اینجا رادیو اربعین … + تصاویر

به گزارش ایسنا، جنب و جوش خاصی در استودیوی رادیو اربعین  حکمفرماست،  همه درتلاشند تا با انعکاس عواطف خالصانه و همدلی های عاشقانه زائران کربلا، همنوایی امت اسلامی با کاروان حسینی را برای شنوندگانی که دلشان در مسیر کربلاست، فراهم کنند.

استودیوی رادیو اربعین در این روزها، مهمان های متفاوتی را به خود دیده است؛ از پسر سردار شهید اسلام مهدی همت، شهید همدانی، امیر سرتیپ دوم محمدرضا فولادی رییس سازمان حفظ آثار نشر و ارزش های دفاع مقدس ارتش، خانواده و فرزندان شهدای مدافع حرم، عکاسان دفاع مقدس و اربعین گرفته تا مداحان اهل بیت(ع).

همه می خواهند از ارزش ها بگویند، خاطرات راهپیمایی کربلا را یادآوری کنند و با خواندن دعا و مرثیه فضایی را فراهم کنند تا از راه دور به نشان ادب و ارادت، سلامی به مولا تقدیم شود.

«به تو از دور سلام»

نام مهدی ساعی ـ تهیه کننده باسابقه رادیو ـ برای شنوندگان این رسانه گرم، غریب نیست.
ساعی با دعوت از مجریانی چون کاظم احمد زاده که سالیان سال مجری برنامه های دهه اربعین در کربلای معلی بوده است، همچنین محمدرضا حسینیان قصد دارد تا شور و شوق اربعین را همان ابتدای صبح از ساعت هفت، برای شنوندگانی که نمی توانند جسمشان را به کربلا برسانند به وجود آورده و از طریق این برنامه ها دل هایشان را روانه کربلا کنند.
گفتگو با خانواده شهدای مدافع حرم و هنرمندانی که سال های گذشته زائر کربلا بودند همچون فریبا نادری و رضا صادقی که نوحه و مرثیه هایی برای امام حسین (ع)  داشته است، مداحان مطرح و خادمان اهل بیت علیه السلام همچون حاج مرتضی طاهری از بخش های این برنامه است.

تاکید بر پخش عزاداری‌های فاخر

عبدالله اعلایی ـ تهیه کننده رادیو ـ می گوید: در برنامه «منظومه نور» که با  هدف کلی  بیان درس های فردی و اجتماعی قیام امام حسین(ع) هر روز ساعت ۱۱ صبح  شنیده می شود، حجت الاسلام والمسلمین حمید وحیدی کارشناس، درباره درس هایی از قیام عاشورا و نقش عشق و محبت در قیام حسینی صحبت می کند. نگاه  به جلوه های عشق حسینی در ادبیات آیینی و پخش مراثی و عزاداری های فاخر از شهرهای مختلف از دیگر بخش های برنامه است.

در کنار شور حسینی به شعور حسینی می‌پردازیم

رضا خضرایی ـ گوینده برنامه «منظومه نور» رادیو اربعین ـ با خواندن دوبیتی «آن روز که از گلوی تو خون می ریخت/ خون از رگ آفتاب، گلگون می ریخت
این خون خدا بود که از رگ رگ تو/با جوشش سرخ عشق بیرون می ریخت» می گوید: امسال توفیق دارم در یکی از برنامه های رادیو اربعین با نام «منظومه نور» در خدمت سوگواران حسینی باشیم.
او ادامه می دهد: امسال انجام نشدن پیاده روی اربعین  حال و هوای خاصی به رادیو اربعین بخشیده است؛ یعنی ما سعی می کنیم برای همه شنوندگان عزیز و ارجمندمان حال و هوایی را ایجاد کنیم که از همین دور دل هایشان را به بین الحرمین به صحن و سرای  مطهر و حرم نورانی آقا عبدالله الحسین (ع) و حضرت عباس (ع) بفرستند. ان شاء الله که بتوانیم در این راه موفق باشیم. همان طور که می دانید سال های قبل همکاران ما در گروه های مختلف در برنامه راهپیمایی اربعین حضور داشتند و ما با ارتباطی که با این عزیزان می گرفتیم، بیشتر در جریان حال و هوای زائران عزیز و ارجمند آقا عبدالله الحسین (ع) قرار می گرفتیم و آن ها حال زائران و عاشقان امام حسین(ع) را برای ما توصیف می کردند.

خضرایی صحبتهایش را اینگونه ادامه می دهد: امسال بیشتر سعی می کنیم در کنار شور حسینی به شعور حسینی بپردازیم. یعنی ببینیم آنچه در راهپیمایی سال های قبل به دست می آوردیم امسال می توانیم در جمع خانوادگی خودمان به دست بیاوریم با خواندن زیارت اربعین با عزاداری برای آقا امام حسین (ع) و دعاها و زیارت های دیگری که حال و هوای ما را و دل ما را پیوند می زند به صحن و سرای آقا عبدالله امام حسین (ع).

امسال از راه دور دل هایمان را روانه بین الحرمین می کنیم و امیدواریم که مرثیه سرایی ها، نوحه ها و گفتگوهایی که ما از رادیو اربعین تقدیم شنوندگان عزیز و ارجمند می کنیم، مورد پسندشان قرار بگیرد تا امسال را با رادیو اربعین، اربعین ویژه ای داشته باشند، زیارت ویژه ای داشته باشند. با امام حسین (ع) گفتگو کنند، درددل کنند. هر روز هم ما در برنامه هایمان سوالی را مطرح می کنیم و دوستان عزیز از طریق تلفن و سامانه پیامکی پاسخگوی ما می شوند .
به طور مثال پرسیدیم که به نظر شما انسان چطور آدمی باید باشد؟ چه خصوصیاتی آن فرد داشته باشد که از نظر شما حسینی باشد. یعنی معنای حسینی بودن در واقع چیست؟
امیدوارم شما عزیزانی که امسال با رادیو اربعین همراه بودید، حاصل تلاش همکاران ما مورد توجه شما قرار گرفته باشد.

او جمله هایش را با این دو بیت به پایان می رساند: در محفل عاشقان فرزانه و مرد /می گشت صبوی کربلا دست به دست
ناگاه ز خیل ناکسان دستی پست / هفتادو دو پیمانه به یک سنگ شکست

اینجا رادیو اربعین ساعت ۲۰ شب

مجید امجدی فرد به همراه سیامک احمدی پور از تهیه کنندگان برنامه شامگاهی «در آرزوی وصال» هستند. او می گوید: چون آغاز به کار رادیو اربعین مصادف شده بود با هفته دفاع مقدس از فرماندهان جنگ و کسانی که در حوزه نشر ارزش های دفاع مقدس و اربعین فعالیت می کنند، دعوت به عمل آورده که ضمن حضور در برنامه در خصوص انتقال ارش ها به جامعه صحبت کنند.
دعوت از مداحان قدیمی و جوان ترها همچنین کسانی که چندین سال موکب در عراق داشتند، از دیگر بخش های این برنامه است.
او تصریح می کند: مهمترین هدف این برنامه بیان خاطرات راهپیمایی عظیم اربعین حسینی و موضوع همدلی و کمک  مومنانه است که مقام معظم رهبری بر روی آن تاکید دارند.

امجدی فرد خاطرنشان می کند: چون امسال اولین سالی است که مردم نمی توانند در راهپیمایی عظیم حسینی شرکت کنند، سعی کردیم شور و حال اربعین حسینی را برای برپایی حسینیه خانگی به وجود بیاوریم. همچنین با هماهنگی با دفتر دمشق آقای سید مهدی تحویل دار و کربلا تلفن های مردمی و صدای آن ها را که «لبیک یا حسین»، «لبیک یا زینب» و «لبیک یا ابالفضل» را می گویند در سوریه و کربلا پخش کنیم؛ تا جایی که اگر نتوانستند در آن مکان های شریف باشند اما صدایشان پخش شود و حاجت روا باشند.

او ادامه می دهد: هر شب زیارت امام حسین (ع) توسط مداحانی از هیات رزمندگان اسلام و شب های جمعه دعای کمیل  به طور زنده از شبکه رادیویی اربعین و جوان پخش شده است.

استودیوی رادیو اربعین یک حسینیه است

جواد تشکری ـ گوینده شبکه رادیویی اربعین ـ می گوید: توفیقی است که از اولین روز افتتاح شبکه رادیویی اربعین یعنی حدود پنج سال پیش تا الان در همه روزهای فعالیت رادیو اربعین بوده ام. سعادتی بوده است که زیر بیرق باصفای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در محضر جمع عاشقان حضرت حسین بن علی (ع) بوده ام.
او با اشاره به حال و هوای رادیو اربعین، ادامه می دهد: حال و هوای رادیو اربعین، حال و هوای بسیار خاص و ویژه ای است که همه همکاران خوب من که در سال های گذشته و همه روزهایی که روزهای ماه صفر بوده و اینجا در استودیوی رادیو اربعین حاضر شدند این را درک کردند که استودیوی رادیو اربعین یک حسینیه و یک موکب رسانه ای  است. صدای عشق و دلدادگی است. و رادیو اربعین همه سال هایی که گذشت و همه روزهایی که پشت سر گذاشته ایم یک حسینیه بوده است به وسعت همه ایران زمین. شنوندگان رادیو اربعین حال خیلی خوبی دارند، پیامک ها و تماس هایشان این را به ما می گوید و هر کدامشان از اقصی نقاط کشور که با ما همراه هستند به شکلی هم هیاتی ما هستند و این توفیق خدمت است.

امسال در رادیو اربعین خبر هم داریم

حامد فاتحی مدیر رادیو اربعین می گوید: علاوه بر برنامه های زنده ای که در کنار برنامه سازان خلاق و حرفه ای رادیو اربعین بودیم، برنامه های تولیدی دیگری نیز در جدول پخش رادیو اربعین خودنمایی می کند.
در ساختار مسابقه، علاوه بر پویش تولیدات مردمی با عنوان هر خانه یک حسینیه، امسال رادیو اربعین برنامه «ماه به روایت آه» را با موضوع مشاعره حسینی در بخش های متنوع میان نوجوانان  و جوانان برگزار کرده که با تهیه کنندگی مهدی ساعی و اجرای داوود حیدری به روی آنتن می رود.
در ساختار نمایشی  برنامه «به روایت تعزیه» با حال و هوای عزاداری سنتی در قالب تعزیه به تهیه کنندگی ساجد قدوسیان به روی آنتن می رود.

فاتحی با اشاره به اینکه در رادیو اربعین امسال، خبر هم داریم، ادامه می دهد: خبر ویژه رادیو اربعین هم امسال در چهار نوبت ۱۵ دقیقه ای در جدول پخش قرار گرفته که هم به صورت صوتی و هم به شکل تصویری به صورت زنده از استودیوی رادیو اربعین با سردبیری خانم اولادی و اجرای خانم ها خلیلی و نصراللهی پخش می شود و آخرین اخبار و اطلاعیه های مربوط به اربعین را به سمع و نظر دلدادگان حسینی می رساند.

مدیر رادیو اربعین با معرفی دیگر برنامه های این شبکه اظهار کرد: «شاهراه عشق» عنوان مجله ای تحلیلی سیاسی است که با همکاری گروه سیاسی رادیو با محوریت استکبار ستیزی و مقابله با ایران هراسی، نهضت جهانی اربعین، اربعین مانور جهانی ظهور، شهدای جبهه مقاومت و جهانی شدن تمدن نوین اسلامی در گام دوم انقلاب با  مدیریت احمد الهی قلی، تهیه کنندگی مریم هدیه لو و احمد یوسفی، و اجرای زهرا تقی ملا به روی آنتن می رود.
«عصر حسینی» مجله عصرگاهی رادیو اربعین است که به وسیله فرهاد دهنوی و گویندگی فاطمه عباسی و حسین شریفی با محوریت همدلی و مواسات مومنانه ، محبان سیدالشهداء ،تربیت فردی، اجتماعی و خانوادگی در مکتب حسینی به روی آنتن می رود و با ایجاد فضایی خلاقانه سعی در انعکاس حس خالصانه و دلدادگان حسینی با توجه به محرومیت از پیاده روی امسال دارد. زنان مقاومت، پیام آوران عاشورا و پرداختن به ابعاد شخصیتی شهدای مقاومت به خصوص سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس از دیگر محورهای این برنامه است. ضمن اینکه «عصر حسینی» روزهای پنج شنبه، جمعه ها با تهیه کنندگی محمد خسروجردی و گویندگی حسن سلطانی پخش می شود.

او تصریح می کند: در ساختارها ی نوین و در قالب voxpop مهدیه پهلوانی برنامه «سلام آقا» را تقدیم شنوندگان می کند و در ساختار مستند برنامه  «یک جهان ارادت» که سمیه رنجکش گزارشگر و مستندساز رادیو آن را تولید می کند، پخش می شود.

روایت «یک جهان ارادت» ابراز ارادت خالصانه ی افراد مختلف از سراسر جهان است که به عشق امام حسین(ع)  با زبان، نژاد ، قوم های مختلف به زیارت اربعین مشرف شده اند. دیگر مستندی که به روی آنتن رادیو اربعین می رود. مستند «از تبار حبیب» است که ساخته حسین معصومی است و رشادت های شهدای جبهه مقاومت را روایت می کند. برنامه گفتار محور «زیارت کلمات »که با همکاری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تولید و پخش می شود ، به نقش قیام امام حسین(ع) و تداوم آن در اربعین  در حوزه فرهنگ، ادب و هنر می پردازد.
از جنبه های خلاقانه ای که امسال در رادیو اربعین بهره گرفته شده، پخش تصویری ۲۴ ساعته از سایت رادیو اربعین، اپلیکیشین ایرانصدا، سایت هیات  آنلاین و اپلیکیشین تکیه و همچنین حضور موثر در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و رادیو نماست.

به گفته وی «پویش مردمی «هر خانه یک حسینیه» با همکاری کمیته فرهنگی ستاد مرکزی اربعین کشور، که از ابتدای محرم آغاز شده و با رویکرد دریافت و انعکاس تولیدات مردمی (ugc)در قالب های برنامه سازی کوتاه رادیویی، نغمات، مرثیه، مداحی، دکلمه کودکان، عکس و طرح گرافیکی برای رادیو نما، نماهنگ و ویدیوی کوتاه، فتو کلیپ، پست و استوری اینستاگرامی، شعر، داستانک و دلنوشته ، سعی در بالا بردن سهم مخاطبان تولید برای آنتن رادیو ، فضای مجازی و رادیو نمای اربعین داشته است.

فاتحی تصریح می کند: رادیو اربعین سعی کرده فضای مناسبی برای انعکاس حال و هوای هموطنان عزیزمان باشد که در اربعین امسال حضور ندارند و تلاش می کند فلسفه اربعین و فرهنگ و معارف اربعینی را تبیین کند.

او ادامه داد: یکی دیگر از پویش های دیگر که در رادیو اربعین با همکاری کمیته فرهنگی ستاد مرکزی اربعین راه اندازی کرده ایم پویش «اربعین و هدیه قرآنی» بود که مورد استقبال ویژه مخاطبین قرار گرفت.

استودیوی شماره دو رادیو اربعین در حرم امام رضا (ع)

رادیو اربعین در روزهای آخر ماه صفر از حرم هشتمین امام خوبی ها  «صدای عشق » پخش می کند.

حامد فاتحی مدیر رادیو اربعین با اشاره به این موضوع ادامه می دهد: با توجه به مناسبت روزهای پایانی ماه صفر و به خاطر محدودیت بیماری کرونا که باعث شده توفیق زیارت امام خوبی ها از بسیاری از هموطنان سلب شود، سعی می کنیم همچون ایام اربعین حسینی، از طریق امواج رادیو اربعین فضایی را به وجود بیاوریم  که شعار «هر خانه یک حسینیه» محقق شود.

این مدیر رادیو تصریح می کند: برنامه «صدای عشق» رادیو اربعین به تهیه کنندگی حسین معصومی و اجرای عبیری از ۲۲ مهر تا ۲۶ مهر ساعت ۲۰ تا ۲۱ و در روز های ۲۴ و ۲۵ و ۲۶ مهر هم ساعت ۱۴ تا ۱۷ با حضور مداحان اهل بیت(ع) و سخنرانان برجسته کشور در روزهای پایانی ماه صفر تقدیم شنوندگان می شود.
گفتگو با سوژه های ناب و نیز زائران و خادمان آن حضرت از دیگر بخش های پیش بینی شده در این برنامه است.

فاتحی در پایان از همت و تلاش خالصانه، جهادی و شبانه روزی همه کارکنان و مدیران بخش های مختلف رادیو اربعین قدردانی کرد و دلیل اصلی توفیق این شبکه رادیویی را حضور این جمع همدل دانست.

انتهای پیام

شیوه گزینش ورودی‌های رشته موسیقی نیازمند بازنگری است

ربکا آشوقیان مدیر گروه آهنگ‌سازی و نوازندگی موسیقی جهانی دانشگاه هنر در گفت وگو با ایسنا، ضمن بیان این مطلب، در رابطه با شرایط رشته موسیقی در دانشگاه هنر و نسبت رعایت‌ استانداردهای آموزشی در این حوزه با استانداردهای جهانی گفت: شرایط آموزش رشته موسیقی در دانشگاه هنر در قیاس استاندارهای جهانی تا حد بسیار زیادی می‌تواند قابل قبول محسوب شود. چون ما همواره پیشرفت روزانه و سالیانه‌ای را در این زمینه شاهد هستیم.

وی ادامه داد: در این میان استاندارد پذیرش دانشجو می تواند به عنوان یک نقطه ضعف تلقی شود؛ چرا که در وهله اول از طریق سنجش در کنکور، اطلاعات سنجی را مد نظر قرار می‌دهیم و آن مهارت‌سنجی و توانایی اصلی در واقع کار عملی و کار هنری در اولویت دوم قرار می‌گیرد. از این رو سطح استاندارد برای دانشجوی تازه وارد تحت تاثیر قرار می گیرد. چرا که ممکن است دانشجویان از قوه علمی و هنری یکسانی برخوردار نباشند. از طرفی دیگر ممکن است برای استانداردهای آموزشی در مقیاس جهانی محدودیت‌هایی وجود داشته باشد، و این خودش می تواند شرایط آموزشی راتحت شعاع قرار بدهد و نمی‌شود از بنیه علمی  و هنری در واقع ارائه شده از سوی کادر آموزشی بهره‌مندی صد در صدی را داشت و یا اهداف مشترک در سطح بالایی را منظور کرد، پس به ناچار باید به میانگین‌هایی در بعضی شرایط بسنده کرد.

این مدرس دانشگاه در خصوص به روز بودن سرفصل‌های رشته موسیقی تاکید کرد: در این زمینه اگر عناوین و محتوای دروس پایه اصلی  و تخصصی هر یک از گرایشات را مد نظر داریم، سرفصل ها تا حد قابل توجه منطبق برنمونه های  استاندارد در سایر برنامه‌های آموزش مراکز آکادمیک موسیقی است و مصداق آن واقعا می تواند ریز نمرات و کسب امتیازات مثبتی باشد که دانشجویان دانشکده پس از فارغ التحصیلی جهت ادامه تحصیل و اخذ بورسیه و پذیرش برای مراکز دیگر در واقع ارسال کردند و میزان قابل توجهی از آنها قابل تطبیق است.

وی ادامه داد: البته که افراد شایسته و نام برده که اغلب در ارزیابی‌های جهانی که به صورت تعیین سطح برگزار می‌شود و همانطور که در امتحانات عملی و ورودی موفق شدند بنیه و پتانسیل معادل همان عناوین ارائه شده را نشان ‌دهند و همین امر باعث پذیرش و بورس های قابل توجه و سطح بالای آنان شده است.

مدیر گروه نوازندگی موسیقی جهانی دانشگاه هنر خاطرنشان کرد: در ارتباط با باز نگری سرفصل های دروس دانشگاه هنر نیز برنامه‌ای از دو سال پیش شروع شد و به نیمه رسیده و در واقع با دقت و تعمق زیادی برای تک تک واحدها در گروه‌ها در دو مقطع صورت گرفته، البته هنوز به مرحله عمل در نیامده است و پس از تایید نهایی، احتمالا از آغاز سال تحصیلی جدید و در صورتی که آموزش کل دانشگاه صلاح بداند، مورد بهره برداری قرار می‌گیرد . همچنین در زمینه برنامه‌های بازنگری شده گروه‌های آهنگ سازی و موسیقی جهانی که بنده بیشتر در جریانش هستم، نیز تغییراتی را داشتیم و اهدافی را برای ایجاد همین تغییرات به صورت جدی دنبال کردیم.

آشوقیان با اشاره به میزان تطابق برنامه‌های علمی و آموزشی رشته موسیقی دانشگاه هنر با نیازهای جامعه گفت: اولا باید بگویم که نیازهای جامعه در این حوزه قطعا می‌تواند با محدویت‌هایی در قیاس با کار آکادمیک مواجه باشد و همانطور که شناخت از مقوله موسیقی آکادمیک می‌تواند بنیه فرهنگی خودش را از مسائل تاریخی و هویتی بگیرد. حفظ کردن آن و اهمیت دادن به تداوم آن بسیار حائز اهمیت است و راهکار اصولی آن یقینا در حوزه آموزشی پیشنهاد می‌شود و باید این جریان استمرار داشته باشد تا این ارتباط و تطابق هر چه بیشتر رخ دهد.

وی ادامه داد: از طرفی شناخت این مقوله به عنوان انسان معاصر و جامعه معاصرتر که ما در حال حاضر در آن زیست می‌کنیم را رقم می‌زند. زمینه شناخت موسیقی جدی آکادمیک و اصول آن باید بیش از این فراهم شود که بازم هم این تطابق به معنای مثبت و خاص آن در این صورت به وجود می‌آید.

مدیر گروه نوازندگی موسیقی جهانی دانشگاه هنر در خصوص تامین آینده شغلی فارغ‌التحصیلان اظهار کرد: در رابطه با تامین آینده شغلی در طراحی واحدها در بازنگری شرح دروس نگاه‌هایی شده و از طرفی هم اینطور نگرشی بوده که واحد های اختیاری طراحی بشوند که بتوانند اشتغال‌زایی را هر چه بیشتر ممکن کنند و بازتاب آن از محیط دانشگاهی گرفته تا در محیط‌های شغلی آینده دنبال شود. البته بخش کارآفرینی از هر گروه، دانشجویان منتخبی را به مراکزی که حاصل کار آنها به عنوان آهنگساز و نوازنده حرفه‌ای معرفی می‌کند تا در چارچوب امکاناتی که خودشان پیشنهاد می‌کنند، بتوانند پذیرای کار دانشجویان و حتی فارغ التحصیلان دانشگاه باشند.

وی با اشاره به ضرورت نگاه حمایتی نهادهایی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما خاطرنشان کرد: از لحاظ تخصیص بودجه در جهت رفع نیازهای محیط آکادمیک از جمله در اختیار گذاشتن بودجه‌های تجهیزاتی جهت به دست آوردن ابزار، سازها و حتی مجهز کردن محیط‌های آموزشی از لحاظ فنی و تخصصی که در واقع بتواند پاسخگوی نیازهای دانشجویان موسیقی باشد،نگاه حمایتی نهاد های متولی می تواند با برقراری تفاهم‌نامه‌های بیشتر و پیشرفته با محیط آکادمیک باز، زمینه ارائه فعالیت‌های هنری را ممکن‌تر کند.

به گفته وی، برای یک دانشجوی هنرمند به این معنا که فضاهای خاص با شرایط متناسب در اختیار محیط آکادمیک و دانشجویان تخصصی این رشته قرار گیرد و در نتیجه آن چیزی که زایده و پرورش جهان‌بینی و استعدادهای موسیقی در محیط آکادمیک است، در نهایت منجر به سوق دادن دانشجویان و حتی دانش آموختگان  به سمت مجامع رسمی و عمومی موسیقایی کشور شود.

این استاد دانشگاه در خصوص امکان ورود و تحصیل دانشجویان خارجی در رشته موسیقی اظهار کرد: در مورد ورود تحصیل دانشجویان خارجی برای رشته موسیقی به معنای فراگیر نمی‌تواند ارزیابی واقعی وجود داشته باشند. هر چند که به میزان محدودی تاکنون پذیرش داشته‌ایم ولی این موضوع مستلزم گسترش ارتباطات سیستماتیک با محیط های آکادمیک خارجی است و در آن صورت تبادل دانشجو و تبادل کادر متخصص می تواند اولین قدم‌ها در زمینه شناسایی متقابل محیط ها را فراهم کند و پیرو آن پذیرش دانشجویان حاصل بشود.

مدیر گروه نوازندگی موسیقی جهانی دانشگاه هنر با اشاره به مهم‌ترین مشکلات رشته موسیقی در این دانشگاه گفت: از جمله مشکلات می توان به “شیوه گزینش”  اشاره کرد که امید است در طی سال‌های آینده این اتفاق در دانشکده موسیقی رخ دهد و گروه‌های مختلف با کادر تخصصی خود اعضای هیات علمی، به فراخور ظرفیت که از دانشجویان با گرایش های مختلف می توانند داشته باشند، اقدام به انتخاب از میان متقاضیان کنکور در مرحله اول کنند. در نهایت افرادی که قریحه خاص و پتانسیل مشخصی را در جهت پاسخگویی به نیازمندی آن رشته دارند و البته که مهارت قابل قبولی را جهت نیازمندی در ورود به رشته مورد نظر در دسترس دارند، جذب آن محیط شوند تا با شکوفایی علمی و هنری خود باعث ارتقاء سطح محیطی و مهارت ورزی در این رشته شوند. اما سایر مواردی مانند دورافتادگی جغرافیایی دانشکده موسیقی از پایتخت، امروز مشکلاتی را جهت ارتباط با سایر مراکز فعال و تخصصی موسیقایی از جمله هنرستان‌ها، تالار وحدت، تالار رودکی و سایر موارد ایجاد کرده  است.

وی ادامه داد: به هر نحو این دور افتادگی ارتباط بین این مراکز را کمرنگ می‌کند. همچنین ضرورت افراد متخصص درتمام محیط‌های نام برده و محیط‌های مشابه احساس می‌شود. و البته بحث تجهیزات و امکانات در دانشگاه هنر است که باید شرایط محیطی و شرایط آموزش تخصصی‌ فراهم شود. به این معنا که کادر تخصصی از لحاظ کمیتی و کیفیتی، نیاز به رشد قابل توجهی دارد. تعداد اعضای هیات علمی در تناسب با تعداد دانشجویانی در دانشکده مشغول تدریس هستند، کافی نیست و بنابراین حضور تعداد بیشتر این افراد متخصص و کار آزموده برای پیشبرد سطح آموزش موثر عمل می‌کند. هر کدام از این دیدگاه‌ها در واقع امکانات سطح عالی و تخصصی خودشان را به محیط تزریق می‌کنند و یقینا آموزش می‌تواند موثرتر و بهتر اتفاق افتد.

آشوقیان در پایان با اشاره به میزان پتانسیل اقتصادی رشته موسیقی خاطرنشان کرد: سیاست‌گذاری کلان در سطح کشور و فرهنگ‌سازی برای شناخت اصالت و هویت هنر و بزرگان در این زمینه نقش دارد. در واقع موسیقی علم و هنری است که به نبوغ انسان‌ها و کمال شخصی آنها وابسته است. از این جهت بی نهایت می تواند کمیت و کیفیت ایجاد کند.  اینطور پدیده ای چطور نمی تواند در زمینه اقتصاد تاثیرات مفید خودش را وارد کند و از طرفی مورد استفاده کاربردی و موثر واقع شود؟ درنهایت فکر می کنم در این زمینه باید بازنگری در پذیرش موسیقی، از بحث آموزشی گرفته تا بخش تولید و بخش اجرا صورت بگیرد. تا این چرخه بصورت سلامت دور خودش را طی کند و در نهایت مقصد و مرجع خودش را برای ارائه و اشاعه آنچه خلق می‌شود، داشته باشد.

انتهای پیام

رهبر مهمان یا ثابت؛ مساله فقط این نیست!

به گزارش ایسنا، انتقادها و اظهارنظرها درباره وضعیت ارکستر سمفونیک تهران و اعلام خبر فعالیت این ارکستر زیر نظر یک شورای تخصصی، پرسش‌هایی از این دست را ایجاد می‌کند که آیا چنین اتفاقی می‌تواند نویدبخش بهبود عملکرد ارکستر سمفونیک تهران باشد که از مدتی قبل با حاشیه‌ها دست و پنجه نرم می‌کند؟ آیا تشکیل این شورا تضمینی برای افزایش دستمزد نوازندگان به عنوان یکی از مشکلات مطرح‌شده خواهد بود؟ و اینکه آیا این شورا می‌تواند در انتخاب و جذب رهبرهای باسابقه و کارکشته داخلی و خارجی برای هدایت ارکستر نقش مثبتی داشته باشد؟

این گزارش در ادامه نگاهی دارد به برخی مسائل و مشکلاتی که به اعتقاد برخی از رهبرهای ارکستر و موسیقیدان‌ها، ارکستر سمفونیک تهران این روزها با آنها دست و پنجه نرم می‌کند و برای حل آنها نیاز به سرمایه‌گذاری اساسی و برنامه‌ریزی طولانی‌مدت و دقیق توسط متخصصان است؛ مشکلاتی همچون در اختیار نداشتن ساز خوب، نداشتن درآمد کافی برای نوازندگان، نبود رهبر دائمی باتجربه، نداشتن برنامه‌ریزی کاری دقیق، انگیزه نداشتن نوازندگان و … .

ارکستر سمفونیکی که ماه‌ها بدون رهبر بود

یکی از مشکلات اساسی ارکستر سمفونیک تهران، کاهش تمایل رهبرهای باتجربه برای هدایت آن است. آخرین رهبر دائمی این ارکستر هم سال گذشته به همکاری خود با آن پایان داد و این امر مشکل دیگری به مسائل این ارکستر اضافه کرد. با این حال هنوز مدت زیادی از این اتفاق نگذشته بود که ویروس کرونا در کشور شیوع پیدا کرد و امکان اجرای زنده از ارکستر و حتی تمرین گروهی از آن گرفته شد.

اگر بخواهیم به جریان استعفای شهرداد روحانی که عملکرد خود او نیز با انتقادهایی همراه بود، نگاهی داشته باشیم، باید به سوم بهمن سال ۹۸ بپردازیم. در شامگاه سوم بهمن سال گذشته قرار بود ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی با اجرای آثاری از راخمانینف و آثاری از بتهوون به روی صحنه برود. ولی بنیاد رودکی چند روز پیش از این اجرا با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با توجه به مشکلات پزشکی و به درخواست شهرداد روحانی (رهبر دائم وقت ارکستر سمفونیک تهران)، تازه‌ترین کنسرت این ارکستر به رهبری منوچهر صهبایی اجرا می‌شود.»

ولی ماجرا به همین جا ختم نشد و اجرای آن شب به رهبری صهبایی با تنش‌های زیادی روبه‌رو بود تا جایی که اجرای ارکستر از اواسط برنامه بدون رهبر ادامه یافت. از همان زمان بود که زمزمه‌هایی مبنی بر کناره‌گیری یا خداحافظی شهرداد روحانی از ارکستر سمفونیک تهران در رسانه‌ها منتشر شد.

در نهایت هم پنجم خرداد امسال بود که شهرداد روحانی با انتشار پستی در اینستاگرام خود از پایان همکاری با ارکستر سمفونیک تهران خبر داد. در این مدت هم با توجه به پیگیری‌های خبرنگار ایسنا، مهدی افضلی (مدیر عامل بنیاد رودکی) از توضیح درباره برنامه‌هایی که برای آینده این ارکستر دارد و یا باید داشته باشد، سر باز زده است.

رهبرهای مهمان یا ثابت؛ مساله این نیست!

به رغم اعتقاد برخی هنرمندان و رهبران ارکستر باسابقه مبنی بر لزوم همکاری با رهبر ثابت در کنار بهره‌گیری از تجربیات رهبرهای مهمان درجه یک در ارکستر سمفونیک، این شورا در نخستین تصمیم‌گیری‌ها اعلام کرده است: «با بررسی جوانب مختلف شرایط فعلی شورا به این نتیجه رسیده‌ایم که برای هدایت ارکستر سمفونیک تهران از رهبران مهمان استفاده کرده و بر این مبنا برنامه‌ریزی لازم در حال انجام است.»

اما آنچه بیش از حضور رهبر ثابت یا مهمان، ارکستر سمفونیک تهران را دچار چالش می کند، اختصاص مبالغ لازم برای بهره‌گیری از رهبران موسیقی درجه یک است.

لوریس چکناواریان ـ رهبر ارکستر و آهنگساز ـ از جمله هنرمندانی است که به طور کلی با هدایت ارکستر سمفونیک تهران توسط رهبرهای مهمان مخالف است و درباره این اتفاق گفته است: «با اداره ارکستر سمفونیک تهران با رهبرهای مهمان مخالف هستم، کما اینکه در دنیا چنین چیزی وجود ندارد. اینکه در ایران می‌گویند که می‌خواهند ارکستر سمفونیک تهران را با رهبرهای مهمان اداره کنند، حرف درستی نیست و امیدوارم که اینگونه عمل نکنند؛ چون بودجه ندارند که بخواهند رهبر مهمان حرفه‌ای دعوت کنند و اگر بخواهند دعوت کنند برای هر کنسرت حداقل باید پنج تا ۱۰ هزار یورو پرداخت کنند. پس رهبرهای درجه سه را دعوت می‌کنند که تجربه رهبری ندارند، موسیقی را با شنیدن اثر حفظ می‌کنند و دستانشان را مانند پلیس راهنمایی و رانندگی تکان می‌دهند.»

نصیر حیدریان ـ رهبر ارکستر و استاد دانشگاه ـ پیش‌تر درباره هدایت ارکستر سمفونیک تهران با حضور رهبرهای مهمان به ایسنا توضیح داده بود: «بهتر است در حال حاضر از رهبرهای مهمان خوب ایرانی و رهبرهای باتجربه خارجی استفاده کرد. اکثر رهبرهای ایرانی در ارکستر حضور داشته‌اند، باید دید اگر کارشان خوب بوده دوباره از آنها دعوت شود. البته زمانی که تصمیم می‌گیریم با رهبرهای مهمان ارکستر را جلو ببریم، نباید بین برنامه‌ها وقفه ایجاد شود و مثلا اگر من دو هفته به ایران بیایم، رهبر بعدی باید بلافاصله بعد از کنسرت من در تهران حاضر باشد.»

اما علی رهبری ـ آهنگساز و رهبر ارکستر ـ معتقد است که برای ارتقای سطح کیفی ارکستر سمفونیک تهران، باید از حضور رهبرهای باتجربه‌ای که در ارکسترهای مختلف کار کرده‌اند و رپرتوار دارند، بهره برد و در کنار آن از رهبرهای دیگر به عنوان رهبر مهمان هم استفاده کرد. زمانی که یک رهبر رپرتوار دارد، یعنی قطعات زیادی را می‌شناسد و به معنای دیگر مدیر ارکستر است. زمانی که از یک مدیر ارکستر برای یک رهبری استفاده می‌کنید، برای یک قطعه هفته‌ها کار نمی‌کند، در عوض سه روز تمرین می‌گذارد و بعد ارکستر را به روی صحنه می‌برد. حال اگر رهبر رپرتوار نداشته باشد ناچار است مدام از وضع بد ارکستر بگوید و تمرینات را زیاد کند تا خودش به قطعات مورد نظر تسلط پیدا کند. ارکستر باید هر هفته اجرا داشته باشد.

درآمد پایین نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران

پس از انتخاب رهبر مناسب برای ارکستر سمفونیک تهران، یکی از مشکلات مهمی که گریبانگیر ارکستر است، به مسائل مالی و درآمد نوازندگان آن برمی‌گردد. درواقع حقوق نوازندگان این ارکستر تا حدی پایین است که خیلی از نوازندگان مطرح حاضر به ساز زدن در ارکستر سمفونیک تهران نمی‌شوند و آنها هم که در ارکستر فعالیت می‌کنند مجبورند برای تأمین هزینه‌های زندگی، چند جا کارهای غیرمرتبط با هنر خود انجام دهند.

ارسلان کامکار، کنسرت مایستر سابق ارکستر سمفونیک تهران بزرگ‌ترین مشکل ارکستر سمفونیک تهران را کمبود بودجه عنوان می‌کند و می‌گوید: «دلیل اصلی وضع ارکستر سمفونیک ما ارزش قائل نبودن دولت برای موسیقی است که از اثرات این امر دستمزد پایین نوازندگان ارکستر است.»

رهبرهایی که تا به حال با این ارکستر همکاری داشته‌اند هم یکی از بزرگترین مشکلات ارکستر سمفونیک تهران را مسائل مالی می‌شمارند.

لوریس چکناوریان مشکلات مالی ارکستر سمفونیک تهران را اینگونه بیان می‌کند که این مشکلات حتی مانع خریدن ساز خوب برای نوازندگان می‌شود که این امر صدادهی ضعیفی را برای اجراهای ارکستر به همراه خواهد داشت.

او همچنین عنوان می‌کند که مسائل مالی باعث می‌شود نوازندگان در جاهای دیگر هم فعالیت کنند و درنتیجه زمان کافی برای تمرین نخواهند داشت.

نوازندگانی که تازه در ارکستر هم‌نوازی یاد می گیرند

یکی دیگر از مسائلی که مشکلات کنونی ارکستر سمفونیک تهران را سبب شده، این نکته برشمرده می.شود که نوازندگان در زمان تحصیل در دانشگاه یا هنرستان، هم‌نوازی در ارکستر را آموزش نمی‌بینند. البته این امر به این جهت اتفاق می‌افتد که دانشگاه‌ها یا هنرستان‌ها ارکستر ندارند و اگر دارند در سطح خوب و دارای برنامه‌های منظم نیستند. در غیر این صورت نوازنده از همان دوران تحصیل قطعات مختلفی را که در ارکسترها اجرا می‌شود تمرین می‌کرد و وقتی وارد فضای ارکستر می‌شد، رهبر تازه مجبور به آموزش هم‌نوازی به نوازنده نمی‌شد.

چکناواریان قبلا در پاسخ به این پرسش که مشکلات ارکسترهای ما تا چه اندازه به وضعیت آکادمیک برمی گردد، به ایسنا توضیح داده است: «تمام هنرستان‌ها و دانشگاه‌های موسیقی دنیا، ارکستر خودشان را دارند و هنرجویان در همان جا قطعات مختلف را اجرا می‌کنند، با آنها آشنا می‌شوند، یاد می‌گیرند و سپس وارد ارکستر می‌شوند. یادگیری زبان موسیقی یکی از طولانی‌ترین رشته‌ها است؛ زیرا هنرجو از کودکی یادگیری یک ساز را آغاز می‌کند، پس از آن وارد هنرستان می‌شود و سپس وارد دانشگاه. مدتی هم باید در ارکسترهای درجه دو و سه بنوازد و اگر خیلی خوب باشد شاید در سن ۴۰ سالگی موفق به ورود به ارکسترهای درجه یک شود.»

همچنین نصیر حیدریان که خود استاد دانشگاه است، درباره وظیفه رهبر ارکستر می‌گوید: «باید دید که نوازندگان ارکستر سمفونیک از چه دانشگاه یا هنرستانی وارد ارکستر می‌شوند. نوازندگان باید در دانشگاه یا هنرستان، رشته نوازندگی ارکستر را تحصیل کنند. به گونه‌ای که واحدهای درسی و قطعاتی که دانشجویان در مدت تحصیل تمرین می‌کنند، قطعاتی است که در ارکسترها نواخته می‌شود. در نتیجه زمانی که تحصیلاتشان تمام می‌شود و وارد ارکستر می‌شوند، می‌دانند که چگونه باید هم‌نوازی کنند و نیازی ندارند که تازه در ارکستر هم‌نوازی را یاد بگیرند.»

البته یکی از انتقاداتی که حیدریان به آموزش آکادمیک موسیقی در ایران وارد می‌کند، تربیت نکردن رهبر است. به گفته او، «قبل از انقلاب و بعد از آن در زمینه تربیت رهبری ارکستر هیچ کاری انجام نداده‌ایم؛ یعنی دانشگاه یا هنرستانی نداشتیم که شاگرد رهبری ارکستر تربیت کند. باید رهبرهایی در این زمینه تربیت شوند و برای تحصیل به خارج از کشور فرستاده شوند تا نسل‌های بعدی بتوانند از اطلاعات آنها استفاده کنند و سطح ارکستر ارتقا پیدا کند.»

انتهای پیام

این سریال ۴۳ سال است پخش می‌شود!

به گزارش ایسنا، الجزیره در گزارشی با پرداختن به این سریال رادیویی، نوشته است:

«به دلیل طولانی بودن و پخش مستمر بیش از چهار دهه، حکم دادگاه یکی از مهمترین تولیدات رادیویی سوریه از زمان تاسیس ـ یعنی سال ۱۹۴۷ ـ تا کنون است.

این سریال با موضوع پلیسی، داستان‌های خود را از میان پرونده‌های قضایی سوریه و جهان بیرون می‌کشد و آن را در قالب سریال رادیویی شنیدنی می‌کند. لحن ساده و انتخاب موضوعات از دل جامعه سبب شده تا این سریال میان اقشار مختلف جامعه شنونده داشته باشد.

سریال رادیویی «حکم دادگاه» با آگاهی بخشی درباره جرایم مختلف و زوایای پنهان ارتکاب جرم، مردم را به دوری از جرم و جنایت تشویق می‌کند.

پخش این سریال در سال ۱۹۷۷ در اداره نمایش رادیو سوریه آغاز شد. احمد عنقا کارگردانی این سریال را بر عهده داشته و بسیاری از بازیگران سوری مانند هاله حسنی، وصالح الحایک، وسلیم کلاس، ورفیق سبیعی، وفادیا خطاب، در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند.

درید لحام بازیگر سوری است که پس از چهار دهه دوری از رادیو برای بازی در یکی از قسمت ‌های سریال «حکم دادگاه» در کنار دیگر بازیگران سوری مانند سلمی المصری، وفاء موصللی، ناهد حلبی، عبد الفتاح مزین، أحمد مللی و هانی شاهین، به رادیو بازمی‌گردد.

هائل منیب، نویسنده این سریال که یک وکیل نیز بوده است، در سال ۲۰۱۲ در سن حدود ۷۷ سالگی از دنیا رفت. او سال‌ها برای نوشتن قسمت‌های مختلف این سریال رادیویی که به پنج هزار قسمت می‌رسد تلاش کرد.

در سال ۲۰۰۷ تلاش شد تا این سریال رادیویی به یک سریال تلویزیونی تبدیل شود اما نسخه تصویری آن موفقیت مورد نظر سازندگان را کسب نکرد و به سبب سنگین بودن هزینه‌های تولید متوقف شد.

این سریال تا کنون جوایز زیادی را کسب کرده که از جمله آن‌ها به جایزه جشنواره قاهره می‌توان اشاره کرد.

سریال «حکم دادگاه» برای سوری‌ها خاطره انگیز بوده و ثابت کرد که یک کار هنری خوب می‌تواند سال‌ها بدون اینکه تکراری شود ادامه داشته باشد. همچنین با وجود آمدن رسانه‌های مختلف و کمرنگ شدن نقش رادیو، این سریال ۴۳ ساله نشان داد که هنوز هم می‌توان به رادیو امیدوار بود.»

انتهای پیام

غلط‌نویسی‌؛ از توییتر تا رسانه‌های رسمی و «شاد»

به گزارش ایسنا، هرچند افرادی همچون ابوالحسن نجفی برای «درست‌نویسی» تلاش بسیاری کردند اما به قولی این روزها دیگر غلط‌نویسی در برخی فضاها به یک فرهنگ تبدیل شده است! مثلا این‌طور شده که در برخی جاها هرچه کمتر درست بنویسی، شاخ‌تری! البته رایج شدن غلط‌نویسی فقط به فضای مجازی ختم نمی‌شود، هرچه بیشتر می‌گذرد غلط‌های رسانه‌ها و نهادهای رسمی بیشتر در چشم می‌زند. با این حال دیگر چه توقعی می‌توان از کاربرهای نوظهور صفحه‌های مجازی داشت وقتی در بیلبورد فلان برند مشهور تا صفحه یک سلبریتی و حتی سایت یک وزارتخانه غلط دیده می‌شود؟! 


گرچه برخی از این غلط‌ها گاهی اصلاح می‌شوند اما این چیزی از فروریختن قبح غلط‌نوشتن کلمات در میان مردم نمی‌کاهد؛ چرا که مردم بعضا به دست مسئول، هنرمند و افرادی از این دست نگاه می‌کنند و امان از روزی که این‌ها هم خود به غلط‌نویسان بپیوندند. 


غلط‌نویسی‌ها گاهی در تلویزیون هم دیده می‌شوند؛ همانند این یکی که در زیرنویس یکی از شبکه‌های تلویزیونی به جای «در قالب»، «در غالب» نوشته شده است. 





در رسانه‌های کاغذی و تحت وب ایرانی و خارجی هم بارها غلط‌نویسی‌هایی دیده شده که ممکن است این سوال را برای مخاطبان به وجود بیاورد: «یعنی کسی این‌ها را قبل از انتشار نمی‌بیند؟» و چنین می‌شود که ممکن است فردی اصلا مخاطب روزنامه‌ها نباشد اما با گذر از کنار یک دکه روزنامه‌فروشی و افتادن ناخودآگاه چشمش به تیتر صفحه نخست یکی از روزنامه‌های مطرح با یک غلط املایی مواجه شود! و باز هم این سوال در ذهنش تکرار شود. 


مثل تیتر صفحه نخست این روزنامه که در آن «هذیان»، «هزیان» نوشته شده است. 




یا نوشتن «توفان» به جای «طوفان» در تیتر صفحه نخست برخی از روزنامه‌های کشور. 


در واقع برخی به اشتباه گمان می‌کنند که نوشتار درست این کلمه «توفان» است؛ درحالی که «طوفان» درست است. ابوالحسن نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» در این‌باره چنین توضیح می‌دهد: بعضی به گمان این‌که کلمه طوفان اصلا فارسی است آن را به صورت توفان می‌نویسند و حتی بعضی از فضلا توصیه کرده‌اند که صورت اخیر به کار رود. اما اصل این دو کلمه و معنای آن‌ها یکی نیست. طوفان کلمه عربی (ظاهرا از اصل یونانی) و به معنای «باد و باران» شدید است. ولی واژه فارسی توفان صفت است و به معنای «غران، دمان» است و ربطی به «باد و باران بسیار شدید» ندارد. این واژه صفت فاعلی از مصدر توفیدن به معنای «فریاد بلند کشیدن» یا «غریدن و خروشیدن» است. 




در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور هم از این موارد به چشم می‌خورد، و کاربران دنیای مجازی گاهی با انتشار غلط‌نویسی‌ها نسبت به این‌که چطور در یک رسانه‌، قبل از انتشار این غلط‌نویسی‌ها به چشم کسی نمی‌آیند، ابراز تعجب می‌کنند. 


غلط‌نویسی هکسره در توییتر یکی از رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان



غلط‌نویسی «هکسره» یکی از رایج‌ترین غلط‌نویسی‌هایی است که چند سالی است گریبان خط فارسی را گرفته و رها نمی‌کند. افراد خیلی وقت‌ها به‌جای «کسره» که البته در خط فارسی بعضا آن را نمی‌نویسیم ولی‌ می‌خوانیم «ه» می‌گذارند و بر عکس، جایی که باید این «ه» گذاشته شود آن را حذف می‌کنند. برای مثال: «دلیله زندگیه من» به جای «دلیل زندگی من»، «عشقه همیشگی» به جای «عشق همیشگی»، «سردیه هوا» به جای «سردی هوا»، و برعکس: «هوا سردِ» به جای «هوا سرده» و «یِ روز خوب میاد» به جای «یه روز خوب میاد».


از جمله زمینه‌های غلط‌نویسی‌هایی که شاید بیشتر به چشم بیاید و زمینه را برای پیوستن عموم مردم به این موج فراهم کند، صفحه‌های افراد مشهور، سلبریتی‌ها و کسانی از این دست است. تفاوتی هم نمی‌کند که یک وزیر باشد یا یک بازیگر سینما؛ این غلط‌نویسی‌ها به چشم برخی از کاربران فضای مجازی می‌آیند و ممکن است دست‌مایه انتقاد شوند، اما عده زیادی هم دنباله‌رو آنان خواهند بود و از روی دست آن‌ها غلط یا کلمات را به گونه‌ای دیگر می‌نویسند. مشخص نیست دلیل برخی از این غلط‌نویسی‌ها نشان دادن این است که آن‌ها از مردم هستند و مثل آن‌ها می‌نویسند یا این‌که از سر ناآگاهی و بی‌توجهی است و فکر می‌کنند شکل درست کلمه همین است!


نوشتن «ی» به جای «یه» در توییت یکی از وزیران


نوشتن «شکرگذار» به جای «شکرگزار» در صفحه یکی از بازیگران


نوشتن «می‌زارم» به جای «می‌ذارم/می‌گذارم» در صفحه یکی از خواننده‌ها


توییت یکی از سلبریتی‌ها که توسط کابران دنیای مجازی غلط‌گیری شده 


(این عکس را صفحه «درست‌نویسی» منتشر کرده است)

فعل مناسب این جمله که توسط یکی از مسئولان نوشته شده، «دهد» است.



چندی پیش هم در رونمایی از نشان و پرچم یکی از وزارتخانه‌ها پوستری طراح شده بود که در آن به جای «به‌پاخاسته»، «به‌پاخواسته» نوشته شده بود. البته بعد از گذشت مدتی این اشتباه اصلاح شد اما سرعت و گستردگی فضای مجازی موجب می‌شود هنوز هم در برخی خبرها و صفحه‌ها اشتباه اول دیده شود.




اما ماجرای غلط‌نویسی‌ها فقط به دنیای مجازی ختم نمی‌شود، از تابلو فروشنده‌های خیابانی تا سردر مغازه‌ها و … هم گاهی با کلمات اشتباهی همراه است. در روزهای کرونایی حتی ممکن است گاهی دیده باشید تابلوهایی را که با این نوشته در برخی مکان‌ها یا مغازه‌ها نصب شده‌اند: «بدونه ماسک وارد نشوید»!


یا مثلا آن یکی که بر سردر یک کافه نوشته شده است: «کافـِ کتاب»! که احتمالا منظورشان «کافه کتاب بوده» و در این صورت دچار اشتباه شده‌اند.



با همه این‌ها تا مدتی پیش شاید هنوز امیدها بر این بود که این غلط‌ها می‌تواند با تلاش نظام آموزشی اصلاح شود؛ تا این‌که در آموزش روزهای کرونایی هم سر و کله غلط‌نویسی‌ها پیدا شد! عکس‌های مختلفی از شبکه «شاد» آموزش و پرورش به دست‌مان می‌رسید و ابراز تعجب مخاطبان از این‌که چطور در یک فضای آموزشی کلمات غلط نوشته می‌شوند. ماجرا از این قرار است، در این برنامه که برای آموزش دانش‌آموزان در روزهای کرونایی آماده شده و با نظرات مختلفی همراه بوده، استیکرهایی دیده شده با اشتباه‌هایی مثل رعایت نکردن هکسره؛ برای مثال «وقته کاره» به جای «وقت کاره» و … . 




شاید همین می‌شود که برخی از کاربران فضای مجازی با آموزش غلط می‌خواهند جلو درست‌نویسی را هم بگیرند؛ یعنی نوشتار درستی را می‌بینند و گمان می‌کنند غلط است و آن را تذکر می‌دهند در حالی که این خودشان هستند که غلط می‌نویسند؛ این هم گونه‌ دیگری است از پدیده غلط‌نویسی در فضای مجازی!




البته ایسنا در سال ۹۷ به صورت مفصل در سلسله گفت‌وگوهایی با استادان دانشگاه، ویراستاران، نویسندگان و منتقدان ادبی به موضوع غلط‌نویسی‌ پرداخت که در این مسیر با وجود مشابهت‌هایی که در پاسخ‌ها وجود داشت، نمی‌شود نظرات همه را همسو دانست. برخی آن‌قدر نگران این وضعیت بودند که انگار یکی از عزیزان‌شان در معرض خطری جدی است، اما برخی دیگر خیال آسوده‌تری داشتند و می‌گفتند «نگران نباشید! درست می‌شود».


با این همه انتظار می‌رود عموم مردم و خصوصا رسانه‌ها و افراد مشهور و مطرح غلط‌نویسی‌ را بیشتر جدی بگیرند و زبان و خط فارسی را سالم به آیندگان برسانند.  


انتهای پیام

یا دیوانه می‌شود، یا از همه پیشی‌ می‌گیرد!

به گزارش ایسنا به نقل از دیلی‌آرت، عبارت «پست امپرسیونیسم» با نام هنرمندان بسیاری عجین است، اما شاید مشهورترین آن‌ها «ون‌گوگ» خالق تابلو نقاشی «شب پرستاره» باشد که اغلب به عنوان «نقاش مشهور پست امپرسیونیست» معرفی می‌شود. با این حال، وقتی صحبت از «پست امپرسیونیسم» به میان می‌آید، نمی‌توان از هنرمندان مشهوری همچون «پل گوگن»، «ژرژ سورا» و «پل سزان» غافل شد.


صحبت درباره تفاوت‌های قابل‌توجه بین امپرسیونیسم و پست‌ امپرسیونیسم و یا زمان مشخص پایان و آغاز آن‌ها بسیار دشوار است. تشخیص تفاوت دقیق بین این دو جنبش نیز کار آسانی نیست. حتی هنرمندان مذکور هم خودشان را به عنوان هنرمندان «پست امپرسیونیست» معرفی نمی‌کردند.


واژه «پست امپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۰ و پس از مرگ تمام این هنرمندان پدیدار شد. در آن زمان، «راجر فرای» ـ منتقد هنری اهل بریتانیا ـ نمایشگاهی در «گالری گرفتون» واقع در لندن را ترتیب داده بود و به واژه‌ای نیاز داشت که بتواند آن را به آثار متفاوت این چهار هنرمند ارجاع دهد. او فاصله ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۵ را به عنوان بازه زمانی مختص «پست امپرسیونیسم» تعیین کرد. با این حال «جان ریوالد»، دیگر منتقد هنری معتقد بود دوره «پست امپرسیونیسم» از سال ۱۸۸۶ (همزمان با برگزاری آخرین نمایشگاه آثار هنرمندان امپرسیونیست) آغاز شد و تا ۱۸۹۲ ادامه یافت.


«ون‌گوگ»، «گوگن»، «سورا» و «سزان» با «امپرسیونیسم» آغاز کردند. با اینکه بخش کلی آثار این هنرمندان به امپرسونیسم تعلق نداشت اما استفاده از ویژگی‌های اصلی این سبک همچون به تصویر کشیدن صحنه‌های زندگی مدرن، استفاده از رنگ‌های واضح و طبیعی، استفاده از ضربه‌های شکسته که به موجب آن رنگ‌ها آمیخته نشوند و اولویت داشتن به تصویر کشیدن بازی نور به صحت و جزئیات سوژه در آثار برخی از این هنرمندان دیده می‌شد.


اما با وجود تمامی موارد، نکاتی وجود داشت که سبب شد آثار این هنرمندان در زمره آثار امپرسیونیسم قرار نگیرد. در جنبش «پست امپرسیونیسم» یا پسادریافتگری دیدگاه هنرمند نسبت به جهان پیرامون مهم‌تر از ظاهر واقعی آن است. در «پست امپرسیونیسم» ثبت گذرایی لحظه اهمیتی ندارد.


هنرمندان «پست امپرسیونیست» نمی‌خواهند واقعیت را کپی کنند بلکه می‌خواهند با تفکرات، احساسات، عواطف و تصوراتشان از واقعیت عبور کنند.


«ون‌گوگ»


«ماهیگیری در بهار» اثر «ونسان ون‌گوگ»


در بررسی آثار «ون‌گوگ» عبارت «من آن‌چه را که می‌بینم به تصویر نمی‌کشم بلکه آن چه را که حس می‌کنم به تصویر می‌کشم» کاملا مشهود است. این هنرمند برای القای احساسات مورد نظرش نقاشی‌هایش را با چاشنی تخیل تزئین می‌کرد و گاهی اوقات از مقدار رنگ زیادی استفاده می‌کرد که این کار باعث می‌شد آثارش سه بعدی به نظر برسند.


«درخت شاه‌بلوط» اثر ون گوگ



در نقل قولی از «کامیل پیسارو» در وصف «ون‌گوگ» آمده است: «بارها گفتم این مرد یا دیوانه می‌شود و یا از همه ما پیشی‌ می‌گیرد، نمی‌توانستم پیش‌بینی کنم که هر دو این اتفاق‌ها به وقوع می‌پیوندند.»



«پل گوگن»


«پرتره بانوی جوان» اثر «پل گوگن»



«گوگن» در ابتدا هنرمندان امپرسیونیست‌ را با یک پالت رنگ به چالش کشید. زرد روشن، نارنجی روشن، سبز روشن، آبی روشن و سایر رنگ‌های غیرطبیعی در نقاشی‌های او دیده می‌شد. این رنگ‌ها به جهان هنری «گوگن» رسایی ویژه دادند و دید احساسی «گوگن» نسبت به آنچه که به تصویر می‌کشید را  برجسته‌تر کردند.


پس از آن بود که «گوگن» عقب‌نشینی از امپرسیونیسم را در آثارش پررنگ‌تر کرد و فقط جهان‌های نیمه واقعی مملو از نمادگرایی و تمثیل خلق کرد.



«ساحل» اثر پل گوگن



«گوگن» در نهایت به «بدوی‌گرایی» رسید. در حقیقت این «بدوی‌گرایی» بود که نخستین هدف «گوگن» برای سفر به تاهیتی بود که در پی آن مجموعه تابلوهای نقاشی مشهورش خلق شد.



«ژرژ سورا»


«مردی در رودخانه» اثر «ژرژ سورا»



«ژرژ سورا» هم به نحوی یکی از سنت‌شکنان جنبش «امپرسیونیسم» به شمار می‌رفت. برای مثال، او در نقاشی‌هایش به دنبال به تصویر کشیدن گذرای لحظه نبود. او تابلوهای نقاشی‌اش را در فضای بیرون خلق نمی‌کرد که به کمک آن بتواند بازی نور را به تصویر بکشد. او فقط طراحی‌ها را در فضای بیرونی انجام می‌داد و بیشتر روند تکمیل نقاشی‌هایش را در استودیو انجام می‌داد.


«سورا» تمایل داشت وضوح بیشتری را در خطوط طراحی‌های نقاشی‌هایش پیاده کند. او پس از تحقیقات طولانی به تکنیک خاصی برای تفکیک رنگ‌ها در نقاشی به نام «نقطه‌چینی» دست‌ یافت که کمک می‌کرد وضوح دلخواهش را در نقاشی‌هایش پیاده کند.


اثر «ژرژ سورا»



این گونه بود که «سورا» با نقاشی به سبک ضربه‌ای امپرسیونیست‌ها خداحافظی کرد و نقاشی به کمک نقطه و بی‌آنکه رنگ‌ها آمیخته شوند را آغاز کرد. به عقیده «سورا» با این روش رنگ‌ها در نقاشی‌اش نفس می‌کشیدند و درخشان‌تر بودند.



«پل سزان»


اثر «پل سزان»



باورتان بشود یا نه نوآوری «سزان» آن بود که یادآوری کرد انسان دو چشم دارد. بیشتر شبیه یک شوخی است، اما واقعیت دارد. این نقاش توجه‌ها را به این مسئله جلب کرد که چشم چپ و راست اطلاعات بصری متفاوتی دریافت می‌کنند؛ بنابراین زمانی که یک شیء را بررسی می‌کنیم به آن از زوایای مختلف نگاه می‌کنیم. اما «سزان» معتقد است هنر به ما گزینه تماشای یک اثر فقط از یک زاویه را ارائه می‌دهد. او معتقد بود که به تصویر کشیدن اشیاء با این روش صحیح نیست؛ چراکه ما آن‌ها را در زندگی واقعی با این ویژگی نمی‌بینیم. به همین دلیل سوژه‌ها باید بر روی بوم نقاشی دست کم از دو زاویه دید به تصویر کشیده شوند و نه یک زاویه.


تا به حال درباره «کوبیسم» شنیده‌اید؟


«سزان» نیز همچون «سورا» به تفکیک رنگ‌های متضاد و وضوح تصویر کلی علاقه داشت. اما به رغم هم‌حرفه‌اش او کاوش خلاقانه‌اش را در فضای باز انجام داد. در جریان خلق تابلوهای نقاشی در فضای باز او تلاش کرد طبیعت را عمیق‌تر و عینی‌تر از امپرسیونیست‌ها به تصویر بکشد. او به نکته مهمی پی برد: ما تمامی جزئیات را نمی‌بینیم اما فرم‌ها را می‌بینیم. بنابراین «سزان» درختان، کوه‌ها، مردم و ساختمان‌ها را به اشکال هندسی شباهت داد. و این آغاز یک انقلاب بود. «سزان» دری به روی «مدرنیسم» گشود.


انتهای پیام

جنجالی‌ترین برندگان «نوبل» ادبیات

به گزارش ایسنا، با اعلام نام لوییز گلوک به عنوان برنده «نوبل» ادبیات ۲۰۲۰، بار دیگر این جایزه بحث‌برانگیز شد؛ آکادمی سوئدی در حالی شاعر زن آمریکایی را به عنوان برنده «نوبل» امسال به جهان معرفی کرد که گمانه‌زنی‌های پیش از اعلام نتیجه، نام‌های دیگری را در خود داشت، یک عده در انتظار دریافت این جایزه توسط مارگارت اتوود بودند و عده‌ای «نوبل» ادبیات امسال را هنوز هم حق هاروکی موراکامی می‌دانند؛ آن کارسون، میشل ولبک، جویس کارول اوتس، مریلین رابینسون و چند نفر دیگر نیز جزء افرادی بودند که اسامی‌شان در گمانه‌زنی‌های پیش از اعلام جایزه امسال دیده می‌شد. 

باراک اوباما و لوییز گلوک

این نخستین‌باری نیست که آکادمی «نوبل» یک چهره کم‌تر شناخته‌شده را به جهان معرفی می‌کند، پیش‌تر نیز «نوبل» ادبیات به افرادی غیرمرتبط، افرادی دور از انتظار و ناشناخته رسیده است. البته لوییز گلوک، برنده امسال در کارنامه خود جایزه‌های متعددی را دارد اما کمتر مورد توجه مترجمان ایرانی بوده است و به جز ترجمه چند شعر، هرگز کتابی از شعرهای او ترجمه و منتشر نشده است. البته آکادمی «نوبل» روند اعطای جایزه ادبی خود را در این سال‌ها به نحوی پیش برده است که دیگر عده‌ای این را اصلا خاصیت «نوبل» می‌دانند که افراد مورد انتظار را کنار بگذارد و افراد دور از انتظار را معرفی کند. 

در این‌جا مروری داریم بر برخی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های دریافت‌کننده «نوبل» ادبیات. 

پیتر هاندکه – ۲۰۱۹

پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی به خاطر آن‌چه «فعالیتی مؤثر به همراه نبوغ زبان‌شناسی‌ای که حد و ویژگی تجربه انسانی را کشف کرده‌ بود» در سال ۲۰۱۹ به عنوان برنده «نوبل» ادبیات معرفی شد. 

این انتخاب انتقادهای زیادی را نسبت به آکادمی نوبل برانگیخت چون هاندکه در دوره جنگ بوسنی از نیروهای صرب پشتیبانی کرده بود و فردی نژادپرست به شمار می‌رفت. 

او پیش‌تر در سال ۱۹۷۳ جایزه «گئورگ بوشنر» و در سال ۲۰۰۹ نیز جایزه «فرانتس کافکا» را دریافت کرده بود. 

باب دیلن – ۲۰۱۶

سه سال قبل نیز برنده جایزه «نوبل» ادبیات یک انگلیسی‌زبان اهل ایالات متحده بود، این جایزه در آن سال به باب دیلن برای «بیان شاعرانه و خلاقانه او در آهنگ‌های عامه‌پسند آمریکایی» اعطا شد. دریافت «نوبل» توسط او از این‌رو جنجال‌برانگیز شد که نخستین‌بار بود به یک ترانه‌سرا که عمده شهرت او برای خوانندگی و نوازندگی است، جایزه ادبیات می‌دادند. البته سال‌ها پیش از آن از او آثاری به فارسی توسط م. آزاد و سعید توکلی (در سال ۱۳۷۷) ترجمه شده بود و پس از آن هم چندین کتاب دیگر از او به فارسی ترجمه شد. 

باب دیلن در جوانی

ماریو بارگاس یوسا – ۲۰۱۰

جنبه و نگاه سیاسی از دیگر ویژگی‌هایی است که همواره در انتخاب‌های آکادمی «نوبل» بحث‌برانگیز بوده است. جایزه سال ۲۰۱۰ این آکادمی به ماریو بارگاس یوسا برای «نمایش ساختار قدرت و تصویرهای برنده از مقاومت‌ها، شورش‌ها و شکست‌های فردی» اعطا شد اما دیدگاه‌های سیاسی و جناحی این نویسنده جنجال ایجاد کرد. بارگاس یوسا حتی به دلیل تمرکز بیشتر روی سیاست نسبت به ادبیات، «پادشاه جنجال‌ها» لقب گرفته بود.

پیش از اعطای نوبل به یوسا چندین اثر از او به فارسی ترجمه شده بود.

هرتا مولر – ۲۰۰۹

شاید حالا نام هرتا مولر برای‌مان آشنا باشد اما تا پیش از اعطای جایزه «نوبل» ادبیات ۲۰۰۹ بسیاری از منتقدان و استادان ادبیات ایالات متحده هرگز نام مولر آلمانی‌زبان را نشنیده بودند. علت اعطای نوبل به این نویسنده و شاعر سیاسی رومانیایی آلمانی‌تبار این‌گونه اعلام شد: «با تمرکز بر شعر و نثر ساده دورنمای زندگی کسانی را که زندگی‌شان مصادره شده به تصویر کشیده ‌است». 

اعطای «نوبل» ادبیات به او تقریباً هم‌زمان با بیستمین سالگرد فروریختن دیوار برلین بود و بسیاری از رسانه‌های آلمان نسبت به آن واکنش مثبت نشان دادند. پس از اعطای «نوبل» به مولر، روزنامه «وست‌دویچه الگماینه» نوشت که «باید به ارزش سیاسی این جایزه هم پی برد، چون هرتا مولر یک نویسنده سیاسی است. او با نوشتن تجربیاتش از زندگی در نظام دیکتاتوری، حسرت برای آزادی را به موضوعات زندگی تبدیل کرده و با این کار راه هاینریش بل و گونتر گراس را ادامه می‌دهد.»

هارولد پینتر – ۲۰۰۵

آکادمی سوئدی نوبل معتقد بود که هارولد پینتر بریتانیایی کسی است که «در نمایشنامه‌هایش پرتگاه‌های پشت پرگویی‌های روزانه را کشف کرده‌ و توانسته ‌است به اتاق‌های بسته ظلم و ستم وارد شود»؛ برای همین جایزه «نوبل» ادبیات ۲۰۰۵ نیز به یک نویسنده سیاسی دیگر تعلق گرفت. منتقدان این تصمیم‌گیری آکادمی «نوبل» را نیز با موضع‌گیری سیاسی همراه دانستند و بار دیگر این جایزه موجب جنجال‌هایی شد. 

الفریده یلینک – ۲۰۰۴

در سال ۲۰۰۴ «نوبل» ادبیات به الفریده یلینک برای «جریان موسیقی صدا و ضدصدا در رمان‌ها و نمایشنامه‌هایش که تعصب زبانی و پوچی کلیشه‌های جامعه و قدرت تسلیم را نمایش می‌دهد» تعلق گرفت. این سال نیز برای «نوبل» جنجال‌برانگیز بود، چرا که کورت آنلوند، عضو آکادمی این جایزه از آن استعفا کرد چون معتقد بود انتخاب یلینک آسیب جبران‌ناپذیری را به اعتبار این جایزه می‌زند. 

مهمترین اثر او، رمان «پیانیست» در سال ۱۹۸۳ منتشر شد و میشائیل هانکه در سال ۲۰۰۱ فیلمی با نام «معلم پیانو» بر اساس آن ساخت. 

داریو فو – ۱۹۹۷

جایزه «نوبل» ادبیات ۱۹۹۷ به داریو فو، نویسند، بازیگر، نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان و آهنگساز ایتالیایی به خاطر «شبیه‌سازی قدرت مشکلات میانسالی و حمایت او از کرامت‌های از بین‌رفته» اعطا شد که در ابتدا توسط برخی منتقدان «نسبتاً سبک» قلمداد می‌شد چون او در درجه اول به عنوان یک مجری شناخته شده و توسط کلیسای کاتولیک روم هم مورد سانسور قرار گرفته بود.

این درحالی است که فو جزء تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر ایتالیایی به شمار می‌آید، البته او برای فعالیت‌های خود بارها تهدید به مرگ شد، مورد حمله فیزیکی قرار گرفت و فرانکا رامه، همسر و همکارش در سال ۱۹۷۳ ربوده شد. رامه شکنجه شد و ربایندگان، که بعدها معلوم شد با پلیس دولتی مرتبط بودند، به او تجاوز جنسی کردند. تا اواسط دهه ۱۹۸۰ دولت آمریکا از دادن روادید به آن‌ها برای اجرای آثارشان خودداری می‌کرد و کلیساهای ایتالیا حتی به جایزه «نوبل» او عتراض کردند.

ایویند جانسون و هاری مارتینسون – ۱۹۷۴

در سال ۱۹۷۴ «نوبل» ادبیات به ایویند جانسون برای «روایت هنرمندانه، اندیشیدن درباره سرانجام سرزمین‌ها و اعصار و در خدمت آزادی بودن» و به هاری مارتینسون به خاطر «بازتاب کیهان در نوشته‌هایش» تعلق گرفت؛ این درحالی بود که هر دو آن‌ها سوئدی‌ و عضو آکادمی «نوبل» بودند از این رو اعطای «نوبل» به آنان بحث‌برانگیز و با جنجال همراه شد. 

 ولادیمیر نابوکوف، گراهام گرین، سال بلو و خورخه لوئیس بورخس نیز در آن سال کاندیدای دریافت «نوبل» ادبیات بودند. 

اَلکساندر ایسایِویچ سولژنیتسین – ۱۹۷۰

اَلکساندر ایسایِویچ سولژنیتسین، نویسنده سرشناس روسی انتخاب سال ۱۹۷۰ آکادمی «نوبل» بود. او کسی بود که جنایت‌های ژوزف استالین را در رمان‌هایش افشا کرد و برای همین ۲۰ سال از عمر خود را در تبعید گذراند. سولژنیتسین حتی از ترس جلوگیری از بازگشتش توسط اتحاد جماهیر شوروی اجازه حضور در استکهلم را پیدا نکرد. 

در واقع دولت سوئد از برگزاری مراسم اعطای جایزه به صورت عمومی خودداری کرد و پس از آن سولژنیتسین اعلام کرد که شرایط تعیین‌شده توسط سوئدی‌ها (که مراسم خصوصی را ترجیح دادند) «اهانت به خود جایزه نوبل» است و این جایزه را به طور کلی رد کرد. سولژنیتسین بعداً پس از اخراج از اتحاد جماهیر شوروی، این جایزه را در ۱۰ دسامبر ۱۹۷۴ دریافت کرد. این درحالی است که منتقدان معتقدند این جایزه به دلیل موضع‌گیری سیاسی و نه نوشتن، به او اهدا شد. 

گفته می‌شود که این نویسنده در آثار ادبی‌اش با بهره‌گیری از تجربه‌های زندگی، تاریخ سیاسی سده بیستم کشورش، به ویژه سازوکار سرکوب سازمان‌یافته را روایت می‌کرد. این موجب شد برخی او را «خائن» و برخی دیگر او را «پیامبر» بنامند. 

انتهای پیام

ساعت دقیق تدفین استاد شجریان اعلام نشده است

مسعود ریاضی در گفت‌وگو با ایسنا ضمن عرض تسلیت فوت استاد محمدرضا شجریان در خصوص جزئیات تدفین آن مرحوم در توس اظهار کرد: جلسه شورای تامین استان تا دقایقی پیش در حال برگزاری بود و مسئولان مربوطه در این رابطه در حال تصمیم گیری هستند. تا جایی که بنده اطلاع دارم، ساعت دقیق تدفین استاد شجریان اعلام قطعی نشده و در حال بررسی است.

وی با اشاره به نگرانی‌هایی که در خصوص کرونا و تراکم جمعیت در مراسم تدفین وجود دارد، بیان کرد: من شخصا نگران تراکم جمعیت در توس هستم؛ به خصوص به دلیل تجربه ناخوشایندی که در مراسم دفن شهید سلیمانی وجود داشت و حوادث دلخراشی برای هموطنان اتفاق افتاد. به سهم خود از مردم عزیز خواهش می‌کنم که اگر در مراسم تدفین استاد شجریان حضور پیدا می‌کنند، پروتکل‌های بهداشتی را رعایت کنند و با خود اطفال و افراد سالمند را نیاورند تا اتفاق بدی رخ ندهد.

این عضو شورای اسلامی شهر مشهد خاطرنشان کرد: شرایط آرامگاه فردوسی این‌طور است که انتهای یک بلوار است و نگران شرایط ترافیکی و ازدحام جمعیت هستم. الحمدالله علاقه‌مندان به هنر، موسیقی و آواز این سرزمین انسان‌های فرهیخته‌ای هستند و امیدوارم که مسائل را رعایت کنند تا اتفاق بدی رخ ندهد.

انتهای پیام

متن زیارت اربعین حسینی (ع)

 به گزارش ایسنا، امسال شاهد متفاوت‌ترین نوع برگزاری اربعین حسینی (ع) هستیم آن هم به دلیل شیوع ویروس کرونا که مسلمانان و شیعیان غیر عراقی  بنا به رعایت مسائل بهداشتی و جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از پیاده روی و زیارت حضرت اباعبدالله(ع) به صورت حضوری  شرکت در مراسم پیاده روی اربعین جا مانده‌اند. اما همانگونه که می‌گویند “بعد منزل نبود در سفر روحانی” امسال تمام مردم ایران همزمان و هم صدا با یکدیگر به قرائت و زیارت اربعین حسینی (ع) می‌پردازند و شکوه خود را به سید و سالار شهیدان(ع) می‌کنند.

متن زیارت اربعین

اَلسَّلامُ عَلی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ.

سلام بر ولی خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلی خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ.

سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلی صَفِیِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش

اَلسَّلامُ عَلیَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

سلام بر حسین مظلوم و شهید

اَلسَّلامُ علی اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگواری که به گرفتاری‌ها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّی اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ

خدایا من به راستی گواهی دهم که آن حضرت ولیّ (و نماینده) تو و فرزند ولیّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود که کامیاب شد

بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَهِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَهِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَهِ

به بزرگداشت تو، گرامیش کردی به وسیله شهادت و مخصوصش داشتی به سعادت و برگزیدی او را به پاکزادی

وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَهِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَهِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَهِ

و قرارش دادی یکی از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یکی از کسانی که از حق دفاع کردند

وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّهً عَلی خَلْقِکَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ

و میراث‌های پیمبران را به او دادی و از اوصیائی که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادی

فَاَعْذَرَ فیِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ

او نیز در دعوت مردم جای عذر و بهانه‌ای (برای کسی) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهی کرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنی.

تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی) گمراهی و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانی که دنیا فریبشان داد.

وَ شَری آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّی فی هَواهُ

و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهای پست ناچیزی و بداد آخرتش را در مقابل بهائی اندک و بی مقدار و بزرگی کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند.

وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ

و تو و پیامبرت را به خشم آوردند

وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَهَ الاَْوْزارِ

و پیروی کردند از میان بندگانت آنانی را که اهل دو دستگی و نفاق بودند و کسانی را که بارهای سنگین گناه به دوش می‌کشیدند

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّی سُفِکَ فی طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ

و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبائی و پاداش جوئی با آن‌ها جهاد کرد تا خونش در راه پیروی تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً

خدایا آنان را لعنت کن به لعنتی وبال دار و عذابشان کن به عذابی دردناک

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند آقای اوصیاء

اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ

گواهی دهم که به راستی تو امانتدار خدا و فرزند امانت دار اویی سعادتمند زیستی و ستوده از دنیا رفتی

حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ

و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتی و نیز گواهی دهم که خدا به راستی وفا کند بدان وعده‌ای که به تو داده.

وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ

و به هلاکت رساند هر که را که دست از یاریت برداشت و عذاب کند کسی که تو را کشت و گواهی دهم که تو به خوبی وفا کردی به عهد خدا.

وَ جاهَدْتَ فی سَبیلِهِ حَتّی اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ.

و جهاد کردی در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت کند کسی که تو را کشت

وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ

و خدا لعنت کند کسی که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمی که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضی بودند.

اَللّهُمَّ اِنّی اُشْهِدُکَ اَنّی وَلِیُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.

خدایا من تو را گواه می‌گیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدایت ای فرزند رسول خدا.

اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فیِ الاَْصْلابِ الشّامِخَهِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَهِ.

گواهی دهم که تو به راستی نوری بودی در پشت پدرانی بلند مرتبه و رحم‌هایی پاکیزه

لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّهُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها.

که آلوده‌ات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگی‌هایش و در برت نکرد از لباس‌های چرکینش

وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ.

و گواهی دهم که به راستی تو از پایه‌های دین و ستون‌های محکم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمان هستی

وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ.

و گواهی دهم که تو به راستی پیشوای نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنمای راه یافته‌ای

وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّهَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَهُ التَّقْوی وَ اَعْلامُ الْهُدی

و گواهی دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوا و نشانه‌های هدایت

وَالْعُرْوَهُ الْوُثْقی وَالْحُجَّهُ علی اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَشْهَدُ اَنّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته‌های محکم (حق و فضیلت) و حجت‌هایی بر مردم دنیا هستند و گواهی دهم که من به شما ایمان دارم

وَ بِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینی وَ خَواتیمِ عَمَلی وَ قَلْبی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ.

و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است

وَ اَمْری لاَِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتی لَکُمْ مُعَدَّهٌ حَتّی یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ.

و کارم پیرو کار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آن که خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اَرْواحِکُمْ.

پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهای خدا بر شما و بر روان‌های شما

وَ اَجْسادِکُمْ وَ شاهِدِکُمْ وَ غاَّئِبِکُمْ وَ ظاهِرِکُمْ وَ باطِنِکُمْ؛

 و پیکرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشکارتان و نهانتان.

آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

آمین ای پروردگار جهانیان.

انتهای پیام

باهوش‌ها برنده مافیا هستند

یک سال است که مسابقه «شهروند و مافیا» از شبکه سلامت به روی آنتن می‌رود. مسابقه‌ای که برخلاف اغلب مسابقات تلویزیونی نه سوال و جواب اطلاعات عمومی است و نه پرش از موانع سخت. «مافیا» بازی است که در آن قدرت تکلم، آوردن استدلال های منطقی و حفظ خونسردی نقش بسزایی در بردن بازی دارد.

این برنامه هر شب ساعت ۱۹ از شبکه سلامت پخش می شود و تکرار آن ساعت ۲۳ است.

علیرضا سلطانی ـ تهیه‌کننده مسابقه تلویزیونی«شهروند و مافیا» ـ که پخش فصل پنجم آن به تازگی آغاز شده است، درباره علت جذابیت این مسابقه برای بیننده تلویزیونی به ایسنا گفت: این برنامه ساختار متقاوتی نسبت به دیگر مسابقات تلویزیونی دارد. اغلب مسابقات تلویزیونی یا سوال و جواب است یا اینکه شرکت‌کنندگان باید از موانع سخت عبور کنند؛ یعنی بحث توانمندی‌های فیزیکی مطرح است اما این مسابقه شرایط خاصی دارد. شرکت‌کنندگان باید بتوانند استدلال بیاورند و مذاکره کنند. باید کمی روانشناسی بلد باشند. چالش‌های گفت‌وگویی که میان شرکت‌کنندگان ایجاد می‌شود باعث جذابیت مسابقه می‌شود.

سلطانی با تاکید بر اینکه شرکت‌کنندگان در مسابقه «مافیا» باید ویژگی‌ها و توانمندی‌های مشخصی را دارا باشند، عنوان کرد: ما نزدیک به ۵۰۰۰ نفر متقاضی برای شرکت در فصل جدید داشتیم که به مدت دو ماه از این متقاضیان آزمون گرفته شد و بازی‌های آزمایشی انجام دادند و نیز کارگاه‌های آموزشی برای آن‌ها برگزار شد؛ در نهایت ما ۶۰۰ نفر را از سراسر ایران انتخاب کردیم.

او یکی از تغییرات اساسی فصل جدید برنامه «شهروند و مافیا» را تغییر دکور عنوان کرده و افزود: ما در این فصل دکور را کاملا تغییر داده‌ و فضای متفاوتی را برای اجرای برنامه در نظر گرفته‌ایم. سازه‌ای طراحی شده که از سقف معلق است و نزدیک به هشتصد پیکسل نوری است. بر اساس اتفاقاتی که در برنامه می افتد رنگ دکور تغییر می‌کند.

به تازگی اعلام شده است که سعید ابوطالب که تجربه ساخت چندین فصل از «شام ایرانی» و «رالی ایرانی» را با حضور بازیگران در کارنامه دارد، به فکر ساختن بازی «مافیا» در شبکه نمایش خانگی افتاده است و باز هم از بازیگران شناخته شده‌ای برای برنامه‌اش استفاده کند.

تهیه‌کننده مسابقه «شهروند و مافیا» درباره ساخت برنامه‌ای مشابه مسابقه «مافیا» برای شبکه نمایش خانگی توسط سعید ابوطالب و با حضور بازیگران، گفت: من پیش‌بینی می‌کنم دوستان شناخت درستی از فرآیند بازی نداشته باشند، چراکه ما حدود یک سال تحقیق کردیم تا بتوانیم این بازی را با فضای تلویزیون و برنامه‌سازی هماهنگ کنیم که کار آسانی هم نبود.
او افزود: از طرف دیگر تا جایی که می‌دانم شرکت‌کنندگانی که قرار است در نسخه نمایش خانگی «مافیا» حضور داشته باشند، اشراف زیادی به بازی مافیا ندارند و بعید می‌دانم که شما آنجا بازی مافیایی را که اکنون در حال انجام است، ببینید، مگر آنکه چیز دیگری دیده شود.

سلطانی داشتن توانایی استدلال و مذاکره و مستند بودن مسابقه را از مهمترین ویژگی‌های مسابقه «مافیا» عنوان کرد و افزود: ‌در این بازی پارامترهای تاثیرگذار دیگری دخیل است. بحث مذاکره و استدلال و هوش و زبان بدن در این بازی مطرح است؛ بنابراین نمی‌توان سناریویی نوشت و گفت بازی‌اش کنند، چراکه هوش و توان مذاکره از پارامترهایی است که باید بداهه اجرا شود و دخل و تصرف کارگردان در آن وجود نداشته باشد. در واقع مافیا یک بازی است، نه بازیگری و نقش بازی کردن با روح بازی مافیا در تضاد است.

علیرام نورایی – مجری برنامه «شهروند و مافیا» –

این تهیه‌کننده درباره تفاوت برنامه‌سازی در تلویزیون و شبکه خانگی و ترجیح خودش به عنوان یک برنامه‌ساز عنوان کرد که «مزایای شبکه خانگی از جمله محدودیت‌های کمتر و شرایط مالی بهتر برایش اهمیتی ندارد و در این زمینه افرود: تلویزیون یک رسانه فراگیر است و قابل مقایسه با وی‌اودی‌ها نیست. ضریب نفوذ تلویزیون و پوشش آن خیلی بیشتر از دیگر رسانه‌هاست. فکر می‌کنم ترجیح هر کسی تلویزیون باشد.»

به گزارش ایسنا، فصل اول مسابقه «شهروند و مافیا» مهر ۱۳۹۸ پخش شده است. تا کنون چهار فصل از برنامه «شهروند و مافیا» از شبکه سلامت به روی آنتن رفته و پخش فصل پنجم آن با اجرای علیرام نورایی از شنبه (۱۲ مهر) آغاز شده است.

فصل پنجم هنوز در حال ضبط است و به گفته تهیه‌کننده برنامه قرار است فصل ششم هم ساخته شده و برنامه «شهروند و مافیا» تا ماه رمضان ۱۴۰۰ ادامه داشته باشد.

هر فصل از این برنامه  ۳۱ قسمت است و در مجموع  این برنامه ۱۸۶ قسمت خواهد بود.

انتهای پیام