاقاتی رخ ندهد، اگر هم تکرار شد مسؤول پیگیری و رسیدگی به موضوع، متولی گردشگری در کشور باشد و هیچ دستگاه دیگری خودمختار و انحصاری به مساله آن وارد نشود. البته عکس‌العمل‌های انتظامی و قضایی هم باید سریع باشد و اجازه ندهد این اتفاق موج بردارد.

این استاد دانشگاه گفت: کار مهمی که کشورهای دیگر در شرایط مشابه گردشگر دوچرخه‌سوار آلمانی انجام می‌دهند این است که گردشگر را در شعاع ایمنی قرار می‌دهند و سعی می‌کنند به او تفهیم کنند اشتباه رخ داده و نظر او را جلب کنند، ضمن این‌که با عاملان هم برخورد شدید می‌کنند. طبق قوانین کشورهای گردشگرپذیر، ‌ هر خدشه و یا آسیبی که به گردشگر وارد شود به مراتب مجازات سنگین‌تری دارد.

وی اضافه کرد: در کشورهایی که گردشگر، اقتصاد و ارزش قلمداد می‌شود سعی می‌کنند نهایت رضایت گردشگر آسیب‌دیده را جلب کنند. ممکن است برخی کشورها غرامت بپردازند و یا مدت زمان اقامت گردشگر را تمدید کنند و یا در هزینه اقامت او کمک کنند. به هر حال اجازه نمی‌دهند موضوع ریشه‌دار شود. به موازارت هم اقدامت تنبیهی برای مجرمان درنظر می‌گیرند.

او تاکید کرد: تعامل مثبت با گردشگری که آسیب دیده، کاری است که دستگاه متولی به شدت و سرعت باید انجام دهد.

ایمانی‌خوشخو گفت: وقتی این اقدامات را انجام ندهیم مثل مورد گردشگر دوچرخه‌سوار آلمانی با آشفتگی مواجه می‌شویم که هر شخصی؛ چه افکار عمومی و چه افراد مسؤول از منظر خود ابراز عقیده و قضاوت و حکم صادر می‌کنند و آن ماجرا هم استخوان لای زخم باقی خواهد ماند. در اینطور مواقع کشورهای رقیب از سوژه حداکثر استفاده را می‌برند.

عضو انجمن علمی گردشگری ایران اما درباره خبر و عکس‌هایی که از چهره گردشگر مضروب در فضای مجازی به انگیزه همدردی منتشر شد  اما اثر سوءتبلیغی برای گردشگری ایران داشت، اظهار کرد: جلوی انتشار اطلاعات را در فضای مجازی نمی‌توان گرفت اما باید در فضای مجازی فعال بود. متاسفانه این کار را نکرده‌ایم و فکر می‌کنیم فضای مجازی برای گروه‌های آزاد و غیردولتی است، درصورتی‌که به همان نسبت که گروه‌های آزاد و مردمی از این فضا استفاده می‌کنند، دستگاه‌های مسؤول دولتی و متولیان گردشگری هم باید از این فضا استفاده کنند. چون این کار را انجام نمی‌دهیم، در نتیجه میدان را برای دیگران باز می‌گذاریم. طبیعتا مدیریت این شرایط سخت خواهد بود.

او پیشنهاد کرد: در موارد مشابه بهتر است تشکل‌هایی که برای توسعه گردشگری کشور هدف‌گذاری کرده‌اند با ارتباط تنگاتنگ با دستگاه‌های مسؤول وارد عمل شوند و دست‌کم اجازه ندهند فضای مجازی یکطرفه باشد و به کلیت گردشگری کشور لطمه بزند.

ایمانی‌خوشخو به موضوع برخورد با گردشگرانی که خارج از قانون، رفتار می‌کنند نیز پرداخت و گفت: مواقعی وجود دارد که گردشگر منشاء ناهنجاری و بی‌قانونی می‌شود و حتی موضع محلی‌ها و بومی‌ها را برمی‌انگیزد. در چنین مواقعی مراجع انتظامی باید هماهنگ با دستگاه متولی و نماینده سیاسی آن گردشگر در کشور وارد عمل شود تا کمترین تبعات را داشته باشد.

وی اضافه کرد: طبق قانون هر کشوری، برخورد با تخلفات رفتاری گردشگران معمولا مسیر قانونی و حقوقی خود را بدون سر و صدا دنبال می‌کند، ‌ چرا که برخورد نادرست به تبلیغ منفی علیه آن کشور منجر می‌شود.

ایمانی‌خوشخو اظهار کرد: در مواردی که گردشگر تخلف قانونی داشته اگر مجاری اصلی را از دست بدهیم و بدون منطق در فضای مجازی اظهارنظر داشته باشیم، باید منتظر تبعات منفی که علیه کشورمان ایجاد می‌شود باشیم. ممکن است در چنین مواقعی برای دفاع از حقوق گردشگران خارجی و از سر دلسوزی کارهایی انجام دهیم اما بدانیم باید با هر پدیده‌ای برخورد منطقی و درست داشته باشیم، بدون این‌که به ماجرا شعاع رسانه‌ای بدهیم.

انتهای پیام

ویدئو / هفت سازه باستانی شگفت‌انگیز

آثاری تاریخی

سازه‌های باستانی با قدمت چندین قرن، تنها محدود به اهرام ثلاثۀ مصر و دیوار چین نمی‌شوند. در سایر نقاط دنیا هم مکان‌های شگفت‌انگیز تاریخی با قدمتی طولانی وجود دارد که مهارت بالای سازندگان آن‌ها بدون داشتن حتی یک درصد از تکنولوژی‌های جهانِ امروز را نشان می‌دهد. در این ویدئو به معرفی چند اثر باستانی باشکوه در نقاط مختلف دنیا می‌پردازیم.

مترجم: محمدرضا قاسمی / تدوینگر: امید ابراهیمی

معرفی برگزیدگان جشن سینمای مستند

به گزارش ایسنا، در این مراسم که شامگاه پنج شنبه ۳۱ مرداد ماه در سالن همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران به دبیری محمد صوفی و با اجرای منصور ضابطیان برگزار شد، برگزیدگان بخش های مختلف این جشن معرفی شدند.‌

به این ترتیب تندیس و دیپلم افتخار بهترین صدابرداری به حسن شبانکاره برای فیلم «خانه ای برای تو» اهدا شد.

جایزه بهترین صداگذاری هم به امیرحسین قاسمی برای فیلم «روزی که رفت» تعلق گرفت.

در بخش بهترین کارگردانی مستند کوتاه‌ جایزه برای روایت شاعرانه یک موضوع چالشی به مینا مشهدی مهدی برای فیلم «آنجا که باد می وزد» رسید.‌

جایزه بهترین فیلم کوتاه مستند نیز به عنوان جایزه بهترین تهیه کننده به محمدرضا جهان پناه برای فیلم «پنهان» اهدا شد.

 در بخش بهترین موسیقی دیپلم افتخار به صبا ندایی برای فیلم «روزی که رفت» اهدا شد و جایزه اصلی هم به حبیب خزایی فر برای فیلم «مهمانی خداحافظی» تعلق گرفت.

جایزه بهترین تدوین به اسماعیل منصف برای فیلم زمان اهدا شد.

در بخش بهترین کارگردانی فیلم نیمه بلند مستند کامران حیدری برای فیلم «واکس چه» دیپلم افتخار گرفت و برنده تندیس هم لقمان خالدی برای ساخت فیلم «مهمانی خداحافظی» معرفی شد.

در بخش بهترین فیلمبرداری دیپلم افتخار برای فیلم «چشم‌ها و دست‌ها» به‌ محمد رسولی تعلق گرفت و تندیس جشن هم ‌به محمد حدادی برای فیلم «خانه ای برای تو» اهدا شد.

جایزه بهترین تهیه کنندگی فیلم نیمه بلند به مهدی نورمحمدی و صدیقه خدایی برای فیلم «آواز جغد کوچک» تعلق گرفت.

‌جایزه بهترین پژوهش مستند سال نیز دو جایزه داشت که دیپلم افتخار به باقر نظامی برای فیلم «در گرداب انقراض» اهدا شد و تندیس جشن هم به مهرداد زاهدیان برای فیلم «زمستان است» تعلق گرفت.‌

جایزه ویژه هیئت داوران نیز با حضور مرتضی رزاق کریمی و محمد تهامی نژاد به دلیل خلاقیت در روایت یک موضوع چالشی به هادی معصوم دوست برای فیلم «روزی که رفت» اهدا شد.

برای بهترین کارگردانی فیلم بلند مستند نیز دو جایزه اهدا شد که دیپلم افتخار به زینب تبریزی برای فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالیست» تعلق گرفت و تندیس جشن هم به مهرداد زاهدیان برای «فیلم زمستان است» اهدا شد.

جایزه بهترین تهیه کنندگی فیلم بلند مستند را هم بابک بهداد با یک دیپلم افتخار برای فیلم «بهارستان خانه ملت» گرفت و تندیس جشن هم با حضور رامین حیدری فاروقی و منوچهر شاهسواری به مهدی شاه محمدی برای فیلم «خانه ای برای تو» اهدا شد.

منوچهر شاهسواری (مدیر عامل خانه سینما)، همایون اسعدیان (رییس هیات مدیره خانه سینما)، رامین حیدری فاروقی، حسین ترابی، محمدرضا وطن دوست، آزاده موسوی، کورش عطایی، اسماعیل میرفخرایی، آزاده بیزارگیتی، معین کریم الدینی، مهناز افضلی، سام‌ کلانتری، محمد حمیدی مقدم (مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی) و بروجردی (مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی) از جمله حاضران در این ‌مراسم بودند.

انتهای پیام

پخش ۳۵ فیلم در روزهای پایان هفته

به گزارش ایسنا، فیلم‌های «ترانه آتش»، «چرخه»، «طوفان»، «جهیزیه پرماجرا»، «برای گریس»، «پینوکیو»، «خاموشی ستاره»، «دو پلیس زبل»، «سرزنده در ۱۰۲ سالگی»، «ای برادر کجایی»، «ناخدا خورشید»، «دوازده سال بردگی»، «نورم خرس شمالی»، «دزد عروسک ها»، «بازرس روانشناس»، «مهره مار»، «مدیون»، «وزیر کاتوه»، «روز اردو»، «جان کیو»، «بچه‌های آسمان»، «مرد عنکبوتی شگفت انگیز۲»، «داماد خوش قدم» به کارگردانی کاظم راست گفتار، «حلال و حرام»، «مرد سرعت»، «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه»، «لیمو ترش» به کارگردانی سیدجواد رضویان و «کد یک قاتل»، «یک پرونده عاشقانه»، «اسم من خان»، «ویر»، «محافظین محله»، «افسانه نارنیا»، «اخراجی ها۲» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی و «توهم» پنج‌شنبه و جمعه روی آنتن می‌روند.

**** شبکه یک سیما

به گزارش روابط عمومی سیما، فیلم تلویزیونی «ترانه آتش» به کارگردانی روح الله سهرابی، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۲۳ از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.

این فیلم تلاش برای خودکفایی ساخت توربین های بزرگ در صنعت نفت و بومی سازی این صنعت پیچیده است.

حمید لولایی، جعفر دهقان،  محمد کاسبی و شهرزاد عبدالمجید در فیلم تلویزیونی «ترانه آتش» بازی کرده‌اند.

**************************************************

فیلم سینمایی «چرخه» به کارگردانی جیمز پانسولت، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۶ از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.

در این فیلم با بازی تام هنکس، اما واتسون و جان بویگا خواهیم دید: می، دختر جوانی است که با وساطت دوستش شغل بسیار خوبی در یک شرکت قدرتمند تکنولوژی به نام سیرکل به دست می آورد. این شرکت توسط دو مدیر به نام تام استنتون و ایمون بیلی اداره می‌شود که در بین کارمندان خود بسیار محبوب هستند. سیرکل عقیده دارد که همه جرم و جنایت ها در فضای خصوصی اتفاق می افتد و با از بین رفتن فضای خصوصی جهانی عاری از خشونت خواهیم داشت. هم‌زمان با ورود می به شرکت سیرکل این شرکت از محصول جدید خود که یک دوربین کوچک است رونمایی می کند. این دوربین روی لباس شخص نصب می شود و کاربران اینترنتی می توانند کل ۲۴ ساعت زندگی شخص مالک دوربین را مشاهده کنند. ایمون این وسیله را ابزاری برای جلوگیری از  نقض حقوق بشر میداند. می داوطلب می‌شود که دوربین را تمام‌روز به لباسش نصب کند و این امکان را برای همه فراهم ‌کند تا زندگی‌اش را به صورت زنده تماشا کنند اما …

**************************************************

**** شبکه دو سیما

فیلم سینمایی «طوفان» به کارگردانی ولف گنگ پیترسون، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱:۳۰ بامداد از شبکه دو سیما پخش می‌شود.

در این فیلم با بازی جورج کلونی، مارک والبرگ و جان سی ریلی خواهیم دید: طوفانی مهیب از سمت جزایر برمودا وزیدن می گیرد و در سر راه خود با توده ای از هوای سرد جاری از گریت لیکس هم راه می شود که در نتیجه آن، امواجی غول آسا به هوا بر می خیزد و سرنشینان یک کشتی ماهی گیری را در میان طوفان نابود می کند …

**************************************************

فیلم تلویزیونی «جهیزیه پرماجرا» به کارگردانی مسعود عسگری، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۸ صبح از شبکه دو سیما پخش می‌شود.

این فیلم درباره چند نوجوان است که برای تهیه جهیزیه خواهر یکی از بچه ها که دچار مشکل مالی است دست به کار می شوند و می خواهند با تصورات نوجوانانه شان به آنها کمک کنند. یکی از بچه ها در این بین دروغی می گوید که این دروغ منجر به حوادثی می‌شود که …

شهرام قائدی، سیاوش مفیدی، رضا توکلی و شیوا خسرو مهر در فیلم تلویزیونی «جهیزیه پرماجرا» بازی کرده اند.

**************************************************

فیلم سینمایی «برای گریس» به کارگردانی دیوید کانینگ هام، جمعه ۱ شهریور ماه ۳۰ دقیقه بامداد از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.

در این فیلم با بازی یم کاویه زل، مت دیلون و رایان پاتر آمده است: جو پسر بچه ای بی سرپرست است که در جزایر هاوایی زندگی می کند. مادر او در اثر بیماری از دنیا رفته و هویت پدرش مشخص نیست. او گرسنه و آواره است  تا این که دکتر جوانی برای کار به جزیره می آید و سر پرستی او را به عهده می گیرد. سال ها بعد، جو به مرد جوان و جذابی تبدیل می شود که دلباخته دختر جوانی به نام گریس شده و این عشق دو طرفه است. گریس تنها دختر تاجر ثروتمند و از خود راضی قهوه در هاوایی است که به تازگی دچار ورشکستگی شده و تصمیم دارد برای خروج از این بحران، زمینه ازدواج گریس و دکتر ثروتمند و میانسالی به نام ریس را فراهم کند اما قبل از این وصلت در اثر حادثه ای از دنیا می رود. دکتر علیرغم سال ها تلاش نتوانسته جو را به صورت قانونی به فرزندی قبول کند و به همین دلیل ….

**************************************************

فیلم سینمایی «پینوکیو» به کارگردانی استفان گاج داس، جمعه  ۱ شهریور ماه ساعت ۸ از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.

در این فیلم با بازی میشل بامبالک، ژان گراندمن و کریستوف گریگار خواهیم دید: پینوکیو پسرک چوبی ای است که پدر ژپتو نجار پیر، آن را ساخته. پینوکیو با آرزوی پدر ژپتو که می خواسته صاحب پسری شود، زنده می شود اما همان روز اول از خانه خارج شده و گربه نره و روباه مکار او را فریب می دهد و او از خانه دور شده و سفر پر ماجرایی را از سر می گذراند. پدر ژپتو به دنبال پینوکیو می گردد و وقتی پینوکیو را پیدا می کند و …

**************************************************

فیلم سینمایی «خاموشی ستاره» به کارگردانی ماهش مانجری کار، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۷ از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.

در خلاصه داستان فیلم با بازی نانا پاتیکار، مهدا مانجریکار و رینمایی دیشپانده آمده است: گانپات ستاره خوشنام تاتر است که پس از بازنشستگی اموالش را بین دختر و پسرش تقسیم می کند. او خانه را به پسرش می دهد و پس از اندازش را به دخترش می بخشد. در ابتدا همه چیز خوب پیش می رود اما پس از بزرگ شدن نوه اش تنش در خانواده زیاد می شود و در نهایت پس از دعوایی که بین گانپات و عروسش در می گیرد، او و همسرش خانه را ترک کرده و به خانه دخترش می روند. گانپات و همسرش مدتی همراه دختر و دامادشان زندگی می کنند اما به خاطر رفتارهای گانپات، دعواهایی بین او و دخترش شکل می گیرد و در نهایت به خاطر آن که دختر، اشتباها به پدرش تهمت دزدی زده، گانپات و همسرش شبانه، آنجا را ترک می کنند تا به خانه روستایی شان بروند. در بین راه انها برای استراخت در جایی اتراق می کنند اما …

**************************************************

**** شبکه سه سیما

فیلم سینمایی «دو پلیس زبل» به کارگردانی انزو باربونی، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱۰ از شبکه سه سیما پخش می‌شود.

در خلاصه داستان فیلم با بازی باد اسپنسر و ترنس هیل آمده است: ۲۰ میلیون دلار از بانک دترویت دزدیده می شود. یکی از سارقان دستگیر می شود. یکی از آنها کشته می شود و دیگری ناپدید می شود و پول ها پیدا نمی شود. چند سال بعد سارقی که دستگیر شده بود، ازاد می شود و به میامی می رود و درست روز بعد کشته پیدا می شود. ۲ نفر از اعضای FBI به نام های داگ و استیو، مامور بررسی به این پرونده می شوند. آنها متوجه می شوند که دزد سوم که ناپدید شده جایی در میامی پنهان شده و …

**************************************************

فیلم سینمایی «سرزنده در ۱۰۲ سالگی» به کارگردانی آمش شاکلا، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱۶ از شبکه سه سیما پخش خواهد شد.

در این فیلم با بازی آمیتاب باچان، ریشی کاپور، جیمیت تریودی و ویجای راز خواهیم دید: پیرمردی به نام دتاترایا واخری که ۱۰۲ سال دارد، م یخواهد رکورد پیرترین مرد دنیا را به نام خودش ثبت کند. او با رفتارش پسرش ببولال از دست خود عصبانی می کند و …

**************************************************

**** شبکه چهار سیما

فیلم سینمایی «ای برادر کجایی» به کارگردانی جوئل کوئن، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱۰:۳۰ از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود.

در خلاصه داستان فیلم با بازی جرج کلونی و جان تورتورو آمده است: اولیس اورِت مک گیل، پیت و دلمار از میان یک دسته جنایتکاران زندانی فرار می‌کنند و تصمیم دارند برای رسیدن به ۱٫۲ میلیون دلاری که دلمار ادعا می‌کند پیش از دستگیر شدن از یک ماشین مخصوص حمل گنج دزدیده و آن را در زمین پنهان کرده راه بیفتند. آن‌ها فقط چهار روز برای رسیدن به گنج اورت مهلت دارند و بعد از این مدت قرار است …

**************************************************

فیلم سینمایی «ناخدا خورشید» به کارگردانی ناصر تقوایی، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۲۱ از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود.

در خلاصه داستان فیلم آمده است: خواجه ماجد، ناخدا خورشید را لو می‌دهد و بار قاچاق لنج ناخدا به آتش کشیده می‌شود. دلالی به نام فرحان که می‌خواهد چند فراری سیاسی را از مرز آبی عبور دهد وارد بندر می‌شود. او با ناخدا خورشید تماس می‌گیرد. ناخدا که احتمال می‌دهد لنجش را مصادره کنند با فرحان همکاری می‌کند و چند مرد را به آن سوی آب می‌رساند. پس از آن چند تبعیدی نیز از فرحان می‌خواهند که اسباب فرار آنان را فراهم کند. ناخدا این بار نیز با اکراه به این ماجرا کشیده می‌شود. تبعیدی‌ها پیش از فرار خواجه ماجد و مباشرش را می‌کشند و …

داریوش ارجمند، علی نصیریان و سعید پورصمیمی در فیلم سینمایی «ناخدا خورشید» نقش‌آفرینی کرده‌اند.

**************************************************

فیلم سینمایی «دوازده سال بردگی» به کارگردانی استیو مک‌کوئین، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه چهار روی آنتن می‌رود.

در خلاصه داستان فیلم با بازی چیویتل اجیوفور، مایکل فاسبندر و بندیکت کامبربچ آمده است: سال ۱۸۴۱، سالومون نورثاپ یک سیاهپوست آزاد است که با همسر و فرزندانش زندگی می‌کند. او با نواختن ویولن امرار معاش می‌کند. یک شب توسط چند نفر اراذل و اوباش اغفال شده، به وسیله آن‌ها مسموم و به‌عنوان برده فروخته می‌شود. به هوش که می‌آید، خود را در غل و زنجیر می‌بیند. سپس به مزارع پنبه در جنوب آمریکا برده می‌شود و …

**************************************************

**** شبکه پنج سیما

فیلم سینمایی «نورم خرس شمالی» به کارگردانی ریچارد فین، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه پنج پخش می‌شود.

در خلاصه داستان فیلم با بازی اندرو توث، مایا کای و آلن مریوت آمده است: نورم یک خرس قطبی است که سلطان حیوانات است و همه به حرف های او گوش می دهند او با چند نفر از دوستانش برای دعوتی که به شهر نیویورک شده می روند و در آنجا شهردار با او خیلی خوب برخورد می کند و به او جوایزی هم می دهند. ولی بعد معلوم می شود که از فیلم مصاحبه ای که از او شده سو استفاده کرده اند و او را یک دزد بانک معرفی کردند حالا نورم به دنبال پولی که در واقع خود شهردار عامل دزدیدنش بوده است می رود و ….

**************************************************

فیلم سینمایی «دزد عروسک ها» به کارگردانی محمدرضا هنرمند، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۸:۳۰ از شبکه پنج پخش می‌شود.

در خلاصه داستان آمده است: مادر لیلا و بهرام قرار است با گرفتن وام مسکن و خریداری یک خانه بچه هایش را از دردسرهای صاحب خانه شان، خورخور، نجات دهد. اما عجوزه که بیرون از شهر زندگی می کند و نمی خواهد آن ها روی آرامش به خود ببینند، پسرش،‌ گنجو را وادار می سازد تا پول آن ها را برباید. بچه ها تصمیم می گیرند با فروش عروسک های خود پول خانه را فراهم کنند،‌ اما گنجو پیش دستی می کند و عروسک ها را هم می رباید. لیلا و بهرام درتعقیب او به خانه  عجوزه می رسند،‌ اما به دست گنجو گرفتار می شوند. عروسک ها به کمک لیلا و بهرام می شتابند و …

آزیتا حاجیان، رسول نجفیان، مهراوه شریفی نیا، منوچهر آذری، اکبر عبدی و آزیتا لاچینی در این فیلم بازی کرده اند.

**************************************************

فیلم سینمایی «بازرس روانشناس» به کارگردانی استیو فرانکز، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه پنج پخش می‌شود.

در این فیلم با بازی جیمز رودی، دولی هیل و تیموتی اوماندسون خواهیم دید: شان یک روانشناس است که به جولیت علاقه دارد، جولیت پلیس است. شان  به صورت پاره وقت در پرونده های پلیس همکاری می کند. او به همراه دوستش گاس بیشتر از آنکه کمک حال پلیس باشند، دردسر درست می کنند. اما در یک پرونده جدید پای دختر مورد علاقه اش جولیت در میان است. چند خلافکار که سابقا توسط جولیت دستگیر و زندانی شده اند می خواهند از او و همکارانش انتقام بگیرند، یکی از پلیس ها را کشته اند و دختر رئیس پلیس را هم گروگان گرفته اند. بالاخره شان با کمک گاس و پدرش هنری سرنخ هایی پیدا می کند و به کمک پلیس و جولیت مخفی گاه گروگانگیرها را پیدا کرده و …

**************************************************

**** شبکه شما

فیلم تلویزیونی «مهره مار» به کارگردانی رحیم مرادیان، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۲۴ از شبکه شما پخش خواهد شد.

داستان فیلم درباره جانقلی مرد میانسال ولی مجردی است که خواهان دختری به نام فریبا است. اما فریبا و پدرش هیچ کدام موافقتی با او ندارند چرا که او را مردی فقیر می دانند. جانقلی تصمیم می گیرد مهره مار را پیدا کند تا شاید به این ترتیب فریبا خواهان او شود. در بیابان  او به دنبال یافتن مار داخل گودالی می افتد و در یک بنای بسیار قدیمی صدایی از داخل کوزه ای می شنود. او با بازکردن در کوزه دو غول درون آن را آزاد می کند. آن دو قول می گویند که خدمتگذار جانقلی هستند  و هرچه او بخواهد برآورده می کنند جانقلی از آنها می خواهد که فریبا خواهان او گردد. چنین هم می شود فریبا سمت خانه جانقلی می رود. جانقلی از غول ها می خواهد پولدار شود و همین گونه هم می شود و او تبدیل به یک مرد پولدار می شود. اما همه این اتفاقات باعث عوض شدن شخصیت جانقلی  می شود. تا جایی که برادرش و همسر برادرش تصمیم به ترک او می گیرند. نامزد سابق فریبا تصمیم می گیرد تا …

احمد پولادیان، مصطفی سلیمانی، حمید مرادیان و شهین چلبی در فیلم تلویزیونی «مهره مار» هنرنمایی کرده‌اند.

**************************************************

فیلم تلویزیونی «مدیون» به کارگردانی محمد جواد کاسه ساز، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه شما پخش خواهد شد.

در خلاصه داستان آمده است: در یکی از مناطق عملیاتی یک رزمنده مجروح پاکتی آغشته به خون خود را به دستان احمد رضا میران که حال پزشک معتمد حوزه نظام وظیفه است می سپارد که باعث می شود زندگی دکتر میران دگرگون شود. دکتر نسبت به این نامه احساس دین دارد و سال ها بعد با ورود جوانی به نام حامد معتمد که سعی دارد از خدمت سربازیس معاف شود راز این نامه آغشته به خون فاش می شود، که …

بیژن امکانیان، بابک انصاری، حدیث میر امینی، ابراهیم امینی، جواد گنجی و سعیده عرب در فیلم تلویزیونی «مدیون» بازی کرده‌اند.

**************************************************

**** شبکه امید

فیلم سینمایی «وزیر کاتوه» به کارگردانی میرا نایر، پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱۶:۳۰ از شبکه امید پخش خواهد شد.

داستان فیلم با بازی لوپیتا نیونگو و دیوید اویلوو درباره‌ فردی به نام فیونا موتسی هست که پس از اینکه با بازی شطرنج آشنا می‌شود مسیر زندگی‌اش به سرعت تغییر می‌کند و …

**************************************************

فیلم سینمایی «روز اردو» به کارگردانی حسن محمدی و سپیده کامرانی، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۶:۳۰ از شبکه امید پخش خواهد شد.

فیلم درباره دو نوجوان به نام های فرید و میثاق است که همسایه و همکلاسی هستند. ولی به خاطر اختلافات فرهنگی و خانوادگی مشکلاتی با هم دارند. انها برای یک اردوی دانش اموزی به رامسر می روند و اتفاقاتی در این سفر می افتد که روی اخلاق و رفتار هر دونوجوان تاثیر می گذارد و ….

احمدرضا اسعدی، اردلان شجاع‌کاوه و کیانوش گرامی در این فیلم بازی کرده اند.

**************************************************

**** شبکه افق

فیلم سینمایی «جان کیو» به کارگردانی نیک کاساوتیس، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۰ از شبکه افق پخش خواهد شد.

داستان این فیلم با بازی دنزل واشنگتن، رابرت دووال، کیمبرلی الیز و هدر والکوئیست از این قرار است که جان کیو آرچیبالد کارگر کارخانه ای است که در هفته ۴۰ ساعت کار می کند. مقامات کارخانه تصمیم به کاهش ساعات کار می کنند از این رو جان قرار است در هفته تنها ۲۰ ساعت کار کند و دستمزد بگیرد و این برای جان فاجعه است در همین هنگام، پسر اودنیس بر اثر سانحه ای در زمین بیس بال دچار ناراحتی شدید می شود و رسانیدن او به بیمارستان و اتفاقاتی که در آنجا می افتد و …

**************************************************

فیلم سینمایی «بچه های آسمان» به کارگردانی مجید مجیدی، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۷ از شبکه افق پخش خواهد شد.

در این فیلم خواهید دید: پسرکی به نام علی کفش‌های خواهرش را گم می‌کند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار می‌گذارند که صبح‌ها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی پا برهنه به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای به دست آوردن کفش نو می کند اما علی هر روز پا برهنه به مدرسه می رود تا اینکه در مدرسه یک مسابقه برگزار می شود و …

رضا ناجی، میرفرخ هاشمیان، بهاره صدیقی، نفیسه جعفر محمدی، فرشته سرابندی، کمال میرکریمی و بهزاد رفیعی در فیلم سینمایی «بچه های آسمان» ایفای نقش کرده‌اند.

**************************************************

**** شبکه نمایش

فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی «مرد عنکبوتی شگفت انگیز۲»، «داماد خوش قدم» به کارگردانی کاظم راست گفتار، «حلال و حرام»، «مرد سرعت»، «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه»، «لیمو ترش» به کارگردانی سیدجواد رضویان و «کد یک قاتل» پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱۱، ۱۳، ۱۵، ۱۷، ۱۹، ۲۱ و ۲۳ از شبکه نمایش روی آنتن می‌رود.

**************************************************

فیلم‌های سینمایی ‌و تلویزیونی «یک پرونده عاشقانه»، «اسم من خان»، «ویر»، «محافظین محله»، «افسانه نارنیا»، «اخراجی ها۲» به کارگردانی مسعود ده نمکی و «توهم»، جمعه ۱ شهریور ماه ساعت ۱۱، ۱۳، ۱۵، ۱۷، ۱۹، ۲۱ و ۲۳ از شبکه نمایش پخش می‌شود.

انتهای پیام

از خانه منسوب به «پدر چای ایران» دست کشیدند

به گزارش ایسنا، نخست گفتند خانه متعلق به کاشف‌السلطنه (پدر چای ایران) است، با ردِ این فرض و پیدا شدن سندهای جدیدی از خانه، عمارتِ منسوب شده به او را چیزی شبیه به خانه «محسن مقدم» دانستند که مالکانش به واسطه علاقه‌مندی‌شان، تزئیناتِ مختلفِ قدیمی را خریداری کرده و در بخش‌های مختلف خانه نصب کرده بودند، اما تزئیناتِ خانه را در گالری‌ها پیدا کردیم!

با وجود تعلق نداشتن خانه به «کاشف‌السلطنه» و حذف شدنِ تزئینات مربوط به بنا، میراث فرهنگی پا عقب نگذاشت و اعلام کرد این خانه هم به واسطه‌ی قدمتِ بالای ۵۰ ساله‌اش و توجهی که مالک بنا به آن کرده و تزئیناتی که هنوز بخش‌هایی از آن باقی مانده (بود)، باید در فهرست آثار ملی ثبت شود.

تصویر سمت چپ متعلق به خرداد ۹۳ و تصویر سمت راست متعلق به ۲۸ مرداد ۹۸ است

مدتی بعد خبر رسید، سازمان زیباسازی تهران خانه را خریده و قول داده تا آن را به شکل روز اول درآورد، خبری که خوشحال کننده بود، اما حالا به نظر می‌رسد منظورِ مسوولان زیباسازی از روزِ اول، همان تبدیل شدن به «باغ عصمت خدیری» مالک اولیه زمینِ بنا بوده البته باغِ بدون درخت، تا خانه‌ای که منوچهر و هوشنگ صانعی آن را مشابه خانه‌ی «مقدم» ساخته بودند!

اسفند ۱۳۹۲ بود که خبر رسید، خانه‌ی «محمد میرزا کاشف‌السلطنه» مشهور به «پدر چای ایران» و نخستین واردکننده‌ی چای به ایران، در غفلت سازمان میراث فرهنگی در حال غارت شدن است. کاشی‌کاری‌ها و ملحقات نفیس این خانه‌ در طول زمان، غارت شده است تا در آینده‌ی نزدیک، توسط مالک بنا تخریب شود. خانه‌ای که تا قبل از انقلاب مصر، به‌صورت اجاره‌ای در اختیار دفتر حافظ منافع مصر در ایران بود اما پس از انقلاب مصر، این بنا تخلیه و متروکه شد و در همان زمان (۱۳۹۲) براساس اطلاعات اهالی محل با همکاری سرایدار یا مالک قبلی خانه و با همدستی عتیقه‌فروشان محدوده‌ی خیابان شریعتی و منطقه‌ی شمیران، کاشی‌ها، درها و پنجره‌های باارزش، آیینه‌کاری‌ها و هر شیء ارزشمند به‌کار رفته در این بنا به‌وسیله تیشه و پتک کنده شده‌اند و به‌نوعی بنا در حال غارت شدن بود.

این تصویر ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ ثبت شده است

با انتشار خبرها و رو شدن اسنادی از خانه، مسلم شد که این بنا متعلق به دهه ۴۰ است و در همان زمان مالک توسط چند استادکار رشته‌های مختلف، خانه را به وضعیت تاریخی مناسب و زیبایی تبدیل کرده بود، اما پس از مدتی مالک، خانه را به یک شخص بسازوبفروش فروخت و او نیز از آن زمان با ایجاد تغییراتی در بنا قصد تخریب‌اش را داشت.

تا آن که ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ سید محمد بهشتی، مشاور سابق رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس سابق پژوهشگاه این سازمان به ایسنا اعلام کرد:‌ خانه‌ی منسوب به «پدر چای ایران» که متعلق به این شخص نیست، توسط سازمان زیباسازی خریداری شده و در حال حاضر پیمانکار در حال آواربرداری خانه است و قرار است تا طراحی این بنا برای ایجاد یک مرکز فرهنگی باشد.

بعد از گذشت سه سال و نیم از ان حرف‌ها به جای این که امروز خانه‌ی صانعی‌ها را که روزی می‌شد نام آن را قُلِ «خانه مخسن مقدم» نامید، باید خانه‌ی متروکه‌ای دانست که گویا سازمان زیباسازی هم از پسِ بازسازی و مرمت‌اش برنیامده است!

و از سوی دیگر خانه‌ی دیوار به دیوار ان هم که گویا از همه جا و همه چیز بی‌خبر است، چند طبقه بالاتر از ارتفاع مجاز در کنار یک خانه‌ی تاریخی بالا رفته است.

براساس آخرین اسناد، این بنای تاریخی در سال ۱۳۳۵ شمسی ساخته شد، با توجه به عکس‌هایی که پیش از این از بنا منتشر شده بود و ذهن همه به سمت قاجاری بودن آن بود، آن ساختمان در دوره پهلوی دوم ساخته شد، بنابراین شورای عالی معماری و شهرسازی ایران مصوبه‌ای را به تصویب رسانده که به موجب آن بناهای ۵۰ سال به بالا از خطر تخریب و نابودی نجات پیدا می‌کنند.

مصوبه این شورا تاکید دارد، بازسازی بناهای ساخته شده تا سال ۱۳۴۰ هجری شمسی، صرفا به صورت عین به عین امکانپذیر خواهد بود. این مصوبه به این معنی است که مالکان بناهای ۵۰ سال به بالا نمی‌توانند بنای خود را با خروج از ثبت تخریب کنند و به جایش برج بسازند و اگر هم تخریب کردند، باید با همان ارتفاع عین به عین خانه را بسازند.

هر چند طرح تفضیلی برای معماری شهر تهران فاجعه رقم زده، اما با توجه به این قانون، خریدار خانه قطعاً نباید این خانه را تخریب کند و اگر این کار را انجام دهد که متأسفانه چنین شده، باید پوسته (جداره و تژئینات بیرونی) بنا مانند خانه «شیبانی» نگهداری شود و آن باردیگر عین به عین ساخته شود که قطعاً به نفع خریداری که قصد برج‌سازی دارد، نیست.

تصویر متعلق به سال ۹۳
تصویر متعلق به سال ۹۳

انتهای پیام

جمعیتی که در قاب دوربین جا نمی‌شوند!

از اجرای طرح کتاب گردان و کتاب جایزه دادن تا آموزش و برگزاری مسابقه عکس برتر، همه و همه توسط این دو جوان با هزینه شخصی شان انجام شده که توانسته افراد زیادی را به این گروه جذب کنند.

محسن طاهریان، یکی از این دو جوان داستان خلق شدن این جمعیت را اینگونه تعریف می کند” دی ماه سال ۹۶ بود که از طریق فضای مجازی و اینستاگرام و از طریق استوری تعدادی از بچه ها را در روزهای جمعه دور هم جمع کردیم  و این دور هم جمع شدن ها از زمانی که “ابوالفضل” به جمع ما اضافه شد شکل منسجم تری پیدا کرد”

“اوایل ماجرا برایمان خیلی گنگ بود و  این جمعیت توسط تبلیغات مجازی افزایش یافت و به سمت آموزش رایگان رفت، مدتی بعد متوجه شدیم که یک اتفاق از درون ما رخ داده است که ناخودآگاه کاری را انجام دادیم و آن این بود که می‌دیدیم تقریبا همه بچه ها و در واقع بچه‌هایی که در عکاسی فعالیت داشتند پس از یک سری آموزش‌ها رها می‌شوند و چیزی عایدشان نمی‌شد”

“ابوالفضل” دیگر لیدر گروه، آموزش‌هایش را در گروه جمعه های عکاسی شروع کرد که پویش جمعه های عکاسی جوان نام گرفته است است و این انجمن زیر نظر وزارت کشور کار می کند. این جمعیت به سه گروه تقسیم شدند؛ گروه اول روزهای سه‌شنبه فعالیت می‌کند و در خانه سمن‌های بنیاد ملی نخبگان مباحث نقد عکس، و پیش‌بینی‌های راجع به آینده و فعالیت هایی چون برگزاری نمایشگاه را با اعضایی که نسبت به بقیه فعال‌تر و حرفه ای تر هستند، بررسی می‌کنند.

طاهریان به خبرنگار ایسنا توضیح می‌دهد: گروه دوم کارگاه متشکل از بچه هایی است که در سطح پایین‌تری فعالیت می‌کنند؛ از نظر تعداد در گروه اول و دوم ۴۰ یا ۵۰ نفر اند و در گروه مقدماتی که افراد جدید از طریق آن گروه وارد می شوند و بچه‌ها را می‌سنجند و سطح بچه ها بررسی می‌شود. این داستان مرتبا طی سال ۹۷ و شروع ۹۸ اتفاق افتاده است.

حال  ۱۸۰ نفر عضو این گروه شده اند و حدود ۷۰ درصد آنها فعال هستند و کلیت کارشان آموزش است.

ابوالفضل اَدیم،  یکی از اعضای جمعیت معتقد است، برخی از افراد به دوره‌های آموزشی می روند و با در نظر گرفتن شکل آموزش، محیط آن و مطالب کم و زیادی که گفته می شود یا نمی شود، مبلغی پرداخت می‌شود و دوره تمام می شود اما علی رغم هزینه ای که انجام می‌شود -که الان خیلی هم گران شده- و انرژی و زمان صرف شده، اما فرد آنچنان که باید نمی‌تواند از این آموزش‌ها بهره برداری کند.

وی تعریف می کند که از ۱۶ سالگی و در انجمن سینمای جوان بوشهر وارد عرصه عکاسی شده است؛ از همان زمان برگزاری کارگاه های آموزشی به مشکل برمی‌خورد و کارگاه ها و دوره های انجمن با تغییرات مدیریتی لغو می‌شد.

اما پویش جمعه های عکاسی خودجوش شکل گرفته و انتظاری برای دریافت کمک از بخش های مختلف نداشته است. هدف این بود که عکاسانی جذب گروه شوند که دوره های عکاسی را تمام کرده اند و یا اصلا دوره نرفته اند و تنها علاقمند هستند به نحوی عکاسی را در خود پرورش دهند.

ابوالفضل می گوید: شیوه کار جمعه های عکاسی بعد از مدتی به گونه‌ای شد که هر هفته اساتیدی می آمدند و در خصوص محورهای مختلف، تجهیزات عکاسی و یا ژانرهای مختلف توضیحات ارائه می‌دادند. بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که هدف گذاری طولانی مدت انجام دهیم و اولین هدف، برگزاری یک نمایشگاه در سال ۹۷ بود که در مهرماه ۹۷ از خروجی کار اعضای انجمن برپا شد.

بعد از آن هدف بر این قرار گرفت که در کنار آموزش ماهیت و خوانش عکس را به بچه‌هایی که در کارگاه‌ها حضور دارند آموزش دهند، دغدغه هایی را هم در کار وارد کنند که اعضای گروه بتوانند به عنوان یک عکاس رسالت خود را انجام دهند.

او اولین رسالت پویش را حساس کردن مردم به مواردی که راحت از کنار آن رد می شوند دانست و افزود: اتفاقاتی که در شهر رخ می‌دهد، مثل کودکان کار و حاشیه نشینی که نام آن را آسیب های اجتماعی گذاشته اند به گونه ای نمایش دهیم تا مردمی که از کنار آن راحت رد می شود کمی با آن درگیر باشند.

 در اولین نمایشگاه آسیب های اجتماعی که در اردیبهشت ماه ۹۸ برگزار شد مسئله این بود که اول خانواده‌ها درگیر شوند و اولین موضوع مطرح شده فضای مجازی بود.

برای نمایشگاه دوم “آسیب های اجتماعی” نیز از آذر ماه ۹۷ و اوایل اسفند ماه یک فراخوان استانی منتشر شد و از شهرهای جم، عسلویه، کنگان، گناوه، برازجان، اهرم و خورموج برای گروه عکس ارسال کردند و نکته مهم اینکه بازخورد بسیار بالای آن بود چرا که همیشه نمایشگاه شلوغ بود. هر دو نمایشگاه در گالری حوزه هنری و با همکاری حوزه هنری بوشهر برگزار شد.

محسن طاهریان می گوید با کمک تک تک اعضا و توسط آنان، هزینه برگزاری نمایشگاهها تامین می‌شد و هر زمان که خواستند حرکتی را آغاز کنند و یا نمایشگاه برپا کنند از تک تک اعضا کمک گرفتند.

در برپایی نمایشگاه دوم برزگرزاده، مدیرکل دفتر امور اجتماعی استانداری بوشهر حمایت کرد و آنان توانستیم فراخوان منتشر کنند. هزینه های زیادی داشت و گروف فکر می کرد که چطور هزینه های جانبی و جایزه ها را تامین کنند، اما به واسطه همدلی جمعیت انجام شد.

 داوران نیز این می دانستند که این گروه به دنبال بهره برداری اقتصاد نیست و به همین دلیل با اینکه وظیفه این بود که هزینه ای به داوران پرداخت شود تاکنون دریافت نکرده اند و بخشی از هزینه ها نیز با تسلط اعضا بر مهارت های مورد نیاز همچون طراحی پوستر جبران شد؛ در نهایت اینکه NGO ثبت شد و این یک قدم رو به جلو برای جمعیت بود.

او درباره وضعیت عکاسی در شهر بوشهر و عکاسان استان می گوید: بین سال‌های ۸۸ تا ۹۱ یا ۹۲ انسجام عکاسی در بخش عمده‌ای از بوشهر در دست سینمای جوان بود و موفقیت خوبی هم داشت یعنی افرادی که فعالیت می‌کردند برجسته کشوری بودند و تنها رقیب شان عکاسان مشهد و تبریز بودند.  نفراتی هم به شکل انفرادی کار می‌کنند و افتخارات جهانی دارند و در سطح کشور و استان بوشهر شناخته شده هم هستند.

او ادامه می دهد: در کل وضعیت خوب است اما این موضوع مقطعی است چرا که در عکاسی بوشهر  انسجام و وحدتی وجود ندارد و چند دستگی به وجود آمده است.  در حالی که ما باید زیر یک پرچم به نام بوشهر فعالیت کنیم و هرکس بتواند کار خود را انجام دهد و یک گوشه کار را در دست بگیرد. چرا ما در بوشهر یک ماراتن عکاسی نداریم؟ در شهرهای دیگر که بعد از ما شروع کرده اند متحدتر کار می کنند و حمایت هم می شوند.

 شاید بتوان گفت در یک سال اخیر هیچ جمعه‌ای نبوده که کمتر از پنج نفر به جمع آنان اضافه شده باشد و طی ۶ ماه اخیر حتی در هوای گرم تابستان  حداقل پنجاه نفر در جمعه های عکاسی حضور داشته اند.

 استعدادهایی در پویش جمعه های عکاسی کشف شده اند و نتیجه اش آن شده که تعدادی از هنرجویان در جشنواره بین المللی خیام شرکت کردند که یکی از آنان برگزیده شد و لوح تقدیر گرفت و گروهی دیگر که در جشنواره های مختلف در استانهای دیگر شرکت کردند.

رویایشان، داشتن گالری و خانه‌ای برای انجام فعالیتهای جمعیت جمعه‌های عکاسی بود که بلاخره اتفاق افتاد.بار اصلی فعالیتهای جمعیت برعهده ابوالفضل اَدیم، محسن طاهریان و کیوان آذرشب، سه جوان ۲۶ تا ۲۷ ساله است که مهمترین آن مدیریت است.

در این گروه از همه گروه سنی فعالیت دارند؛ به عنوان مثال زن ۶۰ ساله ای که فوق العاده زیبا عکاسی می کند و دید فوق‌العاده حرفه‌ای دارد و جالب تر آنکه یک نفر با سن بالا و در گرما و سرما و شرایط آب و هوایی بوشهر با زحمت می آید و با شوق و ذوق عکاسی می‌کند.

گفت‌وگو از محمّد صالحی نیا و زهره عرب، خبرنگار ایسنا بوشهر

انتهای پیام

قبول ندارم بازنشسته شدم / دلتنگ عشقم

در آستانه روز سینما و به همت خانه سینما، قرار است به بهانه‌ی بیست و یکمین جشن خانه سینما برای سال‌ها حضور و فعالیت حسن زاهدی، پیشکسوت حوزه صدابرداری، بزرگداشتی برگزار شود؛ همین موضوع بهانه‌ای شد تا قراری با این هنرمند بگذاریم و پای صحبت‌ها و خاطرات او بنشینیم و از سختی‌ها و مشکلات این حرفه سینمایی که گاهی اوقات نسبت به دیگر حوزه‌ها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بشنویم.

یکی از روزهای مرداد با او تماس گرفتیم و برای گذاشتن قرار مصاحبه پیشنهاد کرد منزل خودش برویم تا بتوانیم ویترین جایزه‌ها و وسایل‌اش را هم از نزدیک ببینیم. به همین منظور صبح یکی از روزهای گرم نیمه تابستان به خانه این هنرمند که در مرحله شمیرانات تهران واقع شده، رفتیم.

خانه‌اش پُر است از وسایلی که هر کدام خاطراتی را به همراه دارد و ویترینی که هر طبقه آن نشان دهنده دهه‌ها فعالیت تاثیرگذار این هنرمند در حوزه صدابرداری سینما است. از دستگاه صدابرداری قدیمی‌اش که به گفته خودش با مراسم خاصی آن را بازنشست کرده تا جوایز و سیمرغ‌هایش را همه به گونه‌ای چیده که انگار همین روز گذشته به او تحویل داده‌اند. همین قدر مرتب و دقیق و نو …

قبل از اینکه هر سوالی از او بپرسیم، گفت چند سال است که دیگر کار نمی‌کند. از این موضوع بسیار ناراحت بود. می‌گفت دلتنگ کارش است و به کسی هم التماس نمی‌کند تا به او کاری پیشنهاد دهند، زیرا لَنگ قوت نیست، بلکه دلتنگ عشقش است.

حسن زاهدی درباره دوران کودکی‌اش و آشنایی‌اش با رادیو و تلویزیون و سینما گفت: بچه بودم با یک مقاومت و ترانزیستور و یک گوشی از طریق ناودان خانه، رادیو را می‌گرفتم. حتی یک دوربین مقوایی داشتم، روی آن نقاشی می‌کشیدم و صدای دوربین در می آوردم و عکس می گرفتم. بزرگتر که شدم شب جمعه‌ها پاتوق ما سینما بهار تجریش بود. خوراکی هم از باغ برمی‌داشتیم و می‌رفتیم ردیف اول می‌نشستیم و کسانی که ۲۵ تومان پول می‌دادند و عقب سالن می‌نشستند را مسخره می‌کردیم. فیلم‌های “فردین” و “بیک” در همین سینما دیدم. در راه برگشت به خانه هم رفتارهای آنها را تقلید می‌کردیم.

یک روز کسی به من گفت می خواهد رادیویی در ایران بیاید که آدم‌ها در آن مشخص هستند و من مدت‌ها به این فکر می‌کردم چگونه آدم ها از داخل این سیم می‌خواهند رد شوند تا اینکه یک روز یکی از این تلویزیون‌ها را مغازه‌ای روبه روی سینما آستارا دیدم. تلویزیون سیاه و سفیدی که از پشت شیشه می‌توانستیم برنامه‌هایش را ببنیم. ساعت‌ها جلویش می‌نشستم و آخر شب هم کسی مرا به اجبار به خانه می‌برد. وقتی در دانشگاه یاد گرفتم که سیستم کاری این‌ها به چه شکل است فهمیدم آدم‌ها از داخل سیم رد نمی‌شوند. (می‌خندد)

این صدابردار هم که هم در دانشکده صدا و سیمای ایران درس خوانده و هم در کالجی در انگلستان می‌گوید: بر خلاف اعتقاد خیلی از افراد که فکر می‌کنند ما قدیمی شده‌ایم، باید بگویم که اتفاقاً خیلی هم به روز هستیم و دیجیتال را به خوبی می‌شناسیم و می‌دانیم از آن چگونه باید استفاده کرد و یا حتی می‌توانم آموزش دهم. وقتی قسمت‌هایی از فیلم «اجاره نشین‌ها» را نگاه می‌کنم واقعا متوجه می‌شوم که چگونه این فیلم را با شیوه آنالوگ و به سختی صداگذاری می‌کردیم.

من وقتی حوصله‌ام سر می‌رود سراغ وسایل قدیمی‌ام می‌روم و به آنها سری می‌زنم. حتی یادم است وقتی دیجیتال حاکم اصلی شد با یک مراسمی دستگاه آنالوگ ناگرای خودم را بازنشسته کردم. یک دنیا خاطره در ذهن من بود وقتی می خواستم او را از کار خارج کنم. زیرا هنوز قبول ندارم بازنشسته شده باشد این نکته برای خودم هم هست و قبول ندارم بازنشسته شدم. ما مشکل فیزیکی نداریم که شما ما را راحت کنار گذاشته‌اید.

آقای اصغر فرهادی اولین کارش با من بود و اکنون و فرد بزرگی برای خود شده و باعث افتخار مملکت شده است. «رقص در غبار» را من برای او صدابرداری کردم. اما سبک و سیاق من در صداگذاری نشأت گرفته از تجربیات عباس کیارستمی است. من از او درس‌های بسیاری گرفتم و خودم را مدیون او می‌دانم و هنوز که هنوزه چون خانه‌مان در لواسان نزدیک به اوست به دیدنش می‌روم و هیچ وقت فکر نمی‌کنم او از این دنیا رفته است. عباس کیارستمی وقتی می‌خواستیم برای فیلمبرداری برویم، می‌گفت بچه‌ها می‌خواهیم برویم صدابرداری و مقداری هم فیلم بگیریم. یک تعدادی سعی کردند خودشان را به او نزدیک کنند و در کنار او معروف شوند اما او بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود.

«اجاره نشین‌ها» و «هامون» را برای آقای مهرجویی صداگذاری و میکس کردیم، صدابردار آن فیلم هم استاد میرشکاری بود. روزی که می‌خواستیم «باشو غریبه‌ای کوچک» بیضایی را میکس کنیم به من گفتند اگر آقای بیضایی از کارت خوشش بیاید با تو دست می‌دهد و همین اتفاق هم افتاد و خداروشکر از کار راضی بود. متوجه تمام جزئیات صدای فیلم می‌شد. کیارستمی هم همین بود وقتی برای میکس صدا به استودیو می‌آمد چون خودش هم تصاویر را کار کرده بود، سرش را پایین می‌انداخت و فقط به صدا گوش می‌کرد و هرگونه اشتباهی را به راحتی می‌فهمید.

برای فیلم «درباره الی» نیز سختی‌های بسیاری کشیدیم، برای صدابرداری برخی صحنه‌های آن من روی سقف ماشین خوابیدم و ضبط صوت را زیر گردنم  نگه داشتم. هر بار شهاب حسینی از ماشین پیاده می‌شد می‌گفت من نگرانم تو از روی ماشین بیفتی.

او درباره کار با جوانان با حسی عجیب بیان کرد: عاشق جوانان هستم و دوست دارم با آنها کار کنم اما آنها را از آن ما ترسانده‌اند. اکنون تهیه‌کننده‌ها شبیه بساز بفروش‌ها شده‌اند. فقط پول برایشان مهم است و ظاهر را حفظ می‌کنند و به محتوا کار ندارند. تنها به فکر سود گیشه اهمیت می‌دهند و می‌خواهند با اوردن فلان بازیگر سهم خودشان بیشتر شود.

روزی از کسی پرسیدم داوود رشیدی چقدر دستمزد می‌گیرد و معادل او در هند چقدر می‌گیرد. برخی این پولها حق‌شان است اما چرا حق بقیه را می‌خورند و چرا صدابردار باید کمتر بگیرد؟ و ما را گران‌فروش می‌دانند. کسی باید جلوی این‌ها را بگیرد.

این صدابردار در ادامه صحبتهای خود به جوایزی که در این سالها دریافت کرده است، اشاره کرد و افزود: الان در شرایطی هستم که مخاطب باید بگویند کاری که انجام دادم مستحق دریافت سیمرغ بوده یا نه. کارهای سختی در بین آثارم است و برخی کارها هم که کاندید شدند و سیمرغ نگرفتند هم ماجرای خودشان را دارند. می‌دانیم بخشی از اهدای این سیمرغ‌ها به مسائل سیاسی برمی‌گردد. اما من فکر می‌کنم آن سیمرغ‌هایی که گرفتم مستحق دریافت جایزه بودند.

حسن زاهدی در پایان صحبت‌های خود درباره برگزاری بزرگداشتش در جشن خانه سینما بیان کرد: تشکر می‌کنم که این بزرگداشت امسال قرار است برای من برگزار شود. این لطف اهالی خانه سینما است و از همین جا می‌خواهم از بزرگترهای خودم مانند آقای اسحاق خانزادی تا میرشکاری و چنگیز صیادی رخصت بطلبم. از خانه سینما و صنف صدابرداران که فکر کردند نوبت من است این اتفاق بیفتد متشکرم. دلتنگ کارم و به کسی هم التماس نمی‌کنم زیرا احتیاجی به التماس ندارم. لنگ قوت نیستم دلتنگ عشقم هستم و کاری هم نمی‌شود، کرد.

به گزارش ایسنا، حسن زاهدی کار حرفه‌ای خود را از تلویزیون آغاز کرد و سال ۱۳۶۴ در سریال «عیاران و طراران» به کارگردانی سعید نادری به عنوان صدابردار فعالیت داشت.

از جمله جایزه و افتخارهای او به این موردها می‌توان اشاره کرد: سیمرغ بلورین از جشنواره هشتم فیلم فجر برای فیلم “زیر بام‌های شهر” به کارگردانی اصغر هاشمی- سیمرغ بلورین از جشواره ۲۲ فیلم فجر برای فیلم “شهر زیبا” به کارگردانی اصغر فرهادی- سیمرغ بلورین از جشنواره ۲۵ فیلم فجر برای فیلم “پابرهنه در بهشت” به کارگردانی بهرام توکلی- سیمرغ بلورین از جشنواره ۲۷ فیلم فجر برای فیلم “درباره الی” به کارگردانی اصغر فرهادی- تندیسی بهترین صدابرداری خانه‌ سینما (دومین) به‌خاطر فیلم “بودن یا نبودن” به کارگردانی کیانوش عیاری- تندیس بهترین صدابرداری خانه سینما (هفتمین) به‌خاطر فیلم ” رقص در غبار” به کارگردانی اصغر فرهادی- تندیس بهترین صدابرداری خانه سینما (دهم) به‌خاطر فیلم ” چهارشنبه‌سوری ” به کارگردانی اصغر فرهادی- و بهترین صدابرداری دفاع‌ مقدس برای فیلم ” براده‌های خورشید” به کارگردانی حسین حقیقی.

دستگاه ناگرا صدابرداری

انتهای پیام

ویدئو / فیلبند، سرزمین ابرها

فیلبند

فیلبند روستایی در شهرستان بابل در استان مازندران ایران است. این روستا در دهستان خوشرود قرار دارد. فیل‌بند، ییلاق اهالی روستای دیواکاقع در بندپی غربی بابل است که از دیرباز در ماه‌های گرم سال به آنجا می‌رفته‌اند. مراتع حوالی فیل‌بند در فصل گرم سال، چراگاه دام‌های اهالی دیواملکشاه‌هاست. فیل‌بند به دلیل سوز و سرما و بارش برف شدید، در طی مدت زمستان از سکنه خالی است. به دلیل سرمای شدید پاییز و زمستان، درختان رشد چندانی در فیلبند ندارند. از درختان تنها گونه‌های سیاه‌ریشه مانند آلوچه ترش، زرشک کوهی و انگور کوهی و نیزدرخت ون در آن می‌رویند. کشت درختانی چون گردو، فندق، سیب و آلبالو ناموفق بوده‌است.

تصویربردار: آزیتا کریمی / تدوینگر: جواد علیزاده

یک تصمیم خسارت‌بار در وزارت فرهنگ

از چندی پیش، خبری در لابه‌لای حرف‌های برخی دست‌اندرکاران حوزه‌ی بین‌الملل نشر ایران در بخش خصوصی و دولتی به گوش می‌رسید که وقتی در فضای رسانه‌ایِ غیر رسمی و رسمی منتشر شد، برخی مسؤولان مرتبط، استدلال‌ها و توجیه‌هایی بیان کردند که از خود خبر، عجیب‌تر بود.

خبر این بود که مسؤولان معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مؤسسه‌ی نمایشگاه‌های فرهنگی که از زیرمجموعه‌های آن است، تصمیم گرفته‌اند که جمهوری اسلامی ایران از حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب وین (اتریش)، بلگراد (صربستان) و احتمالا پاریس (فرانسه) صرف نظر کند و به‌جای آن‌ها، در تقویم کاری، حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب کابل (افغانستان)، بغداد (عراق)، دمشق (سوریه) و بیروت (لبنان) را در دستور قرار دهد.

به عقیده‌ی این قلم، این تصمیم، با این شکل اتخاذ و اجراء، تصمیمی نادرست، خسارت‌زا و اگر نه از سر عافیت‌طلبی، دست‌کم غیر قابل توجیه و غیر قابل دفاع بوده است؛ به این دلیل‌ها:

یک. توجیهِ بیان شده برای صرف نظر کردن از حضور در برخی نمایشگاه‌های اروپایی، شرایط اقتصادی کشور عنوان شده است؛ طبعا قابل پذیرش نیست که شما برای صرف‌جویی مالی بخواهید از حضور در دو نمایشگاه صرف نظر کنید و به‌جایش حضور در چهار نمایشگاه دیگر را تعیین کنید.

دو. اگر غفلت از حضور در حوزه‌های استراتژیکی همچون افغانستان و عراق، اشتباه بوده که قطعا بوده، ترمیم آن با ایجاد زخم و حفره در جایی دیگر از همان کالبد، قطعا کار و اقدامی منطقی نیست. خصوصا که مسؤولان عالی‌رتبه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیِ فعلی در دولت کنونی، در ۷-۶ سال گذشته در همین وزارتخانه و در همین حوزه فعالیت داشته‌اند. پس ابتدا باید نسبت به آن غفلت پاسخگو باشند، بعد به تخریب جدید اقدام کنند.

سه. حضور صنعت نشر ایران در عرصه‌های تراز اول جهانی از نظر فرهنگی، اقتصادی، سیاست خارجی و غیره، کاملا “ضروری” و بعضا می‌توان گفت، “حیاتی” است. پس هیچ مقامی، از سر عافیت‌طلبی در زمینه‌ی کارِ در شرایط سخت، نباید از آن صرف نظر کند.

چهار. اگر مبنا، صرفه‌جویی است برای محافظت از منافع ملی – که اتفاقا خیلی وقت‌ها، منافع ملی در آن است که در شرایط سخت اقتصادی، در حوزه‌ی فرهنگ و بویژه دیپلماسی فرهنگی سرمایه‌گذاری شود – از این موضوع نمی‌توان گذشت که در چند سال گذشته، خصوصا در همین دوره‌ی ۷-۶ ساله، چه سرمایه‌گذاری‌ها در زمینه‌ی نمایشگاه‌هایی چون وین و بلگراد شد که حالا با یک تصمیم آنی، همه‌ی آن‌ها، باد هوا شده به نظر می‌رسد. از نظر شرعی و قانونی، پاسخگوی این ضرر عظیم ملی چه کسی است؟ و چه کسی باید باشد؟

پنج. ما در نوروز ۱۳۹۶ در بوق و کرنا کردیم که رییس جمهوری وقت فرانسه از غرفه‌ی ایران در نمایشگاه کتاب پاریس دیدن کرده است، چند ماه قبل از آن، به خود نازیدیم که صدر اعظم اتریش در غرفه‌ی ایران در نمایشگاه کتاب وین حضور یافته است، سال ۱۳۹۵ میهمان ویژه‌ی نمایشگاه کتاب بلگراد بودیم و میزبان رییس جمهورها و مقامات این کشور و کشورهایی دیگر که به انعقاد تفاهم‌نامه‌هایی برای تبادل فرهنگی متقابل هم انجامیده بود. بالاخره یا آن سرمایه‌گذاری‌ها نادرست بوده و جواب نداده است، یا تصمیم امروز نادرست است. سیستمی که آن زمان هم مسؤول بوده است، کدام را تایید می‌کند و دقیقا پاسخگوی کدام است؟

شش. گفته شده که ما این تصمیم را گرفتیم که ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس‌مان در جغرافیای سلطه‌ستیز بازتاب یابد. آیا صدای مقاومت و انقلاب ما در حوزه‌هایی چون افغانستان، عراق، سوریه و لبنان تاکنون بازتاب نداشته است؟ این‌که واویلاست و اتفاقا باز هم مسؤولان سیاست‌گذار و مجری فرهنگی باید پاسخگوی آن باشند. از سوی دیگر، آیا صدای انقلاب و دفاع ما بهتر است به گوش غربی‌ها برسد، یا مردم افغانستان و لبنان که در عجین شدن زندگی با دفاع، اگر از ما جلوتر نباشند، قطعا عقب‌تر نیستند.

هفت. این تصمیم که همگان می‌دانند وقتی اجرا شود، دیگر تا اطلاع ثانوی بازگشت‌پذیر نخواهد بود، با سیاست‌های کلی دولت حاضر، مطابقت ندارد. اگر مبنا، بسته شدن درها بود و پشت کردن به غرب، نه برجام باید به سرانجام می‌رسید، نه وزیر خارجه‌مان تاکید می‌کرد که اگر زمان به گذشته برگردد، باز هم برجام را امضاء می‌کنیم، و نه دیگر وزیر خارجه و رییس جمهورمان باید به نیویورک سفر می‌کردند. ضمن آن‌که این تصمیم، با شعارهای همیشگی دولت در زمان انتخابات و سال‌های پس از آن نیز هم‌خوانی ندارد.

هشت. همه‌ی بیان‌ها، ازجمله بیان رییس مؤسسه‌ی نمایشگاه‌های فرهنگی و معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد، در این زمینه، تاکنون کلّی بوده است. هیچ‌وقت هیچ دلیل مستدل، علمی و آماری برای این چرخش ارایه نشده است. همچنین تاکنون مشخص نشده است که آیا افرادی که به‌عنوان هم‌اندیشی، پیش از اعلام این تصمیم دعوت شده بودند، و عموما سابقه‌ی بسیار در این‌گونه حضورهای بین‌المللی دارند، آیا متفقا حامی چنین تصمیمی بوده‌اند؟ اگر آری، پس باید پاسخگوی تناقض به‌وجود آمده با همه‌ی اظهار نظرهایشان در سال‌های گذشته باشند، و اگر خیر، چگونه نتیجه‌ی هم‌اندیشی با جمع متخصصان، خلاف نظر آن‌ها اعمال شده است؟

خوش و بش فرانسوا اولاند با داوود غفارزادگان و مجید قیصری

انتهای پیام