سند تلفنگرام محسن رضایی به فرماندهان سپاه در روز اول عملیات الی بیت‌المقدس منتشر شد

به گزارش ایسنا به نقل از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در این تلفنگرام که روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ ارسال شده، فرمانده کل سپاه به همه فرماندهان مناطق ده‌گانه سپاه در سراسر کشور دستور داده تا تمام توان خود را به جبهه‌های جنوب برای فتح خرمشهر گسیل کنند.

انتهای پیام

اقامه نماز با دست و پا و چشم‌های بسته

به گزارش ایسنا،‌ جعفر مزیدها از آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. او روایت می‌کند: پس از اسارت و انتقال به پشت خط مقدم عراقی‌ها و یک هفته حبس در زندان‌های بصره، نماز را با دست و پا و چشم‌های بسته خواندیم؛ آن هم بدون اینکه جهت قبله را بدانیم. ما باید طوری نماز را اقامه می‌کردیم که بعثی‌ها متوجه نشوند.

یک هفته بعد، ما را که حدود ۵۰ نفر بودیم، به سازمان امنیت بغداد منتقل کردند و در اتاقی به ابعاد ۶ در ۴ متر، که یک پتو کف آن را می‌پوشاند، حبس کردند. این اتاق یک دریچه داشت که از طریق آن، نور خورشید بر روی دیوارسلول می‌افتاد. به همین دلیل توانستیم جهت صحیح قبله را پیدا کنیم.

همان روز، یکی از بچه‌ها برخاست  تا نماز را به حالت عادی اقامه کند، اما قهقهه سربازان امنیتی بعث که مست بودند، فرصت این کار را به هیچ کدام از ما نداد. آن‌ها با انداختن آب دهان از پشت دریچه و دادن فحش و ناسزا، ما را مجبور کردند تا نماز را به صورت نشسته اقامه کنیم.

آن  روز، روز جمعه اول فروردین ۶۵ بود و ما به خیال اینکه سال، در ساعت یک بعد از ظهر تحویل می‌شود، به یکدیگر تبریک گفتیم و از خداوند، آزادی بچه‌ها از بند اسارت را طلب کردیم. چند روز بعد، ما را به اردوگاه رمادی ۱۰ منتقل کردند. در آنجا نیز، تا یک هفته نماز را در زیر پتو می‌خواندیم.

انتهای پیام

پایان‌نامه‌هایی که قربانی فریبکاری ناشران می‌شوند/برپایی همایش‌، دامی برای دانشجو و چاپ غیرمجاز

به گزارش ایسنا، فاطمه سهیلی، یکی از دانشجویان فعلی مقطع دکتری رشته حقوق در دانشگاه تهران است و هنگامی که درصدد تهیه کتابی از پایان‌نامه مقطع ارشد خود با محوریت رعایت حقوق مولفان بوده است، متوجه می‌شود که کتابی دقیقا با عنوان پایان‌نامه خود و دقیقا با همان محتوا از سوی یکی از ناشران منتشر شده است. به گفته وی انتشار این کتاب از پایان‌نامه بدون اطلاع و رضایت وی توسط این انتشارات صورت گرفته است.

فاطمه سهیلی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه این ناشر بودجه خود را از طریق منابع دولتی به دست می‌آورد، افزود: مسوولان این انتشارات از دانشجویانی که پایان‌نامه آنها در همایش‌های کشوری و یا در سطح دانشگاه‌های برتر معرفی می‌شود، به بهانه حمایت از پایان‌نامه‌، می‌خواهند نسخه ورد (Word) پایان‌نامه یا مقالات خود را در اختیار آنها قرار دهند و چندین مرتبه در سال نیز با برگزاری همایش‌های مختلف نسخه‌های مقالات و پایان‌نامه‌های دانشجویان را در اختیار می‌گیرند و سپس اقدام به چاپ بدون مجوز آنها می‌کنند.

وی ادامه داد: پس از آنکه پایان‌نامه من در همایش ملی “حقوق مالکیت ادبی-هنری” به عنوان پایان‌نامه برتر انتخاب شد، از سوی این انتشارات با من تماس گرفتند و به بهانه چاپ کتاب در کوتاه‌ترین زمان ممکن و طبق قراردادی خواستار نسخه ورد پایان‌نامه من شدند. من نیز نسخه ورد پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود را در اختیار آنها قرار دادم و در ازای آن، این ناشر اعلام کرد که قرارداد انتشار کتاب این پایان‌نامه را برای من ارسال خواهد کرد و من نیز با این شرط، موافقت کردم.

سهیلی ادامه داد: در متن این قرارداد ارسالی آورده شده بود که برای انتشار پایان‌نامه در قالب کتاب باید مبلغ ۵۰۰ هزار تومان به صورت علی‌الحساب توسط من به آنها پرداخت شود و پس از انتقال کلیه حقوق مادی و پرداخت باقی مبلغ، متن پایان‌نامه در قالب کتاب منتشر خواهد شد. من مخالفت خود را از این قرارداد به ناشر اعلام کردم و به آنها گفتم تمایلی به انتشار کتابی از پایان‌نامه در این انتشارات با این شرایط ندارم. پس از آن نیز چندین مرتبه طی تماس و ایمیل‌های مختلف نیز مخالفت صریح خود را از این قرارداد یک جانبه و غیرمنصفانه اعلام کردم.

این دانشجوی دکتری رشته حقوق دانشگاه تهران اضافه کرد: علی‌رغم اعلام مخالفت برای انتشار کتاب و عدم امضای آن قرارداد کذایی که مصداق بارز نقض حقوق مولف بود، در اسفند ماه سال ۹۷ مشاهده کردم که این ناشر کتابی از پایان‌نامه من در هزار نسخه منتشر و به بازار عرضه کرده است، ضمن آنکه دو نسخه از این کتاب در کتابخانه ملی موجود بود.

این محقق حوزه مالکیت فکری تاکید کرد: پس از پرس‌وجو از اساتیدم در دانشگاه تهران متوجه شدم که این ناشر از طریق برگزاری همایش با تماس مستقیم با دانشجویان نسخه‌ ورد پایان‌نامه‌ها را دریافت و پس از آن اقدام به انتشار کتاب به نفع خود می‌کند. من اولین و آخرین قربانی سودجویی آنها نیستم.

وی از اقامه دعوی در دادگاه‌ علیه این ناشر خبر داد و گفت: من از این ناشر شکایت کردم و پرونده آن نیز در جریان است؛ ولی این انتشارات پس از آنکه مشاهده کرد که روند پرونده به نفع آنها نیست، با جمع کردن کتب موجود از بازار از من خواست که با آنها مصالحه کنم تا از این طریق مقداری وقت برای خود بخرد.

سهیلی با بیان اینکه پایان‌نامه من در حالی تبدیل به کتاب شده است که نیاز به کار بیشتر بر روی آن بود، خاطر نشان کرد: بسیاری از دانشجویان در دام این انتشارات افتاده‌اند، به گونه‌ای که بر اساس گفته استادانم در چند هفته گذشته از سوی این ناشر با چندین تن از دانشجویان این رشته تماس گرفته شده است تا در همایش آنها شرکت کنند، ضمن آنکه نسخه ورد پایان‌نامه آنها را نیز دریافت کرده‌اند و باید منتظر بود که این پایان‌نامه‌ها به چه سرنوشتی دچار خواهند شد.

وی خاطر نشان کرد: این‌ها مواردی است که ما مطلع هستیم و قطعا این ناشر تخلفات بیشتری از این موارد را مرتکب شده است.

این وکیل دادگستری با بیان اینکه از نظر حقوقی این ناشر مجاز به انتشار پایان‌نامه‌ها بدون اجازه مولف نیست، افزود: روند انتشار قانونی کتاب از پایان‌نامه به این صورت است که قرارداد انتشار برای مولف ارسال می‌شود و هر دو طرف قرارداد را امضا می‌کنند و با این امضا اقدامات بعدی صحافی و حروفچینی آغاز می‌شود. هیچ انتشاراتی بدون قرارداد، هیچ کتابی را منتشر نمی‌کند؛ چرا که این قرارداد نشان‌دهنده رضایت مولف است.

وی با بیان اینکه بر اساس ماده ۲۳ قانون حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان چنین اقداماتی پیگرد قانونی دارد، ادامه داد: طبق این قانون اگر ناشری بدون اجازه مولف کتابی را چاپ کند، به حبس تادیبی از ۶ ماه تا یک سال محکوم می‌شود، ضمن آنکه متخلف به جبران خسارات مالی و چاپ حکم دادگاه در روزنامه نیز محکوم خواهد شد.

سهیلی با ابراز تاسف از اینکه این انتشارات به چنین قوانینی پایبند نیست، اظهار کرد: این ناشر با تصور اینکه من پیگیر این پرونده نمی‌شوم، اقدام به چاپ کتاب کرد و این در حالی است که موضوع کتاب منتشر شده رعایت حق مولف بود و این امر نشان می‌دهد که ناشر حتی از متن کتاب هم بی‌اطلاع بوده است.

وی در پاسخ به این سوال که از چه زمانی متوجه انتشار کتاب خود شده است، افزود: به طور کاملا اتفاقی از نسخه چاپی کتابی از پایان‌نامه خودم مطلع شدم. به توصیه استاد راهنمایم قرار شد این پایان‌نامه تبدیل به کتاب شود و پس از ۷ ماه در زمانی که در حال تکمیل آن برای کتاب بودم، متوجه چاپ بدون مجوز آن شدم. امیدوارم کسانی که بدین ترتیب قربانی این انتشارات می‌شوند، آگاه شوند و از ادامه فعایت‌های غیرقانونی آن در آینده ممانعت به عمل آید.

انتهای پیام

مروری بر زندگی یک معلم شهید

به گزارش ایسنا،‌ کتاب «آقای معلم» خاطرات شهید محمد طالبیان است که  به قلم مهین سمواتی به نگار در آمده و توسط نشر فاتحان به چاپ رسیده است. در روزهایی که مدارس تعطیل هستند و توصیه کادر درمان به حضور در منزل است مطالعه این کتاب با توجه به اینکه در هفته معلم قرار داریم پیشنهادی برای پرکردن اوقات فراغت از سوی ایسنا به مخاطبانش است.


محمد طالبیان از پیشکسوتان نهاوندی مبارز با رژیم پهلوی و از فرهنگیان و رزمندگان دوران دفاع مقدس پرداخته است. محمد طالبیان یکی از فعالان سیاسی قبل انقلاب بود که رهبری معنوی «گروه ابوذر» را برعهده داشت.


این کتاب در سه فصل تنظیم شده است. بخش نخست آن به خاطرات کودکی تا ۱۸ سالگی او اختصاص دارد که برگرفته از دست‌نوشته‌های شهید است. بخش دوم شامل خاطرات خانواده و دوستان شهید و بخش سوم خاطرات همرزمان شهید را در برمی‌گیرد.


محمد طالبیان ۷ دیماه سال ۱۳۱۶ در شهرستان نهاوند به دنیا آمد. تا پایان مقطع کارشناسی رشته مترجمی زبان عربی ادامه تحصیل داد. با پیوستن به آموزش و پرورش، به عنوان معلم مشغول به خدمت شد. سال ۱۳۳۹ ازدواج کرد و دو پسر و ۴ دختر از خود به یادگار گذاشت. قبل از انقلاب از مبارزان سرشناس انقلابی بود و پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس نیز در تمام طول جنگ در جبهه های نبرد شرکت داشت.


پس از سال‌های دفاع مقدس، در سال ۱۳۷۰ و با شرکت در عملیات سرکوبی منافقین در خاک عراق، به درجه رفیع شهادت نائل آمد اما پیکرش به وطن بازنگشت.


انتهای پیام

دلیل شرمندگی یک معلم شهید در وصیتنامه‌اش

به گزارش ایسنا، کتاب «همیشه معلم مایی» شامل مجموعه داستان‌های کوتاه برگرفته از خاطرات مربوط به شهید غلامرضا شریفی‌پناه است.

این اثر برای گروه سنی نوجوانانبا زبانی داستانی توسط  نرگس مولایی به نگارش در آمده است.

غلامرضا شریفی پناه سال ۱۳۲۳ در روستای «مود» بیرجند متولد شد. او یکی از مبارزان دوران انقلاب بود که توسط پلیس دستگیر و بسیار شکنجه شد. این معلم  با پیروزی انقلاب در نهادهای مختلفی چون جهاد سازندگی و کمیته انقلاب اسلامی به ارائه خدمت پرداخت و با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان معلم و رزمنده به مناطق جنگی اعزام شد.

او در سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.

شهید شریفی‌پناه دربخشی از وصیتنامه‌اش نوسته است: «…وقتی نمونه‌های فراوان از خودگذشتگی و ایثار امت قهرمان و شهید پرور را می‌بینم، احساس شرمندگی می‌کنم و با تمام وجود آرزو می‌کنم که ای کاش چندین جان می‌داشتم و برای ادامه راه شهیدان عزیز و گرانقدر این امت فدا می‌کردم. به عنوان مثال چندی قبل در روزنامه خواندم که بانوی بزرگواری، علاوه بر این که شوهرش را به عنوان یک شهید از دست داده و چهار فرزندش نیز به شهادت رسیده‌اند، اوقات فراغت خویش را به کار بافتن دستکش برای رزمندگان عزیز اختصاص می‌دهد. درود و تهنیت خدا بر چنین زنان فداکار و ایثارگر باد!»

انتهای پیام

مروری بر وصیت چند معلم شهید

به گزارش ایسنا، آیت‌الله مرتضی مطهری، از چهره‌های برجسته انقلابی و رئیس شورای انقلاب اسلامی حدود ساعت ۱۱ شب روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ هدف گلوله یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت. پس از این اقدام تروریستی پیکر شهید مطهری به بیمارستان طرفه منتقل شد.

 در نهایت به دلیل شدت جراحت روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ به شهادت رسید. حمید نیکنام، علی بصیری و وفا قاضی زاده، عاملان ترور شهید مرتضی مطهری هستند.

سالروز شهادت علامه مرتضی مطهری در ایران روز معلم نام گرفته است. به همین مناسبت مروری بر چند وصیت از معلمان شهید دوران دفاع مقدس داریم.

محمود احمدی در سال ۱۳۳۷ در خانواده‌ی روحانی و فرهنگی در شهر فیروزکوه  متولد شد و تا سن ۱۵ سالگی در این شهرستان به تحصیل پرداختند. سپس برای ادامه‌ی تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۵۶ موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.

 بعد از اتمام دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۵۹ به استخدام آموزش و پرورش درآمد. با آغاز جنگ تحمیلی چندین مرحله به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل رفت و سرانجام در سال ۱۳۶۱ در حوالی پاسگاه زید به شهادت رسید.

در بخشی از وصیتنامه این شهید آمده است: «ما به خود می‌بالیم که پروانه‌وار گرد شمع فروزان ولایت‌فقیه بگردیم و بسوزیم و به آن سوختن می‌نازم که حیات ما در سوختن ماست، زیر محور شمع هدایت ولایت فقیه. »

حمیدرضا اوجانی در سال ۱۳۳۵ در شهرستان کرج به دنیا آمد. دوران تحصیل خود را با مشکلات فراوان به پایان رساند و پس از بازگشت از سربازی در آموزش و پرورش مشغول به کار شد. او پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی چندین بار به جبهه اعزام شد و سرانجام در منطقه‌ی عملیاتی فکه بر اثر ترکش خمپاره به درجه‌ی رفیع شهادت نایل گشت.

در وصیتنامه این شهیدآمده است: «سپاس خدای را که شوق شهادت را در من به وجود آورد. برادران و خواهران، من از میان زندگی موقت و زندگی دائمی، زندگی دائمی را اختیار نموده و از بین مرگ و شهادت، شهادت را پذیرفتم و من به پیروی از امام و رهبر عزیزم به منظور پیروزی بر نفس درونی به جهاد اکبر برخاستم و پایان با عشق و شهادت و رسیدن به لقاالله به این امر بسیار مهم پرداختم. »

محسن پورقاسمی در سال ۱۳۴۰ در یکی از روستاهای شهریار متولد شد و تحصیلات خود را در زادگاهش به پایان رساند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مراسم و جلسات مذهبی به فعالیت پرداخت سپس در دانشکده‌ی تربیت معلم تحصیلاتش را ادامه داد.

چندین مرحله به در جبهه حضور یافت و سرانجام در عملیات «والفجر۴» در منطقه‌ی عمومی پنجوین به درجه‌ی رفیع شهادت نایل آمد.

او در بخشی از وصیتنامه‌اش نوشته است:«سلام مرا به رهبر عزیزم، پدر یتیمان برسانید و به خانواده‌ی شهدا بگویید که تا آخرین قطره‌ی خونمان صحنه‌های نبرد حق علیه باطل را ترک نخواهیم کرد و با خداوند پیمان می‌بندیم که در تمام عاشورا و کربلاها، حسین (ع) زمان را تنها نگذاریم و سنگرها را خالی نخواهیم کرد و تا هنگامی که پرچم لااله‌الاالله در تمام جهان به اهتزاز درنیاید و احکام اسلام و قرآن در زیر پرچم توحید و اسلام به اجرا درنیاید ساکت نخواهیم نشست. »

یونس‌علی رنجبرپور در سال ۱۳۳۰ در خانواده‌ی مذهبی در ساوجبلاغ متولد شد. او در دوران نوجوانی به علت مشکلات مالی به کار در بازار پرداخت و تحصیلاتش را به صورت شبانه ادامه داد و تا ین‌که موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.

بعد از چندین سال شغل آزاد به خاطر علاقه‌ی که به شغل معلمی داشت وارد آموزش و پرورش شد و در روستاها مشغول خدمت گشت و سپس با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌هی حق علیه باطل رفت. ین شهید در تاریخ ۱۳/۲/۱۳۶۱ به درجه‌ی رفیع شهادت نیل آمد.

او در وصیتنامه خود می‌نویسد:«شهادت کار هر کسی نیست، ممکن است من هم از آن‌هیی باشم که افتخار شهادت را نداشته باشم. اگر خداوند شهادت را نصیب من کرد، مبادا بچه‌هی مرا کوچک بشمارید. امیدوارم که بچه‌هی من راه تمام شهیدان را ادامه دهند و هیچ‌ وقت زیر بار ظلم نروند. »

انتهای پیام

پنج گروه داوری آثار پژوهشی جایزه سردار شهید سلیمانی را ارزیابی می‌کنند

به گزارش ایسنا به نقل از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، دبیرخانه اولین دوسالانه آثار برتر پژوهشی دفاع مقدس و مقاومت؛ جایزه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی گروه‌های پنج‌گانه داوری تعیین شدند. این گروه‌ها شامل گروه نظامی و امنیتی، گروه اجتماعی، اقتصادی، گروه حقوقی و بین‌الملل، گروه تاریخی و سیاسی و گروه فرهنگی، ادبی و هنر است.

طبق این گزارش، پژوهشگران ناشران و دانشگاه‌ها می‌توانند آثار خود را در قالب موضوعات نه‌گانه نظامی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، بین‌الملل، تاریخی و اقتصادی به دبیرخانه جایزه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی ارسال نمایند که در پنج گروه داوری مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

انتهای پیام

روایت «ساره» از یک شهید

به گزارش ایسنا،‌ کتاب «ساره» روایت‌گر زندگی «ساره نیکخو» همسر شهید سبزعلی خداداد است. سبزعلی خداداد در فروردین سال ۱۳۳۸ در روستای هکته پشت در شهرستان بابل به دنیا آمد. وی دوره ابتدایی را در دبستان روستای زادگاه خود گذراند و چندی بعد برای ادامه تحصیل به شهرستان بابل رفت و مقطع دبیرستان را در رشته فرهنگ و ادب تحصیل کرد. او در سال ۱۳۵۷ به علت شرکت مستمر در فعالیت‌های انقلابی از ادامه تحصیل بازماند و موفق به اخذ مدرک دیپلم نشد.

در همین سال فعالیت‌های وی به اوج خود رسید تا اینکه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید. بعد از انقلاب به همراه شهید بزاز و دیگر دوستان انقلابی برای حفظ دست‌آوردهای مقدس انقلاب علیه گروهک‌ها و احزاب ضد انقلاب مبارزه می‌کرد.

با آغاز توطئه ضدانقلاب در غرب کردستان، خداداد دوره‌های آموزش عمومی و تخصصی را در سال ۱۳۵۹ در بسیج بابل فرا گرفت. همان سال به همراه اولین گروه اعزامی از شهرستان بابل به کردستان اعزام شد و در منطقه سنندج، سقز، بانه و سردشت فعالیت‌های گستردهء‌ای داشت. مدتی نیز به عنوان فرمانده تیپ در منطقه سردشت ایفای نقش کرد و در تاریخ ۶ آذر ۱۳۵۹ به شهر بابل بازگشت.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:‌«همه از خانه‌ها وحشت زده بیرون زدیم. همه از همسایه‌ها سوال می‌پرسیدیم » چه خبر شده؟ از ادلب چه خبر؟» بعد فهمیدیم ارتش تا مرکز استان ادلب عقب‌نشینی کرده. نیروهای امنیتی هم تا شهر «مسطومه» عقب کشیده‌اند و چند روز بعد تا «اریحا.» عقب می‌رفتند و عقب‌تر و نا امیدی به جان ما چنگ می‌انداخت. باز هم عقب‌تر. دست آخر تا «جورین» هم ارتش عقب‌نشینی کرد.

حالا ما مانده بودیم و ما. بین وحشت و ناباوری. گوشه‌ خانه‌هایمان کز کرده بودیم. تنها … در روستایی که حالا به محاصره افتاده بود. بدون برق .. بدون تلفن .. حالا یک تماس تلفنی سخت‌تر از این حرف‌ها شده بود. ما در خانه‌هایمان زندانی شدیم. در روستای خودمان. روزهای اول باورمان نمی‌شد.

خیلی امیدوار بودیم. بعد کمکم رنگ از روی امیدمان. مدام می‌گفتیم «فردا ارتش بر می‌گرده» برنگشت. فقط دورتر و دورتر می‌شد. مدام عقب‌تر می‌رفت. اولین روزی که هواپیما آمد و نان ریخت برای ما همه باور کردیم که واقعا به محاصره افتاده‌ایم. محاصره‌ای که هیچ کس جز خدا نمی‌داند … دقیقا کی به آخر می‌رسد.»

 کتاب «ساره» به قلم حسن شیردل و حسین شیردل در ۴۰۰ صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است. خوانش این اثر در روزهایی که تاکید کادر درمان برای پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا به حضور هرچه بیشر در خانه است به خوانندگان آثار حوزه ایثار و شهادت توصیه می‌شود.

انتهای پیام

شرح دعای روز سوم ماه مبارک رمضان+صوت

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

” اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ و التّنَبیهَ و باعِدْنی فیهِ من السّفاهه و التّمْویهِ و اجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ. “

«خدایا روزی کن مرا در آن روز هوش و خودآگاهی را و دور بدار در آن روز از نادانی و گمراهی و قرار بده مرا بهره و فایده از هر چیزی که فرود آوردی در آن به بخشش خودت، ای بخشنده‌ترین بخشندگان. »

به گزارش ایسنا، آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبِیهَ وَبَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَهِ وَ التَّمْوِیهِ» در دعای روز سوم می‌گوید: خدایا در این ماه رمضان روزی کن که من هوشیار بشوم و حافظه پیدا کنم و از خواب غفلت بیدار بشوم. انسان اگر بیدار بشود خیلی لذت می‌برد، نوع انسان‌ها در غفلت هستند؛ بنابراین در ماه رمضان از خدا درخواست کنید که از خواب غفلت بیدار شویم.

وی درباره علت ضعیفی حافظه عنوان می‌کند: یکی از نعمت‌های بزرگ خدا ذهن است. در این دعا از خدا درخواست ذهن و حافظه می‌کنیم، اگر می‌بینید حافظه ضعیف است و حافظه درست و حسابی نداریم، علت آن گناه است؛ به نامحرم که نگاه کنی حافظه می‌رود.

این استاد اخلاق ادامه می‌دهد: شخصی به دانشمندی مراجعه می‌کند و می‌گوید؛ من حافظه ندارم. آن دانشمند گفت: گناه نکن و علت آن را هم ذکر کرد و گفت: علم یک نوع فضیلت و برتری است و خدا این برتری را به شخص گناه‌کار نمی‌دهد لذا کسی که اهل گناه است مجتهد و ملأ نمی‌شود و اگر بخواهد ملأ بشود و به درد مردم بخورد باید حافظه داشته باشد و لازمه آن ترک گناه است.

این عالم ربانی همچنین دعایی برای تقویت حافظه معرفی می‌کند و می‌گوید: از خدا؛ حافظه بخواهیم و ترک گناه کنیم؛ این دعا را هم بعد از هر نماز بخوانید: «سبحان من لایعتدی علی اهل مملکته …» که باعث تقویت حافظه می‌شود؛ قرآن حفظ کنید؛ حافظه زیاد می‌شود؛ خواندن آیه‌الکرسی حافظه را زیاد می‌کند.

این استاد بزرگ اخلاق یک بار دیگر به دعای روز سوم ماه رمضان اشاره می‌کند و می‌گوید: در ادامه دعای روز سوم از خدا طلب بیداری از خواب غفلت می‌کنیم. «وَبَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَهِ وَالتَّمْوِیهِ» خدایا در این روز مرا از کارهای باطل و سفیهانه دور گردان؛ غیبت نکنم، دروغ نگویم و … سفاهت به معنای؛ کار بی‌خردانه و بچه‌گانه است.

وی با قرائت ادامه دعا می‌افزاید: «وَاجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیرٍ تُنْزِلُ فِیهِ» خدایا هر کار خیری که در ماه رمضان نازل کرده‌ای نصیبی از آن کار خیر به من برسان.

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی در ادامه به حدیثی از حضرت رسول (ص) اشاره می‌کند و می‌گوید: رسول خدا فرمود: «آیا شما را خبر ندهم به اموری که اگر به آن امور عمل کنید، شیطان از شما دور می‌شود؛ مثل دور بودن مشرق از مغرب. » اصحاب گفتند: «بله یا رسول‌الله» حضرت فرمودند: «روزه بگیرید؛ چراکه روزه صورت شیطان را سیاه می‌کند. »

وی تاکید کرد: یکی از کارهای خیر روزه گرفتن است. از خدا بخواهیم که در ماه رمضان مریض نشویم و توفیق روزه‌داری داشته باشیم. یکی از کارهای خیر دیگر صدقه است؛ صدقه دادن هم پشت شیطان را می‌شکند. «و کَسْرَ ظَهره» و در ادامه آمده است، مواظبت بر عمل صالح، نماز شب و دوستی با خدا و استغفار، ریشه شیطان را قطع می‌کند. و در آخر حدیث گفته شده است: «و ل‌ِکلِ شیء زکات وزکاتُ الابدان الصیام» که هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن‌های شما روزه است.

وی همچنین درباره بخش آخر دعای روز سوم ماه رمضان اظهار می‌کند: «وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیرٍ تُنْزِلُ فِیهِ بِجُودِکَ یا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِین» خدایا هر خیری که در ماه رمضان نازل می‌کنی برای من نصیبی از آن خیر قرار بده به جود و بخشش خودت ای کسی که جود و بخششت از همه بخشندگان بیشتر است.

انتهای پیام