دریغا و دردا که میدان از هنرمندان واقعی خالی است

صدیق تعریف در گفت‌وگویی با ایسنا درباره زندگی هنری عبدالوهاب شهیدی ـ خواننده باسابقه ایرانی ـ که صبح دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ماه به دلیل عارضه قلبی  درگذشت، گفت: استاد عبدالوهاب شهیدی در جامعه باربد، زیر نظر استاد اسماعیل مهرتاش (موسیقیدان) آواز ایرانی را فرا گرفت. استاد مهرتاش در حوزه اجرا و آموزش موسیقی و تئاتر با اجرای اپرت‌هایش، در جامعه باربد در دورانی بسیار فعال عمل می‌کردند. ماحصل این آموزش‌ها، پرورش شاگردانی بود که در اپرت‌های ایشان حضور پیدا می‌کردند. از جمله کسانی که در این اپرت‌ها حضور می‌یافت، استاد شهیدی بود که همزمان با خواندن آواز در این اجراها، به نواختن عود هم می‌پرداخت. از دیگر شاگردان استاد مهرتاش می‌توان به محمدرضا شجریان، محمد منتشری و چند تن دیگر اشاره کرد که در اجرای آثار مهرتاش او را همراهی می‌کردند.

او ادامه داد: به مرور استاد شهیدی وارد برنامه «گلها»ی رادیو شد و تا آخرین روزهای پیش از انقلاب به طور مستمر در برنامه‌های «گلها»ی رادیو همانند؛ گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ و یا گلهای تازه به اجرای برنامه پرداخت. استاد شهیدی باتوجه به شناختی که از شخصیت صدایش داشت، تا آنجا که می‌توانست از امکانات موجود در صدایش به نحو احسنت و درست استفاده کرد. از این استاد بزرگ، آثار ارزشمندی باقی مانده است. شیوه آوازخوانی ایشان خصلت و ویژگی خاص خود را داشت که استاد به خوبی و به اندازه کافی از آن در اجرای آثارش استفاده می‌کرد. 

این هنرمند در ادامه اظهار کرد: هر کدام از خوانندگان موسیقی ایرانی پیش از انقلاب، شیوه، سبک و سیاق منحصر به خود را داشتند، برخلاف خوانندگان امروز هر کدام شخصیت صدایی و اجرایی خاص خود را داشتند و هیچ کدام به هیچ وجه شبیه دیگر خوانندگان نمی‌خواندند و آوازشان هر کدام مُهر و امضای خود را داشت.

او تصریح کرد: تا آنجا که به خاطر می‌آورم استاد شهیدی خواننده دائمی و همیشگی گروه پایور به سرپرستی استاد فرامرز پایور بود. یادم نمی‌آید که استاد شهیدی با گروهی دیگر غیر از گروه پایور به اجرای برنامه پرداخته باشد مگر با ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون در چند کار محدود و معدود با استادانی چون روح الله خالقی و بعدها در چند اثر استاد جواد معروفی و استاد فریدون شهبازیان. از معروف‌ترین آثار این خواننده ارجمند می‌توان به آثاری مانند «زندگی»، «بی تو به سر نمی‌شود»، «گریه را به مستی…» و چند اثر دیگر اشاره کرد. از دیگر ویژگی‌های این استاد ارجمند می‌توان به بازآفرینی چندین اثر نواحی ایران مانند موسیقی منطقه لرستان و چهارمحال بختیاری که اغلب با ارکسترهایی به سرپرستی فریدون شهبازیان اجرا می‌شد، اشاره کرد.

او ادامه داد: استاد شهیدی خواننده‌ای بود که غیر از عرصه آواز، در نواختن عود در نوع خود خوش پنجه و خاص بود و عود را خوش می‌نواخت. از ویژگی‌های عودنوازی ایشان؛ صدای ساز او بود که رنگ، بو و طعم خالص موسیقی ایرانی را داشت.

صدیق تعریف

تعریف به بی‌توجهی‌هایی که به هنرمندانی همچون شهیدی پس از انقلاب صورت گرفت، پرداخت و گفت: پس از انقلاب تنها استاد شهیدی نبود که مورد بی مهری مسوولان فرهنگی وقت قرار گرفت، بلکه خوانندگان دیگری همچون حسین خواجه امیری (ایرج)، اکبر گلپایگانی، نادر گلچین و بسیارانی دیگر از این بی مهری و بی توجهی مبرا نبودند. دردا که این خوانندگان در اوج پختگی و مهارت به کلی از اجرا و حضور در محیط هنری محروم و طرد شدند.

این هنرمند درباره اثر خاموشی صدای هنرمندانی همچون شهیدی گفت: اکثر هم دوره‌ای‌های استاد شهیدی از دنیا رفته‌اند و هم دوره‌ای‌های ما نیز که امثال محمدرضا لطفی یا پرویز مشکاتیان بودند چندین سال است که از خاموشی‌شان می‌گذرد و اکنون دریغا و دردا که میدان تقریبا خالی از مردان و زنان کارآمد و به معنای درست کلمه هنرمند است.

انتهای پیام

«ماه عسل» تولید نمی کنیم/اجازه استفاده از موسیقی نداریم حتی در حد تیتراژ

سیدافضل میرلوحی ـ تهیه کننده برنامه «ضیافت» ـ در گفت و گویی با ایسنا درباره ویژه برنامه رمضانی هشت ساله ی شبکه قرآن و معارف سیما و علت تداوم آن مطالبی را عنوان کرد.

این تهیه کننده معتقد است: شبکه قرآن مثل هر شبکه ای رسالت خاص خود را دارد. مخاطبان این شبکه، برنامه «ضیافت» را همین گونه که هست، پسندیده اند؛ حال با وجود اینکه در شبکه های دیگر دستشان در زمینه موسیقی و در خیلی از موارد دیگر باز است،  ما در این شبکه اجازه استفاده از موسیقی حتی برای یک تیتراژ هم نداریم. ولی سعی کردیم کمی رئال کار کنیم.

چرا ضیافت ۸ سال است روی آنتن ماند؟

این تهیه کننده با یادآوری اینکه ویژه برنامه «ضیافت» از سال ۹۳ پخش خود را در شبکه قرآن سیما آغاز کرد، در این زمینه چنین مطرح کرد: از طریق سازمان صداوسیما یکسری اهداف برای شبکه در نظر گرفته شد که در آن بخشی به نام الگوسازی با مثال های بومی وجود دارد. طبیعتا الگوی ما اهل بیت (ع) هستند. اولیاءالله هم دسته دوم هستند که علمای دین و بزرگوارند. نگاه ما هم الگوسازی در این زمینه ها بوده است. مشخصا شبکه قرآن هم شبکه ای با اهداف خاص است؛ بنابراین سعی کردیم از هر المانی که به نظرمان می رسد، استفاده کنیم و به جذاب شدن برنامه کمک کنیم و کسانی را که به دنبال این نوع موضوعات هستند و سلیقه شان این موضوعات است را با خود همراه کنیم.

میرلوحی یادآور شد: تاکنون و در طول این سال ها درباره ی ۲۰۰ نفر از این بزرگان و علمای دین طرح مطلب داشته ایم. امسال هم نگاهمان استعمارستیزی است و آزادی طلبی روحانیت در ۱۵۰ سال اخیر، یعنی از زمان جنگ ایران و روس به بعد را بررسی کرده ایم. نگاه اصلی ما امسال این بوده است و به همین دلیل شکل و شمایل برنامه ما با شبکه های دیگر شبیه نیست.

اجازه موسیقی حتی برای یک تیتراژ هم نداریم

وی با اشاره به اینکه ۲۰ دقیقه از برنامه «ضیافت» در این شبکه به ادعیه و تلاوت قرآن اختصاص دارد، اظهار کرد: در ارتباط با موضوع برنامه و بحثی که در زمان منتهی به افطار آغاز می کنیم، بالاخره سازمان صداوسیما طبق نظرسنجی هایی که داشته است، این برنامه را هشت سال مورد اقبال مخاطب دیده است؛ از علماء بگیرید تا افراد عادی. بنابراین مخاطبان این شبکه، برنامه را همین گونه که هست پسندیده اند، حال با وجود اینکه در شبکه های دیگر دستشان در زمینه موسیقی و در خیلی از موارد دیگر باز است. اما ما اجازه استفاده از موسیقی حتی برای یک تیتراژ هم نداریم. ولی سعی کردیم کمی رئال کار کنیم و تصاویرمان به لحاظ بصری زیبا باشد.

رفیقان ما در شبکه های دیگر با کلی کلیپ موسیقی می توانند فضا را تغییر دهند، اما اینکه نمی توانند مخاطب را جذب کنند، بحث دیگری است. در حالی که در شبکه قرآن به سختی مجوز ساخت موسیقی می دهند.

موضوعمان را از شکل اخلاقی به فضای سیاسی بردیم

این تهیه کننده با اشاره به رسالت شبکه قرآن و معارف سیما در زمینه تولید ویژه برنامه های رمضانی، بار دیگر با اشاره به برنامه «ضیافت»،  خاطرنشان کرد: شبکه قرآن پر از ادعیه و تلاوت است و کاملا با شبکه های دیگر متفاوت است. به شبکه های دیگر کاری ندارم و اینکه کنداکتورشان چگونه است. ما در شبکه قرآن فرمت جدیدی را به راه انداختیم و آن اینکه برنامه را به استودیو که فضای خفه آلودی دارد، نبردیم.

سیدافضل میرلوحی یادآور شد: در سال های قبل مستندهای گزارشی مختلفی داشتیم اما امسال از موشن گرافیک با فرمت های جدید بهره بردیم. موضوعمان را از شکل اخلاقی به فضای سیاسی بردیم که متناسب و هم مسیر با فضای انتخابات باشد و نگاه استقلال طلبانه را به مخاطبان نشان دهیم. ممکن است انتقادهایی هم به برنامه باشد که آنها را بر روی چشممان می گذاریم، اما فرم و محتوای برنامه در شبکه قرآن اینگونه است وحتی اگر بخواهیم گفت و گو را در قالبی دیگر طراحی کنیم، مشکل دارد. از طرفی کارشناسان ما به واسطه موضوعی که داریم، کارشناسانی نیستند که آنها را در هر برنامه ای ببینیم.  

لری کینگ ۶۰ سال برنامه ای را با دو صندلی ادامه داد

میرلوحی با بیان اینکه برنامه «ضیافت» مخاطب خاص خود را دارد، گفت: قطعا مخاطبی که به برنامه ورزشی علاقمند است این برنامه را شاید نبیند. ما در «ضیافت» درباره مردانی صحبت می کنیم که شاید مخاطبان خیلی کم درباره آنها شنیده باشند. بنابراین موضوعی که کار می کنیم از این حیث برای مخاطب تازگی دارد و شبکه قرآن و معارف هم وظیفه دارد این افراد را که الگو هستند، بیشتر معرفی کند. هر شبکه ای رسالتی دارد و شبکه قرآن هم رسالت خاص خود را دارد. یک وقت می بینید لری کینگ ۶۰ سال برنامه ای را با دو صندلی ادامه می دهد؛ بنابراین در درجه اول موضوع باید جذاب باشد و چیزی بگویی که مخاطب گوش دهد.

ماه عسل تولید نمی کنیم

میرلوحی با بیان اینکه محتوا در درجه اول در جذب مخاطب تلویزیون مهم است، در این زمینه تصریح کرد: خیلی از برنامه های پرطرفدار دنیا به دلیل پرکاربردی بودنشان مخاطب دارند؛ از هاردتاک ها بگیرید تا برنامه های گفت و گو محور دیگر. ما هم شبکه قرآن هستیم و موضوعات معارفی را مطرح می کنیم. به هر حال مدیریت هر شبکه، ذائقه ای دارد و طبق آن جریان، طرح ایجاد می کند؛ بنابراین «ماه عسل» تولید نمی کنیم و ارتباطی هم به آن نداریم.

به گزارش ایسنا، ویژه برنامه رمضانی «ضیافت» هر شب ساعت ۱۹ با حضور کارشناسان و مهمان قرآنی و دینی و اجرای سید علیرضا قوامی روی آنتن شبکه قرآن و معارف سیما می رود.

انتهای پیام

چرا ناصرالدین‌شاه این همه جذاب شد؟!

به گزارش ایسنا، سریال های «جیران» به کارگردانی حسن فتحی، «آهوی من مارال» از ساخته های مهرداد غفارزاده و «قبله عالم» به کارگردانی حامد محمدی این روزها در شبکه نمایش خانگی در حال تولید هستند. از این تعداد، قرار گرفتن پوستر دو سریال «جیران» و «قبله عالم» با عنوان «به زودی» بر روی یکی از پلتفرم های پخش فیلم و سریال، حاکی از پخش زودهنگام و همزمان این سریال هاست.

اگرچه سازندگان این سریال ها بر روایتی متفاوت از زندگی ناصرالدین شاه تاکید دارند و یکی از این مجموعه ها (قبله عالم) در ژانر طنز تولید می شود، اما داستانی که به عنوان خلاصه در اختیار رسانه ها قرار گرفته است، از تفاوت چشمگیری حکایت نمی کند. 

«ناصرالدین شاه، دست به ماشه برده تا آهویی صید کند که آهو چشمی، چون باد از راه می‌رسد و چون برق می‌گذرد و به دنبالش حال سلطان صاحبقران می‌شود حال اسیری که در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد. شاه به حکم قدرقدرتی امر می‌کند که صیاد را به شکارگاه بازگردانند، غافل از اینکه آن آهو چشم گریزپا، خود صید و صیاد عاشقی جوان است از دیار آذربایجان، دیاری که گل‌های دشتش همه سارای نام دارند و سروهای سر به فلک کشیده‌اش همه خان چوپان…»

این خلاصه داستانی است که سازندگان سریال «آهوی من مارال» در اختیار رسانه ها قرار داده اند. سریالی که در سکوت خبری و با بازی ترلان پروانه در نقش مارال و حسن معجونی در نقش ناصرالدین شاه قاجار به نظر می رسد، مدتی است که کلید خورده است. الهام کردا و شبنم مقدمی از دیگر بازیگرانی هستند که در میان خبرهای معدود تولید این پروژه معرفی شده اند و زمان پخش هنوز مشخص نیست.

لوگوی منتشرشده از سریال آهوی من مارال

اما سریال حسن فتحی که برخلاف پروژه دیگر، هر چند روز یک بار از گریم یکی از بازیگرانش رونمایی می کند، با عنوان به زودی، به مخاطبانش وعده پخشی زودهنگام را می دهد. فتحی که این روزها از طرفی درگیر حاشیه های پیش آمده برای فیلمش (مست عشق) است، به نظر می رسد بیش از همه با تمرکز بر ساخت سریال «جیران»، قصد دارد هرچه زودتر این سریال تاریخی را برای پخش به شبکه نمایش خانگی برساند.

در خلاصه سریال جیران آمده است: «زنهار که طراز و طریقت گم شده و مجاز و حقیقت به هم آمیخته. سهم رعیت کابوس است و سهم سلطان تخت طاووس. کجاست تدبیر کریم‌خان که تاج شاهی پس بگیرد از ما ندانم‌کارها؟ کجاست شمشیر نادر که انتقام بکشد از ما خراب‌کارها؟ مملکت آشفته است و امیرکبیر در گور خفته است. هر نامی آبستن ننگ است و هر صلحی آبستن جنگ. آدمیزاد قبله عالم هم که باشد پناه می‌خواهد. قلعه‌ای می‌خواهد که جان‌پناهش باشد. برای اولاد آدم هیچ قلعه‌ای محکم‌تر از عشق نیست. بدهید همه‌جا جار بزنند که: ایهالناس! دیروز در حوالی تجریش پادشاه شما عاشق شد… »

در سریال «جیران» بازیگرانی چون پریناز ایزدیار، بهرام رادان، رعنا آزادی ور، امیر جعفری، مریلا زارعی و امیرحسین فتحی بازی می کنند. 

تصاویری از گریم شخصیت های سریال جیران

نگاهی به داستان دو سریال «جیران» و «آهوی من مارال» گویای شباهت هایی میان این دو سریال است و هر دو برشی از زندگی عاشقانه ناصرالدین شاه را برای بیننده روایت می کنند. هرچند سازندگان «جیران» پیشتر در توضیحاتی این شباهت را رد کرده و عنوان کرده اند که «اگرچه این دو سریال هر دو به برهه‌ای از زندگی و زمانه ناصرالدین‌شاه می‌پردازند، اما سریال جیران مربوط به شاه جوان است و سریال دیگر مربوط به دوران کهنسالی او».

سازندگان «جیران» همچنین تاکید کرده اند که بررسی شباهت‌های دو فیلمنامه در یک نهاد صنفی، حاکی از این بوده است که هیچگونه شباهتی در آنها وجود ندارد. ضمن اینکه معاونت سینمایی نیز پس از بررسی دو فیلمنامه و مطالعه نظریه کارشناسی دال بر عدم شباهت، پروانه ساخت سریال «جیران» را صادر کرده است.

اما فارغ از اظهارنظر درباره شباهت این دو سریال که پیش از پخش غیرممکن به نظر می رسد، اینکه همزمان دو سریال تاریخی به روایت قصه ای درباره ناصرالدین شاه علاقمند شده اند، می تواند پرسش برانگیر باشد. خصوصا که در کنار این دو مجموعه نمایشی، یک سریال دیگر هم با موضوع زندگی و شخصیت ناصرالدین شاه ساخته شده و قرار است به زودی پخش شود!

سریال طنز «قبله عالم» با پرداختن به حوادث دوران ناصرالدین شاه با بازی حامد کمیلی، شقایق دهقان و هادی کاظمی اسفند ماه ۹۹ در کاشان کلید خورد.

در این سریال طنز که به گفته سازندگانش به اتفاقات تاریخی دوران ناصرالدین شاه می‌پردازد، حامد کمیلی در نقش ناصرالدین‌شاه، شقایق دهقان در نقش مهد علیا، هادی کاظمی در نقش ظل الدوله و سوگل خلیق در نقش انیس الدوله جلوی دوربین رفته‌اند.

لوکیشن سریال قبله عالم

با این همه شاید یادآوری این نکته هم ضروری به نظر برسد که زندگی و شخصیت ناصرالدین شاه به عنوان چهارمین شاه از دودمان قاجار، فقط این روزها مورد توجه نبوده، بلکه همواره مورد توجه فیلمسازان ایرانی بوده است. چنانچه پیشتر هم در فیلم ها و سریال هایی چون «سلطان صاحبقران» (با بازی جمشید مشایخی) و «ناصرالدین شاه آکتور سینما» (با بازی عزت الله انتظامی) این شخصیت تاریخی محوریت قرار گرفته است و در آثاری چون «امیرکبیر»، «کمال الملک» و «سال های مشروطه» نیز این شخصیت نه به صورت محوری، اما پررنگ حضور داشته است.

سریال امیرکبیر

ناصرالدین شاه نزدیک به ۵۰ سال بر ایران حکومت کرد و پس از شاپور دوم ساسانی و تهماسب اول صفوی، طولانی‌ترین دورهٔ زمامداری در میان تمامی پادشاهان تاریخ ایران را داراست. پس شاید همین مساله در کنار زندگی پرفراز و نشیب او و اتفاقات متعددی که در این برهه تاریخی برای ایران رقم خورد، دستمایه خوبی برای پرداختن به این شخصیت به عنوان سوژه ای دراماتیک باشد. ضمن اینکه شکوفایی دوره عکاسی در زمان ناصرالدین شاه، این امکان را به هنرمندان می دهد تا با تماشای تصاویر واقعی ثبت شده از سفرها، مراسم ها و جنبه‌های گوناگون دوران حکومت طولانی او، با جسارت بیشتری سراغ این برهه تاریخی از کشورمان بروند. 

ناصرالدین شاه قاجار

انتهای پیام

گاف های سریال های رمضان دیگر پنهان نمی مانند

به گزارش ایسنا، الجزیره در این گزارش آورده است: «از زمانی که مردم در شبکه‌های اجتماعی تعاملی گسترده و بدون مرز دارند، دیگر هیچ خطایی از سریال‌های تلویزیونی از چشمشان دور نمی‌ماند و فقط کافی است تا یک اشتباه را یکی از مخاطبان نکته سنج سریال ببیند تا در کمتر از چند دقیقه خبر این خطا را بین‌المللی کند!

این روزها ماه مبارک رمضان رو به پایان است و سریال‌های رمضانی تقریبا هر آنچه را در چنته داشتند برای مخاطبانشان رو کرده‌اند. اکنون در فضای مجازی برای مخاطبان سریال‌ها و حتی کسانی که سریال ها را دنبال نکرده‌اند، فضایی فراخ برای نقد و گاهی تمسخر این سریال ها فراهم آمده است.»

در ادامه این گزارش به برخی از اشتباهات سریال‌های عربی که اغلب به دلیل بی دقتی سازندگان و شاید ساده انگاشتن مراحل تولید رخ داده، اشاره شده است:

در یکی از این سریال‌های رمضانی به نام «ضل راجل» یاسر جلال، بازیگر عرب زبان، در سکانسی گوشی موبایلش را برعکس در دست گرفته و از آن استفاده می‌کند!

در سریال دیگری به نام «ملوک الجدعنه» رییس پلیس با چهار نشان بر لباسش ظاهر شده است؛ در حالی که در واقعیت بالاترین رتبه باید سه نشان داشته باشد.

در سریال «هجمه مرتده» یا «ضد حمله»، ساختمانی دیده می‌شود که در آن پوستری تبلیغاتی از بازی «پابجی» به چشم می خورد؛ این در حالی است که این سریال قصه‌ای در سال ۲۰۰۷ را روایت می‌کند و این بازی برای اولین بار در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است! همچنین در همین سریال یکی از بازیگران از تلفن همراهی استفاده می‌کند که کاملا جدید است و در مقطع زمانی که قصه روایت می‌شود، اصلا تولید نشده است.

سفیدی بیش از حد دندان‌های برخی از بازیگران و مغایرت ظاهرشان با نقشی که بازی می‌کنند نیز انتقاد و تمسخر مخاطبان را برانگیخته است. آرایش کامل زنان بازیگر در هر شرایط و در هر نقشی که ظاهر شده‌اند، نیز این روزها توسط کاربران عرب زبان مورد تمسخر واقع می‌شود.

در این میان سریال‌های رمضانی خطاهای ادبی نیز داشته‌اند. برای مثال یک سریال عربی به طور واضح از یک فیلم مشهور ایتالیایی به نام «ازدواج به سبک ایتالیایی» اقتباس شده است و این موضوع در همه رسانه‌ها بازتاب داشته است اما تاکنون سازندگان هیچ اشاره‌ای به این مساله نکرده‌اند.

استفاده از یک بازیگر در دو نقش در یک سریال، یکی دیگر از موضوعاتی است که می‌تواند نشان از بی توجهی سازندگان نسبت به باورپذیر کردن سریال‌های درام نزد مخاطب باشد. برای مثال در سریال «اختیار ۲» بازیگری که در فصل اول حضور داشته است، در فصل دوم یک نقش دیگر را بر عهده گرفته و این در حالی است که دو فصل در یک بازه زمانی روایت شده و حتی خیلی از صحنه‌های فصل اول در فصل جدید بازپخش می‌شود.

یکی دیگر از نمونه‌های بی توجهی به باورپذیر بودن درام ها، مربوط به سریالی جنایی است که پس از به قتل رسیدن یک زن، پلیس به شوهرش اجازه می‌دهد در محلی که قتل انجام شده بماند و چند روز بعد با او تماس گرفته و از او می‌خواهد تا دست به چیزی نزند تا اثر انگشت متهم باقی بماند و آن‌ها بعد از چند روز برای تحقیق به خانه مقتول بیایند!

انتهای پیام

خروج ۵۰ درصد متخصصان از گردشگری ایران

به گزارش ایسنا، حرمت‌الله رفیعی ـ رییس هیأت‌مدیره انجمن صنفی خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران ـ در وبینار «بحران کرونا و مدیریت گردشگری ایران» که از سوی هسته علمی جهانگردی دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد، از بی‌توجهی و سیاست‌گذاری‌های غلط برای صنعت گردشگری سخن گفت و افزود: متاسفانه بیشتر مسؤولان صنعت گردشگری را هنوز فسق و فجور می‌دانند. اگر این‌گونه بود در قرآن در چند آیه به آن اشاره و توصیه نمی‌شد. ولی مسؤولان با همان نگاهی که دارند همچنان به صنعت گردشگری بی‌توجه هستند.

او با انتقاد از مدیریت گردشگری در دوران کرونا، اظهار کرد: در اوج احترام به کادر درمان و پزشکی، اما بعد از یک سال هنوز آشفته‌بازاری در مدیریت کرونا حاکم است و همچنان از مردم توقع داریم همه کسب و کار خود را تعطیل کنند و از خانه بیرون نیایند تا ویروس را مهار کنیم، درحالی که مستند به گزارش‌ها و آمار، با چنین سیاستی، در قیاس با کشورهای دیگر موفقیت چشم‌گیری به‌دست نیاورده‌ایم.

رفیعی گفت: متاسفانه هیچ‌وقت بخش خصوصی را که محور اصلی گردشگری است، مورد مشاوره قرار نداده‌اند و آن‌چه تا کنون درباره کرونا تصمیم گرفته شده عینا نظر بخش دولتی بوده است، هیچ‌وقت گوش شنوایی برای بخش خصوصی وجود نداشته است، برای همین بحران کرونا را نمی‌توان مدیریت کرد. کشورهای اطراف را ببینید که همه پذیرش گردشگر را آغاز کرده‌اند، درحالی که صنعت گردشگری ایران همچنان با بحران دست به گریبان است.

رییس هیأت‌مدیره انجمن صنفی خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران افزود: از زمان همه‌گیری ویروس کرونا بالغ بر ۵۰ درصد جمعیت متخصص و باتجربه صنعت گردشگری حذف شده‌اند، آن‌ها سرمایه‌های ملی بودند که به راحتی از دست دادیم و هیچ مسؤولی این بحران را مدیریت نکرد. ما بارها در جلسات مختلف به مسؤولان دولتی برای حفظ آن سرمایه و صنعت گردشگری راه‌کار ارائه کرده‌ایم، ولی چون دردی نداشتند، گفتند با هر شعار صنعت گردشگری کرونا شدت گرفته است.

او در ادامه بیان کرد: گردشگری نه تنها عامل شیوع ویروس کرونا نیست، بلکه سوپاپ اطمینان برای مهار است، چون تمام مراکز گردشگری کنترل‌شده هستند و با رعایت فاصله اجتماعی و مطابق آن‌چه ستاد کرونا تصویب کرده فعالیت می‌کنند، حتی یک مورد ابتلا در مراکز گردشگری نداشته‌ایم. اما آیا مراکز دیگر چنین بوده است؟ آیا دورهمی‌ها، ترددهای شبانه، حضور در مراکز خرید و … با وجود محدودیت‌های ستاد ملی کرونا متوقف شد؟ چه نظارتی وجود داشت؟ مجموعه ستاد ملی کرونا بیشتر از یک سال است که برای مردم تصمیم می‌گیرد و فقط از مردم توقع دارد.

او اضافه کرد: به عنوان شخصی که دغدغه گردشگری دارم به متولی این بخش (وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی) نیز نقد دارم که در سال گذشته وقتی ویروس کرونا پدیدار شد بخشنامه کرد با کنسل شدن سفرها پول مردم بی‌کم و کاست برگردانده شود، درحالی که بخشی از آن هزینه‌ها مثل ویزا یا تورهای خارجی قابل بازگشت نبود و آن دستور فقط ما را در برابر مردم قرار داد. متولیان صنعت گردشگری که در امر درمان و گردشگری هیچ‌وقت متبحر و کارشناس نبوده‌اند و در این یک سال هم فقط حرف‌هایی زده‌اند که صنعت گردشگری را متضرر کرده است.

رفیعی گفت: کشورهای حاشیه ایران را بررسی کنید و ببینید چقدر به صنعت گردشگری خود کمک بلاعوض کرده‌اند. مسؤولان ما هم می‌گویند وام داده‌اند، اما چه وامی دادید که از آن استقبال نشد؟ دولت این وام را با پیش‌فرض این‌که کرونا سه چهارماهه تمام می‌شود، پرداخت کرد. بعد هم که ویروس طولانی شد اقساط آن را امهال کرد، ولی سودش را همچنان می‌گیرد. این وام به مثابه همان ارز ۴۲۰۰ تومانی بود که به تاراج رفت. همان موقع هم که قرار شد وام بدهند با صراحت این موضوع را گفتم ولی گوش شنوایی نبود. تسهیلاتی که به صنعت گردشگری دادند کاذب بود، فقط منبعی برای برخی سودجویی‌ها شد. بیمه و دارایی چه تسهیلاتی دادند، هیچ‌یک به مصوبات ستاد ملی کرونا قائل نبودند. الان سازمان امور مالیاتی از بخش گردشگری مالیات بر ارزش افزوده می‌خواهد؛ مگر ما خدماتی فروختیم و درآمدی داشتیم که مالیات آن را می‌خواهند بگیرند؟

این مدیر آژانس هواپیمایی با اشاره به افزایش نرخ بلیت سفرهای هوایی پس از تعیین ظرفیت ۶۰ درصد در پروازها در دوران کرونا، اظهار کرد: بررسی کنید کدام کشورها ۶۰ درصد ظرفیت برای پرواز تعیین کرده‌اند؟ ما با هواپیمایی که فقط ۶۰ درصد ظرفیتش تکمیل شده به شیراز می‌رویم، بعد با همان هواپیما که تمام صندلی‌هایش کامل پُر شده به ترکیه می‌رویم، چون متقاعد شده‌ایم استاندارد جهانی همین است و مشکلی هم وجود ندارد، اما در داخل همان پرواز پُر مشکل دارد. با آن تصمیمی که گرفته شد ۳۰۰ درصد هزینه بلیت پروازهای داخلی گران شد، درحالی که از خدمات سفرهای هوایی مثل کترینگ کسر شد. حق نداشتیم این هزینه را روی دوش مردم بگذاریم.

او بیان کرد: در یک سال و چند ماه گذشته، هیچ تصمیم منطقی‌ای در مجموعه ستاد ملی مقابله با کرونا درباره گردشگری گرفته نشده که به عنوان بخش خصوصی به آن ببالم. من بخشی از مردم هستم و این ستاد هم برای مردم تشکیل شده است.

رییس هیأت مدیره انجمن صنفی خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران در ادامه این وبینار با اشاره به ضعف اطلاع‌رسانی در گردشگری، اظهار کرد: یکی از معضلاتی که در گردشگری همواره با آن مواجهیم این است که بیشتر گردشگران با نگرانی وارد ایران می‌شوند. این حرف فعالان گردشگری کشورهای دیگر هم هست. مثلا خیلی وقت‌ها می‌شنویم که نگران وقوع جنگ در ایران هستند و … . شناخت درباره ایران ضعیف است که مساله آن به متولیان وزارت خارجه برمی‌گردد و باید پاسخ داشته باشند که چرا بعد از ۴۰ سال هنوز ایران درست معرفی نشده و روابط کشور، فقط سیاسی و به چند کشور محدود بوده است.

او در ادامه بحث بحران مدیریت در گردشگری از ورود سازمان‌ها و نهادهای دولتی به حوزه گردشگری انتقاد کرد و درحالی که نماینده وزارت بهداشت نیز در این وبینار حضور داشت، گفت: این دوائر که دغدغه گردشگری ندارند به کسب درآمد فکر می‌کنند، البته انتقاد ما فقط متوجه این وزارتخانه نیست، خود وزارت میراث فرهنگی و گردشگری کار بخش خصوصی را می‌کند و هتل و آژانس دارد.

رفیعی بیان کرد: متاسفانه در دولت‌های قبل وقتی وزیری رأی مجلس را نمی‌آورد، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می‌شد و این سازمان (وزارت کنونی) حیاط خلوت دولت‌ها بود. امیدواریم به گونه‌ای پیش رویم که مسؤول و متولی مناسبی در این صنعت داشته باشیم.

انتهای پیام

موانع پیش روی اجرای یک طرح ۶ ساله در صداوسیما

به گزارش ایسنا، آبان ماه سال ۹۴، در دوره ریاست محمد سرافراز بود که داود نعمتی‌انارکی، مدیر وقت در روابط‌ عمومی سازمان صداوسیما از تصمیم این رسانه برای راه‌اندازی موزه خبر داد.

در پی این اعلام، پروانه تاسیس «موزه رسانه ملی» در میدان پانزده خرداد، به استناد ماده ۲۴ فصل سوم آئین نامه مدیریت، ساماندهی، نظارت و حمایت از مالکان و دارندگان اموال فرهنگی ـ تاریخی منقول، به تاریخ نهم اسفند ۹۴ از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری صادر شد.

رییس وقت سازمان صداوسیما (سرافراز)، این اختیار را به روابط‌عمومی داده‌ بود که نسبت به شناسایی اقلام موزه‌ای و در نهایت راه‌اندازی موزه صداوسیما اقدام کند و در این مسیر فردی هم از سوی نعمتی‌انارکی به عنوان مسوول راه اندازی موزه انتصاب و جلساتی برگزار شد.

یک ماه بعد از این اعلام و در همان سال ۹۴، رادیو تهران، یکی از قدیمی‌ترین شبکه‌های رادیویی با ۷۵ سال سابقه، از میدان پانزده خرداد ـ ساختمان ارگ تهران ـ به جام جم نقل مکان کرد؛ نقل مکانی اجباری که با مخالفت های بسیار از سوی قدیمی های این شبکه همراه شد.

برخی علت این جا به جایی را به راه اندازی موزه رادیو در ساختمان آرشیو ارگ با نام قدیمی رضاشاهی نسبت دادند؛ همین ساختمانی که امروز هم از آن به عنوان محلی برای راه اندازی موزه صداوسیما نام برده می شود.

مخالفان با طرح انتقال شبکه قدیمی تهران به ساختمان جام جم، یادآوری می کردند که در شرایطی که موزه رادیو در باغ موزه قصر مستقر است، دلیل این جابه جایی چندان مشخص نیست؛ هرچند موزه رادیو هم بعد از مدتی از باغ موزه قصر جمع شد تا عملا رادیو بدون موزه باقی بماند.

موزه رادیو در باغ موزه قصر

از طرفی طرح راه اندازی «موزه صداوسیما» در ساختمان ارگ، در همان زمان مخالفت مدیران وقت رادیو را به دنبال داشت؛ چراکه هم بر تعلق مالکیت این بنا به رادیو تاکید داشتند و بر این باور بودند که اگر قرار است موزه ای هم در این بنا تاسیس شود باید صرفا موزه رادیو باشد و هم به دلیل تولید و پخش برنامه های زنده رادیو نمایش در این محل، عملا ورود و خروج مردم عادی برای بازدید از موزه را به لحاظ امنیتی غیرممکن می دانستند.

با این همه و به رغم مخالفت ها، روابط عمومی وقت صداوسیما در بیانیه ای که هنوز هم در سایت این سازمان قابل مشاهده است، «ضرورت حفظ و نگهداری میراث کهن و گرانسنگ افتخارات و تولیدات فاخر رسانه ملی و اقدامات ارزشمند انجام شده در ادوار مختلف» را علت راه اندازی موزه رسانه ملی عنوان و اعلام کرد: «پس از بررسی کارشناسی و فنی و معرفی ظرفیت ها و پتانسیل ها، ساختمان آرشیو صدا از مجموعه تاریخی ارگ با توجه به ثبت تاریخی بنا و قرار گرفتن در بافت تاریخی شهر تهران و همجواری با موزه های مهم و تاریخی نظیر کاخ موزه گلستان، انتخاب شد.»

با این همه از آنجا که ساختمان سرخ رنگ ارگ (معروف به ساختمان آرشیو)، بسیار قدیمی و ثبت سازمان میراث فرهنگی بود و یک سالی هم خالی مانده بود، برای بازسازی و مرمت، به هزینه هنگفت و همراهی سازمان میراث فرهنگی نیاز داشت. 

فروردین ماه سال ۹۵، مسعود سلطانی فر، رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مجوز تاسیس موزه رسانه ملی را در ساختمان ارگ صادر و اعلام کرد، سازمان میراث فرهنگی آماده همکاری با صداوسیما در این زمینه است.

پس از آن بود که به ادعای خبرهای رسمی، مقدمات کار برای تشکیل و راه‌اندازی موزه با همکاری کارشناسان اداره‌کل موزه‌های کشور آغاز شد و کار در مرحله شناسایی، جمع‌آوری و تهیه شناسنامه اقلام موزه‌ای رسانه ملی قرار گرفت.

قرار بود آنچه به عنوان میراث کهن رادیو در باغ موزه قصر و ساختمان های ارگ و جام جم قرار داشت، به همراه لباس‌ها و تجهیزات قدیمی تولید و ضبط صدا و تصویر که در شهرک سینمایی غزالی جمع شده بود، گردآوری شود تا در نهایت فرمت اولیه موزه صداوسیما شکل بگیرد.

اما همه اینها نیازمند تکمیل یک فرآیند پایه ای و جدی تر به نام ترمیم و بازسازی بنا بود که هزینه ای بالا و زمانی طولانی را طلب می کرد؛ مساله ای که به نظر می رسد همچنان در مسیر از سرگیری طرح راه اندازی موزه صداوسیما به عنوان یک معضل جدی مطرح باشد.

ساختمان ارگ

شهرک غزالی برای موزه صداوسیما بهتر است

محمدرضا قربانی ـ مدیر وقت رادیو نمایش و مرکز هنرهای نمایشی رادیو که به عنوان برنامه ساز رادیو تهران و مدیر رادیو نمایش ۱۷ سال سابقه حضور در ساختمان ارگ را دارد و در دوره گذشته در بسیاری از جلسات راه اندازی موزه صداوسیما حضور داشته است، در این زمینه به خبرنگار ایسنا می گوید: برای تبدیل ساختمان آرشیو به موزه صداوسیما به چند میلیارد هزینه و چند سال زمان نیاز است. مشکلی که در همان زمان هم سد راه راه اندازی این موزه شد. ضمن اینکه به دلیل مسائل امنیتیِ تولید و پخش برنامه های زنده در ساختمان ارگ، عملا بازدید مردم از موزه به سختی ممکن می شود.

او در ادامه صحبت هایش پیشنهادی هم مطرح می کند؛ «بهتر است موزه صداوسیما را در شهرک سینمایی غزالی راه اندازی کنند که بلیط فروشی برای بازدید عموم مردم در آنجا اجرایی تر به نظر می رسد. مکانی که زمانی قرار بود موزه سیما هم در آن تعبیه شود.»

شهرک سینمایی غزالی

با چنین نگاهی، شاید بتوان گفت اگر راه اندازی موزه صداوسیما به عنوان واقعیتی چندمنظوره با هدف گردآوری، نمایش، حراست، مرمت، آموزش، پژوهش، معرفی و مهم‌تر از همه حفظ و انتقال میراث رسانه‌ای و ارتباطی ایران اسلامی، مد نظر مدیران فعلی رسانه است، شاید باید با مرور تجربه های گذشته، به اتفاقی عملی تر اندیشید و اگر هم برای رفع تمام مشکلات گذشته فکری شده است، شاید بهتر باشد با تشریح جزییات آن، اعلام راه اندازی موزه صداوسیما را در حد اعلام خبر یک انتصاب باقی نگذاشت.

انتهای پیام

نگاهی به شعرهای مذهبی و مداحی‌ها

این شاعر در گفت‌وگو با ایسنا درباره وضعیت و سطح کیفی شعرهای علوی اظهار کرد: در سال‌های اخیر کمیت شعرهای مذهبی و از آن جمله شعرهای علوی و عاشورایی بالا رفته است و تعدادشان بیشتر از دوران قبل از انقلاب شده، اما نکته این‌جاست که ما نمی‌توانیم بگوییم این کمیت باعث شده کیفیت پایین بیاید. من چنین گمانی ندارم. البته حجم زیادی از این شعرها شعرهای مصرفی هستند، یعنی شعرهایی که برای مداحی  و گرم کردن یک مجلس سروده می‌شوند. تعداد زیادی شاعر مداح هستند که شعر خودشان را اجرا می‌کنند. اما در کنار این جریان که جریان غالبی است، شعرهایی که قوام ادبی دارند و به نوعی به ماندگاری می‌رسند هم تولید می‌شوند که طبیعتا تعدادشان کم است. اما واقعیت این است که همیشه همین‌طور بوده، حجم زیادی شعر تولید می‌شود اما شعرهایی که مهر ماندگاری بر آن‌ها زده می‌شود کمتر است. شعر علوی هم همین‌طور است.

او همچنین درباره شعرهایی که در مداحی‌ها به کار می‌روند گفت: زمانی که با این‌ نگاه سراغ شعر برویم و شعرهایی را که مردم راحت با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، ملاک شعر روزگار قرار بدهیم طبیعتا به خطا رفته‌ایم. واقعیت این است که منِ نوعی به این شعرها نمی‌توانم اعتراض کنم، چون عده‌ای با این شعرها ارتباط برقرار می‌کنند  و ما چندان حق نداریم که بگوییم چرا این شعرها را  می‌گویید. اگر شعر مشکل عقیدتی دارد که خب متولیانی دارد و تذکر می‌دهند. این شعرها تولید می‌شوند و مردم هم مخاطب‌شان هستند. مخاطب این‌ نوع شعر را باید از مخاطب جدی شعر جدا کرد و اگر تمایز قائل شویم نگرانی‌ای وجود ندارد. مانند حوزه‌های دیگر، سینما و تئاتر، کسانی که کار جدی انجام می‌دهند، اگر تلاش کنند تریبون خود را به دست می‌آورند و آن‌هایی که کارشان را برای عامه تعریف کرده‌اند، راه خود را می‌روند. اما متولیان فرهنگ باید حواس‌شان باشد که شعر ماندگار و شعری که باید به آن ارزش‌ بدهند چیست. والا در کلیت این نوع شعرها تولید می‌شود، حتی ممکن است خیلی‌ها هم بیش از یک بار مصرف نشود؛ مثلا شخصی در مجلسی از شعر استفاده می‌کند اما همان شخص در جای دیگر نتواند از آن استفاده کند و ما نمی‌توانیم ایراد بگیریم.

میرجعفری در ادامه افزود: کسانی که تریبون دارند مانند صدا و سیما و هیات‌ها باید بدانند که شعرها چه جایگاهی دارند. مثلا در برنامه‌ ادبی که شبکه چهار برگزار می‌کند، نباید به این نوع شعر تریبون بدهیم؛ تریبون باید دست شعر فخیم و ادیبانه باشد.  

او درباره تاثیر رسانه‌ها در ترویج شعرهای ضعیف اظهار کرد: اساسا رسانه‌هایی که عمومیت دارند، خواهی نخواهی بر ذائقه مردم تاثیر می‌گذارند و وظیفه رسانه این است که دست مخاطب را بگیرد و از آن‌جایی که هست بالاتر بکشد نه این‌که همراه مخاطب و گاهی پایین‌تر از سطح  مخاطب حرکت کند. واقعیت این است هرچقدر هم رسانه‌های دیگری کنار صدا و سیما باشند، فراگیرترین رسانه و در کنار تمام ایرادهایی که می‌گیریم تاثیرگذارترین رسانه است و متولیان آن باید در انتخاب شعر، فیلم و موسیقی دقت بیشتری داشته باشند و سطح مخاطب را بالاتر  بکشند. فرض کنید صدا و سیما موسیقی دم دستی برای مخاطب پخش کند، اگر بعدا بخواهد موسیقی فاخر بگذارد، برای مخاطب گوش دادنش سخت است و در واقع مخاطب عادت نکرده است. خیلی  از این امور تربیت‌پذیر است. یا فرض کنید شخصی در یک خانواده فرهیخته بزرگ شده که موسیقی اصیل گوش می‌دهد، زمانی که موسیقی کوچه‌بازاری بگذارید، حوصله نمی‌کند. صدا و سیما  این وظیفه را در کلیت هنر دارد و اگر به آن توجه نکند، باعث می‌شود مخاطب خود را پایین‌تر از سطحی که هست، بیاورد.

میرجعفری درباره سوژه‌های تکرای و شبیه هم در شعرهای مذهبی نیز اظهار کرد: طبیعتا هر شاعری وقتی سراغ موضوعی می‌رود اولین چیزهایی که به ذهنش می‌آید همان چیزهایی است که به ذهن آدم‌های معمولی هم می‌آید  اما اگر قرار باشد که سطح کارش چیز متفاوتی باشد، وظیفه هنر هم متفاوت بودن است و کسی که می‌گوید شعر گفته ادعا می‌کند که چیز متفاوتی گفته که دیگری نگفته، حتی اگر  سراغ سوژه تکرای می‌رود باید نوع نگاهش تغییر کند. اگر ۱۰ نفر  به فرق شکافته حضرت علی (ع) نگاه کردند، این شاعر باید جور دیگری نگاه کند و مفهوم دیگری از آن استنتاج کند و اگر این اتفاق نیفتد، به جایی راه نخواهد برد و به ورطه تکرار خواهد افتاد.

انتهای پیام

کتاب‌هایی که به دین لطمه می‌زنند

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ایسنا درباره پرداختن به شخصیت حضرت علی (ع) در کتاب‌های گروه سنی کودک و نوجوان، گفت: ناشران زیادی در این‌باره کتاب‌هایی را چاپ و منتشر کرده‌اند اما جذابیت‌های خوبی برای مخاطبان کودک و نوجوان ندارند. انتشارات شکوفه امیرکبیر یک کتاب از من با عنوان «غریبه شب» چاپ کرده است که قصه‌اش بعد از شب‌های قدر اتفاق می‌افتد. کودکی منتظر است مانند شب‌های گذشته غذایی را در خانه‌شان بگذارند. ماجراهایی اتفاق می‌افتد و در پایان داستان کودک دوستی آسمانی پیدا می‌کند. بعد از آن کاری درباره امام علی علیه‌السلام انجام نداده‌ام.

او افزود: از دوستان دیگر هم خیلی کار ندیده‌ام. نویسنده‌های ما در این زمینه‌ها کم کار کرده‌اند. کتاب‌های منتشرشده اغلب کارهای شعاری و مستقیم هستند و به سوژه‌هایی پرداخته‌اند که بارها تکرار و به کلیشه تبدیل شده‌اند. یا به نوعی شبیه کتاب‌های دیگر شده و کارهای ماندگاری نیستند. 

احمدی سپس با بیان این‌که برخی از نهادها به این موضوع اهمیت نداده‌ و نمی‌دهند، گفت: برخی از ناشران که در کنار اسم‌شان کلمه اسلامی هم ممکن است دیده شود گاهی برای جیب‌های خودشان تلاش می‌کنند. این نتیجه عکس می‌دهد و آثار خنثی و بی‌اثر هستند. ما در داستان باید از عوامل داستانی استفاده کنیم، گاه از تخیل کمک بگیریم و با دید متفاوت به موضوع نگاه کنیم تا تاثیری را که می‌خواهیم بر یک خواننده‌ بگذاریم، اتفاق بیفتد. برخی از ناشران کتاب‌هایی را به کسانی سفارش  می‌دهند که کارشان نویسندگی نیست اما می‌توانند کاغذها را خط‌خطی کنند! این‌ها بیشتر به دنبال زرق و برق تولیدات هستند و مهم نیست خوراک تامین‌شده چه آش شله‌قلمکاری باشد! این کتاب‌ها بی‌ارزش هستند و به کارهای دینی و مذهبی لطمه می‌زنند.

او در ادامه خاطرنشان کرد: این کارها قلمی لازم دارد که در طراحی موضوع و سوژه توانایی داشته باشد و از شعار، نصیحت، پرداخت مستقیم به موضوعات و شخصیت‌ها بپرهیزد. نوشته‌ها اوج و فرود لازم دارند، باید ابتدا و میانه و انتهای خوب و باورپذیری داشته باشند تا بشود گفت قصه ‌هستند. باید کتاب یا داستان روح و افکار آدم را قلقلک بدهد. جایی را در گوشه ذهن و خیال او باز کند و هر وقت به آن ماجرا یا شخصیت فکر می‌کند به یاد آن داستان تاثیرگذار بیافتد. داستان‌های ما گاهی نخوانده از ذهن خواننده‌ها بیرون می‌روند! گویی ساعت‌ها وقت باارزش آدم‌ها با خواندن  آن‌ها بیهوده تلف شده است. چرا ما هیچ‌گاه داستان «شازده کوچولو» یا «بینوایان» را فراموش نمی‌کنیم؟ چون طراحی و پرداخت درست و مناسبی  دارند.

این نویسنده درباره این‌که چرا نویسنده‌ها کمتر سراغ این موضوع می‌روند، گفت: برخی از ناشران نویسندگان را با رفتار و برخوردهای نامناسب فراری می‌دهند. نویسنده‌های حرفه‌ای معمولاً دنبال سفارشی‌نویسی نیستند؛ دوست دارند کارهایی را بنویسند که به آن علاقه دارند. ناشر یا گروه بررسان آثار آن انتشارات نباید سلیقه‌های‌شان را به نویسنده تحمیل کنند. این اشتباه است و چون غلط است نویسنده‌ها به سراغ‌شان نمی‌روند و چنین سفارشی را نمی‌پذیرند. یا وقتی می‌پذیرند در نهایت به بن‌بست می‌رسند و کار به چاپ و تولید نمی‌رسد.

او ادامه داد: کسانی که علاقه دارند در این زمینه کار کنند، دنبال پول نیستند، این‌که کار متفاوتی چاپ و توزیع شود، بیشتر قانع‌شان می‌کند تا حق‌التالیف زیاد. خیلی از نویسنده‌ها دنبال این چیزها نیستند و اگر با آن‌ها خوب برخورد شود و به ایشان توجه شود و کتاب‌شان را  ۱۰ سال نگه‌ ندارند حتما از کار کردن خوشحال می‌شوند و از پیشنهادهای خوب استقبال می‌کنند. من کتابی درباره امام رضا (ع) دارم که از سال ۹۲ در انتشارات  سوره مهر در دست چاپ است؛ هشت، نه سال!  و کتاب‌هایی در دست ناشران دیگر. این همه انتظار بعد از  ماه‌ها کار بر روی یک رمان یا مجموعه داستان حال نویسنده را واقعا بد می‌کند.

انتهای پیام

بحثی درباره رقابت ربات‌ها با نویسنده‌ها

این شاعر و منتقد ادبی در گفت‌وگو با ایسنا و در پی اظهارنظر مطرح‌شده از سوی کازوئو ایشی‌گورو، نویسنده انگلیسی ژاپنی‌تبار برنده نوبل ادبیات مبنی بر این‌که «در آینده پیش رو ممکن است ماشین‌ها با رمان‌نویسان رقابت کنند و شاید از آن‌ها پیشی بگیرند»، در خصوص احساس خطر شاعران و نویسندگان ایرانی درباره خلق آثار ادبی از سوی ربات‌ها به واسطه هوش مصنوعی و امکان‌سنجی این مسئله اظهار کرد: آن‌چه در حال حاضر مورد نظرم است، این است که به قول استاد سخن، سعدی، «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند»؛ انسان پیشرفت می‌کند و مرزهای هنر، علم و دیگر مرزها را درمی‌نوردد و فراتر از آن‌چه تصور می‌کند، جلو می‌رود. 

او سپس با اشاره به ضرورت وجود حس و عاطفه در ربات‌ها برای خلق اثر ادبی گفت: این را که در آینده چه پیش می‌آید، نمی‌توان تایید یا نفی کرد اما اگر ربات‌ها بتوانند مثل انسان حس و عاطفه داشته باشند و امکان بروز عواطف‌شان را پیدا کنند، ممکن است بتوانند کارهایی را انجام دهند و آثاری را عرضه کنند اما این تقریبا محال است.

طبایی افزود: همه کسانی که دستی در کار تامل و تعمق درباره انسان دارند، می‌دانند که انسان موجودی‌ است با لایه‌های متعدد و تودرتو. امکان این‌که بتوانیم کنش و واکنش‌های انسان را در برابر هر رویداد تازه‌ای از آهن، پیچ، مهره و پلاستیک ببینیم انتظاری محال است؛ چون ربات‌ها از مجموعه این‌ها و مغزهای مصنوعی تشکیل شده‌اند و بنابراین با توجه به این‌که امکان پرداختن به لایه‌های درونی ذهن و اندیشه انسان را ندارند، بعید است که بتوانند در آینده آثاری ادبی عرضه کنند.

او در ادامه به احتمال تشابه آثار ادبی تولیدی توسط ربات‌ها به آثار انسان‌ها اشاره و بیان کرد: تصور می‌کنم اگر هم ربات‌ها بتوانند چنین کاری انجام دهند، حداقل نمود و سطح پایینی از همان چیزهایی را عرضه خواهند کرد که انسان‌ها عرضه کرده‌اند و چیز تازه‌ای به ما نخواهند داد. چون خروجی در همان حدی است که به آن‌ها داده شده و در همان حد ممکن است چیزهایی را عرضه کنند، اما این خروجی فاقد نوآوری، ابداع و آن حس زیبایی و طراوت و در یک کلام خلاقیت است.

علیرضا طبایی همچنین در مورد امکان تطابق زبان فارسی با زبان ماشین و پیشی گرفتن زبان انگلیسی از زبان فارسی در خلق اثر ادبی توسط ربات‌ها گفت: این‌که انسان بتواند مرزهای تازه‌ای را درنوردد هیچ بعید نیست ما اکنون واقعا نمی‌توانیم قضاوت کنیم که انسان تا چه مرحله‌ای می‌تواند پیش برود و ربات‌ها تا چه مرحله‌ای می‌توانند خرق عادت کنند، باید درک این مسائل را به آیندگان حواله دهیم.

این شاعر در پایان اظهار کرد: با این حال من تصور می‌کنم هیچ بعید نیست که انسان با توجه به خلاقیتی که در وجودش به ودیعه گذاشته شده، بتواند بازآفرینی را در ربات‌ها لحاظ کند. خلاقیت تنها چیزی است که امکان ندارد بتوان آن را در چیزی مصنوعی دمید، از دید من تقریبا غیرممکن است، اما دنیای شگفت‌انگیزی است. انسان در برابر شگفتی‌هایی که می‌بیند به جز حیرت از او کاری برنمی‌آید.

انتهای پیام