نمی توان از مخاطبی که ساز را نمی بیند انتظار داشت

آزاده امیری ـ نوازنده تار ـ هفته گذشته در سری اجراهای آنلاین ماه و نوا به همت بنیاد رودکی به روی صحنه رفت.

در همین راستا خبرنگار ایسنا گفت وگویی با این هنرمند در راستای حال و هوای اجراهای آنلاین، حمایت از هنرمندان موسیقی ایرانی و انتظاراتی که هنرمندان موسیقی ایرانی از مسئولان جهت حمایت از موسیقی دارند، داشته است.

او در ابتدا درباره اجراهای آنلاین موسیقی بیان می‌کند: پیش از این با آغاز شیوع کرونا اجراهای آنلاینی در خارج از ایران داشتیم ولی کنسرت آنلاینی که هفته گذشته به روی صحنه بردیم، نخستین اجرای آنلاین من در ایران بود. این اجرا، تجربه خوبی بود؛ از آنجایی که همه چیز خیلی منظم صورت گرفت و ما تا زمان کنسرت به عنوان مجریان کار نگرانی هیچ چیزی همانند گرفتن مجوز را نداشتیم و این کار برعهده مسوولان برگزارکننده بود. البته این نکته که دست اندرکاران برگزاری کنسرت اهالی اهل فرهنگ بودند هم بی تاثیر نبود.

این هنرمند ادامه می‌دهد: هدف اصلی از برگزاری کنسرت‌های آنلاین تداوم موسیقی و برآورده کردن حس نیاز شنونده به کنسرت است. ولی به طور کلی کنسرت‌های آنلاین فاصله زیادی تا اجراهای حضوری دارند؛ زیرا تبادل انرژی و احساسی که در کنسرت‌ها بین نوازندگان و شنوندگان در حال گردش است، نیرو و انرژی را ایجاد می‌کند که حال و هوای کنسرت را خیلی متفاوت می سازد؛ البته مفهوم و هدف از برگزاری کنسرت نیز همین است، وگرنه اگر بنابر اجرای موسیقی باشد که در استودیو نیز صورت می‌گیرد.

امیری با اشاره به مطالب بالا، آن را یکی از ضعف‌های کنسرت آنلاین می‌شمارد و می‌گوید: با این حال اجراهای آنلاین در این شرایط نکته مثبتی به شمار می‌روند؛ چون باعث تداوم حضور موسیقی می‌شوند.

همچنین از این نوازنده می‌پرسیم که فضای کرونا تا چه حد بر وضعیت اقتصادی هنرمندانی چون او اثر گذار بوده است؛ چون برخی از هنرمندان این حوزه معتقد هستند به دلیل اینکه پیش از این هم از طریق کنسرت درآمد خاصی نداشته‌اند پس کرونا از این لحاظ تفاوت چندانی برای آنها ایجاد نکرده است.
او اظهار می‌کند: من معتقد هستم که کرونا چه به لحاظ برگزاری کنسرت و چه به لحاظ سفرهایی که می‌توانستیم در داخل و یا خارج از کشور برنامه‌هایی را داشته باشیم به ما ضررهای زیادی را وارد ساخته است و در عین حال ضررهای بزرگی به آموزشگاه‌ها و تدریس وارد ساخته است. البته باید در نظر داشت که همه گیری برگزاری کلاس‌های آنلاین موسیقی یکی از جنبه‌های مثبت این دوران بود و پیش از شروع کرونا تنها برای هنرجویانی که خارج از کشور بودند برگزاری کلاس‌های آنلاین را داشتیم و در داخل ایران جدای متقاضیانی که برای برگزاری کلاس‌های آنلاین به دلیل نبود استاد موسیقی داشتیم، تلاش خاصی در این عرصه صورت نگرفته بود.

با شیوع کرونا این مشکلات برای آن دسته از هنرجویانی که به استاد مورد نظر خود دسترسی نداشتند، رفع شد و اکنون می‌توانند با استادانی که می‌خواهند کلاس داشته باشند. ولی نمی‌توان ضررهای جبران ناپذیری که به آموزشگاه‌های موسیقی وارد شد را نادیده گرفت. معتقدم کرونا چه از لحاظ آموزش موسیقی، اجرایی و حتی امیدواری، شرایط دشواری را برای ما ایجاد کرد. ولی روزنه‌های کوچکی مانند کلاس‌ها و اجراهای آنلاین می‌توانند به ما امید بدهند.

او تاکید می‌کند ‌که در همه جای دنیا موسیقی‌های کلاسیک و بومی یک منطقه از طرف دولت حمایت می‌شوند؛ چون اگر اینگونه نباشد از بین می‌روند و معضلات بزرگی خواهند داشت‌.

همچنین از این هنرمند درباره میزان رضایتش از حمایت از هنرمندان و تعداد برگزاری کنسرت‌های آنلاین سوال می‌کنیم. پاسخ می‌دهد: حمایت‌ها واقعا باید بیشتر صورت می‌گرفت؛ چون مثلا تعداد زیادی از آموزشگاه‌های استیجاری ورشکست شدند یا بسیاری از نوازندگان مجبور شدند سازهای خود را به فروش برسانند که این نشان دهنده حمایت‌های کم است. حمایت از بخش فرهنگ نباید تنها به این صورت باشد که بیمه‌های خانه موسیقی پرداخت شود یا طی دو سال تنها یک اجرای آنلاین باشد؛ زیرا با توجه به کاهش دیگر فعالیت‌های هنرمندان، درآمدی برای موسیقیدان‌ها نخواهد داشت. شاید بهتر باشد برای هنرمندان ماهیانه حقوقی در نظر گرفته شود یا برنامه‌های متعددی برای آنها در نظر گرفته شود ‌تا بتوانند درآمدی داشته باشند.

او ادامه می‌دهد: پیش از کرونا اگر قصد برگزاری کنسرتی داشتیم باید هزینه سالن تبلیغات و هر چیز دیگر را خودمان پرداخت می‌کردیم و درواقع هیچگاه حامی نداشته‌ایم ولی اکنون به علت ویژه و سخت بودن شرایط نیاز هست که خیلی بیشتر از اینها از هنرمندان حمایت شود.

امیری می‌گوید که «مدتی پس از شیوع کرونا قرار شد که کنسرت‌ها دوباره با ظرفیت ۵۰ درصدی سالن‌ها از سر گرفته شوند ولی ما باید هزینه اجاره کل سالن را پرداخت می‌کردیم ولی نمی‌توان در این شرایط که برای دو سال درآمدی نداشته‌ایم انتظار داشت همان هزینه اصلی را پرداخت کنیم.»

در پایان از او درباره انتظاراتش از دولت برای حمایت از موسیقیدان‌ها سوال می‌کنیم. می‌گوید: انتظاراتی که وجود دارد، طولانی مدت است؛ زیرا اتفاقاتی که باید در موسیقی رخ دهد زمینه‌ای و زیرساختی است. حمایت‌هایی که در تمام ممالک دنیا از موسیقیدان‌ها و کلا از بخش فرهنگی می‌شود، مسئله‌ای نیست که به دوره‌ای خاص محدود شود؛ زیرا بخش خیلی مهمی است. زمانی که یک هنرمند وارد عرصه موسیقی می‌شود، برای تبدیل شدن به یک استاد حرفه‌ای و به نتیجه رسیدن، زحمات زیادی کشیده شده است ولی باید در نظر گرفت در این راه چقدر از این افراد با توجه به استعداد و سودی که می‌توانند برای فرهنگ و موسیقی داشته باشند، حمایت شده است؟

او ادامه می‌دهد: آموزش موسیقی باید در مدارس به طور کلی پایه ریزی شود؛ یکی از معضلاتی که در بخش موسیقی داریم نداشتن مخاطب است. اینکه ما مخاطب نداریم به دلیل ناآگاهی و فرهنگ سازی نکردن است. نمی‌توان از مخاطبی که با موسیقی ایرانی آشنا نمی‌شود، ساز را هیچ جا نمی‌بیند و اطلاعاتی از راه مدرسه یا رسانه ندارد یا نمی‌تواند روی هم چهار ساز ملی را نام ببرد انتظار داشت. این به معنای ضعف مخاطب است و ضعف مخاطب نیز هزاران مخاطره برای موسیقی یک کشور ایجاد می‌کند. باید برنامه ریزی صورت گیرد که بتوان شنونده حرفه‌ای ساخت. همچنین مسئله دیگر حمایت فرهنگی است، بچه‌های ما وقتی وارد هنرستان می‌شوند باید مبالغ عظیمی را پرداخت کنند گرچه که باید از اینها حمایت شود. از طرفی برای هنرمندان موسیقی این حمایت وجود داشته باشد که مبالغ اجاره سالن‌های کنسرت و تبلیغات از طرف آنها پرداخت نشود چون در این حوزه آنچنان درآمدی برای آنها وجود ندارد که سالن‌ها بخواهند هزینه‌های خود را از طریق آنها تامین کنند و این کار تنها باعث ورشکستگی موسیقیدان‌های این حوزه می‌شود.

انتهای پیام 

کشیشی که آهنگساز بزرگی شد! + قطعات

به گزارش ایسنا، آنتونیو لوچو ویوالدی چهارم مارس سال ۱۶۷۸ متولد شد و در ۲۸ ژوئیه سال ۱۷۴۱ درگذشت.

او عمدتا بخاطر آهنگسازی بسیاری از کنسرتوهای ساز ویولن و انواع سازهای دیگر و همچنین آثار کرال مقدس و بیش از چهل اپرا شناخته شده است.

مشهورترین اثر او مجموعه‌ای از کنسرتوهای ویولن است که با نام «چهار فصل» شناخته می‌شود.

ویوالدی بسیاری از آثارش را برای آنسامبل زنانه یتیم خانه «آسپدل دلا پیتا» ساخته است. او از سال‌های ۱۷۰۳ تا ۱۷۱۵ و از ۱۷۲۳ تا ۱۷۴۰ در این محل به عنوان کشیش کاتولیک استخدام شده بود.

این آهنگساز به چند موفقیت با نمایش اپراهای گران قیمتش در ونیز، منتووا و وین دست یافت. او پس از ملاقات با شاه چارلز ششم، به امید ارتقاء به وین نقل مکان کرد ولی با این حال چارلز ششم اندکی پس از ورود ویوالدی درگذشت و خود ویوالدی هم در کمتر از یک سال بعد در فقر از دنیا رفت.

دوران کودکی ویوالدی

والدین ویوالدی، جیوانی باتیستا ویوالدی و کامیلا کالکیا بودند. او پنج خواهر و برادر به نام‌های مارگاریتا، گابریلا، سیسیلیا ماریا، بوناونتورا توماسو، زانتا آنا و فرانچسکو گائتانو داشت. پدرش پیش از اینکه یک نوازنده حرفه‌ای ویولن شود، آرایشگر بود. او به آنتونیو نواختن ویولن را آموخت و بعدها در ونیز به همراه پسر کوچکش تور موسیقی برگزار کرد. با توجه به گستره دانش موسیقی آنتونیو در سن ۲۴ سالگی و زمانی که کار خود را در «آسپدل دلا پیتا» آغاز کرد، احتمال می‌رود که در سنین پایین کودکی، نواختن ویولن را آموخته باشد.

همچنین این احتمال وجود دارد که ویوالدی دروس اولیه آهنگسازی را از یک آهنگساز اولیه باروک به نام جیووانی لگرنزی فرا گرفته باشد. یک محقق، تأثیر سبک لگرنزی را در آثار موسیقی دینی ویوالدی که در سال ۱۶۹۱، یعنی ۱۳ سالگی نوشته، تشخیص داده است.

سلامتی ویوالدی همیشه برایش مشکل ساز بود. علائم مشکلات جسمی شامل درد در قفسه سینه که از آن به عنوان نوعی آسم تفسیر شده است، دیده می شد. البته این امر، مانع او برای یادگیری نواختن ویولن، آهنگسازی یا شرکت در فعالیت‌های موسیقی نشد ولی مانع فراگیری نواختن سازهای بادی شد.

ویوالدی در سال ۱۹۶۳ در ۱۵ سالگی تحصیلات خود را برای کشیش شدن آغاز کرد و در ۲۵ سالگی به عنوان کشیش دست گذاری شد.

در این قسمت به اثر «بهار» او از مجموعه «چهارفصل» گوش دهید:

حضور و فعالیت ویوالدی به عنوان آهنگساز

در سپتامبر ۱۷۰۳، ویوالدی در یتیم خانه‌ای در ونیز به عنوان استاد ویولن شناخته شد. در حالی که به عنوان یک آهنگساز در جهان مشهور بود، به عنوان یک نوازنده حرفه‌ای و استثنایی ویولن نیز شناخته می‌شد. یوهان فریدریش آرماند فون اوفنباخ ـ معمار آلمانی ـ از ویوالدی به عنوان آهنگساز و نوازنده معروف ویولن یاد و درباره او بیان کرده است: «ویوالدی بسیار عالی یک قطعه تکنوازی را نواخت و در پایان بخشی را به صورت بداهه به آن اضافه کرد که کاملا مرا متحیر کرد؛ زیرا به سختی ممکن است کسی تا به حال چنین نواخته باشد یا بنوازد.»

ویوالدی تنها ۲۵ سال داشت که در «آسپدل دلا پیتا» کارش را آغاز کرد. او در ۳۰ سال بعدی از زندگی اش، برجسته‌ترین آثار خود را درحالی که در آنجا کار می‌کرد، ساخت. در آنجا چهار موسسه مشابه دیگر نیز وجود داشت که هدفشان پناه دادن و آموزش بچه‌هایی بود که رها شده یا یتیم بودند و یا خانواده‌هایشان نمی‌توانستند از آنها حمایت کنند. بودجه آنها از طرف دولت تأمین می‌شد. پسران پس از آموختن یک حرفه و در سن پانزده سالگی باید آنجا را ترک می‌کردند و بااستعدادترین دختران پس از آموزش موسیقی می‌ماندند و به عضویت ارکستر و گروه کر مشهور آسپدل درمی‌آمدند.

اندکی پس از انتصاب ویوالدی، کودکان موسسه آسپدل در خارج از کشور نیز مورد استقبال و احترام قرار گرفتند. ویوالدی برای آنها کنسرتو، سرود و موسیقی آوازی مقدس نوشت. این آثار مقدس که تعدادشان به بیش از ۶۰ قطعه می‌رسید، متنوع هستند؛ آنها شامل سرودهای چندصدایی، تک نفره و آثار کر در مقیاس بزرگ برای تکنوازان، گروه کر و ارکستر بودند. در سال ۱۷۰۴، سمت معلم ویولا به وظایف او به عنوان مربی ویولن اضافه شد. این موقعیت به زمان و کار زیادی نیاز داشت؛ او مجبور بود در هر جشن یک سخنرانی یا کنسرتو بسازد و به یتیمان هم تئوری موسیقی و هم نحوه نواختن سازهای خاص را بیاموزد.

خروج و ورود دوباره او به آسپدل

روابط او با هیات مدیره موسسه آسپدل اغلب تیره و تار بود. آنها هر ساله باید برای نگهداری معلم‌ها رأی گیری می‌کردند. رأی‌ها برای ویوالدی به ندرت متفق‌القول بود و در سال ۱۷۰۹ به هفت بر شش رأی مخالف رسید. پس از یک سال به عنوان یک موسیقیدان مستقل، در سال ۱۷۱۱ اعضای هیات مدیره بر اساس یک رأی گیری متفق‌القول او را فراخواندند. قاعدتا در سال‌های غیبت او، هیات مدیره متوجه اهمیت حضورش شده بود. وی هنگامی که در سال ۱۷۱۶ به سمت مدیر موسیقی ارتقاء یافت مسئولیت کلیه فعالیت‌های موسیقی موسسه را بر عهده گرفت.

در سال ۱۷۰۵، نخستین مجموعه از آثار وی توسط جوزپه سالا منتشر شد. نخستین اثر او مجموعه‌ای از ۱۲ سونات برای دو ویولن به سبک متعارف دوره باروک بود. در سال ۱۷۰۹، دومین اثر او با مجموعه دیگری از ۱۲ سونات برای ویولن و باسکو ادامه یافت. ویوالدی نخستین موفقیت خود را به عنوان آهنگساز با اولین مجموعه از ۱۲ کنسرتو به دست آورد.

سومین اثر او که در سال ۱۷۱۱ در آمستردام توسط استین راجر منتشر شد، به شاهزاده بزرگ فردیناند از توسکانی اختصاص داشت. این شاهزاده از موسیقیدانان بسیاری از جمله الکساندرو اسکارلاتی و جورج فردریک هندل حمایت مالی کرد. او خودش نوازنده بود و احتمالاً ویوالدی در ونیز با او ملاقات کرده بود. سومین اثر او که «لسترو آرمانیکو» نام داشت، در سراسر اروپا به موفقیت چشم گیری دست یافت.

در این قسمت به اثر «تابستان» او گوش دهید:

نگاهی به آثار اپرای ویوالدی

در اوایل قرن هجدهم، اپرا محبوب‌ترین سرگرمی موسیقی در ونیز بود و برای ویوالدی سودآورترین. در آن برهه چندین تئاتر برای جلب توجه عمومی رقابت می‌کردند. ویوالدی کار خود را به عنوان آهنگساز اپرا به عنوان یک کار فرعی آغاز کرد. نخستین اپرای او «اوتون این ویلا» نه در ونیز بلکه در تئاتر گارزری واقع در ویچنزا در سال ۱۷۱۳ اجرا شد. سال بعد ویوالدی به عنوان مدیر اپرای تئاتر سن انجلو در ونیز منتصب شد؛ جایی که اپرای او «اورلاندو فینتو پازو» اجرا شد. این اثر با سلیقه مردم تناسب نداشت و پس از چند هفته اجرای آن متوقف و با تکرار کار دیگری که سال قبل ارائه شده بود جایگزین شد.

در سال ۱۷۱۵، وی موسیقی Nerone fatto Cesare  (که اکنون گم شده است) را، با هفت آهنگساز مختلف که رهبر آنها بود، ارائه داد. اپرا شامل ۱۱ آواز تک نفره بود و در نهایت اثری موفق شد. در اواخر فصل، ویوالدی قصد داشت اپرای (آرسیلدا، رجینا دی پونتو) که صفر تا صد آن توسط خودش ساخته شده بود را اجرا کند ولی بازرس ایالتی مانع او شد که البته سال بعد با دریافت موافقت اجرا، توانست آن را به روی صحنه ببرد و به موفقیت چشمگیر دیگری دست پیدا کند.

همچنین در سال ۱۷۱۶، ویوالدی دو اپرای دیگر به نام‌های L’incoronazione di Dario   و La costanza trionfante degli amori e degli odi  نوشت و تولید کرد.

مورد دوم آنقدر محبوب بود که دو سال بعد با نسخه بازنویسی شده و دوباره نام گذاری شده به نام Artabano re dei Parti ، (اکنون گم شده است) اجرا شد. این اثر همچنین در سال ۱۷۳۲ در پراگ اجرا شد. در سال‌های بعد ویوالدی چندین اپرا نوشت که در سراسر ایتالیا اجرا می‌شد.

سبک پراگرسیو آثار اپرای او، مشکلاتی برایش در تقابل با آهنگسازان محافظه کاری مانند باندتو مارچلو که موسیقیدانی ارشد و در عین حال آماتور بود، ایجاد کرد تا حدی که مارچلو یک رساله چاپی در تقبیح ویوالدی و اپراهایش نوشت.

درواقع رساله چاپی Il teatro alla moda ، بدون اینکه مستقیماً از ویوالدی یاد کند، به او حمله کرد؛ به این صورت که نقاشی روی جلد آن یک قایق (سنت آنجلو) را نشان می‌داد، در انتهای سمت چپ آن فرشته کوچکی ایستاده بود که کلاه کشیشی بر سر داشت و ویولن می‌نواخت.

خانواده مارچلو ادعا کردند که مالکیت Teatro Sant’Angelo را در اختیار دارند و یک جنگ حقوقی طولانی با مدیریت برای اعاده آن داشتند که هیچ موفقیتی حاصل نشد.

در نامه‌ای که ویوالدی به حامی خود مارکسی بنتیوگلیو در سال ۱۷۳۷ نوشت، به «نود و چهار اپرای» خود اشاره کرد. اگرچه که تنها حدود پنجاه اپرا از ویوالدی کشف شده است و هیچ مستندی از اپراهای دیگر وجود ندارد. البته باوجود اینکه ممکن است ویوالدی اغراق کرده باشد ولی با در نظر گرفتن نقش دوگانه او به عنوان آهنگساز و مدیر اپرا طی ۲۵ سال فعالیت حرفه‌ای، قابل قبول است که شاید خودش به تنهایی به عنوان آهنگساز یا به عنوان مسئول، تولید کلیه ۹۴ اپرایی که از آنها یاد کرده را عهده دار بوده باشد.

در حالی که ویوالدی مطمئناً اپراهای زیادی را در زمان خود ساخته است، اما او هرگز به برجستگی آهنگسازان بزرگ دیگری مانند آلساندرو اسکارلاتی، یوهان آدولف هاس، لئوناردو لئو و بالداسار گالوپی نرسید.

از موفق‌ترین اپراهای او می‌توان به La costanza trionfante  و Farnace اشاره کرد.

سبک ویوالدی در آهنگسازی

موسیقی ویوالدی ابتکاری بود. او ساختار رسمی و موزون کنسرتو را که در آن به دنبال کنتراست‌های هارمونیک و ملودی‌ها و مضامین ابتکاری بود، درخشان ساخت. بسیاری از ساخته‌های او پر زرق و برق، تقریباً بازیگوشانه و پرشور است. یوهان سباستین باخ شدیداً تحت تأثیر کنسرتوها و آوازهای تک نفره ویوالدی قرار گرفت.

چهار فصل ویوالدی چگونه ساخته شد؟

در سال ۱۷۱۷ یا ۱۷۱۸، موقعیت معتبر جدیدی به ویوالدی به عنوان Maestro di Cappella  در دربار شاهزاده فیلیپ از دارمشتات، فرماندار منتووا پیشنهاد شد. او برای مدت سه سال به آنجا نقل مکان و چندین اپرا تولید کرد؛ از جمله تیتو مانلیو. در سال ۱۷۲۱، او در میلان بود؛ جایی که درام روحانی La Silvia را ارائه داد. ویوالدی در سال ۱۷۲۲ به رم نقل مکان کرد و در آنجا سبک جدید اپراهای خود را معرفی کرد. پاپ جدید بندیکت سیزدهم ویوالدی را دعوت کرد تا برای او بنوازد. در سال ۱۷۲۵، ویوالدی به ونیز بازگشت و در همان سال چهار اپرا تولید کرد.

در این دوره ویوالدی اثر «چهار فصل» کنسرتو ویولن را نوشت که صحنه‌هایی مناسب برای هر فصل را به تصویر می‌کشد. سه مورد از کنسرتوها دارای درک و مفهومی اصلی هستند. در حالی که نخستین بخش؛ یعنی «بهار»، موتیف‌هایی را از یک سمفونی در نخستین اقدام اپرای معاصر  Il Giustino وام می‌گیرد.

احتمالا الهام بخش کنسرتوها منظره‌های حوالی شهر منتووا بوده‌اند. «چهار فصل» ویوالدی انقلابی در به تصویر کشیدن موسیقی بود. او در این اثر خود نهرهای روان، پرندگان آوازخوان (از گونه‌های مختلف، هر یک به طور خاص)، پارس سگ، وزوز پشه‌ها، چوپان‌های گریان، طوفان، رقصنده‌های مست، شب‌های خاموش، مهمانی‌های شکار، مناظر منجمد، کودکان در حال اسکت روی یخ و گرمای آتش زمستان را به تصویر کشیده است. هر کنسرتو با غزل همراه است که احتمالاً خود ویوالدی‌، صحنه‌های به تصویر کشیده شده در موسیقی را توصیف می‌کرده است.

در این قسمت به اثر «پاییز» این هنرمند گوش دهید:

سال‌های آخر ویوالدی و مرگ او

همانند بسیاری دیگر از آهنگسازان آن زمان، سال‌های آخر زندگی ویوالدی با مشکلات مالی همراه بود. آثار او دیگر همانند سابق در ونیز مورد احترام نبودند؛ زیرا تغییر سریع سلایق مردم آثار او را از رده خارج کرده بود. در نتیجه ویوالدی مجبور شد بسیاری از آثار خطی خود را به قیمت ناچیزی به فروش برساند تا بتواند هزینه سفرش به وین را تأمین کند. دلایل مهاجرت ویوالدی از ونیز مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد که پس از موفقیت در ملاقات با امپراتور چارلز ششم، آرزو داشته است به عنوان آهنگساز در دربار شاهنشاهی فعالیت کند.

اندکی پس از ورود او به وین، چارلز ششم درگذشت و این هنرمند را بدون هیچ گونه حمایت سلطنتی یا منبع درآمد ثابت ترک کرد. پس از مدتی، ویوالدی فقیر شد و در شب ۲۷/۲۸ ژوئیه ۱۷۴۱، در شصت و سه سالگی، به دلیل «عفونت داخلی»، در خانه‌ای متعلق به بیوه یک سازنده زین درگذشت. در ۲۸ ژوئیه او را در یک گور ساده در یک قبرستان که متعلق به صندوق بیمارستان دولتی بود دفن کردند. مراسم خاکسپاری ویوالدی در کلیسای جامع سنت استفان انجام شد.

و اکنون به اثر «زمستان»:

* کلیه محتوای این گزارش طی ترجمه مطلبی درباره این آهنگساز از سایت Music Appreciation منتشر شده است.

انتهای پیام

تقدیر جشنواره زاگرب از دو مستند ایرانی

به گزارش ایسنا، هفدهمین جشنواره مستند زاگرب (زاگرب داکس) از تاریخ ۱۳ تا ۲۰ ژوئن (۲۳ تا ۳۰ خرداد) در کشور کرواسی برگزار شد و در بخش جایزه «فیلم‌هایی که اهمیت دارند» که مهرداد اسکویی مستندساز ایرانی یکی از داوران آن بود، مستندهای «رادیوگرافی یک خانواده» ساخته فیروزه خسروانی و «نان مقدس» به کارگردانی رحیم ذبیحی تقدیر ویژه هیات داوران را دریافت کردند. 

 «الیور سرتیچ» تهیه کننده مستند و برنامه ریز جشنواره و «فرانکو پرکویچ» کارگردان تئاتر، مدرس بازیگری و رئیس دانشکده هنرهای دراماتیک زاگرب، دو چهره اهل کشور کرواسی هستند که مهرداد اسکویی را در امر داوری این جایزه همراهی کردند.

جایزه اصلی «فیلم هایی که اهمیت دارند» به فیلم «زمین مثل یک پرتقال آبی است» ساخته  «آیربنا سیلیک» رسید.

انتهای پیام 

جشنواره «موسیقی‌ها و نغمه‌های محمدی» برگزیدگانش را شناخت

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی حوزه هنری، آیین اختتامیه نخستین «جشنواره ملی موسیقی‌ها و نغمه‌های محمدی» با معرفی برگزیدگان در بخش‌های گوناگون خود عصر روز شنبه ۲۹ خردادماه در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد. برپایی این مراسم به منظور رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی ستاد ملی کرونا با جمع محدودی از مسئولان برپایی و برگزیدگان و پخش مستقیم از فضای مجازی همراه بود.

میلاد عرفانپور، مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری در این مراسم که اجرای آن را سعید بیابانکی بر عهده داشت، گفت: این جشنواره در دو بخش تجلیل از «برترین آثار موسیقایی پیرامون وجود مبارک حضرت رسول اکرم» و «حمایت از ۱۰ هنرمند یا گروه هنری برتر برای تولید ۱۰ اثر شاخص موسیقایی پیرامون حضرت رسول اکرم» برگزار شده است که در بخش حمایت از آثار هنرمندان یا گروه‌های هنری، علاقه‌مندان می‌توانستند در گونه‌های متنوع حوزه موسیقی و سرود، طرح و ایده تولیدی خود را در موضوع جشنواره به همراه سوابق و نمونه آثار خود ارسال ‌کنند که شورای علمی جشنواره پس از ارزیابی، ۱۰ هنرمند یا گروه هنری برتر را طی فرایندی تخصصی (از ایده تا تولید) برای تولید اثر شاخص، مورد حمایت قرار می‌داد.

عرفانپور افزود: به این ترتیب هنرمندان و گروه‌های موسیقی در بخش دوم این جشنواره طبق فراخوان منتشر شده، نمونه آثار خود را ارسال کردند و پس از بررسی‌های کارشناسان ما ۱۰ گروه برای تولید اثر دعوت شدند. گروه‌های مدعود طی ۳ هفته توانستند ۱۰ اثر را تولید کردند. آثار تولیدی به اذعان صاحب‌نظران آثار خوبی است و سال‌ها شنیده خواهند شد. این آثار که از هنرمندان و گروه‌های شهرستانی هم در آن حضور دارند از گونه‌های پاپ، نواحی، سنتی و همخوانی‌ها بهره می‌برد.

وی ادامه داد: از میان ۱۰ اثر تولیدی ذکر شده یک اثر به انتخاب مردم و یک اثر به انتخاب کارشناسان هیئت داوران ما انتخاب شدند که هر کدام جایزه ویژه‌ی این بخش را علاوه بر امکان تولید اثر دریافت می‌کنند.

عرفانپور در ادامه گفت: هیئت داوران بخش تجلیل از «برترین آثار موسیقایی پیرامون وجود مبارک حضرت رسول اکرم» که بخش مرسوم هر جشنواره‌ای است را اساتیدی همچون عماد توحیدی، سید محمد میرزمانی، هادی آرزم ، پیام عزیزی و سعید بیابانکی عهده داشت.

مجید اخشابی از هنرمندان موسیقی پاپ نیز با حضور در این مراسم در مورد اثر خود در این جشنواره با عنوان «حضرت باران» گفت: این قطعه همزمان با سالی که مقام معظم رهبری سال را به نام «پیامبر اعظم» نامگذاری کرده بود ساخته شد. خدا را شکار هستم که به مدد او و تمامی دوستان این اثر ساخته و منتشر شد.

وی در ادامه گفت: هنگام ساخت این اثر تصمیم گرفتم تا حتما منطبق بر موسیقی ایرانی باشد به همین دلیل از گام همایون با استفاده از نغمات چکاوک و شوشتری قسمت اول را ساختم. معمولا در این آثار برای اوج مایه را به سوی عشاق می‌برند اما تصمیم گرفتم تا اوج را به سوی نوا ببرم.

اخشابی در پایان گفت: بیش از ۱۵ بار این اثر را بازنویسی کردم و بارها مورد تغییر قرار دادم تا به این اثر نهایی تبدیل شد. چرا که آثار آیینی با دیگر آثار متفاوت است و ساخت آن دشوارتر است، به همین منظور باید چنین جشنواره‌هایی با جدیت به کار خود ادامه دهد تا ارزش و اهمیت این آثار برای جوانان علاقه‌مند و تولید کننده موسیقی مشخص و به درستی در این راه هدایت شوند.

برگزیدگان نخستین جشنواره «موسیقی‌ها و نغمه‌های محمدی» به شرح زیر است:

نفرات برگزیده بخش اول

لوح افتخار و جایزه نقدی به مبلغ صد میلیون ریال اهداء شد به ۳ اثر شاخص تولیدی دهه گذشته:

مجید اخشابی از تهران برای قطعه حضرات باران.

نوید نوروزی از تهران برای قطعه پیامبر رحمت.

مهدی یغمایی از تهران برای قطعه والا محمد.

لوح افتخار و جایزه نقدی به مبلغ پنجاه میلیون ریال اهداء می شود به ۴ اثر انتخابی از آثار ارسالی به جشنواره:

بهرام پاییز از تهران برای قطعه وحدت.

سید عباد محمدی از مازندران برای قطعه عاشق زارم.

شاهرخ پناهی فرد از تبریز برای قطعه صاحب قرآن.

مصطفی اطاعتی از تبریز در بخش موسیقی نواحی.

بخش دوم

علاوه بر حمایت تولیدی و ترویجی لوح تقدیر و جایزه نقدی به مبلغ صد و پنجاه میلیون ریال اهداء شد:

از نگاه مردم به مجید نصری رسید

از نگاه کارشناسان به بهرام پاییز از تهران

رونمایی از آلبوم آثار تولیدی نخستین «جشنواره ملی موسیقی‌ها و نغمه‌های محمدی» نیز در این مراسم رونمایی شد.

نخستین «جشنواره ملی موسیقی‌ها و نغمه‌های محمدی» به همت مرکز موسیقی حوزه هنری با همکاری دفتر تبلیغ و ترویج معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

انتهای پیام

با گریم بازیگران سریال «سلمان فارسی» آشنا شوید

به گزارش ایسنا، در طول یک سال گذشته از گریم شخصیت هایی با بازی بازیگرانی چون فرهاد اصلانی، محمدرضا هدایتی، مرحوم چنگیز جلیلوند، علی دهکردی، رامونا شاه، احترام برومند، مهدی فقیه و علیرضا مهران رونمایی شده است.

همچنین تاکنون از گریم علیرضا شجاع نوری به عنوان بازیگر نقش سلمان فارسی، رونمایی نشده است.

نمایی از لوکیشن سریال سلمان فارسی

در این گزارش به گریم برخی بازیگران در سریال تاریخی «سلمان فارسی» می پردازیم:

فرهاد اصلانی

فرهاد اصلانی که پیش از این با ایفای نقش ابن زیاد در «مختارنامه» و سرگرد اسد در «شاهگوش» و همچنین بازی در «امام علی (ع)» با میرباقری همکاری کرده بود، این روزها در سریال «سلمان فارسی» هم به ایفای نقش می پردازد.

فرهاد اصلانی در این مجموعه تاریخی نقش «تاجر» را بازی می‌کند.

فرهاد اصلانی در سریال «سلمان فارسی»

زنده یاد چنگیز جلیلوند

پاییز  سال گذشته بود که زنده یاد چنگیز جلیلوند به کاروان تازه به حرکت درآمده سریال «سلمان فارسی» پیوست.

چنگیز جلیلوند سال گذشته در ۸۰ سالگی در قامت اسقفی رومی جلوی دوربین میرباقری قرار گرفت. روزهای همراهی چنگیز جلیلوند با پروژه سریال «سلمان فارسی» در جزیره قشم بود. 

تصویر زیر مربوط به گریم چنگیز جلیلوند و حضور کوتاه اما خاطره‌انگیز وی در سریال «سلمان فارسی» است. 

احترام برومند

احترام برومند که آخرین حضورش در سریال به سال ۹۸ و سریال «خواب زده» سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی برمی گردد، در سال ۹۷ هم اجرای برنامه «رادیو شب» در شبکه شما را عهده دار بود. این بازیگر به گفته ی خودش تاکنون در سریال‌های تلویزیونی کار نکرده‌ و اگر پیشنهادی بوده در نهایت انجام نشده است. او که دعوت میرباقری برای حضور در سریال «سلمان فارسی» را پذیرفته است، این روزها در این پروژه تلویزیونی به ایفای نقش می پردازد.

احترام برومند از جمله بازیگرانی است که گریمش در سریال سلمان فارسی رسانه ای شده است.

احترام برومند در سریال سلمان فارسی

محمدرضا هدایتی

محمدرضا هدایتی را اغلب با سریال های طنز در تلویزیون می شناسند. او از جمله بازیگرانی است که با گریم متفاوتی در سریال میرباقری حضور دارد.

تصویر مربوط به محمدرضا هدایتی مربوط به بازی در یکی از سکانس‌هایی است که سال گذشته در قشم تصویربرداری شده است.

محمدرضا هدایتی در صحنه ای از سریال سلمان فارسی که عبور کاروان سلمان از کنار سپاه روم و ایران (دوران ساسانی) را به تصویر کشیده شده است. برای معماری درست تصویر و ایجاد فضایی قابل باور از تعداد کثیری از بازیگران خارجی با ملیت‌های یونانی، مراکشی، ترکیه‌ای و…  استفاده شده که همگی پس از پایان این فصل به کشورهای خود بازگشتند.

مهدی فقیه

و اما مهدی فقیه که این روزها در پروژه «جشن سربرون» مجتبی راعی هم به ایفای نقش پرداخته و قبلاً هم در سریال‌های تاریخی مثل «ملک سلیمان» حضور داشته است، حالا در مقابل دوربین داود میرباقری در نقش «جذامی» ظاهر شده است.

سریال سلمان فارسی به کارگردانی داوود میرباقری و تهیه‌کنندگی حسین طاهری سه‌گانه‌ای در دنبالۀ سریالهای میرباقری امام علی (ع) (۱۳۷۳-۱۳۷۷) و مختارنامه (۱۳۸۲-۱۳۸۸) است که زاویۀ دیگری از تاریخ اسلام را به تصویر می‌کشد. این سریال زندگی سلمان فارسی، یار ایرانی پیامبر اسلام (ص) را در سه مقطع روایت می‌کند؛ تولد و جوانی او در ایران باستان دوران ساسانیان، مهاجرت او به بیزانس و بخش عمده‌ای زندگی او که در آن دوره می‌گذرد و بخش سوم گرویدن او به دین اسلام و قصه‌ای که در حجاز می‌گذرد.

تعداد بازیگران این سریال همانند آثار قبلی میرباقری متعدد است و ۱۵۰۰ شخصیت در سریال پیش بینی شده است.

فیلم‌برداری سریال سلمان فارسی که از زمستان سال گذشته در کویر شهداد کرمان و جزیره قشم آغاز شده بود، با فراگیر شدن ویروس کرونا، دچار تغییراتی شد، چنان‌که لوکیشن های داخلی مانند منطقه مجن شهرستان شاهرود و شهرک سینمایی نور، جایگزین لوکیشن های خارجی در ترکیه شد و فیلم‌برداری هم پس از مدتی توقف از دهم مرداد ماه، از سر گرفته شد.

بنابر پیش‌بینی‌های صورت گرفته فیلم‌برداری سریال سلمان فارسی حدوداً پنج سال طول می‌کشد و بازیگران ایرانی و خارجی از کشورهای یونان، مراکش و تونس در آن بازی خواهند کرد.

انتهای پیام

سیدحسین فاطمی درگذشت

به گزارش ایسنا، انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی با اعلام این خبر نوشت: «انا لله و انا الیه راجعون

 خبر درگذشت استاد گرانمایه دکتر سیدحسین فاطمی بسیار غیرمنتظره بود و  جامعه علمی و ادبی را بهت‌زده و سوگوار کرد. این ضایعه دردناک را به همه استادان رشته زبان و ادبیات فارسی و بخصوص همکاران عزیز و گرامی خود در دانشگاه فردوسی مشهد و خانواده محترم آن مرحوم صمیمانه تسلیت عرض می‌کنیم و برای بازماندگان از درگاه خداوند صبر و  سلامتی و برای روح آن شادروان رحمت و مغفرت واسعه الهی آرزو داریم.»

انتهای پیام

مظلومیت موسیقی نواحی در گفت وگو با عزیز تنها

این هنرمند به تازگی کنسرتی آنلاین در سری اجراهای آنلاین «ماه و نوا» به همراه یاسمین تنها (نوازنده دوتار) داشته است. به همین جهت با او تماس گرفتیم تا صحبتی درباره چگونگی بقای موسیقی نواحی داشته باشیم.

او در ابتدای گفت وگو با ایسنا توضیحاتی را درباره چگونگی یادگیری نواختن دوتار ارائه داد و گفت: دوتار خراسان از گذشته‌های بسیار دور به صورت سینه به سینه و شفاهی انتقال یافته است. حتی در حال حاضر نیز بعضی اساتید به همین روش به آموزش می‌پردازند. من نیز دوتار را به صورت شفاهی و سینه به سینه فرا گرفتم و با این ساز بزرگ شده‌ام. همچنین حدود ۴۰ سال است که به نوازندگی این ساز مشغولم. از آنجا که پدر، پدربزرگ و عموهایم نوازنده این ساز بودند و به نوعی در خانواده ما موروثی بود، من نیز با توجه به این شرایط و همچنین علاقه زیادی که به فراگیری این نوع موسیقی داشتم به این سمت کشیده شدم و نواختن این ساز را فرا گرفتم.

او درباره فعالیت‌های خود در حوزه موسیقی بیان کرد: تالیف کتاب آموزش دوتار به صورت مدون و به صورت نت نویسی شده همراه با نرم افزار آموزشی دوتار در سال ۱۳۸۴، توسط انتشارات چنگ، از جمله اقدامات من در این حوزه بوده است؛ در واقع این کتاب اولین اثر در این حوزه بود. همچنین از دیگر فعالیت هایم، تالیف دو جلد کتاب با نام «مشق پیلتان» است که مجموعه‌ای از ثبت و نت نویسی مقام‌های شرق و جنوب خراسان همراه با مستندات و اشعار این مقام‌هاست و به نوعی روایتی از این مقام‌ها مکتوب شده. در زمینه صوتی هم آثار زیادی به صورت آلبوم، تک آهنگ، کلیپ و نوازندگی در آثار سایر هنرمندان و آهنگسازان داشته ام.

او درباره اقدامات خود برای خارج کردن آموزش موسیقی نواحی به روشی خارج از شیوه شفاهی و به اصطلاح سینه به سینه، اظهار کرد: درباره آموزش این ساز، از آنجا که با مشکلات فراگیری روش سینه به سینه و شفاهی آشنا بودم، روش‌هایی مکتوب برای هنرجویان آماده کردم که در نهایت منجر به تألیف کتاب آموزش دوتار و نرم افزار آموزشی آن شد و در حال حاضر به این شیوه آموزش می‌دهم.

از این هنرمند درباره لزوم نوآوری در موسیقی نواحی پرسیدیم که پاسخ داد: همانطور که گذشتگان، این ملودی‌ها، آهنگ‌ها و یا مقام‌ها را ساخته و به نسل‌های بعد منتقل کرده‌اند، در هر دوره، باید بر اساس موسیقی هر منطقه و بر اساس ریتم‌ها و تم‌های موسیقی آن منطقه، نوآوری و آهنگسازی صورت گیرد تا از یکنواختی و در جا زدن در این حوزه جلوگیری شود که خود باعث گسترش و ترویج این نوع موسیقی است.

عزیز تنها همچنین درباره ثبت و حفظ آثار پیشکسوتان موسیقی نواحی بیان کرد: آثار اساتید تا حدودی ثبت و ضبط شده است که البته بسیار ناچیز است. کاش می‌شد مسوولان اهمیت بیشتری به ثبت، ضبط و حفظ این میراث بدهند. البته من و بعضی دیگر از هنرمندان بدون هیچ حمایت دولتی تلاش کردیم تا در حوزه خودمان فعالیت‌هایی در زمینه ثبت و ضبط آثار گذشتگان و همچنین جمع آوری مقام‌ها انجام دهیم که البته اگر این فعالیت در قالب طرح‌هایی به صورت گسترده‌تر و کاراتر با حمایت ارگان‌های مربوطه که متولی این کار هستند، انجام شود مطمئنا نتیجه بهتری خواهیم گرفت و مقام‌ها و ملودی‌هایی که پشتوانه فرهنگ و هنر این سرزمین است، برای نسل‌های بعد باقی خواهد ماند.

این مسئله را با او مطرح می‌کنیم که طبق گفته فعالان حوزه موسیقی نواحی، در این سال‌ها حمایتی که باید، از هنرمندان موسیقی نواحی انجام نشده است؛ خود هنرمندان برای حفظ این حوزه از موسیقی چه کار می‌توانند انجام دهند؟ عزیز تنها گفت: از هنرمندان حوزه موسیقی نواحی حمایت درستی صورت نمی‌گیرد؛ بخصوص در این دوران که کرونا و فشارهای اقتصادی و معیشتی امان همه مردم به خصوص هنرمندان را بریده است. در این میان، هنرمندان موسیقی نواحی که اکثرا وضعیت مالی درستی ندارند و هیچ اسپانسری هم از اجراهای این هنرمندان به دلایل متعدد از جمله گرایش به سمت سایر موسیقی ها استقبال نمی‌کند، این قشر مظلوم بیشترین فشار را متحمل شده اند و درباره اینکه خود هنرمندان چه کاری می‌توانند انجام دهند، فکر می‌کنم با این شرایط بدون حمایت نمی‌شود کاری کرد.

انتهای پیام 

حامد همایون بازیگر سریال طنز شد + ویدئو

به گزارش ایسنا، مجموعه طنز 《حالا برعکس》از شنبه، ۲۹ خرداد ماه هر شب به روی آنتن شبکه نسیم می‌رود.


رامبد جوان در صفحه شخصی خود در فضای مجازی این خبر را اعلام کرده و در ادامه آن آورده است: این سریال که در استودیوی برنامه《خندوانه》ضبط شده، به کارگردانی محمود کریمی و تهیه‌کنندگی سید علی احمدی تولید شده است.


حامد همایون _ خواننده پاپ _ در اولین‌تجربه بازیگری خود مقابل دوربین این سریال طنز رفته است.


《حالا برعکس》هر شب ساعت ۲۱ پخش شده و تکرار آن ساعت ۲:۰۰، ۹ و۱۴ از شبکه نسیم به روی آنتن ‌می رود.


ویدئویی که از این سریال منتشر شده است‌ را در ادامه می بینید:




انتهای پیام

وحشت ستاره سیاهپوست از نژادپرستی و خاطرات شیرین با نیکولاس آنِلکا

به گزارش ایسنا به نقل از الجزیره، عمر سی ـ بازیگر سریال «لوپین» ـ در گفت‌وگویی که با روزنامه گاردین داشته، درباره تجربه‌های تلخ خود از مواجهه با نژادپرستی گفته و عنوان کرده است که این برخوردها به اجبار به او یاد داده تا در برابر سفیدپوستان پاریسی سرش را پایین بگیرد. او همچنین در سال ۲۰۱۶، نامه‌ای تند برای مطبوعات فرانسه نوشت و در آن درباره ترس خود از آینده صحبت کرد.

عمر سی ۴۳ ساله که اصالتی سنگالی دارد، از پدر و مادری آفریقایی و کارگر در حومه پاریس متولد شد. او توانست در سینمای فرانسه و جهان شناخته شود. عمر سی در سال ۲۰۱۱ در یک فیلم کمدی فرانسوی (Intouchables) که نامزد بهترین فیلم، کارگردانی و فیلم‌نامه شد، بازی کرده است.

عمر سی نخسین ستاره سیاهپوستی است که موفق شده جایزه سزار که معادل فرانسوی اسکار است را دریافت کند.

سریال «لوپین» با بازی او، محصول نتفلیکس است که اوایل سال جاری میلادی با منتشر شد. این سریال جزو پربیننده ترین سریال‌های امسال است و توانسته در ۲۸ روز اول نمایش، ۷۰ میلیون بیننده را به خود جذب کند. عمر سی در توئیتر خود به موفقیت سریالش واکنش نشان داده و گفته است که آمار ۷۰ میلیون بیننده، خیره کننده است؛ من بسیار مفتخرم که «لوپین» نخستین سریال فرانسوی است که به این موفقیت جهانی دست پیدا کرده.

عمر سی درباره فیلمی که منتشر شده و او را در حال چسپاندن پوسترهای سریالش به دیوارهای مترو پاریس نشان می‌دهد، به گاردین گفته است: این ویدئو از موضوع بسیار خطرناکی صحبت می‌کند. اینکه بعضی از مردم در فرانسه به سادگی تو را نادیده می‌گیرند. در سریال «لوپین» هم همین رفتار مردم باعث شده است تا شخصیت اصلی داستان به فکر انتقام و لذت جویی از طریق سرقت اموال ثروتمندان باشد.

عمر سی گفته است هنگامی که در حومه پاریس زندگی می‌کرده رابطه‌اش با پلیس پیچیده بوده و اغلب ترجیح داده تا از دست آن‌ها فرار کند، حتی الان و با گذشت بیست سال از آن روزها باز هم چنین شرایطی را دارد. او در سال ۲۰۱۶ و پس از مرگ یک سنگالی ـ فرانسوی در زندان، به مبارزات علیه نژادپرستی و خشونت پلیس پیوست و به قتل رسیدن جورج فلوید نیز باعث شد تا عمر سی صحبت‌های تندی را علیه نژادپرستی با مطبوعات در میان بگذارد.

عمر سی دو افریقایی فوت شده را با هم مقایسه کرده و گفته بود: «هر دو سیاه و بلند قامت بودند، تنها در عرض چند ساعت زندگی شان به وحشت تبدیل شد؛ آن هم به خاطر هیچ چیز. من هم سیاه هستم. من هم مثل آن‌ها هستم. ممکن است بلایی که بر سر آن‌ها آمد فردا بر سر من یا فرزندانم هم بیاید.»

این بازیگر افریقایی تبار در ادامه به گاردین گفته که نگاه‌های سنگین روی خودش را به دلیل تفاوت رنگ پوستش از کودکی حس کرده و از ۱۴ سالگی فهمیده است که تنها با طنز و شوخی می‌تواند این مانع، میان خودش و غریبه‌های محافظه کار را بردارد.

عمر سی همچنین گفته است که نیکولاس آنلکا ـ فوتبالیست فرانسوی ـ باعث شده تا او مطمئن شود، خروج از فقر و حومه نشینی و کار کردن در حرفه‌ای رقابتی غیرممکن نیست.

او گفته است نیکولاس آنلکا بهترین بازیکن فوتبال در مدرسه‌شان بوده و شب‌های تمرین زود می‌خوابیده تا صبح به تمرین برسد. در حالی که او و دیگر دوستانشان به این موضوع اهمیتی نمی‌دادند. تا اینکه آنلکا به انگلیس رفت و در تیم آرسنال بازی کرد و به شهرت جهانی رسید. عمر سی اکنون تمام بازی‌های نیکولاس آنلکا را دنبال و به او افتخار می‌کند.

نیکولاس آنلکا

انتهای پیام

کرونا از جنگ بالاتر است!

محمد صیاد، عکاس پیشکسوتی که تجربه عکاسی از رویدادهای مهم معاصر کشور را همانند انقلاب و جنگ را داشته است، در گفت‌وگویی با ایسنا درباره اینکه آیا از نگاه عکاسانه می‌توان دوران کرونا را با بحران‌های دیگری همچون انقلاب، جنگ، زلزله و … مقایسه کرد، می‌گوید: کرونا بلایی است که هیچ‌وقت در هیچ دنیایی پیش نیامده بود. این بلا مردم را در تمام دنیا فلج و گرفتاری ای ایجاد کرد که تا سال‌های سال طول می‌کشد.

او با بیان اینکه «کرونا مردم را گرفتار مشکلاتی کرد که هیچ وقت در زندگی شان وجود نداشت»، ادامه می‌دهد: جنگ چیز دیگری است و به نظرم کرونا بالاتر از جنگ است! ما غافلیم از این داستان که خیلی هم داستان بدی است. مرگ و میر آن زیاد است و با وجود تمام هشدارها برای رعایت پروتکل‌های بهداشتی، عده‌ای از مردم اصلا توجهی ندارند و فکر می‌کنند مرگ برای همسایه است، اما برای خودشان هم هست. 

صیاد درباره تاثیر دوران کرونا بر فعالیت حرفه‌ای اش نیز اظهار می‌کند: ۱۰۰ درصد تاثیرگذار بوده است. از اینکه در برنامه‌ها حضور پیدا کنم می‌ترسم؛ چراکه کرونا خطری است که اطرافیان را هم تهدید می‌کند. از خانه نشستن خسته شده‌ام و دلم بسیار برای عکاسی تنگ می‌شود. روزهای عید برای ۱۰ دقیقه پیاده‌روی از خانه خارج شدم، اما بدون اینکه متوجه شوم از خیابان فاطمی تا شانزلیزه را پیاده رفتم و عکاسی کردم و بعد از سه ساعت به خانه برگشتم.  

او همچنین با تاکید بر اهمیت حرفه عکاسی و با بیان اینکه «عکس ماندگار است»، می‌گوید: هر روز صبح که روزنامه‌ها را نگاه می‌کنیم، اول از همه چشممان به عکس‌ها می‌خورد و بعد به سراغ تیتر می‌رویم. در تمام دنیا اینگونه است که برای عکس بسیار ارزش قائل می‌شوند و امیدوارم که ما نیز بیشتر به عکس توجه کنیم. 

این عکاس پیشکسوت با بیان اینکه «در حق عکاس‌ها کم‌لطفی‌های زیادی می‌شود»، خاطرنشان می‌کند: به عنوان مثال وقتی در خیابان در حال عکاسی هستم، رهگذری به سراغم می‌آید، وارد کارم می‌شود و بحث می‌شود. در صورتی که اگر این افراد توجه داشته باشند که ما چه کاری انجام می‌دهیم، از ما تشکر هم می‌کنند. این درحالی است که به طور کلی گاهی مردم با لحن‌ نامناسبی با عکاس‌ها صحبت می‌کنند. از سوی متولیان امر نیز کم‌لطفی وجود دارد و در واقع می‌توان گفت که این کم‌لطفی عمومی از کم‌لطفی متولیان نشأت می‌گیرد.

****

محمد صیاد صبور (متولد ۱۳۲۶، بندرانزلی، ایران) یا «م. صیاد» ـ آنگونه که پشت عکس‌هایش مُهر می‌زند ـ از پیشکسوتان عکاسی خبری در ایران است. او از سال ۱۳۴۸ وارد کانون خبرنگاران شد و فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد. در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ با روزنامه‌ی آیندگان در بخش‌های سیاسی، ورزشی و اجتماعی همکاری کرد و در آستانه‌ی انقلاب، همکاری خود را با خبرگزاری آسوشیتدپرس آغاز کرد که تا سال ۱۳۸۰ ادامه یافت.

صیاد از همان آغاز جنگ تحمیلی به صورت مستمر برای تهیه عکس و ارسال آن به جبهه‌ها می‌رفت. عکس‌های مربوط به دوران انقلاب و جنگ محمد صیاد در کتابهای مختلفی به چاپ رسیده است. صیاد در سال ۱۳۵۹ به خاطر عکس‌های مربوط به شکست نیروهای دلتا در عملیات طبس موفق به دریافت جایزه‌ای برای بهترین عکاس خبری خاورمیانه خبرگزاری ای.پی. (اسوشیتدپرس) شد. او در حال حاضر عضو انجمن عکاسان مطبوعات ایران است و در تهران زندگی و کار می‌کند.

انتهای پیام