سکوت چهار باغ

به گزارش ایسنا، وقتی از خیابان حرف می‌زنیم، نام چهار باغِ یادگار صفوی، نامی بس آشناست که حکایت‌ های دل‌انگیزش دور نیست. خاطرۀ من از چهارباغ، ازدحام جمعیت است، رفت و آمدهایی که برای خرید صورت می‌گرفت و البته فراغ بالی در سینما چهارباغ.

سکوت چهارباغ را به یاد نداشتم! بارها و بارها دست در دستان مادر، شرق و غرب چهارباغ را طی طریق کرده بودم و البته گاهی پدر، آن وسیلۀ آهنین موتوردارمان را روشن می کرد و به قصد خانه مادربزرگ، در آن‌سوی چهارباغ عباسی از این گردشگاه مشجر اصفهان می‌گذشتیم و با هر آمد و شدی در چهارباغ، خاطرهای شیرین ما فزونی می‌یافت.

درختان انبوه و سرزنده‌اش سایه‌اندازی می‌کرد و ویترین مغازه های رنگارنگ آن، از پارچه‌فروشی و بوتیک ها تا فیلم های روی سردرسینما، به عابران چشمک می‌زدند و هربار همراه مادر، روبه‌روی هر مغازه لختی توقف می‌کردیم و همچنان جولان ماشین قطع نمی‌شد؛ حرکت همین آهن های رنگی، در مدل های مختلف بود که یک نام را بر سر زبان ها انداخت: احیای چهارباغ عباسی اما به جان چهارباغ قسم، حکایت پُر افت و خیز این‌روزهایش که با نام احیا گره خورده و اسم جدید «ساماندهی» را برایش برگزیده اند، به کلاف سردرگمی می‌مانَد که گره به دستان نیز در لابه‌لای سنگفرش‌های امروز و آسفالت دیروز و پایه‌های مدفون‌ شدۀ تاریخ چهارباغ، خود در جستجوی شاه‌گرهی هستند که شاید با اشارۀ او باز شوند و نفعشان را ببرند و تمام شود این قضیۀ چهارباغ بی‌باغ!

چهار باغی که حال این‌روزهایش، بسان شهری خالی از سکنه است و اگرچه از نبودن آهن های موتوردارِ رنگی نفس می‌کشد، اما نوبت جولان شکم‌پرستی در آن رسیده و تاریخش، زیر آسفالت و سنگفرش دست به دست می‌شود. تاریخ چندصدساله‌ای که حالا، سنگ های هتن آباد بر سرش هوار شده اند!

قراربود کسبه مغازه‌ها را خریداری کنند اما!

سکوت و سکون شرق چهارباغ را همه می‌شناسند و بیش از همه، مجموعه هشت بهشت در بدنۀ شرقی چهارباغ، مکانی سرد و خالی از حرکت آدمی است؛ مجموعه ای که با هدف بدنه سازی و رونق ساخته شد اما به رکودی بی‌مانند رسید. 

عبدالله جبل عاملی، مدیر اسبق اداره‌کل میراث فرهنگی استان اصفهان با بیان اینکه در چهارباغ قدیم هم بدنه شرقی نسبت به بدنه غربی رونق کمتری داشت به خبرنگار ایسنا گفت: ما با هدف رونق قسمت شرق چهارباغ، بدنه‌سازی را انجام دادیم. زمانی که ساخت مجموعه هشت بهشت در بدنه شرقی تمام شد قرار بود کسبه مغازه های آنجا را خریداری کنند اما عده ای زرنگ تر واسطه شدند و تمام‌شده‌های نیمه‌کاره را خریدند تا به کسبه بفروشند! بنابراین سرقفلی این سمت چهارباغ با بدنه غربی چهارباغ، مساوی شد و حتی بالاتر رفت و دیگر خریداری پیدا نکرد. هرجایی که واسطه ها می آیند با کساد روبه رو می شود.

وی ادامه داد: برای طراحی بدنۀ شرقی، مسابقه برگزار شد اما نه میراث فرهنگی و نه شهرداری وقت، طرح های برگزیدۀ مسابقه را قبول نکردند و بعد یک کمیسیون، مرکب از حدود ۱۲ نفر از ادارات و ارگان های مختلف و موسسات مختلف ازجمله میراث فرهنگی، شهردرای، مسکن و شهرسازی، شواری شهر شکیل شد که چند نفر از خبرگان امور سیاسی اقتصادی شهر هم در آن حضور داشتند و بنابرآنچه برای بدنه شرقی می خواستند، صورت جلسه ای را تنظیم کردند که این صورت جلسه حدود ۱۵ گزینه داشت. از من خواستند براساس این ۱۵ شرط طرحی را تهیه کنم که اتفاقا شادروان دکتر آیت الله زاده شیرازی هم با تهیه طرح موافقت کرد و صورت جلسۀ آن موجود است. 

پانزده شرط در اجرای مجموعه هشت بهشت

طراح بدنۀ شرقی چهارباغ عباسی با اشاره به برخی از شروط این طرح گفت: ازجمله ۱۵ شرط موجود در طرح این بود که ضخامت این قسمت نباید از ۲۰ متر تجاوز کند. هیچ نوع ساختمانی نباید به صورت پنجره به سمت پارک باشد. نمای مجموعه به طرف پارک، باید حالت کلیت نمای دوره صفوی را داشته باشد که آن ها هم تاق‌نماهایی هستند که در قسمت پایین، حالت سکومانند دارند و افرادی که در پارک هستند می تواند از سایبان آن ها استفاده کنند. از ایجاد سطوح شیشه ای وسیع خودداری و سعی شود مبانی را براساس کاربرد آجر و هم‌چنین نوع خاصی از سرامیک ها کار کنیم. ارتباط کلی حرکت‌مانند، در داخل ایجاد شود و این طراحی خطی با مغازه ها قطع نشود. یک رواق در کنار پیاده روی چهارباغ ساخته شود تا عبور و مرور را در آنجا حفاظت کند یعنی هم سایه ایجاد شود و هم از نزولات بارندگی حفاظت کند، ضمن اینکه از ستون های آجری و نماهای قوس دار و تاریخی‌سازی قلابی خودداری شود. 

در عرض ۲۴ ساعت خودشان همه را خریدند!

استادیار گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان افزود: کاری که ما انجام دادیم این بود که طرف رواق داخل چهارباغ به صورت ویترین باشد نه اینکه مغازه ها از این طرف ورودی داشته باشد و بیشتر ورودی ها را از حرکت داخلی بازارچه مانند بدهیم و این به طرف داخل چهارباغ به صورت ویترین باشد اما حالا آنها می خواهند که مغازه ها را به دو دستۀ درجه یک و درجه دو تقسیم کنند و می خواهند درهای مغازه ها به سمت پیاده روی داخل چهارباغ باز شود. 

جبل عاملی تاکید کرد: اکثر افرادی هم که می خواهند اصلاحاتی را در معماری مجموعه هشت بهشت انجام دهند افرادی هستند که آن زمان بعد از پایان طرح این مغازه ها را خریدند. یعنی ابتدا مغازه ها را متری ۱۵ تومان قیمت گذاشتند اما بعد در عرض ۲۴ ساعت همه را خودشان خریدند و خواستند متری۴۰ تومان بفروشند که کسی هم نخرید بنابراین رکود ایجاد شد.

اصلاح معماری بدنۀ شرقی چهارباغ

در این بین اما سعید سهرابی، مدیر طرح عالی چهارباغ، با اشاره به اصلاحاتی که قرار است درخصوص معماری بدنۀ شرقی چهارباغ اجرا شود، تاکید کرد: مجموعه هشت بهشت در بدنه شرقی چهارباغ به اصلاح معماری نیاز دارد و تا این اصلاح شکل نگیرد رونق نمی گیرد. دلیل عمده اش هم این است که چهارباغ به صورت ذاتی ویندو شاپینگ است؛ یعنی مردم راه می روند و ویترین مغازه ها را هم می بینند و ما دنبال این هستیم که با هماهنگی میراث فرهنگی این موضوع را در یک طرح قالب مصوب کنیم و به لحاظ معماری در مجموعه هشت بهشت اصلاح ساختاری را انجام دهیم که البته زمان می‌برد.

سهرابی با بیان اینکه در ۲۰ سال اخیر کارکردهای فرهنگی هنری چهارباغ بسیار ضعیف شده است، گفت: متاسفانه تنها چیزی که از دوران قبل در چهارباغ باقی مانده سینما و کتابفروشی است به همین دلیل تمام انرژی و هدف ما ایجاد ساختارهایی است که بتواند نه برای یکی دوسال بلکه مانند بذری ۱۰ یا ۲۰ سال دور خود افزایش یابد.

وی در پاسخ به چرایی حضور چشمگیر اغذیه فروشی ها در چهارباغ، تصریح کرد: قصد ما این نیست که کل چهارباغ را تحت پوشش رستوران و تریا و کافه ببریم ولی چیزی که از قبل در چهارباغ عمومیت داشته خوراکی و بستنی فروشی است و قاعدتا این مغازه ها در درجه اول منتفع می شوند، چون مغازه اش را دارد و ساده تر است اما برای اینکه توسعه پیدا نکنند، قوانین سختگیرانه ای درخصوص نگهداری و پرداخت اجاره بهای فضای بیرون و  محصورکردن صندلی ها و مراقبت ها و رعایت استانداردها تدوین می کنیم تا هرکسی به این فکر نباشد که بیاید در چهارباغ بستنی فروشی و فست فودی بزند.

به دنبال پیرایش هستیم

سهرابی با اشاره به برنامه های آینده در محور چهارباغ افزود: ما به دنبال تاسیس پلاتو آمفی تئاتر شهر در بدنه غربی چهارباغ هستیم و شهرداری در این قسمت تعدادی زمین دارد که تا پیش‌تر، تعبیر پارکینگ و پاساژ داشتند اما ما برای آن ها کاربری فرهنگی هنری تعیین کردیم؛ هم‌چنین در این بدنه هتل جهان هم وجود دارد که مالک آن مرمت هتل را شروع کرده و در بهترین حالت، در مدت دوسال آن را به پایان می رساند تا به عنوان هتل استفاده شود.

مدیر طرح عالی چهارباغ ادامه داد: قسمتی از چهارباغ را به عنوان گذر فرهنگی تعریف کردیم تا کسب و کارهای فرهنگی هنری و برنامه محور که توانایی جذب مخاطب را دارند در چهارباغ فعالیت کنند، در این خصوص فراخوانی منتشر شد و کمیته ای درحال بررسی حدود ۴۰ درخواست است و تا حدود یک ماه دیگر این گذر فرهنگی در مجموعه هشت بهشت واقع در بدنه شرقیِ چهارباغ با حضور وزیر ارشاد افتتاح می شود. 

وی برگزاری برنامه های روتین عرصه محور در چهارباغ با محوریت فرهنگ و هنر مانند تئاترهای خیابانی، بازی های سرگرمی و یا ورک شاپ ها را از دیگر برنامه های مورد نظر در چهارباغ برشمرده و گفت: ما نمی توانیم با استفاده از این برنامه ها ماهیت فعلی چهارباغ از لحاظ مشاغل را به صورت ساختاری حل کنیم، به همین تصمیم گرفتیم برنامه هایی با محور فرهنگ و هنر در چهارباغ پیش بینی کنیم که با برخی از آن ها موافقت شده و در دست اقدام است و سعی داریم تا پایان یکی دو سال آینده، یکی دو کار خیلی خوب در چهارباغ انجام شود تا به دنبال آن ها شغل های مربوط به این ساختارهای فرهنگی را به چهارباغ بکشاند و چهارباغ از حال و هوای امروز دربیاید. اولین ورک شاپ اول تیرماه با همکاری انجمن نقاشان اصفهان و با حضور ۹۰ نقاش در چهارباغ برگزار شد که ادامه دار است و به صورت فصلی برگزار خواهد شد و آثار برگزیده در گالری چهارباغ که درحال تاسیس است نمایش داده می شوند. ضمن اینکه بسترهای برگزاری پاتوق های فرهنگی را هم فراهم خواهیم کرد.

چهارباغ صفوی هیچ وقت احیا نمی شود 

سهرابی با بیان اینکه احیای چهارباغ، پروژه ای بسیارحساس است که قطعا موافقت همه سازمان ها را دارد و بر آن نظارت می شود، افزود: کاوش های لازم در محل چهارباغ انجام شده، مجوزهایش گرفته شده، سنگ های کف‌سازی مورد تایید میراث فرهنگی کشور است، درمورد شیوه آبیاری هم لوله ها کار گذاشته و غلاف گذاری شده و هیچ نگرانی درخصوص تاسیسات وجود ندارد و اینطور نیست که چون در دست شهرداری است، هرکاری دلش می خواهد آن هم در مرکز شهر انجام دهد بلکه ناظر مقیم میراث فرهنگی در محل حضور دارد. چهارباغ ثبت میراث است ثبت شهرداری که نیست و بنابراین خودِ میراث پاسخگو است و آنها هم واقعا نظارت می کنند. پیش از این برخی سازمان های مردم نهاد از این پروژه شکایت کرده بودند اما دادگاه رای به ادامه فعالیت داد. 

وی گفت: هدفمان این است براساس نقشه ها و طرح های صفویه جلو برویم اما چهارباغ دوره صفوی هیچ وقت احیا نمی شود. یک سردر از قدیم باقی مانده که سردر خیمه گاه است و احیای آن در برنامۀ ما وجود دارد، تعداد حدود هشت حوض هم باید احیا شوند که البته نمی شود بگوییم احیا چون احیا یعنی درست عین خودش را با آن شیوه قدیم بسازیم که اصلا امکان پذیر نیست. هم‌چنین آبراه کناری این حوض ها و سنگفرش کناری‌ آن‌ها هم به مرور انجام می شود، ضمن اینکه باید ببینیم سردرهایش کجا و چطور بوده است. به هرحال چهارباغ تغییر ماهیت داده است و ما دنبال پیرایش هستیم.

به گزارش ایسنا، چهارباغ است و یک جهان خاطره و مگر نه این است که شاردنِ فرانسوی چهارباغ عباسی را گردشگاه مشجر اصفهان نامید؟ گردشگاهی که نقش ها از خاطره زده است اما خاطرۀ چهارباغ، برای آیندگان چه خواهد بود؟ چهارباغی بی باغ؟ چهارباغی ازنو ساخته شده؟ سکوت؟ بوی روغن های سوختۀ فست‌فودی‌ها؟ صدای ادامه‌دار بستنییییی، صندلی‌هایی که درخور چهارباغ نیست؟ و یا سنگ های ‌هتن‌آباد؟!

گزارش از: شیرین مستغاثی، خبرنگار ایسنا (منطقه اصفهان)

انتهای پیام

حاشیه و متن بیست و یکمین جشن خانه سینما

به گزارش ایسنا، در اولین بخش از مراسم کلیپی از هنرمندانی که در یک سال اخیر درگذشته‌اند پخش شد و سپس منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما با حضور روی صحنه با بیان اینکه «نزدیک به ۶۰ فیلم در این دوره از جشن خانه سینما مورد داوری‌ قرار گرفتند» اظهار کرد: آمار ما با تورم بالا رفته است و اگر می‌گویند بالای ۴۰ درصد تورم داریم، در این دوره داوران هم بیش از ۴۰ درصد بیشتر از دوره‌های قبل همکاری کرده‌اند و آرای بیش از ۴۰۰ نفر از همکاران متخصص را دریافت کردیم و هر یک از برنده‌ها در یک رقابت و همراهی تنگاتنگ انتخاب شده‌اند.

او ادامه داد: ما جز مردم هیج اتکایی نداریم و با نفس آنها زندگی می‌کنیم. پس باید قدر آنها را دانست و تکریمشان کرد. اگر بخشی از جامعه در شرایط بدی هستند باید همدلانه با آنها رفتار کنیم و اگر وضع بهتری داریم به آنها کمک کنیم.

مدیرعامل خانه سینما در پایان گفت: از همه دوستان کم خودمان که سه یا چهار نفر بیشتر در خانه سینما نبودند، بابت زحمانشان برای برگزاری این جشن تشکر می‌کنم.

در بخش دیگری از مراسم، رامین حیدری فاروقی رئیس انجمن عالی هنرها و فنون سینمای ایران درباره فعالیت‌های این انجمن توضیح داد: این انجمن را آکادمی می‌نامیدیم و سابقه ۱۰ ساله دارد. با وجود این انجمن در طول سال این‌ امکان وجود خواهد داشت که کیفیت و نقاط عطف همراه با اکران فیلم‌ها به رخ داوران کشیده شود. جشن ۲۲ خانه سینما از تیرماه با اکران‌های جدید آغاز شده و در بخش اول سه سال به مستندنگاری پژوهش و ارزیابی سینمای ایران خواهد پرداخت.

در بخش دیگری از مراسم، پیروز حناچی شهردار تهران که جایزه بهترین مستند را برای ساخت اثر «زمستان است» دریافت کرد، در سخنانی از سیف‌الله داد به عنوان بنیانگذار این جشن یاد کرد و گفت: من مسئولیت مستقیمی برای ساخت این اثر نداشتم اما فیلم از جایی آغاز شد که لاله‌زار از خیابان‌های اصلی شهر در حال فراموشی بود. من در سفری خیابان استقلال استانبول را دیدم و به این نتیجه رسیدم که این فضا در لاله‌زار تهران هم ایجاد شود.‌ تلاش بر این بود که به ارزش‌های شهرمان اشاره کنیم و اجازه تخریب ندهیم و این خیابان را به شخصیت واقعی خودش برگردانیم که زمانی درگاه تجدد ایران بود.

فرشته طائرپور که برای اهدای تندیس بهترین جلوه‌های میدانی با عصا در جایگاه حاضر شده بود، با اشاره به علت راه رفتنش با عصا به کنایه گفت: من در طول زندگی‌ام در چاه‌های زیادی افتاده‌ام اما پایم نشکسته بود. با این حال (خطاب به شهردار) در خیابان در چاله‌ای افتادم و این اتفاق افتاد.

امیرحسین قاسمی نیز بعد از دریافت جایزه‌اش گفت: فیلمسازی کار سختی است اما نگهداری فیلم نیز کار دشواری است و از همینجا به همکارانم در فیلمخانه‌ سینمای ایران خسته نباشید می‌گویم.

فرهاد همچنین اصلانی که جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد به طنز و با لحن دیالوگ سریال هیولا گفت: خداروشکر به خاطر تمام اتفاقاتی که اکنون شاهدش هستیم.

گوهر خیراندیش نیز با تبریک روز سینما برای برخی زندانیان آرزوی آزادی کرد.

فرشته صدرعرفایی نیز که جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را گرفت، اظهار کرد: از همه اعضای آکادمی و سینماگران تشکر می‌کنم و امیدوارم همیشه از هم حمایت کنیم و مانند یک خانواده در خانه سینما کنار هم باشیم.

بهرام دهقانی نیز بعد از دریافت جایزه خود بیان کرد: این اولین جایزه‌ای است که «متری شیش و نیم» در این جشن گرفت و کاش بیشتر بود. امیدوارم جایزه‌های مهم را از آن خود کند.

عبدالله اسکندری هم برای ولدبیگی آرزوی سلامتی کرد و گفت: اتفاق خوبی است که خانه سینما از پیشکسوتان به بهانه‌ها و در شرایط مختلف یاد می‌کند.

هومن بهمنش هم تندیسش‌ را به پدرش فرهاد بهمنش تقدیم کرد.

در همین بخش احسان کرمی خطاب به پریناز ایزدیار که برای اهدای جایزه روی سن حاضر شده بود، تولدش را تبریک گفت و سپس آهنگ «تولدت مبارک» پخش شد و کیک کوچکی که برای تولد برای این بازیگر تدارک دیده شده بود، روی صحنه آورده شد.

از دیگر حواشی این جشن، حضور عادل فردوسی‌پور روی صحنه بود که برای اهدای جایزه بهترین بازیگر مرد در جایگاه حاضر شد. حضور او با استقبال فراوانی از طرف میهمانان مواجه شد.

نوید محمدزاده که جایزه بهترین بازیگر مرد را به خود اختصاص داد، با بیان اینکه خوشحالم که این جایزه را از خانه سینما می‌گیرم، گفت: کاندیداهای کنار من همه از دوستانم هستند. خوشحالم که جایزه را از مازیار میری و عادل فردوسی‌پور می‌گیرم.

او افزود: ما همیشه در مراسم‌ از ایرادات می‌گوییم اما این جشن دو بخش بسیار خوب دارد؛ یکی تقدیم لحظات به بزرگان و دوم آرزو کردن اهالی سینما.

این بازیگر سپس با اشاره به نقشش در فیلم سرخپوست ادامه داد: به تیمسار کورنگی‌ گفتم سعی می‌کنم امانت‌دار خوبی برای شما باشم و درست از عهده نقشم بر بیایم و باید در ادامه بگویم که من با دیدن فیلم «کندو»ی فریدون گله‌ بازیگر شدم. امیدوارم دیگر بزرگان از کنارمان کوچ نکنند و نروند و آدم‌هایی هیچ‌ وقت نباشند که به صورت غریبی مرگ داشته باشند.

در ادامه مراسم، فاطمه معتمدآریا که برای اهدای جایزه روی سن آمده بود، آرزو کرد که همه مردم ایران در صلح و آرامش به جایی برسند که هیچ کس فکر نکند تحریمی وجود دارد و به خاطر آن نمی‌تواند کاری انجام دهد.

او ادامه داد: ما مردمی شریف و مانند دردانه‌های جهان هستیم که راهمان را گم کرده‌ایم. علاوه بر این می‌خواهم از آزیتا لاچینی‌ یاد کنم و از او تشکر کنم.

آزیتا لاچینی نیز در سخنانی بیان کرد: بعد از ۶۴ سال بازیگری در سینما، تئاتر و دوبله خدا را شکر می‌کنم که جزء خانه سینما و در کنار شما عزیزان هستم.

در ادامه مراسم، سارا بهرامی که جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرد، گفت: وقتی از خانه سینما جایزه می‌گیری یعنی تو به عنوان عضو کوچکی پذیرفته شده‌ای. تجربه به من ثابت کرده است که وقتی منِ بازیگر برای رسیدن به چیزی تلاش می‌کنم، تنها بخش کوچکی را به تصویر کشیده‌ام و گروه فیلم بسیار مهم هستند.

محسن امیریوسفی نیز بعد از دریافت جایزه خود در بخش بهترین فیلمنامه بیان کرد: ارزش این تندیس به اندازه ۶ سیمرغ بلورین جشنواره فجر است. خوشحالم که بعد از ۶ سال ماجرای فیلم حل شد. این فیلم درباره صلح و گفت‌وگو و نیاز فعلی جامعه ماست. به شیوه «آشغال‌های دوست‌داشتنی» از شما می‌خواهم کسانی را که ۶ سال جلوی اکران فیلم را گرفتند تشویق کنید. شاید این کف‌زدن به گوششان برسد و دیگر هیچ فیلمی دچار این مشکلات نشود.

توحیدی هم در این بخش آرزو کرد: از خدا می‌خواهم کشورمان ایران را از خشکسالی و دروغ حفظ کند.

همچنین بهمن فرمان‌آرا که در این رویداد مورد تقدیر قرار گرفت، در سخنانی تصریح کرد: هر کمکی که به سینما شود لازم است زیرا به سرعت در حال رفتن به سوی ابتذال است. فیلم‌فارسی به برخی فیلم‌های امروز شرف دارد و سینماداران که بخش مهمی از درآمد را دارند اسباب سلیقه شده‌اند و مشخص می‌کنند چه چیزی اکران شود یا نشود. برای فیلم من سینمایی بود که ۲۴ سانس داشت و دو فیلم نشان می‌داد. ۲۳ سانس «هزارپا» را نشان می‌داد و یک سانس صبح، فیلم‌ را!

همایون اسعدیان نیز در بخشی از این مراسم بیان کرد: ما از طرف خانه سینما عهد بسته بودیم که ۲۱ خانه برای هموطنان سیل‌زده بسازیم. امروز تاکید می‌کنیم که در روز ۲۱ شهریور که روز سینماست، این عهد اجرا خواهد شد.

سعید روستایی نیز با بیان اینکه بنایم بر سکوت است، گفت: تنها می‌گویم امیدوارم جای هیچ عکاسی خالی نباشد.

بر اساس رسم معمول این رویداد، این جشن در بخش‌های مختلف به ناصر تقوایی، مسعود ولدبیگی، اسحاق خانزادی، عنایت بخشی، محمدرضا شجریان، ژاله علو، منوچهر اولیایی، اصغر رفیعی‌جم، محمد متوسلانی، آزیتا لاچینی، بهمن فرمان‌آرا و علی مزینانی تقدیم شد.

مسعود ولدبیگی که به سختی توانست روی سن حاضر شود، در سخنانی بیان کرد: امیدوارم این لحظه‌ای که من اکنون تجربه کردم برای شما هم پیش بیاید. خستگی یک عمر از تنم بیرون رفت.

در بخش‌هایی از مراسم، موسیقی «تا بهار دلنشین» و «ایران، ای سرای امید» محمدرضا شجریان با همخوانی مهمانان حاضر در سالن خوانده و موسیقی زنده نیز اجرا شد.

انتهای پیام

هر فیلم یک چاه نفت: «رابین‌هود» طرف چه‌کسی می‌ایستد؟

فیلم مرد عنکبوتی: دور از خانه فروش خود را به حدود یک میلیارد و ۱۱۰ میلیون دلار رساند. این فیلم با مشارکت سه شرکت «مارول استودیوز»، «کلمبیا پیکچرز» و «پاسکال استودیوز» تولید شده است. پخش جهانی آخرین قسمت مرد عنکبوتی که ۱۶۰ میلیون دلار خرج تولید آن شده، برعهده‌ی شرکت «سونی پیکچرز» بوده است.

فیلم «اونجرز: پایان بازی» که توسط شرکت دیزنی در جهان توزیع شده بود، در گیشه چنان فروش بالایی داشته که رکورد دو میلیارد و ۷۸۹ میلیون دلاری آواتار که از سال ۲۰۰۹ بالاترین رکورد فروش یک فیلم بوده را نیز شکسته و از فروش خیره‌کننده‌ی دو میلیارد و ۷۹۶ میلیون دلار گذشت.

شخصیت «کاپیتان مارول» هم پیش از آنکه در فیلم اونجرز: پایان بازی ظاهر شود، سال ۲۰۱۹ را با فیلمی دیگر از شرکت مارول به نام  همین شخصیت آغاز کرد و بعد از ۱۷ هفته اکران به فروش جهانی یک میلیارد و ۱۲۸ میلیون دلار رسید. پخش جهانی این فیلم هم به عهده‌ی شرکت دیزنی بود.

هر سه فیلم ابرقهرمانی بر پایه‌ی کامیک‌استریپ مشهور «ماروِل» تولید شده‌اند و امتیازشان به این شرکت تعلق دارد. این شرکت که سابقه‌ای طولانی در خلق ابرقهرمانان دنیای کامیک‌استریپ دارد، چند سال قبل از اینکه ۱۰۰ درصد سهامش را به دیزنی بفروشد، شروع به ساخت فیلم‌هایی بر اساس شخصیت‌های مخلوق خود کرد.

فیلم‌هایی مثل بلید (۱۹۹۸)، مردان ایکس (۲۰۰۰)، مرد عنکبوتی (۲۰۰۲)، هالک (۲۰۰۳)، چهار شگفت‌انگیز (۲۰۰۵)، مردآهنی (۲۰۰۸)، ثور (۲۰۱۱)، کاپیتان آمریکا: نخستین اونجر (۲۰۱۱)، اونجرز (۲۰۱۲)، نگهبانان کهکشان (۲۰۱۴)، مرد مورچه‌ای (۲۰۱۵)، دکتر استرنج (۲۰۱۶)، پلنگ سیاه (۲۰۱۸) و چندین فیلم دیگر که هر کدام یک یا چند دنباله هم داشته‌اند. طبق اطلاعات وبسایت مارول، این شرکت تا سه سال آینده دست کم پنج فیلم ابرقهرمانی دیگر هم اکران خواهد کرد و چندتای دیگر هم در دستور کار خود دارد.

اما همه‌چیز به یک شرکت فیلمسازی و چند شخصیت محیرالعقول ختم نمی‌شود؛ ساده‌انگاری است اگر فکر کنیم تنها علت درآمد خیره‌کننده‌ی مارول از این فیلم‌ها، جذابیت و عامه‌پسندی آن است. هرچند خود فیلم‌ها و پخصیت‌های اصلی آنها از نظری صمعی – بصری و سیاسی واجد ویژگی‌هایی‌اند که آنها را برای گسترده‌ترین طیف مخاطبان در سراسر دنیا جذاب می‌کند، اما فقط این نیست.

تاریخچه: از قهرمانان کاغذی تا ابرقهرمانان آهنی

«مارول انترتیمنت» یک شرکت سرگرمی آمریکایی است که از تلفیق دو شرکت «گروه سرگرمی مارول» و «توی بیز» به وجود آمده است. شرکتی که پیشینه‌ی آن به سال ۱۹۳۳ و انتشار مجله‌ی «وسترن سوپرنُوِل مگزین» می‌رسد. آن مجله فقط یک شماره منتشر شد و پس از آن اسمش به «کامپلیت وسترن بوک مگزین» تغییر یافت.

قدیمی‌ترین شخصیت ساخته شده توسط این شرکت شخصیت «کا-زار» در سال ۱۹۳۶ معرفی شد و در سال ۱۹۳۹ این شرکت زیر عنوانِ «مارول کامیکز» شروع به انتشار کامیک‌بوک کرد.

چند سال بعد گروه شرکت‌های «هلدینگ مک‌اندروز و فوربس» متعلق به رونالد پرلمن، گروه سرگرمی مارول –شرکت مادر مارول کامیکز – را به قیمت ۸۲.۵ میلیون دلار خرید.

پرلمن گفته است «از نظر مالکیت معنوی، مارول یک «دیزنیِ کوچک» است؛ دیزنی شخصیت‌های شناخته‌شده‌ و لطیف خیلی بیشتری دارد و شخصیت‌های ما به اصطلاح «اکشن هیرو» هستند؛ ما در مارول در کسب‌وکار خلق و بازاریابی شخصیت‌هاییم».

در نتیجه‌ی تلاش‌های تجاری گشترده، افزایش قیمت کامیک‌بوک‌ها و رشد کلی صنعت کامیک‌بوک، سود مارول افزایش یافت. پرلمن بعدتر شرکت‌های کارت بازی بسکتبال «فلر کُرپُریشن»، کارت بازی بیسبال «اسکای‌لاین اینترنشنال»، گروه «پانینی» تولیدکننده‌ی ایتالیایی استیکر، و انتشارات «والش» و «مالیبو کامیکز» (دو ناشر کامیک‌بوک) را هم به هُلدینگ مارول اضافه کرد و می‌رفت که به هیولایی در صنعت سرگرمی تبدیل شود.

بعدتر او با افزودن شرکت تولید اسباب‌بازی «توی‌ بیز» به هلدینگ مارول، قمار بزرگی کرد. اما خوش‌اقبالی او دوامی نداشت. تلاش مارول برای توزیع مستقیم محصولاتش منجر به کاهش فروش و تشدید شکست‌هایش شد. در سال ۱۹۴۹ شرایط لیگ بسکتبال بزرگسالان باعث عدم اقبال کارت‌های بازی شرکت فلر شد. از سوی دیگر شرکت پانینی هم که امتیاز شخصیت‌های دیزنی منبع بزرگی برای درآمد پانینی فراهم کرده بود، با نمایش ضعیف محصولات دیزنی در گیشه، متضرر شد.

حالا شرکت مارول از واحدهای عملیاتی متعددی تشکیل شده است: «مارول کرکترز» (هلدینگ مالکیت معنوی)، «انتشارات مارول» (انتشار مجله‌ی کامیک استریپ مارول کامیکز)، «استودیو مارول» (شرکت تولیدات سینمایی و تلویزیونی) مارول تویز (شرکت تولید اسباب‌بازی)، «بازرگانی مرد عنکبوتی» (یک سرمایه‌گذاری مشترک توسط مارول و سونی پیکچرز که حقوق فیلم مرد عنکبوتی و محصولات مرتبط با آن را در اختیار دارد)، «مارول انیمیشن» (مسئول نظارت بر تولید انیمیشن‌های مارول) و غیره.

شرکت مارول به همت صدها ابرقهرمانی که همیشه برای نجاتش آماده بودند، آنقدر سوددهی داشت که بتواند در طول نزدیک به هشت دهه به حیات خود ادامه دهد. با این حال در مارس ۲۰۰۷ شرکت «استن‌ لی مدیا» یک پرونده‌ی حقوقی پنج میلیارد دلاری علیه مارول به جریان انداخت و ادعا کرد که این شرکت بطور مشترک مالک شخصیت‌هایی است که آقای لی برای مارول طراحی کرده است. بعلاوه گری فردریک نیز در همان ایام یک پرونده‌ی حقوقی دیگر برای مالکیت شخصیت «گوست رایدر» به جریان انداخت.

با مجموعه‌ی این اتفاقات شرکت «والت دیزنی» در دسامبر ۲۰۰۹ پیشنهادی به مدیران مارول داد که نتوانند رد کنند: پرداخت چهار میلیارد دلار برای ۱۰۰ درصد سهام شرکت. به این ترتیب شرکت عظیم مارول که خود چندین شرکت زیرمجموعه داشت، تبدیل شد به یکی از ده‌ها زیرمجموعه‌ی غول رسانه‌ای دیزنی.
 

در سال‌های اخیر شرکت «دیزنی» با خرید شرکت‌های فیلمسازی عظیم امپراتوری رسانه‌ای و اقتصادی خود را گسترش داده است. بعلاوه شبکه‌های تلویزیونی بزرگی مانند «نشنال جئوگرافیک»، «اِی.بی.سی» و «ای.اس.پی.ان» نیز در تملک دیزنی است.

فروش شگفت‌آور مارول از کجا می‌آید؟

شرکت مارول در طول سالیان فعالیتش بیش از هشت هزار شخصیت داستانی خلق کرده و در قالب‌های مختلفی – از مجلات کامیک استریپ گرفته تا فیلم‌های سینمایی، سریال‌های تلویزیونی، بازی‌های رایانه‌ای، کارتهای بازی، اسباب‌بازی‌ها و لوازم جانبی و … – آنها را عرضه کرده است. بدون شک هشت هزار شخصیت داستانی آنقدری هست که تنها بهره‌بردن از حق امتیازشان سود سرشاری برای مارول فراهم کند، اما غول‌های بی‌شاخ‌ودم عالم رسانه بویی از قناعت نبرده‌اند.

مارول که خودش یک ابر شرکت رسانه‌ای و سرگرمی‌سازی است، زیرمجموعه‌ی شرکت «دیزنی» است. دیزنی یکی از غول‌های رسانه‌ای جهان است که در زمینه‌های متعددی از جمله شبکه‌های رسانه‌ای، پارک‌های تفریحی، استودیوهای سرگرمی‌سازی، محصولات جانبی مختلف، پخش بین‌المللی و مستقیم به مصرف‌کننده فعال است.

در این میان شبکه‌های رسانه‌ای بخش اصلی دیزنی محصوب می‌شوند که شامل شبکه‌های گسترده‌ی تلویزیونی، کانال‌های تلویزون کابلی، شرکت‌های تولید و توزیع و ایستگاه‌های تلویزیونی تحت مالکیت و اداره‌ی این شرکت است که خود به دو بخش «والت دیزنی» و «ای.اس.پی.ان» تقسیم می‌شود.

«شرکت والت دیزنی» شرکت مادر این مجموعه است که بیش از ۹۰ سال سابقه دارد و بر شالوده‌ی شرکت «والت دیزنی استودیوز» بنا شده است؛ شرکتی که تخصص اصلی‌اش تولید انیمیشن‌های دوبعدی مانند میکی ماوس، سیندرلا، پینوکیو، رابین‌هود، زیبای خفته، آلیس در سرزمین عجایب، دامبو، زیبای خفته، تارزان، دیو و دلبر و … بود.

همانطور که پیداست فعالیت‌های این شرکت عظیم، بسیار متنوع، گسترده و پیچیده است. شرکت‌هایی مثل دیزنی که به موفقیت‌های تجاری دست پیدا می‌کنند، اقدام به خرید شرکت‌های دیگری می‌کنند که ممکن است فعالیتی همسو با آنها داشته باشد یا حتی بالکل در زمینه‌ای دیگر فعالیت کند.

این اتفاق که تنها در یک نظام سرمایه‌داریِ جهانی‌شده‌ ممکن است، منجر به پدیده‌ای نه چندان تازه می‌شود که صاحب‌نظران از آن به عنوان «ادغام افقی» یاد می‌کنند. یعنی برخلاف «ادغام عمودی»، شرکت‌هایی که در هم ادغام می‌شوند، بدون اینکه ماهیت خود را تغییر دهند، هرکدام در زمینه‌ی تخصصی خود فعالیت می‌کنند اما سود حاصل از فعالیت‌های تمام شرکت‌ها در نهایت متمرکز می‌شود. به این ترتیب این شرکت‌ها نه تنها در زمینه‌های حرفه‌ای مختلف با یکدیگر همکاری می‌کنند، بلکه در صورت زیان یکی از آنها، هزینه‌های تحمیل شده از محل سود سایر شرکت‌ها جبران می‌شود.

مزیت دیگر این‌ نوع فعالیت اقتصادی نیز در این است که اگر پروژه‌ای – مانند یک فیلم سینمایی بلاک‌باستر – بقدری هزینه داشت که یک شرکت تولیدکننده از پس آن برنیامد، شرکت مادر مشکلی در تأمین بودجه‌ی مورد نیاز آن نخواهد داشت. علاوه بر این غول‌های رسانه‌ای بزرگی مانند دیزنی، از طریق شرکت‌های تابعه‌ی خود، علاوه بر تولید، در توزیع و عرضه‌ی محصولات نیز دست دارند.

علاوه بر این محصولات شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ طوری طراحی می‌شوند که بیشترین مخاطبان ممکن را پوشش دهند. تخصصی شدن نوعی از این طراحی است و در مقابل عام‌پسند بودن، نوع دیگری. در حالت تخصصی برنامه‌ها، فیلم‌ها و نمایشهای تولید شده گروه خاصی از مخاطبان را هدف قرار می‌دهند و کافی است تا انتظارات یک قضر محدود را برآورده کنند.

اما در تولید یک اثر عامه‌پسند، چنان که از اسمش پیداست، هدف جذب عام‌ترین و گسترده‌ترین قشر مخاطبان است. بنابراین دیدگاه‌های سیاسی – اجتماعی محافظه‌کارانه، تمرکز بر ماجراهای هیجان‌انگیز و احساسی، استفاده از جذابیت جنسی (تا حدی که قانون نمایش آن اثر برای کودکان را منع نکند)، اکش و تعقیب‌وگریز، و مهمتر از همه تکیه بر داستانی آشنا برای مخاطبان (یکی از دلایل اصلی استفاده از شخصیت‌های کامیک‌بوک‌ها در فیلم‌ها آشنا بودن آنها برای مخاطب است) راهبردهایی است که است افزایش فروش یک فیلم را تضمین می‌کند.

در کنار اینها شرکتی‌ مانند دیزنی که ده‌ها شبکه‌ی تلویزیونیف کانال کابلیف شبکه‌ی ماهواره‌ای، سایت اینترنتی، بازی رایانه‌ای، اپلیکیشن، مجله، روزنامه و …  را در سراسر دنیا در اختیاز دارد، برای تبلیغ فیلمی که تولید کرده کار دشواری در پیش نخواهد داشت.

بنابراین اگر شما مدیر شرکت مارول باشید و برای ساخت «اونجرز: پایان بازی» به ۳۵۶ میلیون دلار بودجه نیاز داشته باشید، نه‌تنها بابت تأمین بودجه نگران نیستید، بلکه می‌توانید مطمئن باشید که یکی دیگر از شرکت‌های زیرمجموعه‌ی دیزنی می‌تواند با پخش همزمان و گسترده‌ی فیلمتان در هزاران سالن سینما از آمریکا گرفته تا غنا و چین، آن هم در سالن‌هایی که تعداد زیادی از آنها متعلق به یکی از زیرمجموعه‌های شرکت دیزنی است، و با کمک تبلیغاتی که در ده‌ها رسانه‌ی متعلق به دیزنی انجام می‌شود، ۳۵۶ میلیون دلارتان در کوتاه‌مدت به دو میلیارد و ۷۸۹ میلیون دلار تبدیل می‌شود!

همچنین در درازمدت نیز با فروش امتیاز فیلمتان به شبکه‌های تلویزیونی، تبدیل آن به بازی رایانه‌ای، فروش موسیقی فیلم، ساخت عروسک، جاسوئیچی، لیوان، پوستر، کارت بازی، استفاده در پارک‌های تفریحی و ده‌ها مورد دیگر – که بیشتر آنها هم توسط زیرمجموعه‌های دیزنی انجام می‌شود – سود حاصل از فیلمی که تولید کرده‌اید به ده‌ها میلیارد دلار می‌رسد؛ و این چرخه با تولید دنباله‌ای دیگر برای فیلمی احمقانه‌ای که ساخته‌اید تمدید خواهد شد. چاه نفتی که خشک نخواهد شد.

انتهای پیام

مهمترین قطعنامه سازمان ملل درباره جنایت شیمیایی صدام

سردار محمدباقر نیکخواه بهرامی که در دوران دفاع مقدس به مدت چند سال مسئول تبلیغات جبهه و جنگ «قرارگاه کربلا» و از سال ۶۴ به بعد نیز فرمانده جنگ‌های نوین قرارگاه خاتم الانبیا(ص) بوده است در گفت‌وگو با ایسنا درباره حملات شیمیایی مقطع پایانی جنگ از اول فروردین تا سوم شهریورماه سال ۱۳۶۷ ‌بیان کرد: این حملات بی‌تردید حاصل تجربیات ۶ ساله‌ ارتش عراق و مستشاران خارجی آن و تولیدکنندگان سلاح‌های شیمیایی بود که دستاوردهای گذشته و جاری خود را برای تسلیم مدافعان جمهوری اسلامی ایران به کار گرفتند.

وی خاطرنشان کرد: حملات شیمیایی در اوایل جنگ به طور آزمایشی، در ادامه‌ جنگ محدود و درنهایت به طور گسترده و پرحجم انجام شد و از سال چهارم جنگ به بعد، علاوه بر مناطق نظامی‌، مناطق غیرنظامی و شهروندان ایران و «کرد» عراق نیز هدف حملات شیمیایی قرار گرفتند. حکومت عراق در ضمن گسترش تدریجی استفاده از سلاح‌های شیمیایی‌، انواع خطرناک‌تر و کشنده‌تر این عوامل را نیز به کار گرفت و از مشتقات بسیار خطرناک «سیانور» و عامل سریع‌الاثر اعصاب «سارین» و VX در خطوط مقدم و علیه نیروها و غیرنظامیان و همچنین از عوامل تأخیری و ماندگارتر تاول‌زاها در خطوط عقبه و پشتیبانی استفاده کرد. علاوه بر این،‌ ارتش عراق با هدف افزایش قربانیان و تشدید وحشت در اواخر جنگ،‌ تاکتیک حملات شیمیایی شبانه با هواپیما،‌ بالگرد و هواپیماهای سبک«PC۷»را به کار گرفت.

این پژوهشگر گفت: آخرین دوره‌ حملات شیمیایی‌ عراق‌، کمابیش بی‌وقفه ادامه یافت و در بیش‌تر موارد توام با بمب‌باران‌ها و گلوله‌باران‌های انفجاری بود. تا تاثیرات و صدمات سلاح‌های شیمیایی را چند برابر کند. در این دوره، حکومت عراق علاوه بر دستور حملات شیمیایی به شهرها و روستاهای نزدیک مرز، با راه‌اندازی عملیاتی روانی به قصد تشدید فشار بر مسولان کشور، شهرهای بزرگ و مراکز استان‌های ایران را تهدید به بمب‌باران و موشک‌باران شیمیایی کرد؛ تهدیدی که اجرای آن دور از انتظار نبود و در پذیرش قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ از جانب ایران موثر بود.

نیکخواه‌بهرامی با اشاره به گزارش‌های کمیته‌های ویژه‌ سازمان ملل توضیح داد: «آنسکام» و «آن مویک» کمیته‌های ویژه‌ سازمان ملل بعدها در گزارش‌های خود درباره‌ خلع سلاح‌های کشتار جمعی عراق‌، به تصمیم حکومت عراق مبنی بر حملات شیمیایی به شهرهای بزرگ ایران اشاره کردند. در این دوره‌، عراق با بیش از ۱۵۰ حمله‌ هوایی و صدها حمله‌ توپ خانه‌ای، حدود ۲۰۰۰ فروند بمب و راکت و ۲۰ هزار گلوله توپ و خمپاره‌ شیمیایی روی مواضع نیروهای نظامی و مناطق غیر نظامی ایران و کردستان عراق فرو ریخت و کمابیش همه‌ شهرها و روستاهای مرزی و جنگ‌زده‌ ایران و شهرها و روستاهای کردستان عراق را هدف تهاجمات وحشیانه‌ی خود قرار داد.

وی ادامه اد: ارتش عراق در این حملات با استفاده از بمب‌های حاوی عوامل سیانور، اعصاب (تابون و سارین)، خفه کننده و خردل،‌ حدود ۱۸۰۰ تن را  شهید و ۱۸ هزار تن را مصدوم کرد که این افراد در معرض آسیب‌های شدید قرار گرفتند. همچنین چندین هزار نفر دیگر دچار آسیب‌های خفیف‌تر شدند. سرانجام حکومت بعث عراق سلسه جنایات شیمیایی خود را در روز سوم شهریورماه سال ۱۳۶۷، یعنی یک روز قبل از تصویب قطع‌نامه‌ «۶۲۰» شورای امنیت درباره کاربرد سلاح‌های شیمیایی، پایان داد تا نشان دهد، این زمان به پشتوانه حمایت قدرت‌های بزرگ و اطمینان خاطر به سکوت شورای امنیت سازمان ملل در برابر این جنایت و ایفا نکردن وظایف بین‌المللی‌اش در این خصوص، چنین فجایعی را مرتکب می‌شده است. اینکه تلاش‌های جمهوری اسلامی ایران برای متوقف کردن حملات شیمیایی عراق از طریق شورای امنیت چه بود به این شرح است:

این فرمانده بیان کرد: در پی صدور قطعنامه ضعیف «۶۱۲» شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره کاربرد سلاح‌های شیمیایی- که در آن حکومت عراق در مورد هیچ یک از جنایات جنگی و نسل‌ کشی‌اش،‌حتی فاجعه‌ دهشتناک حلبچه مورد عتاب و محکومیت قرار نگرفت- سران حکومت عراق دریافتند که هنوز مجوز ادامه جنایات شیمیایی علیه رزمندگان و غیر نظامیان ایران را دارند. مسئولان جمهوری اسلامی ایران با این که برای متوقف کردن این حملات امیدی به شورای امنیت و اعضای دائمی حاکم بر این شورا نداشتند، حداقل برای ثبت این فجایع در تاریخ و رساندن آن به گوش جهانیان، به اقدامات متعددی دست زدند که از جمله‌ی آن‌ها، ارسال گزارش حملات عراق برای دبیر کل سازمان ملل و درخواست اعزام کارشناس برای بررسی آثار این جنایات بود:

۱- نمایندگی ایران در سازمان ملل در نامه‌ روز ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ با اشاره به حملات شیمیایی عراق به روستاهای حومه شهرهای سردشت، بانه، مریوان و پادگاه حمید در روز ۲۷ اردیبهشت که ۱۵۰ تن از مردم را مصدوم و بمباران شیمیایی حومه مریوان در ۲۸ اردیبهشت که سه تن را شهید و هشت تن را مصدوم کرد،‌ آن را نتیجه‌ بی‌توجهی سازمان ملل به تنبیه متجاوز و انجام ندادن اقدامی بازدارنده اعلام کرد و افزود: « دولت جمهوری اسلامی ایران ضمن هشدار به سازمان ملل در مورد پیامدهای وسیع در بی‌تحرکی مصلحت‌آمیز آن،‌مایل است به طور رسمی درخواست نماید که فورا تیم کاملی در مورد جدیدترین جنایت عراق تحقیق نماید.»

۲- نمایندگی ایران در نامه روز چهار خرداد ماه سال ۱۳۶۷ به دبیر کل، در گزارش تکمیلی درباره حملات عراق در روزهای ۲۷ و ۲۸ اردیبهشت‌ماه نوشته است: در ۲۷ اردیبهشت، بمباران شیمیایی روستاهای اطراف بانه با گاز خردل، ۲۶۰ تلفات داشته است. همچنین در این روز در بمباران شیمیایی روستاهای مرزن‌آباد و بانوش در آذربایجان غربی با گازهای «سیانید» و «خردل» پنج تن شهید و ۱۰۰ تن مصدوم شدند. در روز ۲۸ اردیبهشت‌ماه نیز بر اثر بمباران روستای «نی»(حومه مریوان) با ۱۲ بمب‌ خردل و ۱۱ بمب «سیانید»، ۱۲ تن شهید و ۱۵۰ تن مصدوم شدند.

۳- نمایندگی ایران در سازمان ملل در ۱۲روز خردادماه سال ۱۳۶۷، نامه مدیر جامعه معلولان ایران به دبیرکل سازمان ملل را برای وی ارسال کرد. در این نامه ضمن اشاره به استفاده مکرر عراق از سلاح‌های شیمیایی، از جمله در بمباران شیمیایی حلبچه که به شهادت و معلولیت هزاران نفر انجامید و انتقال عوارض این سلاح‌ها به نسل‌های آینده و معلولیت بسیاری از انسان‌ها، حکومت عراق محکوم شده است. همچنین مدیر جامعه معلولان در این نامه از دبیر کل و اعضای سازمان ملل خواسته است که استفاده از تسلیحات شیمیایی را محکوم کنند.

۴- نمایندگی ایران در نامه روز ۲۶ خرداد ماه سال ۱۳۶۷ خود به دبیرکل سازمان ملل با یادآوری مفاد قطع‌نامه «۶۱۲» شورای امنیت، ناراضی شدید جمهوری اسلامی ایران را از قصور سازمان ملل در پاسخ به درخواست‌های ایران مبنی براعزام تیم کارشناسان برای تحقیق درباره‌ی استفاده‌ مجدد عراق از سلاح‌هیا شیمیایی- که به شهادت و جراحت بیش از ۵۳۷ نفر انجامید و ناقض بند ۳ قطع‌نامه‌ی «۶۱۲» است – اعلام کرد.

نیکخواه بهرامی یادآور شد: در این نامه اضافه شده است که از نظر جمهوری اسلامی ایران مسامحه‌ی شورای امنیت و دبیرکل به حکومت عراق فرصت می‌دهد به تشدید جنایاتش از طریق استفاده از تسلیحات شیمیایی ادامه دهد. همچنین آمده است که اعضای خاصی از شورای امنیت می‌کوشند از اجرای قطعنامه‌ ۶۱۲ جلوگیری و اصول حقوق بین‌المللی بشردوستانه را به ابزار چانه‌زنی سیاسی مبدل کنند.

در پایان نامه تاکید شده است که تعلل در اعزام تیم کارشناسان نشان‌دهنده‌ جدی نبودن شورای امنیت و وجود نداشتن هم کاری میان ارگان‌های گوناگون سازمان ملل است و به از بین رفتن مدارک و شواهد جدیدترین جنایات عراق می‌انجامد.

۵- نمایندگی ایران در روزهای ۲۶ و ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ با ارسال دو نامه برای دبیرکل اعلام کرد که هواپیماهای عراقی در «ساعت ۸» روز ۲۴ خرداد ۱۳۶۷ با حمله شیمیایی به روستای ایرانی «بوالحسن» در حومه‌ بانه و استفاده از گازهای خردل و بمب‌های حاوی عامل اعصاب‌،سه تن را شهید و ۱۲ تن را مصدوم کردند.

۶- نمایندگی ایران در روز اول تیرماه سال ۱۳۶۷ با ارسال نامه‌ای برای دبیرکل اعلام کرد که حکومت عراق در ۲۸ خرداد با نیروی زمینی‌، نیروی هوایی و استفاده از سلاح‌های شیمیایی و همچنین همکاری گروه تروریستی «مجاهدین خلق‌«، به مهران حمله کرد و در این حمله از هیچ جنایتی پرهیز نکرد.

۷- در پی‌ بی‌اعتنایی سازمان‌های مسئول بین‌المللی به ادامه جنایات عراق‌، وزیر خارجه‌ جمهوری اسلامی ایران در رزو ششم تیرماه همان سال در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل‌، ادامه‌ جنایات عراق علیه غیر نظامیان‌، از جمله اقدام جدید عراق در استفاده وسیع از سلاح‌های شیمیایی در جنوب خوزستان را که به شهادت صدها تن و جراحت شدید ۳۰۰۰ تن انجامید،‌ یادآوری کرد. وی سپس استفاده‌ دائمی عراق از سلاح‌های شیمیایی را ناشی از جدی نبودن سازمان ملل و شورای امنیت در ایجاد یک مکانیسم دائمی برای تحقیق فوری درباره‌ استفاده از عوامل شیمیایی دانست و گفت: این امر به فرسایش و محو آثار شیمیایی می‌انجامد. از همین رو وزیر خارجه‌ی ایران در ادامه خواستار توجه فوری دبیر کل به این نکات شد:

۱- سازمان‌های بین‌المللی با به کارگیری همه‌ امکانات از ادامه‌ استفاده‌ عراق از سلاح‌های ضدانسانی جلوگیری کنند.

۲- قبل از محو آثار جنایات،‌ تیمی از کارشناسان شیمیایی سریع به منطقه اعزام شوند.

۳- مکانیسمی دائمی برای تحقیق فوری درباره‌ی استفاده از سلاح‌های شیمیایی فراهم شود.

وی ضمن بیان این که سکوت و سهل‌انگاری مجامع بین‌المللی موجب شده است که عراق از عوامل شیمیایی به عنوان یک سلاح سازمانی معمول استفاده کند،‌ تاکید کرده است:«حق قانونی ماست که جهت دفاع از خویش‌، اقدامات موثر و لازم را اتخاذ نماییم و کلیه‌ی ابزارهای در دسترس خویش را جهت پایان بخشیدن به کلیه‌ی ددمنشی‌های عراق به کار گیریم.»

این نویسنده با اشاره به نقش آمریکا برای پایان دادن به جنگ تحمیلی افزود: آمریکا در ادامه‌ اجرای استراتژی‌اش برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق – که از اصول آن تشدید فشار بیش‌تر به ایران به ایران و افزایش رنج‌آوری جنگ برای این کشور بود – سرانجام با حمله موشکی به هواپیمای مسافربری ایران در روز ۱۲ تیر ۱۳۶۷ که به سرنگونی هواپیما و کشته شدن همه‌ ۲۹۰سرنشین آن انجامید،‌ آمادگی خود را برای اقدام به هر جنایتی به منظور جلوگیری از پیروزی ایران و شکست عراق اعلام کرد. در پی وقوع این جنایت،‌ وزیر خارجه‌ ایران در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل در ۱۳روز تیرماه سال ۱۳۶۷ از وی‌، سازمان ملل و شورای امنیت خواست تا این قتل عام را محکوم کنند و برای جلوگیری از وقوع بیش‌تر این قبیل ددمنشی‌ها و خون‌ریزی‌ها به سرعت اقداماتی انجام دهند. نمایندگی ایران نیز خواستار تشکیل جلسه‌ اضطراری شورای امنیت برای بررسی این قتل عام شد.

به دنبال حمله‌ موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران‌، بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی این جنایت را محکوم یا از وقوع آن اظهار تاسف کردند. همچنین در پی ‌درخواست ایران‌، شورای امنیت در روز ۲۳ تیر ۱۳۶۷ برای بررسی این موضوع تشکیل جلسه داد و وزیر خارجه‌ جمهوری اسلامی ایران در این جلسه‌، به طور مشروح چگونگی وقوع این حادثه و دلایل عمده بودن آن را بیان کرد.

بعد از وی‌، معاون رئیس جمهور آمریکا ضمن اظهار تاسف از این واقعه‌، برشمردن اهمیت حیاتی خلیج فارس برای آمریکا و اقتصاد جهان و متهم کردن ایران به داشتن رفتار خصمانه در این منطقه،‌ گفت که ایران با نپذیرفتن «قطع‌نامه ۵۹۸»‌، متهم اصلی در ادامه جنگ و قربانی شدن هزاران نفر بر اثر به کارگیری سلاح‌های شیمیایی است.

وی افزود: ایران نمی‌تواند هم‌زمان به سازمانی (شورای امنیت) شکایت کند که هنوز قطع‌نامه‌ آن را نپذیرفته است. معاون رئیس جمهور آمریکا در ادامه‌ سخنان خود حمله‌ موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران را،‌اقدام ناو «وینسنس» در دفاع از خود اعلام کرد. جرج بوش در پایان سخنان خود،‌ باز هم ایران را تهدید کرد:«تا فرا رسیدن آن روزاجرای قطع‌نامه‌ ۵۹۸، هرچه نیاز باشد برای حفظ آزادی دریانوردی در آن منطقه‌ حیاتی جهان انجام خواهیم داد و هر اقدامی که برای حفظ نیروهای‌مان در آن جا لازم باشد به کار خواهیم بست.

نیکخواه بهرامی گفت: ادامه‌ِ جلسه‌ شورای امنیت برای بررسی حمله‌ موشکی به هواپیمای مسافربری ایران طی دو جلسه در روزهای بعد نیز ادامه یافت. در این جلسات‌، اعضای شورای امنیت و نمایندگان چند کشور دیگر با اظهار تاسف از این حادثه نظرهای‌شان را مطرح کردند و در پایان جلسه سوم‌، قطع‌نامه ۶۱۶ تصویب شد که در آن ضمن ابراز نگرانی از تشنج رو به رشد در منطقه‌ خلیج فارس و اظهار تاسف از سقوط هواپیمای غیرنظامی و جان باختن انسان‌های بی‌گناه و هم‌دردی با خانواده‌ی قربانیان،؛ از تصمیم سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری مبنی بر پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران برای تشکیل گروه حقیقت یاب و اعلام هم کاری آمریکا و ایران با این گروه استقبال شده است و از همه‌ اعضای کنوانسیون هواپیمایی کشوری درخواست شده که مقررات سلامت هوانوردی کشوری را رعایت کنند. در بند آخر این قطع‌نامه‌، بر لزوم اجرای قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ به عنوان تنها راه خاتمه‌ی منازعه‌ی ایران و عراق تاکید و از دبیر کل برای اجرای آن اعلام پشتیبانی شده است.

وی توضیح داد: سرانجام قبل از صدور قطع‌نامه «۶۱۶» شورای امنیت‌، مسئولان جمهوری اسلامی که بیش از پیش دریافتند در جهان دادرسی نیست و فشارها روز به روز بیش‌تر خواهد شد و ادامه نبرد برای دستیابی به حقوق پایمال شده‌ جمهوری اسلامی ایران ممکن است به قیمت جان بسیاری دیگر از مردم غیر نظامی تمام شود،‌ در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۶۷ پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ را اعلام کردند. این در حالی بود که روز به روز حملات موشکی و هوایی ارتش عراق به شهرها و مناطق غیر نظامی تشدید و تهدید به حملات شیمیایی می‌شد و حملات شیمیایی به مناطق عملیاتی و شهرها و روستاهای نزدیک مرز افزایش یافته بود؛‌ علاوه بر پشتیبانی نیروهای نظامی غربی در خلیج فارس از عراق‌،همکاری عربستان و کویت با عراق برای تهدید نفتکش‌ها، کشتی‌های تجاری و پایانه‌های نفتی و هواپیماهای ایران آشکارا افزایش یافته بود و آمریکا و دیگر کشورهای غربی به طور علنی با عراق در بمباران و تهدید تاسیسات و مناطق و هر اقدام دیگری علیه ایران همکاری می‌کردند.

این پژوهشگر ادامه داد: اقدامات سازمان ملل در برابر ادامه حملات شیمیایی عراق هم این گونه رقم خورد:

الف) اعزام کارشناسان سازما ملل به ایران و نتایج آن

بعد از گذشت ۴۵ روز از حملات شیمیایی عراق به مناطق غیر نظامی سردشت، بانه و مریوان و روستاهای آذربایجان‌غربی در روزهای ۲۷ و ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۷ و گذشت ۴۴ روز از درخواست ایران برای اعزام هیءت کارشناسی سازمان ملل و تداوم حملات شیمیایی عراق به دیگر مناطق نظامی و غیرنظامی،‌ به ویژه جنوب خوزستان که شرح آن گذشت و نیز درخواست‌های مجدد ایران از سازمان ملل برای اعزام کارشناسان شیمیایی، سرانجام تیم کارشناسی سازمان ملل روز جمعه ۱۰ تیرماه سال ۱۳۶۷ وارد تهران شد و تا ۱۴ تیر به ماموریت خود ادامه داد.

این تیم شامل دو کارشناس و یک مسئول هماهنگی بود.

۱.دکتر «جیمز اریک هولگرن» معاون رییس موسسه تحقیقات دفاعی سوئد در زمینه مسائل هسته‌یی،‌میکروبی و شیمیایی.

۲.دکتر «مانوئل دومینگوئز» سرهنگ نیروی زمینی اسپانیا و پزشک متخصص مصدومیت‌های ناشی از سلاح‌هایی هسته‌یی،‌ میکروبی و شیمیایی.

۳.«ویسنت براستگوی» مدیر بخش امور خلع سلاح دبیرخانه سازمان ملل.

تیم مذکور روز دهم تیرماه بعد از ملاقات با مدیرکل امور سیاسی – بین‌المللی وزارت خارجه ایران، به کرمانشاه عزیمت کرد و در بیمارستان ۲۲ بهمن این شهر مصدومان را معاینه و با آن‌ها مصاحبه کرد. سپس ۱۱ تیر به جنوب رفت و در منطقه پادگان حمید به مشاهده و بررسی آثار سلاح‌های شیمیایی پرداخت و شب به تهران بازگشت.

تیم سازمان ملل روز ۱۲ تیر با آقای «لواسانی» معاون بین‌المللی وزیر خارجه و سپس با اعضای انجمن زنان جمهوری اسلامی ایران ملاقات و شب در مهمانی شام مدیر کل امور سیاسی – بین المللی وزارت خارجه شرکت کرد.

این تیم روز ۱۴ تیر به ژنو بازگشت و در روزهای ۱۵ تا ۱۷ تیر به آماده سازی گزارش خود پرداخت و در ۲۸ تیر (۲۰ ژوئیه) – دو روز پس از موافقت ایران با قطعنامه ۵۹۸ – برای دبیر کل سازمان ملل ارسال کرد.

دبیرکل سازمان ملل پس از بررسی گزارش کارشناسان اعزامی و افزودن یادداشتی بر آن، در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ (۲۱ ژوئیه‌ی ۱۹۸۸) آن را برای شورای امنیت ارسال کرد.

دبیر کل در بخشی از یادداشت خود نوشته است:

دبیرکل نمی‌تواند نگرانی عمیق خود را از یافته‌های این هیأت مبنی بر ادامه کاربرد سلاح‌های شیمیایی علیه نیروهای ایران و مواضع آن‌ها پنهان سازد. وی کاملا با ارزیابی کارشناسان موافق است که این بار نسبت به آنچه قبلا تجربه شده،‌ حتی پیامدهای بسیار ناگوارتری داشته است و بنا به اظهار کارشناسان، این روند در صورت ادامه به تشدید و تکرار کاربرد مداوم سلاح‌های شیمیایی منجر خواهد شد.

دبیر کل افزوده است: «برای دبیرکل جای بسیار نگرانی است که تنها چند هفته پس از آن قطعنامه «۶۱۲» به اتفاق آرا تصویب شد، ‌مجبور است گزارشی را تسلیم شورای امنیت نماید که در آن به صراحت به انجام اقداماتی اشاره شده که ناقض مفاد این قطع‌نامه هستند.»

گزارش بازرسی تیم کارشناسی سازمان ملل به ایران گزارشی طولانی است که از هشت بخش، ۴۶ بند و چند ضمیمه تشکیل شده است.

بخش نتایج این گزارش چنین است:

الف) بر اساس معاینات بالینی که در جمهوری اسلامی ایران انجام شد، می‌توانیم اعلام نماییم که مصدومان تحت تاثیر سلاح‌های شیمیایی قرار گرفته‌اند.

ب) سلاح‌های شیمیایی تهاجمی مورد استفاده در این حملات،‌ ایپریت (گاز خردل) و ماده‌ی بازدارنده‌ی استیل کولین استراسه است.

ج) تحقیقات هیئت در منطقه‌ی (پادگان) حمید در جنوب غربی اهواز و تجزیه و تحلیل شیمیایی نمونه‌های خاک و قطعات سلاح موجود در این منطقه نشان می‌دهد که از سلاح‌های شیمیایی علیه مواضع ایرانیان استفاده شده است. عامل شیمیایی مورد استفاده گاز خردل (ایپریت) بوده است.

د) از بررسی قطعات سلاح می‌توان نتیجه گرفت که بمب‌ها مشابه بمب‌هایی است که در سال ۱۹۸۴،‌ ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ استفاده شده و مجددا علیه نیروهای ایران در خاک ایران به کارگیری شده که نشان دهنده‌ی کاربرد مکرر آن از سوی نیروهای عراقی است.

ه) با توجه به محدودیت وقت و منابع این امکان وجود نداشت که میزان کاربرد عامل‌های جنگ افزارهای شیمیایی را به دقت مشخص نماییم، ولی بر اساس یافته‌های این هیئت و با استفاده از نتایج هیئت‌های قبلی می‌توان اعلام کرد که کاربرد این قبیل سلاح‌ها تشدید شده و به طور مکرر از آنها استفاده شده است.

گفتنی است که در این گزارش چند بار تاکید شده که برای دست یابی به نتایج دقیق تر،‌ بازرسی سریع مناطق مورد حمله‌ی شیمیایی و معاینه فوری مصدومان شیمیایی ضروری است. همچنین به ضرورت تجدید نظر در تجهیزات موجود تیم‌های بازرسی سازمان ملل اشاره شده است.

در بند ۸ از بخش سوم این گزارش آمده است:

در طی بازدید ما از منطقه جنگی در محل حمله‌ی مورد ادعا با سلاح‌های شیمیایی، مقامات نظامی محلی تجهیزات حفاظتی مناسبی در اختیار ما قرار دادند. دمای هوا بین ۴۸ تا ۵۰ درجه سلسیوس بود که عوامل شیمیایی در چنین دمایی به سرعت تبخیر و تجزیه می‌شوند. این موضوع ماموریت ما را بسیار مشکل ساخت که به همین دلیل بر اهمیت تحقیقات در کوتاه ترین زمان ممکن پس از حملات مورد ادعا تاکید می‌گردد.

ب) اعزام کارشناسان سازمان ملل به عراق و نتایج آن:

نمایندگی عراق در سازمان ملل در ۱۴ تیر ۱۳۶۷ (۵ جولای ۱۹۸۸) در نامه‌ای به دبیرکل ادعا کرد که نیروهای ایران در حملات روزهای ۱۰ تیرماه و ۳۰ خردادماه سال۱۳۶۷ از سلاح‌های شیمیایی استفاده کردند که بر اثر آن تعدادی از سربازان دچار جراحت سختی شده‌اند. در این نامه همچنین ادعا شده است که در بخشی از جبهه‌ای که نیروهای ایران وادار به عقب‌نشینی شده‌اند، سلاح‌های شیمیایی کشف شده است.

نماینده عراق در نامه‌ روز ۱۴ تیر ماه خود به دبیر کل، درخواست کرد که هیأتی برای کشف حقایق اعزام شود.

در پی این درخواست به دستور دبیرکل سازمان ملل همان هیأتی که به ایران اعزام شده بود، تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۶۷، یعنی فقط پنج روز پس از درخواست عراق، وارد بغداد شد و با حضور در بیمارستان نظامی سلیمانیه، مصدومان را معاینه و با آن‌ها مصاحبه کرد. همچنین مهماتی را که ادعا شده بود حاوی عامل شیمیایی است، بررسی کرد. این هیأت ۲۰ تیر نیز از اردوگاه نظامی الطریق و سلاح‌هایی که ادعا می‌شد در شلمچه به غنیمت گرفته شده، بازدید کرد و در بیمارستان نظامی «الرشید بغداد»، به معاینه مصدومان و مصاحبه با آن‌ها پرداخت.

هیأت کارشناسی گزارش خود را در روز دوم مردادماه سال (۲۴ جولای) برای دبیرکل سازمان ملل ارسال کرد. دبیر کل نیز با افزودن یادداشتی در ابتدای این گزارش، آن را در تاریخ سوم مرداد ۱۳۶۷ (۲۵ جولای ۱۹۸۸) برای شورای امنیت ارسال کرد.

در یادداشت دبیر کل بر گزارش هیأت اعزامی، هیچگونه اتهامی به ایران وارد نشده است و دبیر کل ضمن گزارش چگونگی اجرای این بازرسی و تاکید بر ضرورت اجرای کامل قطعنامه ۵۹۸ به عنوان راه نهایی پایان جنگ و همچنین اشاره به قطعنامه ۶۱۲ و تاکید بر رعایت «پروتکل ۱۹۲۵» «ژنو» و لزوم یافتن راه‌های جدیدی برای جلوگیری از کاربرد سلاح‌های کشتار جمعی، تاسف خود را چنین اعلام کرده است:

«دبیرکل تاسف عمیق خود را از نتایج هیأت مبنی بر افزایش رو به رشد استفاده از انواع مختلف سلاح‌ها همراه با عامل‌های شیمیایی خطرناک در مناقشه میان ایران و عراق ابراز می‌نماید.»

گزارش کارشناسان اعزامی به عراق در هشت بخش، ۳۲ بند و چند ضمیمه تهیه شده است.

بخش نتایج گزارش کارشناسان اعزامی سازمان ملل به عراق چنین است:

الف) بر اساس معاینات بالینی در مورد ۹ سرباز عراقی، می‌توانیم به طور قطعی اعلام نماییم که مصدومیت‌های آن‌ها بر اثر گاز ایپریت (گاز خردل) بوده است.

ب) در بررسی قطعات خمپاره‌ها که پس از ادعای (عراق) در مورد حمله‌ی ایران در سلیمانیه یافت شد، تایید گردید که این قطعات حاوی ایپریت (گاز خردل) هستند.

ج)‌دستگاه CAM (نمایشگر عوامل شیمیایی) علائم مثبتی به وجود عامل تاول‌زا در صندوقچه‌هایی که خمپاره‌ها در آن قرار داشتند نشان داد. گفته شد این صندوقچه‌ی خمپاره‌ها از نیروهای ایرانی در شلمچه در شرق بصره به غنیمت گرفته شده و حفظ گردیده است. ولی با تجزیه نمونه‌های مایع از یکی از این‌ها نمی‌توان وجود هیچ عامل جنگ افزار شیمیایی را تایید کرد.

د) در بررسی مهماتی که ادعا شد از نیروهای ایرانی به غنیمت گرفته شده تایید شد که آن‌ها خمپاره‌های «۸۱میلی متری» بوده و به صورتی طراحی شده‌اند که می‌توان‌ آن‌ها را با ماده جامد یا مایع حاوی عامل‌های جنگ افزارهای شیمیایی پر نمود. همچنین باید خاطرنشان ساخت که خمپاره‌های ۸۱ میلیمتری را می‌توان با خمپاره‌اندازهای ۸۲ میلیمتری نیز شلیک کرد.

ه) طبق تحقیقات فعلی، به نظر می‌رسد تعداد مصدومان و میزان جراحات آن‌ها نسبت به تحقیقات قبلی از میزان کم تری برخوردار است.

نیکخواه بهرامی یادآور شد: در بررسی اقدامات مذکور،‌مهمترین نکته، بی‌توجهی دبیرکل سازمان ملل و شورای امنیت به درخواست‌های ایران و اعزام کارشناسان سازمان ملل ۴۴ روز بعد از اولین درخواست است. در واقع،‌این تاخیر طولانی به نوعی اعتراض کارشناسان اعزامی را برانگیخت و آنان با تاکید بر این که آثار عوامل شیمیایی در مناطق هدف،‌ به ویژه در دمای زیاد، ‌به سرعت از بین می‌رود،‌ خواستار اتخاذ تدبیری برای بررسی سریع آثار شیمیایی پس از هر حمله شدند. این خواسته در طول شش سال جنگ شیمیایی عراق علیه ایران و حتی تا زمان صدور قطعنامه ۶۲۰ (۴ شهریور ۱۳۶۷) هرگز تحقق نیافت.

از سوی دیگر، درخواست عراقی‌ها برای اعزام کارشناسان سازمان ملل،‌فقط پنج روز بعد از درخواست آنان عملی شد که احتمالا این فاصله پنج روزه به دلیل اشتغال کارشناسان به تهیه‌ی گزارش تحقیقات‌شان در ایران بوده است.

نکته مهم دیگر این که در گزارش هیأت اعزامی به ایران تایید شده که «سلاح‌های شیمیایی علیه نیروهای ایران و مواضع آنان به کار گرفته است.» و دبیرکل نیز در یادداشت خود این موضوع را تایید کرده است. در حالی که ادعای عراقی‌ها چنان مشکوک و تردیدآمیز بوده که کارشناسان اعزامی به عراق،‌ فقط تایید کرده‌اند که «۹ سرباز معاینه شده، بر اثر گاز خردل مصدوم شده‌اند.» و اشاره صریحی به این که علیه نیروهای عراقی یا مواضع آنان سلاح شیمیایی به کار رفته، نشده است. همین امر نشان می‌دهد که حتی کارشناسان احتمال داده‌اند که مصدومیت این سربازان ناشی از حملات شیمیایی عراق به مواضع ایران بوده که بر اثر وزش باد به سمت مواضع خودشان موجب این مصدومیت شده است یا بر اثر بمباران مخازن شیمیایی عراق به وسیله هواپیماهای ایران و نشت گازهای مخرب بوده است.

وی گفت: با گذشت فقط پنج روز از زمانی که ایران پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را اعلام کرد و تنها دو روز پس از این که دبیر کل سازمان ملل گزارش کارشناسان سلاح‌های شیمیایی اعزامی به ایران را به شورای امنیت تحویل داد، حملات شدید شیمیایی عراق به مناطق غیر نظامی ایران، هم زمان با تجاوز نیروهای ارتش عراق به مرزها و پیش روی در خاک ایران،‌ دوباره آغاز شد. از این رو، وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران و نمایندگی ایران در سازمان ملل در اعتراض به این تهاجمات شیمیایی نامه‌هایی برای دبیر کل ارسال کردند:

۱-نمایندگی ایران در ۳۱ تیرماه سال ۱۳۶۷ در نامه‌ای به دبیر کل اعلام کرد که در ساعت هشت صبح امروز،‌نیروهای عراقی روستاهای حومه باختران را بمباران شیمیایی کردند که بر اثر آن ۸۰ غیرنظامی شهید و ۶۰۰ تن مجروح شدند. اکثر قربانیان این حمله، زن و کودک هستند.

در ساعت ۱۰:۳۰ همین روز نیز روستای «بابایادگار» (از بخش گیلان غرب) هدف حملات شیمیایی قرار گرفت. در پایان این نامه از جامعه بین‌المللی به ویژه شورای امنیت خواسته شده است با انجام دادن اقدامات فوری و موثر،‌ مانع نقض اصول بین‌المللی و اخلال‌گری حکومت عراق در تلاش‌های دبیر کل شوند.

۲. نمایندگی ایران در ۳۱ تیر در نامه دیگری از شورای امنیت درخواست کرد که استفاده مجدد و گسترده عراق از تسلیحات شیمیایی را با توجه به قطعنامه‌ ۶۱۲ محکوم کند و اقدامات فوری ولازم را برای اجرای مفاد این قطعنامه انجام دهد.

۳. وزیر خارجه ایران در یکم مرداد ۱۳۶۷ در نامه‌ای به دبیرکل ضمن بیان این که حکومت عراق بی‌درنگ پس از موافقت ایران با قطعنامه ۵۹۸، اقدامات تجاوزکارانه خود را با به کارگیری گسترده تسلیحات شیمیایی از سر گرفت و بخش‌هایی از خاک ایران را اشغال کرد،‌ ادعاهای صلح‌طلبی عراق را فریبکارانه توصیف کرد و بی اعتنایی به مفاد قطعنامه و نقض آن را نشانه آشکار جنگ‌افروزی حکومت عراق خواند. دکتر ولایتی در پایان از دبیرکل و شورای امنیت خواست اقداماتی فوری در جهت جلوگیری از اشغال مجدد بخش‌هایی از خاک ایران انجام دهند. وی تاکید کرد ندادن پاسخ به موقع روند صلح را به مخاطره می‌اندازد.

در پی بازرسی کارشناسان سازمان ملل و ارسال گزارش آنان در روز ۲۸ مرداد به شورای امنیت،‌سرانجام چهارم شهریور ۱۳۶۷، متن پیشنویس قطعنامه‌ای را که آلمان، ایتالیا،ژاپن، انگلیس و ایرلند شمالی تهیه کرده بودند در شورای امنیت رای گیری و «قطعنامه‌ ۶۲۰ » به اتفاق آراء تصویب شد.

متن کامل قطعنامه ۶۲۰ شورای امنیت سازمان ملل چنین است:

مصوبه شورای امنیت در جلسه ۲۸۲۵ خود مورخ ۲۶ آگوست ۱۹۸۸ (۴ شهریور ۱۳۶۷):

شورای امنیت، با یادآوری قطعنامه ۶۱۲ (۱۹۸۸) خود، با بررسی گزارش‌های ۲۰ و ۲۵ جولای و ۱۹ آگوست ۱۹۸۸ هیئت‌های اعزامی دبیر کل جهت بررسی ادعاهای استفاده از سلاح‌های شیمیایی در مناقشه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق،‌با ابراز تاسف عمیق از نتایج تحقیقات هیأت‌ها مبنی بر اینکه استفاده از سلاح‌های شیمیایی در مناقشه‌ ایران و عراق تداوم یافته و چنین استفاده‌ای علیه ایرانیان شدت و تکرار بیشتری پیدا کرده است، با ابراز نگرانی عمیق از خطر استفاده‌ احتمالی از سلاح‌های شیمیایی در آینده‌، با در نظر گرفتن مذاکرات جاری در کنفرانس خلع سلاح راجع به ممنوعیت کامل و موثر توسعه،‌تولید و انبار کردن سلاح‌های شیمیایی و نیز نابودی آن ها، با عزم راسخ جهت شدت بخشیدن به تلاش‌های خود برای پایان دادن به هرگونه استفاده از سلاح‌های شیمیایی در حال حاضر و در آینده که در مغایرت با تعهدات بین‌المللی است:

۱.استفاده از سلاح‌های شیمیایی در مناقشه ایران و عراق را که مغایر با تعهدات مطابق با پروتکل ممنوعیت استفاده از گازهای خفه کننده،‌سمی و دیگر گازها و مواد میکروبی در جنگ مصوب ۱۷ ژوئن ۱۹۲۵ و قطعنامه‌ی ۶۱۲ شورای امنیت است،‌شدیدا محکوم می‌نماید.

۲.دبیرکل را تشویق می‌نماید که در پاسخ به ادعاهای ارائه شده به وی از سوی هر دولت عضو مبنی بر استفاده از سلاح‌های شیمیایی و میکروبی یا سمی و نقض احتمالی پروتکل ۱۹۲۵ ژنو و دیگر قوانین مربوط در حقوق بین المللی عمومی سریعا تحقیقاتی به عمل آورد تا شواهد را بررسی و نتایج را گزارش نماید.

۳.از تمامی دولت‌ها می‌خواهد که نظارت شدیدی بر صادرات محصولات شیمیایی که می‌تواند جهت تولید سلاح‌های شیمیایی به کار گرفته شود، اعمال نمایند. به ویژه کشورهای درگیر در زمانی که استفاده آن‌ها از سلاح‌های شیمیایی با تعهدات بین‌المللی مورد تایید مغایرت داشته و یا شواهد متقنی دال بر ای امر در دست باشد.

۴.تصمیم می‌گیرد با توجه به تحقیقات دبیرکل، در صورت تکرار هرگونه استفاده از سلاح‌های شیمیایی در آینده و مغایرت آن با تحقوق بین‌المللی از سوی هر کس و در هر زمان که باشد، مسئله را سریعا مورد بررسی قرار داده و مطابق با منشور ملل متحد اقدامات مناسب و موثری را اتخاذ نماید.

انتهای پیام

نسخه قانونی «متری شیش و نیم» به شبکه نمایش خانگی رسید

به گزارش ایسنا، «متری شیش و نیم» که نماینده سینمای ایران در هفتاد و ششمین جشنواره ونیز است با فروش بیش از ۲۷ میلیارد تومان جزو پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران است

پیمان معادی، پریناز ایزدیار، فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده بازیگران «متری شیش و نیم» هستند.

فیلم سینمایی «متری شیش و نیم» توسط موسسه هنر اول و نماوا در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.

به  گزارش ایسنا، مدتی قبل، نسخه قاچاق فیلم سینمایی «متری شیش و نیم» که درواقع نسخه بازبینی این اثر بود، در فضای مجازی یا به صورت CDهای غیر مجاز در سطح کشور پخش شد.

سعید روستایی کارگردان این اثر با انتشار پیامی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نسبت به این اتفاق واکنش نشان داد.
او در بخشی صحبت‌های خود آورده بود:
«نسخه‌ بازبینی ارشاد» چطور به دست شبکه‌های ماهواره‌ای رسیده؟ رسم امانت چه شد؟ دلخور از این نیستم که در این تنگنای اقتصادی، کسانی بی‌مزد و منت به تماشای فیلم بنشینند و اوقات خود را خوش کنند. دلخوری این‌جاست که بی‌رسمی ممیزان و خیانت در امانت عادی شود.
به آنها که نسخه‌ غیرقانونی فیلم را دیده یا خواهند دید می‌گویم سرتان سلامت و به آنها که محصول خون‌دل خورده‌ ما را روانه‌ بازار کرده‌اند عرض می‌کنم روی‌تان سیاه، راه و رسم‌تان مرده و بی‌رهرو باد.»

انتهای پیام

به نام طلسم در سراسر آسیا شناخته می‌شود

به گزارش ایسنا، سنگ «کهربا» از طریق فرایند فسیل سازی رزین درخت تشکیل می‌شود. این سنگ در واقع صمغ درختان سوزنی از گونه کاج در جنگل‌هایی است که بعدها زیر آب رفته و پس از حداقل ۵۰ میلیون سال سخت شده و در حال حاضر به عنوان «کهربا» شناخته می‌شود.

کهربا به دلیل جنس نرم و چسبناکی که دارد اغلب حاوی ترکیبات گیاهی و حیوانی مانند پشه و سایر حشرات است؛ عمر بیشتر کهرباهای جهان چیزی بین ۳۰ تا ۹۰ سال است و تصویری از جهان پیش از تاریخ را برای ما به تصویر می‌کشد.

کلمه کهربا از واژه فارسی میانه «عنبر» گرفته شده است و در طول قرن چهاردهم از واژه کهربا به جای عنبر برای اشاره به سنگ جواهری استفاده شد چرا که در ابتدا از این واژه برای توصیف ماده‌ای سخت و مومی که در روده نهنگ عنبر قرار داشت، استفاده می‌شد.

کهربا و عنبر به این دلیل که هر دو در ساحل یافت می‌شوند اغلب با یک‌دیگر اشتباه گرفته می‌شوند؛ عنبر به علت تراکم کم بر روی آب شیرین شناور می‌شود و سنگ کهربا فقط بر روی آب شور شناور می‌ماند.

یونانیان در گذشته سنگ «کهربا» را سنگ برق نیز می‌نامید چرا که در این سنگ به واسطه سایش با پارچه و … الکتریسیته ثابت ایجاد شده و خاصیت مغناطیسی پیدا می‌کند، هم‌چنین در برخی از افسانه‌ها این سنگ به «اشک وال‌ها» و «طلای دریاها» نیز یاد شده است.

کهربا به رنگ‌های زرد، نارنجی، قهوه‌ای و سفید یافت می‌شود که رنگ زرد طلایی این سنگ از رزین سخت درختان کاج همیشه سبز تولید می‌شود.

منبع اصلی سنگ «کهربا» در روسیه قرار دارد، البته این سنگ در منطقه بالتیک نیز یافت می‌شود که کهربای طلایی آن شهرت بالایی دارد؛ هم‌چنین ذخایر این سنگ در کشورهای ایتالیا، رومانی، برمه، چین، کانادا، جمهوری دومینیکن، ژاپن و آمریکا نیز وجود دارد.

ساختار سنگ کهربا بر خلاف بیشتر سنگ‌ها که ساختاری کریستالی دارند، غیرمتبلور و بی‌نظم است و از شایع‌ترین گونه‌های کهربا می‌توان به کهربای بالتیک، کهربای استخوانی و کهربای دومینیکن اشاره کرد.

برخی معتقدند که سنگ «کهربا» سنگ قدرتمندی است و برای شفادهی جسم از آن استفاده می‌شود، برای درمان آسم، مشکلات تنفسی و درمان بیماری‌های پوستی موثر است و در تسکین اعصاب و حفاظت نقش دارد.

عده‌ای نیز بر این باورند که این سنگ به دردهای ناحیه گلو، چشم، گوش و زکام کمک می‌کند، عملکرد کبد و تیروئید را کنترل کرده و به درمان التهاب‌های ناحیه زانوف ساق پا و ماهیچه‌های بدن کمک می‌کند.

هم‌چنین گفته شده است این سنگ بر روی چاکرای سوم و دوم تاثیر دارد و همراه داشتن آن باعث تقویت حافظه و دفع انرژی‌های منفی دارنده آن می‌شود.

منبع:

www.healing-crystals-for-you.com

www.thespruce.com

انتهای پیام

محله‌ای که دیوار خانه‌هایش تماما رنگی است

به گزارش ایسنا، محله «بوکاپ» یکی از قدمی‌ترین مناطق مسکونی شهر کیپ تاون، آفریقای جنوبی است که دامنه‌های تپه سیگنال واقع شده و خانه‌های رنگی این محله باعث شهرت آن در بین گردشگران شده است.

گفته شده است که ساکنین این محله رنگارنگ، نوادگان برده‌هایی هستند که در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی توسط هلندی‌ها از کشورهای مالزی، اندونزی، سریلانکا، هند و چند کشور آفریقایی به این منطقه آورده شدند و به گروه «مالایا» شهرت داشتند.

بریتانیا در سال ۱۷۹۵ «کیپ تاون» را از هلند پس گرفت و همین مسئله باعث شد تغییرات زیادی در این منطقه به وجود آید؛ تغییرات به وجود آمده در این منطقه شامل آزادی مذاهب، لغو تجارت بردگان و پایان دادن به مسئله برده‌داری بود. پس از پایان یافتن مسئله برده‌داری، برده‌هایی که دیگر از قید بردگی رها شده بودند در این محله  اجتماعی تشکیل دادند.

در این سال‌ها ازدواج‌هایی بین مردمان جنوب شرق آسیا، برده‌های هند، ماداگاسکار و بومیان آفریقایی صورت گرفته است که بانوان بومی این محله برای ازدواج با مردان مسلمان به دین اسلام روی آورده‌اند و اسلام دین غالب این محله شده است و ساکنین آن خود را «مسلمانان کیپ» می‌نامند.

فلسفه خانه‌های رنگی محله «بوکاپ» در آفریقای جنوبی به این ترتیب است که در ابتدا خانه‌های این محله فقط به رنگ سفید نقاشی می‌شدند اما پس از آن‌که برده‌داری در کیپ‌تاون ممنوع شد به افراد حاضر در محل اجازه خرید خانه و تملک زمین داده شد و از آن پس اهالی بوکاپ تصمیم‌ گرفتند به مناسب آزادی که در اختیار آن‌ها قرار گرفته خانه‌هایشان را به رنگ‌های شاد نقاشی کنند.

یکی دیگر از جذابیت‌های بوکاپ به غیر از خانه‌های رنگارنگش مسجدی است که در این منطقه ساخته شده است. مسجد اول (Auwal Mosque) عنوان قدیمی‌ترین مسجد کشور آفریقای جنوبی را به دوش می‌کشد که در سال ۱۷۹۴ ساخته شده است و مسلمانان از سال ۱۸۰۴ اجازه ورود به آن را پیدا  کردند.

از دیگر جذابیت‌های این منطقه برای گردشگران قدیمی‌ترین خانه این محله است که به موزه بوکاپ تبدیل شده است؛ وسایل در این خانه قدیمی که به موزه تبدیل شده است به گونه‌ای چیده شده که شکل زندگی ثروتمندان محله مالایی در قرن ۱۹ را به نمایش می‌گذارد و هم‌چنین تاثیرات سنت‌های اسلامی بر روی فرهنگ و هنر «کیپ‌تاون» را نمایش می‌دهد. 

چند ملیتی بودن ساکنین این منطقه در غذا، رقص و موسیقی بوکاپ کاملا مشهود بوده، به عنوان مثال غذای مرم بوکاپ ترکیبی از سبک‌های خاورمیانه، هلند و جنوب شرقی آسیا است و مردم از میوه و ادویه‌جات به مقدار زیاد در غذاهای خود استفاده می‌کنند.

خانه‌ها و مساجد محله «بوکاپ» به شکل رنگین‌کمانی رنگ شده‌اند و تمام همسایه‌ها باهم در استفاده از رنگ‌ها اتفاق نظر داشته‌اند تا مشکلی پیش نیاید؛ قدم زدن در خیابان‌های یک طرفه و سنگ‌فرش شده بوکاپ با رنگ‌های رنگین‌کمانی خود یکی از رویایی‌ترین حالات در سفر است که هر گردشگری دوست دارد آن را تجربه کند.

منبع:

www.capetown.trave

theculturetrip.com

www.atlasobscura.com

انتهای پیام

چرا عکس‌های «فیلیپ» را پخش کردیم؟

تجربه گردشگرانی که سفرهای طولانی دارند مبین این است که وقوع چنین حوادثی نه تنها دور از انتظار نیست، ‌ بلکه در همه کشورها حتی توسعه یافته امکان وقوع آن وجود دارد. این بحث به معنی عادی جلوه دادن حادثه رخ داده و منکر ضرورت برخورد سریع، قانونی و ضابطه‌مند با مجرمان و خاطیان آن حادثه نیست اما موجی که عکس‌ها و اخبار گردشگر مضروب آلمانی در فضای مجازی و برخی رسانه‌های خارجی راه‌ انداخت این پرسش را مطرح کرد که واکنش درست در شرایطی که رسانه‌های خارجی به انتشار اخبار منفی از وضعیت امنیتی ایران روی آورده‌اند چیست؛ برخوردی که آب به آسیب سیاه‌نمایی علیه ایران نریزد و گردشگران دیگر را نترساند؟

گزارش‌های جهانی نشان می‌دهد امنیت در ایران مساله‌ای نگران‌کننده‌ای برای گردشگران جهانی نیست. موسسه افکارسنجی گالوپ در سال ۲۰۱۹ نقشه‌ای را از ۱۴۲ کشور برای «سفرهای تنهایی» منتشر کرد که نشان می‌دهد امنیت ایران در سطح آمریکا و استرالیا است و در رسته کشورهای نا امن قرار ندارد.

نقشه «خطر سفر» در سال ۲۰۱۹ نیز که بر اساس سه شاخص جرم‌ و جنایت، بلایای طبیعی و بهداشت و سلامت امنیت کشورها را رتبه‌بندی می‌کند و از سوی مؤسسه انگلیسی «Control Risks» منتشر شده نیز به وضوح مشخص می‌کند که خطر سفر به ایران در سال ۲۰۱۹ «پایین» است؛ هم‌ردیف با انگلیس، سوئد، اسپانیا، فرانسه، آمریکا، کانادا و ژاپن.

با این حال قضاوت‌هایی که همراه با اخبار و عکس‌های گردشگر مضروب آلمانی از سوی افکار عمومی داخل ایران در فضای مجازی منتشر شد، امنیت کشورمان را به چالشی‌ترین موضوع گردشگری در یک ماه اخیر تبدیل کرد.

محمدحسین ایمانی خوشخو ـ عضو انجمن علمی گردشگری ایران و استاد دانشگاه ـ درباره واکنش‌هایی درستی که باید به ماجراهای مشابه «فیلیپ»، گردشگر دوچرخه‌سوار آلمانی نشان می‌دهیم با ایسنا گفت‌وگو کرد و گفت: این اتفاق در همه کشورها و برای همه مسافران قابل پیش‌بینی است، مشابه آن هم بارها رخ داده و حتی شدیدتر هم بوده است و نمی‌توان گفت که نباید اتفاق بیافتد. مهم این است بعد از آن چه کار کنیم.

وی ادامه داد: اگر قصد داریم گردشگرپذیر شویم و گردشگران بیشتری به ایران سفر کنند باید تمهیداتی را فراهم کنیم که دیگر چنین اتفاقاتی رخ ندهد، اگر هم تکرار شد مسؤول پیگیری و رسیدگی به موضوع، متولی گردشگری در کشور باشد و هیچ دستگاه دیگری خودمختار و انحصاری به مساله آن وارد نشود. البته عکس‌العمل‌های انتظامی و قضایی هم باید سریع باشد و اجازه ندهد این اتفاق موج بردارد.

این استاد دانشگاه گفت: کار مهمی که کشورهای دیگر در شرایط مشابه گردشگر دوچرخه‌سوار آلمانی انجام می‌دهند این است که گردشگر را در شعاع ایمنی قرار می‌دهند و سعی می‌کنند به او تفهیم کنند اشتباه رخ داده و نظر او را جلب کنند، ضمن این‌که با عاملان هم برخورد شدید می‌کنند. طبق قوانین کشورهای گردشگرپذیر، ‌ هر خدشه و یا آسیبی که به گردشگر وارد شود به مراتب مجازات سنگین‌تری دارد.

وی اضافه کرد: در کشورهایی که گردشگر، اقتصاد و ارزش قلمداد می‌شود سعی می‌کنند نهایت رضایت گردشگر آسیب‌دیده را جلب کنند. ممکن است برخی کشورها غرامت بپردازند و یا مدت زمان اقامت گردشگر را تمدید کنند و یا در هزینه اقامت او کمک کنند. به هر حال اجازه نمی‌دهند موضوع ریشه‌دار شود. به موازارت هم اقدامت تنبیهی برای مجرمان درنظر می‌گیرند.

او تاکید کرد: تعامل مثبت با گردشگری که آسیب دیده، کاری است که دستگاه متولی به شدت و سرعت باید انجام دهد.

ایمانی‌خوشخو گفت: وقتی این اقدامات را انجام ندهیم مثل مورد گردشگر دوچرخه‌سوار آلمانی با آشفتگی مواجه می‌شویم که هر شخصی؛ چه افکار عمومی و چه افراد مسؤول از منظر خود ابراز عقیده و قضاوت و حکم صادر می‌کنند و آن ماجرا هم استخوان لای زخم باقی خواهد ماند. در اینطور مواقع کشورهای رقیب از سوژه حداکثر استفاده را می‌برند.

عضو انجمن علمی گردشگری ایران اما درباره خبر و عکس‌هایی که از چهره گردشگر مضروب در فضای مجازی به انگیزه همدردی منتشر شد  اما اثر سوءتبلیغی برای گردشگری ایران داشت، اظهار کرد: جلوی انتشار اطلاعات را در فضای مجازی نمی‌توان گرفت اما باید در فضای مجازی فعال بود. متاسفانه این کار را نکرده‌ایم و فکر می‌کنیم فضای مجازی برای گروه‌های آزاد و غیردولتی است، درصورتی‌که به همان نسبت که گروه‌های آزاد و مردمی از این فضا استفاده می‌کنند، دستگاه‌های مسؤول دولتی و متولیان گردشگری هم باید از این فضا استفاده کنند. چون این کار را انجام نمی‌دهیم، در نتیجه میدان را برای دیگران باز می‌گذاریم. طبیعتا مدیریت این شرایط سخت خواهد بود.

او پیشنهاد کرد: در موارد مشابه بهتر است تشکل‌هایی که برای توسعه گردشگری کشور هدف‌گذاری کرده‌اند با ارتباط تنگاتنگ با دستگاه‌های مسؤول وارد عمل شوند و دست‌کم اجازه ندهند فضای مجازی یکطرفه باشد و به کلیت گردشگری کشور لطمه بزند.

ایمانی‌خوشخو به موضوع برخورد با گردشگرانی که خارج از قانون، رفتار می‌کنند نیز پرداخت و گفت: مواقعی وجود دارد که گردشگر منشاء ناهنجاری و بی‌قانونی می‌شود و حتی موضع محلی‌ها و بومی‌ها را برمی‌انگیزد. در چنین مواقعی مراجع انتظامی باید هماهنگ با دستگاه متولی و نماینده سیاسی آن گردشگر در کشور وارد عمل شود تا کمترین تبعات را داشته باشد.

وی اضافه کرد: طبق قانون هر کشوری، برخورد با تخلفات رفتاری گردشگران معمولا مسیر قانونی و حقوقی خود را بدون سر و صدا دنبال می‌کند، ‌ چرا که برخورد نادرست به تبلیغ منفی علیه آن کشور منجر می‌شود.

ایمانی‌خوشخو اظهار کرد: در مواردی که گردشگر تخلف قانونی داشته اگر مجاری اصلی را از دست بدهیم و بدون منطق در فضای مجازی اظهارنظر داشته باشیم، باید منتظر تبعات منفی که علیه کشورمان ایجاد می‌شود باشیم. ممکن است در چنین مواقعی برای دفاع از حقوق گردشگران خارجی و از سر دلسوزی کارهایی انجام دهیم اما بدانیم باید با هر پدیده‌ای برخورد منطقی و درست داشته باشیم، بدون این‌که به ماجرا شعاع رسانه‌ای بدهیم.

انتهای پیام

ویدئو / هفت سازه باستانی شگفت‌انگیز

آثاری تاریخی

سازه‌های باستانی با قدمت چندین قرن، تنها محدود به اهرام ثلاثۀ مصر و دیوار چین نمی‌شوند. در سایر نقاط دنیا هم مکان‌های شگفت‌انگیز تاریخی با قدمتی طولانی وجود دارد که مهارت بالای سازندگان آن‌ها بدون داشتن حتی یک درصد از تکنولوژی‌های جهانِ امروز را نشان می‌دهد. در این ویدئو به معرفی چند اثر باستانی باشکوه در نقاط مختلف دنیا می‌پردازیم.

مترجم: محمدرضا قاسمی / تدوینگر: امید ابراهیمی

معرفی برگزیدگان جشن سینمای مستند

به گزارش ایسنا، در این مراسم که شامگاه پنج شنبه ۳۱ مرداد ماه در سالن همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران به دبیری محمد صوفی و با اجرای منصور ضابطیان برگزار شد، برگزیدگان بخش های مختلف این جشن معرفی شدند.‌

به این ترتیب تندیس و دیپلم افتخار بهترین صدابرداری به حسن شبانکاره برای فیلم «خانه ای برای تو» اهدا شد.

جایزه بهترین صداگذاری هم به امیرحسین قاسمی برای فیلم «روزی که رفت» تعلق گرفت.

در بخش بهترین کارگردانی مستند کوتاه‌ جایزه برای روایت شاعرانه یک موضوع چالشی به مینا مشهدی مهدی برای فیلم «آنجا که باد می وزد» رسید.‌

جایزه بهترین فیلم کوتاه مستند نیز به عنوان جایزه بهترین تهیه کننده به محمدرضا جهان پناه برای فیلم «پنهان» اهدا شد.

 در بخش بهترین موسیقی دیپلم افتخار به صبا ندایی برای فیلم «روزی که رفت» اهدا شد و جایزه اصلی هم به حبیب خزایی فر برای فیلم «مهمانی خداحافظی» تعلق گرفت.

جایزه بهترین تدوین به اسماعیل منصف برای فیلم زمان اهدا شد.

در بخش بهترین کارگردانی فیلم نیمه بلند مستند کامران حیدری برای فیلم «واکس چه» دیپلم افتخار گرفت و برنده تندیس هم لقمان خالدی برای ساخت فیلم «مهمانی خداحافظی» معرفی شد.

در بخش بهترین فیلمبرداری دیپلم افتخار برای فیلم «چشم‌ها و دست‌ها» به‌ محمد رسولی تعلق گرفت و تندیس جشن هم ‌به محمد حدادی برای فیلم «خانه ای برای تو» اهدا شد.

جایزه بهترین تهیه کنندگی فیلم نیمه بلند به مهدی نورمحمدی و صدیقه خدایی برای فیلم «آواز جغد کوچک» تعلق گرفت.

‌جایزه بهترین پژوهش مستند سال نیز دو جایزه داشت که دیپلم افتخار به باقر نظامی برای فیلم «در گرداب انقراض» اهدا شد و تندیس جشن هم به مهرداد زاهدیان برای فیلم «زمستان است» تعلق گرفت.‌

جایزه ویژه هیئت داوران نیز با حضور مرتضی رزاق کریمی و محمد تهامی نژاد به دلیل خلاقیت در روایت یک موضوع چالشی به هادی معصوم دوست برای فیلم «روزی که رفت» اهدا شد.

برای بهترین کارگردانی فیلم بلند مستند نیز دو جایزه اهدا شد که دیپلم افتخار به زینب تبریزی برای فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالیست» تعلق گرفت و تندیس جشن هم به مهرداد زاهدیان برای «فیلم زمستان است» اهدا شد.

جایزه بهترین تهیه کنندگی فیلم بلند مستند را هم بابک بهداد با یک دیپلم افتخار برای فیلم «بهارستان خانه ملت» گرفت و تندیس جشن هم با حضور رامین حیدری فاروقی و منوچهر شاهسواری به مهدی شاه محمدی برای فیلم «خانه ای برای تو» اهدا شد.

منوچهر شاهسواری (مدیر عامل خانه سینما)، همایون اسعدیان (رییس هیات مدیره خانه سینما)، رامین حیدری فاروقی، حسین ترابی، محمدرضا وطن دوست، آزاده موسوی، کورش عطایی، اسماعیل میرفخرایی، آزاده بیزارگیتی، معین کریم الدینی، مهناز افضلی، سام‌ کلانتری، محمد حمیدی مقدم (مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی) و بروجردی (مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی) از جمله حاضران در این ‌مراسم بودند.

انتهای پیام