در نکوهش هجوم به ساحت علم و اخلاق در حوزه ارتباطات

در متن این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار ایسنا قرار گرفته و به امضای جمعی از اعضای هیات علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی رسیده، آمده است:

«داستان دانش ارتباطات در دانشگاه های ایران داستانی طولانی، شگفت انگیز و گاه غم انگیز است. علم ارتباطات که به تدریج در رأس هرم دانش های اجتماعی قرار می گیرد و یافته هایش همۀ حوزه های علوم انسانی را تحت تأثیر قرار می دهد، از همان ابتدای ورود به ایران با چالش مواجه شد. چالش از سوی کسانی سازمان داده شد و می شود که فهم و منش علمی با این حوزۀ حیاتبخش کنش جمعی را برنمی تابیدند و عزم جزم کردند که با غوغاسالاری در فضای رسانه ای، مسیرشکل گیری و شکوفایی آن را سد کنند.

 از همان دهه ۱۳۵۰ که علوم ارتباطات به عنوان دانش نوین و برسازنده فناوری جدید کنش بینا ذهنی، پای به جامعۀ ایران گذارد، دوگانه ای شکل گرفت که در آن غوغاییان سوداگر در یک سو و عالمان اندیشه ورز در سوی دیگر قرار داشتند. در حالی که اندیشه ورزان تلاش می کردند تا حوزۀ رسانه و روزنامه نگاری و ارتباطات اجتماعی را بر علم و پژوهش و اخلاق مبتنی کنند، سوداگران پرهیاهو تلاش می کردند با تخریب چهرۀ دانش ارتباطات راه را بر حاکم شدن تدریجی مشی مستقل علمی اخلاقی در حوزۀ رسانه و روزنامه نگاری بربندند. 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همان طور که بسیاری از دانش های مغفول در عرصۀ علوم انسانی و اجتماعی وارد آکادمی های ایرانی شد و محیط فکری و دانشگاهی را دگرگون ساخت، علوم ارتباطات و مطالعات علمی در حوزۀ رسانه، روزنامه نگاری و روابط عمومی نیز با مساعی ماندگار دکتر کاظم معتمدنژاد و همراهان و همفکران علمی ایشان شکل گرفت و به تدریج به صورت رشته هایی مستقل، بخش های آموزشی و حوزه های پژوهشی کارآمد درآمد و حتی به تاسیس و گسترش مراکز آموزشی و تحقیقاتی حرفه ای و کاربردی در بخش های اجرایی و عمومی انجامید و هزاران دانش آموختۀ فرهیخته و توانمند که بخشی از جریان مبارک رسانه ای و نیز مطالعات علمی ارتباطات کشورند را به جامعه ایرانی اسلامی تحویل داد. با تاسف باید گفت جریان هایی غوغایی و سوداگر که می خواست علم ارتباطات را محدود به دنیای کوچک منافع شخصی و سیاسی خود کند نمی خواست این دانش رو به توسعه و روزآمد، زلال کننده آب های گل آلود فضای رسانه ای شود از همان ابتدا دست اندر کار هجوم به جریان علمی مبارکی بود که پس از انقلاب اسلامی و بر دوش دانش آموختگان مسلمان و اندیشمند و متعهد ارتباطات شکل گرفته بود. دانشگاه علامه طباطبائی که پیشگام تأسیس و گسترش علوم ارتباطات و مطالعات علمی و حرفه ای رسانه ای بوده است و هم اکنون دارای تنها دانشکده تخصصی ارتباطات در بین دانشگاه های دولتی تحت مدیریت وزارت علوم تحقیقات و فناوری است، از یک سو مرکز آموزش و پژوهش و مطالعۀ علمی و ترویج رویکرد اخلاق گرا در این زمینه بوده و از دیگر سو هدف هجوم و تخطئه غوغائیان قرار گرفته است. همانها اکنون یکی از چهره های ماندگار علمی و اخلاقی دانش ارتباطات را به دلایلی واهی که بر هیچ یک از استادان اصیل و پژوهشگران دقیق و اهالی منصف رسانه ای پوشیده نیست، مورد هجوم و تاخت و تاز قرار داده اند. به همین دلیل لازم است که یک بار دیگر به آگاهی جامعۀ فعالان دانشگاهی و حرفه ای عرصه رسانه برسانیم که این هجوم، هجوم علیه یک فرد نیست. بلکه هجوم به توسعه دانشی اصیل و رویکردی اخلاقی در حوزۀ ارتباطات است که آرام و پیگیر به تقویت بنیان های علمی کشور پرداخته است. ادبیاتی که این روزها علیه استاد فرهیخته جناب آقای دکتر محمد مهدی فرقانی به کار رفته است آن قدر سرشار از بی انصافی، دروغ و تهمت های ناروا است که فقط رسیدگی قضایی و حقوقی می تواند پاسخگوی آن باشد. اما این ادبیات و شیوۀ گفتاری، خود گویای عدم حقانیت پیامی است که انتقال می دهد و نشانگر تلاش برای احیای رویکرد غیر اخلاقی مبتنی بر تهمت، دروغ و تهدید برای پنجه کشیدن بر چهرۀ پاک و بی آلایش این استاد برزگمنش و تمامی استادان و محققان همراه او است. 

بر این مبنا اعلام می داریم که راهی را که پایه گذاران دانش ارتباطات از معتمدنژاد گرفته تا فرقانی آغاز کرده اند ادامه می دهیم و در خانواده بزرگ ارتباطات که قاطبه استادان، محققان، دانش آموختگان، دانشجویان و فعالان حرفه ای رسانه های کشور را فرا می گیرد نخواهیم گذاشت که مسیر درستی که علم و اخلاق در پیش پای اهل رسانه می گذارد با هیاهوی غیر اخلاقی و اغراض هتاکان مخدوش و مسدود شود و دوگانه های موهوم اعتقادی و سیاسی به وجود آید.  قرآن کریم به ما آموخته است که:

«ولا تلبسوا الحق بالباطل وتکتموا الحق و انتم تعلمون »(سوره بقره آیۀ ۴۲)

و حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را با اینکه می دانید کتمان نکنید.

ما می دانیم که این جولان، هجوم و ادعاهای امروزی دروغ است و واجد هیچ حقیقت، تعهد و دلسوزی نیست، همچنین تاریخ نشان داده است که هتاکان و منفعت جویان در آینده جایی نخواهند داشت و میراث علمی شخصیت های فرهیخته، متعهد و اخلاقی جاودان و ماندگار خواهد بود.»

این نامه به امضای دکتر سارا ابوطالب جولا، دکتر علی احمدی، دکتر سید جمال الدین اکبرزاده جهرمی، دکتر مهدخت بروجردی علوی، دکتر قدسی بیات، دکتر علیرضا حسینی پاکدهی، دکتر حسین پاینده، دکتر هادی خانیکی، دکتر سیدنورالدین رضوی زاده، دکتر زرین زردار، دکتر لیدا کاووسی، دکتر سید مرتضی مردیها، دکتر بهارک محمودی، دکتر سیدمحمد مهدیزاده و دکتر سبحان یحیایی رسیده است.

انتهای پیام

پاسخی بگذارید